محمدرضا شفیعی از حضور پررنگش در سیما می گوید

کیفیت باعث اعتماد است نه کمیت

در ماه‌های اخیر افزایش چشمگیر تولیدات نمایشی تلویزیون باعث برخی نظرات مختلف در این زمینه شده است. برخی موافق این رویه و برخی آن را روندی کمیت‌گرا و بدون توجه به کیفیت می‌دانند.

آقای «محمدرضا شفیعی» یکی از تهیه‌کنندگان پرکار تلویزیون است. او به‌جز تهیه‌کنندگی در سینما و تلویزیون، مدیرمسوول نشریه فرهنگی‌-هنری صبا نیز هست. ادعای رابطه فامیلی‌اش با برخی علما و استفاده‌اش از رانت‌های ویژه و همین‌طور بررسی موج سریال‌سازی اخیر تلویزیون، موضوعی بود که باعث شد به سراغش برویم.

 مدیریت صداوسیما در حوزه نمایشی را چگونه می‌بینید؟
در زمان ریاست آقای سرافراز در رسانه ملی، تغییرات مهمی در بخش تولید آثار نمایشی رخ داد که دارای معایب و محاسنی بود. به نظر می‌رسد در دوره فعلی، تمام آن مسائل بررسی شده است. در دوره فعلی برخی از محاسن قبلی حفظ و معایب قبلی در شرف کنار گذاشته‌ شدن‌اند و تولید آثار نمایشی رونق گرفته است. به هرحال ما در پایان دوره آقای ضرغامی و زمان مدیریت آقای سرافراز به‌دلیل مشکلات مالی و با کاهش چشمگیر تولید آثار نمایشی همراه بودیم. قطعاً حجم تولیدات به یک‌سوم کاهش پیدا کرد.در دوران جدید، برای بازسازی اعتماد و جذب دوباره مخاطب به تلویزیون، تصمیم بر تولید مجدد آثار نمایشی گرفته شد. طبیعتاً در این مسیر، پول هم تزریق شده و حمایت‌های لازم هم صورت گرفته است. البته من از جزییات آن خبر ندارم.

درباره سریال‌های خودتان که خبر دارید!
به‌هرحال در زمان فعالیت آقایان میرباقری و علی‌عسکری حجم تولیدات بیشتر شده است. البته بنده بعد از سریال «کیمیا» یک‌سال‌ونیم کار جدی نکردم تا چند ماه اخیر که در یک سال اخیر مانند روال همیشگی بوده است. مدیران می‌بایست از تولیدات تلویزیون به‌لحاظ مالی حمایت کنند تا هم کیفیت و هم سرعت تولیدات ارتقا یابد.

آیا با روند تعدد تولیدات اخیر موافقید؟
این‌که این روند خوب است یا بد، مساله دیگری است. باید فکر شود که بازسازی اعتماد مردم نسبت به تلویزیون،
لزوماً با تعدد آثار اتفاق می‌افتد یا با کیفیت آثار. در هر رسانه‌ای، وقتی خروجی‌اش قابل قبول باشد، هم مخاطب قدیمی را احیا می‌کند و هم مخاطبان جدیدی را صید خواهد کرد.
 برای مثال رسانه دانشگاه آزاد، رانت خبری درباره آن مجموعه دارد و طبیعتاً هرکس مخاطب آن تشکیلات باشد ابتدا به آن رسانه مراجعه می‌کند؛ اما مراجعه به آن رسانه لزوماً به‌معنای علاقه‌مندی مخاطب به آن نیست، مخاطب صرفاً به‌خاطر نیازش به رسانه مذکور مراجعه می‌کند.
 ممکن است تلویزیون نیز چنین شرایطی داشته باشد و از رانت‌هایی برخوردار باشد. مراجعه مخاطب به تلویزیون، لزوماً به این معنا نیست که آن رسانه مورد علاقه‌اش است.

آیا تلویزیون 80درصد مخاطب دارد؟
اینکه بگوییم مخاطب تلویزیون 80درصد است، واقعی است ولی به‌معنای اعتماد و تأمین نیاز هم نیست. قطعاً بیننده با مخاطب فرق دارد. شاید افراد تلویزیون نگاه کنند ولی حتی به آن علاقه‌مند نباشد. علاقه و اعتماد به تلویزیون، حتماً با تعدد آثار به‌وجود نمی‌آید. آن چیزی که اعتماد مخاطب را بازسازی می‌کند، کیفیت است.
صدالبته این بحث در موضوع آثار نمایشی پررنگ‌تر است. شما می‌توانید سالی 30سریال درجه‌2 یا سالی پنج مجموعه درجه‌یک داشته باشید. قطعاً مورد دوم به بازسازی اعتماد منجر خواهد شد.

پس با روند فعلی مخالفید؟
من اصلاً منظورم این نیست که اگر الان 100 سریال در مراحل مختلف تولید است.
 این‌ها بی‌کیفیت هستند؛ من فرمولی می‌گویم که ممکن است به این تولیدات هم بخورد و شاید هم ارتباطی نداشته باشد.
 حرف من این است که کیفیت، باعث اعتماد مخاطب خواهد شد نه کمیت تولیدات.

اگرتولیدات کم و صرفاً کیفیت‌گرا شود، کنداکتور چطور پر شود؟
طبعاً برای این مساله هم فکر خواهد شد. لابد این‌طور فکر کرده‌اند که از این 100 سریال مثلاً تعدادی از آن‌ها درجه2 باشد، تعدادی درجه‌یک باشد و بقیه هم به همین شکل. این روند غلطی است چون آن تولیدات درجه ‌پایین، به سریال‌های درجه‌یک هم ضربه خواهد زد. آثار درجه‌یک، بین تولیدات ضعیف گم خواهند شد و ضمناً تاثیرپذیریشان را از دست می‌دهند. وقتی آثار ضعیف زیاد شود مخاطب دایره نگاهش به رسانه تنزل پیدا خواهد کرد و تمام تولیدات را با همین کیفیت فرض می‌کند.

چند سریال از تولیدات سال جاری تلویزیون را موفق می‌دانید؟
ترجیح می‌دهم در جایگاه قضاوت نسبت به تولیدات همکارانم قرار نگیرم. مطرح کردن این مباحث را در رسانه غلط می‌دانم. مردم و منتقدان می‌توانند حرف بزنند ولی ما همکاران بهتر است نقدهای خودمان را در جمع‌های خصوصی بگوییم. البته این حق مردم و منتقدان است که درباره این موضوع اظهارنظر کنند.

شما همزمان با تلویزیون و سازمان اوج همکاری می‌کنید؛ رانت خاصی دارید؟
معنای رانت کمی غلط جا افتاده است. رانت یعنی من توان، سابقه و شرایط تولید کار الف را نداشته‌ام ولی پروژه الف می‌سازم. یا مثلاً اگر کسی ضمانت بانکی به اندازه یک‌میلیون تومان دارد ولی با استفاده از رانت 15میلیون تومان وام بگیرد، این به‌معنای رانت است. من حدود 16سال است که برای تلویزیون سریال می‌سازم. یعنی از سال79 این کار را شروع کرده‌ام؛ پس آدم کم‌تجربه‌ای نیستم.

سال79 چندساله بودید؟
درباره سن در ادامه خواهم گفت. من در اوایل از تولید فیلم‌کوتاه شروع کردم و تا به امروز حدود بیست  سریال برای تلویزیون تولید کرده‌ام. خروجی‌ها در تلویزیون دیده می‌شوند و به نظر من برای تلویزیون شفیعی یا دیگری فرقی ندارد. من در دوران آقایان لاریجانی، ضرغامی، سرافراز و علی‌عسکری کار کرده‌ام.

ولی با برخی از مدیران بیشتر و برخی کمتر کار کرده‌اید.
آن بخشی که کم‌کار بوده‌ام دلایل دیگری داشته است. به نظرمن برای تلویزیون محتوا مهم است. البته ممکن است خروجی برخی تولیداتشان این نشود ولی در انتخاب عوامل و آثار به این نکته توجه می‌کنند.

خیلی‌ها با نظر شما مخالفند.
نظر من این است. من حرف‌های زیادی می‌شنوم که فلانی با رانت این کارها را انجام می‌دهد یا فلانی فامیل آن شخص است. ولی راستش را بخواهید تا به امروز من چنین چیزی در تلویزیون ندیده‌ام که اگر دیده بودم می‌گفتم. البته موارد معدودی بوده که فردی برای یک نوبت از رانت استفاده کرده ولی چون توان و سوادش را نداشته‌، به همان یک مورد ختم شده است.

پس یعنی دیگران هم با سن شما می‌توانند همزمان چند سریال تولید کنند؟
امروز تهیه‌کنندگان جوان‌تر از خودم را می‌بینم که تولیدات خوبی را برای تلویزیون به ارمغان می‌آوردند. این موضوع تولید چهار سریال به‌طور همزمان بیشتر یک برداشت ژورنالی است. کسی که تجربه و شناخت درستی از این کار نداشته باشد با این تصور که فلانی چند کار دارد، روبه‌رو خواهد شد. پروسه شکل‌گیری، نگارش، تولید و پخش یک سریال بعضاً از سه ماه آغاز و تا چندین سال به طول می‌انجامد. مجموعه‌هایی مثل «وضعیت سفید» یا «کیمیا» که چند سال طول کشید از این دسته هستند.

روند تولید «عقیق» و «نوار زرد» چگونه بوده است؟
سابقه طرح ایده «عقیق» به هفت سال قبل بازمی‌گردد. دوبار تاکنون خیز تولید این سریال برداشته شده که هربار به‌علتی نشده بود. سریال «نوار زرد» حدود یک‌سال‌ونیم در پروسه تحقیق باقی ماند. تیمی چند‌نفره یک‌سال‌ونیم پرونده‌های آگاهی را بررسی کردند که ببینند آیا ساخت این مجموعه شدنی است یا خیر؛ اما این مسائل برای برخی مهم نیست و صرفاً زمانی که بازیگران به پروژه اضافه می‌شوند و قضیه کمی ژورنالیستی می‌شود را می‌بینند. وقتی اخبار و عکس‌های این پروژه‌ها به‌طور همزمان منتشر می‌شوند دوستان فکر می‌کنند تولید این‌ها همزمان بوده است.

آیا خبر تولید سریال 200قسمتی درست است؟
اخیراً سایتی خبری منتشر کرد مبنی بر تولید سریالی 200قسمتی توسط محمدرضا شفیعی، درصورتی‌که این تنها تخیل آن فرد است. بله ممکن است من که سریال‌های 60 و 110قسمتی ساخته‌ام به تولید مجموعه‌ای 200قسمتی هم فکر کنم ولی این فقط یک ایده است. داشتن یک ایده که به‌معنای ساخت یک سریال نیست. نوشتن، تصویب و تولید یک سریال پروسه‌ای طولانی‌مدت است. نهایتاً تصویربرداری دو پروژه ممکن است همزمان شود اما هیچ‌وقت بیشتر از این نمی‌شود. ممکن است یک نویسنده 6 ایده داشته باشد ولی این به معنای نوشتن همه آن‌ها نیست؛ صرفاً ممکن است یک یا دو مورد آنها به سرانجام برسد. البته دوستانی که این مسائل را مطرح می‌کنند، شیوه را به‌خوبی می‌دانند ولی این اخبار بیشتر شبیه شیطنت رسانه‌ای است.

از بستگان بزرگان و مراجع هستید؟
من ارتباط و نسبتی با مراجع ندارم و این موضوع خلاف است. این موضوع را در تلویزیون هم شنیده‌ام درصورتی‌که خلاف محض است. اتفاقاً یکی از مدیران سیما هم اخیراً همین سؤال را از من کرد. البته اگر من با مرجع عالیقدری ارتباط فامیلی داشته باشم افتخار می‌کنم ولی اصل این خبر خلاف و دروغ است. نه از طرف پدر و نه مادر، نه مدیری در خانواده ما وجود داشته نه مسوول دیگری.

با سازمان اوج هم همین‌طور است؟
تأسیس اوج حدود هشت‌سال پیش بوده ولی فعالیت بنده به همین سه‌سال اخیر برمی‌گردد. من یکی از نخستین کسانی بودم که در همان ابتدا برای همکاری با سازمان اوج دعوت شدم؛ گمانم در دوره پخش سریال «وضعیت سفید» بود. در آن سال دوستان اوج به‌تازگی پایه‌های این مجموعه را بنا می‌کردند و حتی اسم آن را هم انتخاب نکرده بودند. آن موقع که به من پیشنهاد همکاری شد اصلاً آنها را نمی‌شناختم. آقای احسان محمدحسنی را در حد سلام‌وعلیک می‌شناختم. نزدیک به چهارسال پروسه رفت‌وآمد ما برای همکاری به طول انجامید تا نخستین کار ما یعنی «هیهات» با موضوع سیدالشهدا و شهدای مدافع حرم ساخته شد.

«سر دلبران» چطور شکل گرفت؟
«سردلبران» هم که همچنان مشغولیم، مورد اخیر است و پروسه تصویربرداری آن در حال اتمام است. این سریال فقط یک ایده بود که بیاییم درباره مسجد یک سریال تولید کنیم. مسجد یک پایگاه مهم اسلامی است که در سال‌های اخیر از رونق اجتماعی و سیاسی‌ آن کاسته شده است. همین ایده یک‌خطی تبدیل به داستان این سریال شد. همکاران سازمان اوج هم طرفدار کار و ایده خوب هستند.

چرا آثاری مثل «وضعیت سفید» تکرار نمی‌شوند؟
بالاخره تلویزیون هم مقدورات مالی و حرفه خودش را دارد. «وضعیت سفید» جزو آثار بسیار سخت سیماست که با هزینه‌ای بسیار کم ساخته شده است. این مجموعه جزو پروژه‌های الف ویژه ارزان تلویزیون است. یادم هست وقتی هزینه تولید «وضعیت سفید» را به یکی از مدیران ارشد سیما گفتم، وی باورش نمی‌شد. الف‌ویژه‌ها معمولاً زمان‌بر و هزینه‌بر هستند ولی «وضعیت سفید» با مدت دوسال تصویربرداری، جزو آثاری بود که هزینه کمی برای تولیدش صرف شد. بودجه ساخت چنین آثاری تأمین نمی‌شود و نتیجه‌اش فعال‌نشدن هنرمندانی چون داوود میرباقری است. نکته مهم دیگر به جز مباحث مالی، طول عمر کوتاه مدیریت‌ها در تلویزیون است که باعث می‌شود مدیران ریسک تولید آثار زمان‌بر را نپذیرند.

آیا «کیمیا» موفق بود؟
بسیار سریال موفقی بود. بعضاً مقایسه‌های مع‌الفارق است. مثلاً «کیمیا» با یک پروژه الف‌ویژه مقایسه می‌شود درصورتی‌که ربطی به هم ندارند. «کیمیا» حدود پنج‌هزار دقیقه است که در 24ماه و با بودجه‌ای اندک ساخته شده است. این‌ها مسائل مهمی هستند.
من از کیفیت «کیمیا» کاملاً دفاع می‌کنم ولی به هرحال قابل مقایسه با یک سریال الف‌ویژه که چندین سال برای آن زمان گذاشته شده، نیست. سریال «کیمیا» به‌لحاظ هزینه و تاثیرگذاری‌اش واقعاً سریال بی‌نظیری است. در زمانی که سریال‌های سیما کم‌بیننده بودند ناگهان این مجموعه بالای 70درصد مخاطب پیدا می‌کند. آن هم داستانی که عشقی و کافی‌شاپی نیست؛ یک قصه انقلابی، جنگی و غنی را دنبال می‌کند.

چرا مثل تلویزیون‌های خارجی، مجموعه‌ها را به‌صورت فصلی تولید نمی‌کنیم؟
این فرهنگ در تلویزیون ما شکل نگرفته است. به یک جشنواره خارجی رفته بودم که اتفاقاً از تهیه‌کنندگان مهم بین‌المللی هم در آن‌جا بودند. ایده‌های جالبی درآن محفل مطرح می‌شد. یکی از تهیه‌کنندگان مهم حاضر در آن نشست گفت: تلویزیون‌های ما به این شکل هستند که سریال را باید تهیه‌کننده در یک فصل بسازد، سپس آن را برای مدیران شبکه نمایش دهد. در مرحله بعد مدیران شبکه شرط می‌کنند اگر این سریال با فلان‌درصد میزان مخاطب همراه شود، هزینه‌اش را پرداخت می‌کنیم و ادامه آن را هم می‌خواهیم وگرنه آن را نمی‌خریم و هزینه‌اش پای خودت است‌. این نوع ایده‌ها هنوز در تلویزیون ما جواب نمی‌دهد.