محیط زیست اخلاقی


وقتی زندگی از نوع شهری شروع می‌شود، مردم رسته از روستا در گمنامی شهر، راه‌های مختلف زندگی را می‌آزمایند و بدین ترتیب، اخلاق به مثابه راه‌های حفظ انتظام شهر به خطر می‌افتند. وقتی تندباد «شهر» با توفان «دنیای دیجیتال» همراه شود، هر آنچه سخت و استوار است، غبار می‌شود و به هوا می‌رود و نکته‌ای هست ...
نکته این است که در این دنیای رقومی بی «آرام و قرار» یک زندگی برنامه‌دار و قابل قبول، احتیاج به قدری طمأنینه دارد، طوری که «استمرار و پیوستگی» در معنا و مفهوم زندگی و «هویت» حفظ شود. مردمان امروز روزگار، می‌خواهند تا ضمن آن که از مواهب رشد شتابان با کمک فنّاوری بهره می‌برند، از نحوی هویت و معنای مستمر در زندگی خود نیز بهره‌مند شوند تا بتوانند از پیشرفت زندگی خود مشعوف شوند و از این بیش، احتیاج دارند به مراعات مثبت و به رسمیت شناختن و تشویق پیشرفت‌هایشان توسط دیگران. پس هر یک از ما برای داشتن یک زندگی معنادار، به سه چیز نیاز دارد: بهره‌مندی از رشد، حس پیشرفت با کمک هویت به مثابه معنای مستمر خویشتن و مراعات مثبت دیگران مهم. این‌ها نیازهای شناخته شده انسان در طول تاریخ بوده‌اند، و اگر فراهم نشوند، در سطوح مختلفی ایجاد دشواری خواهند کرد، چنان که امروز، مسأله درست کرده است.
تا آنجا که به «هویت» که دغدغه اصلی این گفتار ماست مربوط می‌شود، ژان استتس و مایکل کارتر در مقاله مهمی که در سال 2012 با عنوان «تئوری هویت شخصی و جامعه‌شناسی اخلاق» نگاشته‌اند، ابرام دارند که دو ادراک در طول تاریخ و همواره، نقش مهمی در انسجام و سر و شکل داشتن هویت داشته‌اند؛ یکی «عدالت» است و دیگری «احترام». این استنتاج آن‌ها، حاصل مطالعات بالینی مفصل و معتبر است و از جانب نتایج تحقیقات مختلفی که در دامنه سال‌های 1976 تا کنون صورت گرفته، کم و بیش مورد تأیید قرار گرفته است. در یک سطح عمیق‌تر «عدالت» به حس صداقت، قابل اعتماد بودن، درستکار بودن، مفید بودن و پایبندی به اصول مربوط است و «احترام» به سخاوتمند بودن، مهربانی، راست‌گویی، سخت کوشی و دوست‌داشتنی بودن. این‌ها فهرستی از ارزش‌هاست که در جریان مطالعات بالینی قوام هویتی را تضمین می‌کنند. برنت سیمپسون و همکارانش در مقاله مهمی که در سال 2013 در مجله معتبر «نیروهای اجتماعی» منتشر شد، بر این نکته تأکید کردند که مشاهده رعایت ارزش‌های اخلاقی در منش دیگران، قدرت معانی اخلاقی را در هویت شخصی افراد تقویت و تحکیم می‌کند. این، بدان معناست که درمان هویت‌های فردی بدون اصلاح اجتماعی میسر نیست و یک جامعه سالم باید آن‌ها را در خود تقویت و همه‌گیر کند؛ مشابه همین برداشت‌ها را دانشمندان حیطه جرم‌شناسی، آسیب‌شناسی اجتماعی، حقوق و فلسفه مطرح کرده‌اند. مثلاً استیون هیتلین و کاترین کرامر، طی تحقیقی که نتایج آن در سال 2014 منتشر شد، دریافتند که مسیر اصلاح نوجوانان بزهکار، از یک نقطه عطف باید آغاز شود. آن نقطه، موقعیتی اجتماعی است که حضور در یک اجتماع اخلاقی برتر، حسی از شرم را در نوجوان موجب می‌شود و این فرصت عاطفی، باعث تأملات منجر به خودشناسی و ارزیابی مجدد از خویشتن در نوجوان خواهد شد.
اینجا، یک مفهوم عمیق‌تر هم مطرح است و آن مفهوم «محیط زیست اخلاقی» است؛ امروز، ضرورت حفظ محیط زیست طبیعی، بر همه آشکار شده است. امروز، همه متقاعد شده‌اند که توانمندی‌های امروز ما مرهون برداشت‌های ما از محیط زیست گذشته است که با سرعت بالایی رو به تخریب است و با این شرایط نمی‌توان به به‌زیستن نسل‌های آتی امیدی داشت. حالا، اتحادها و پیمان‌های مهمی برای حفظ محیط زیست طبیعی شکل گرفته است؛ اما، واقع آن است که آنچه این اتحادها و پیمان‌ها را میسر ساخته است، یک محیط زیست اخلاقی است که بر ارزش «عدالت» و «احترام» اذعان دارد. در واقع، نابودی محیط زیست اخلاقی، تمام تلاش‌های ما را برای رشد پایدار از بین می‌برد، پس حفظ محیط زیست اخلاقی از حفظ محیط زیست طبیعی مهم‌تر است.
اینجا و در انتهای مجال، یک کلید نکته مهم هست؛ این که مردم، تمایل به «سازگاری شناختی» میان خود و محیط خود دارند. اغلب، افراد، ارتکاب رفتارهای غیر اخلاقی را به محیط نسبت می‌دهند و عمل به فضایل اخلاقی را به خود. این که در عمل به فضایل اخلاقی، خودارجاع هستند هم مجرد از زمینه اجتماعی نیست، چرا که مردم تمایل دارند خود را اخلاقی‌تر از افراد معمولی بشمارند، طوری که قابل تشویق و احترام از جانب دیگران قلمداد شوند. بدین ترتیب، مؤلفه مهم «محیط زیست اخلاقی» و آنچه در ابتدای مطلب با عنوان «مراعات مثبت دیگران مهم» تصریح کردیم، در تلاش برای خودارجاعی ارتکاب فضایل اخلاقی هم مؤثر است (توأم با اقتباس‌های آزاد از کارل راجرز و به ویژه کوین مک‌کافری.)

  یادداشت
  دکتر حامد حاجی‌حیدری
استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران