مدیرانی‌ که ‌شبکه‌پنج‌ را به ‌مرز نابودی‌ کشاندند

شبکه‌ای‌ روی ‌دست‌مانده

شبکه پنج سیما در 2سال اخیر دچار تغییر سیاست‌های متعددی شده که نتیجه آن ریزش شدید مخاطب است.

آذرماه سال 74 شبکه تهران آغاز به کار کرد. شبکه‌ای با هدف پاسخگویی به نیازهای شهری اجتماعی، فرهنگی، دینی و سیاسی استان تهران و بازتاب آنها به مردم و مسوولان.

شروع به کار
شبکه پنج علاوه‌بر توجه به مسائل استانی، مانند شبکه‌های سراسری دیگر به پخش برنامه‌های متنوع، فیلم‌های سینمایی و سریال اقدام کرد که در طول سال‌های پخش خود، از فراز و فرود زیادی برخوردار بود. این شبکه در مقاطعی از فعالیت خود توانست برنامه‌های موفقی تولید کند که به مرور تبدیل به برندی در قالب برنامه‌سازی شوند. جشن رمضان، مسابقه بزرگ، شب شیشه‌ای و سریال‌هایی مثل روزگار جوانی از این تولیدات موفق بودند.
شبکه پنج یا همان تهران، مانند دیگر شبکه‌ها سریال‌های هفتگی و فیلم‌های سینمایی متنوعی پخش می‌کرد و کم و بیش دراین عرصه موفق هم بود. این شبکه با تلفیق برنامه‌های نمایشی و انواع برنامه‌های تلویزیونی توانست به‌عنوان یک شبکه تلویزیونی، البته در اشلی کوچک‌تر از دیگرشبکه‌ها خود را معرفی کند.
19سال از این مأموریت شبکه تهران گذشت تا آنکه
29 آذر ماه 1393، از حالت شبکه استانی تهران خارج و به شبکه سراسری پنج سیما تغییر رویکرد داد. با تغییر رویکرد و مأموریت جدید شبکه پنج سیما، بعضی از گروه‌های این شبکه با یکدیگر ادغام و با تعریف جدید فعالیت خود را دوباره شروع کردند.

تصمیم اشتباه
مدیران وقت سیما در سال93 تلاش زیادی در موضوع چابک سازی تلویزیون انجام دادند؛ اما یکی از تصمیمات اشتباه آن‌ها تغییر ماموریت‌های شبکه پنج و در واقع تحول ساختاری آن بود. با تصمیم آن‌ها، شبکه پنج دیگر مانند گذشته فعال نبود و به عنوان شبکه‌ای با اهداف و موضوعات اقتصادی تعریف شد. البته درمقابل شبکه‌ای باعنوان اچ‌دی یا همان تهران ایجاد شد که به برنامه‌سازی در موضوع استان تهران اقدام می‌کرد.
هرچند که شبکه جدید اچ‌دی، کم وبیش موفق بود و قالب پخش برنامه‌هایش نسبتاً متنوع و با ریتمی تند بود اما، شبکه پنج سابق که امروز دیگر یک شبکه سراسری با ماموریت‌های اقتصادی بود روزبه‌روز بیشتر از قبل دچار ریزش مخاطب و به‌مرور از سبد نمایشی مخاطبان جدا شد.
باید علت شکست رویه جدید شبکه پنج را در تحلیل اشتباه مدیران تلویزیون از مساله اقتصاد و نحوه توجه به موضوع راهبردی اقتصادمقاومتی جست‌وجو کرد. رویه‌ای که دقیقاً باعث ایجاد و شکست شبکه بازار هم شد.

تغییرمدیران‌وبازهم‌تغییرسیاست‌ها
حدود 13ماه پیش، در مردادماه95، بازهم روند تکراری تلویزیون ایران خودنمایی کرد. مدیرانی جدید که سیاست‌ها و اقدامات مدیران قبلی را تغییر می‌دادند. شبکه جوان تهران که 6ماه از آغاز به کارش می‌گذشت، بازهم به دوران ماقبل خود بازگشت و تمام برنامه‌هایش به شبکه پنج که ماموریت‌های اقتصادی پیدا کرده بود انتقال یافت. شبکه تهران تعطیل شد و در واقع اوضاع به قبل برگشت و بازهم شبکه پنج تبدیل به شبکه تهران سابق شد، البته این‌بار با چند تفاوت مهم.
این بار شبکه پنج، صرفاً نه یک شبکه استانی که در قامت شبکه‌ای سراسری فعالیت خود را پی گرفت که لزوماً اقدامی مثبت یا منفی نبود؛ اما تفاوت دوم که بسیار اساسی بود، ریزش شدید مخاطب از شبکه پنج بود. شبکه پنج که به دلیل ماموریت‌ها و برنامه‌های اقتصادی، عمده مخاطبانش را از دست داده بود، حالا باید بازهم به حالت اولیه بازمی‌گشت؛ اما ریزش مخاطب، تنها مشکل شبکه پنج جدید نبود؛ از جمله دلایل موفقیت شبکه تهران سابق(اچ‌دی) پخش برخی از برنامه‌ها از جمله باکس سریال‌هایش بود که این برنامه‌ها به شبکه دوباره راه‌اندازی شده تماشا انتقال یافت و شبکه پنج جدید از این امتیاز بی‌بهره ماند.
مدیران سیما با شبکه‌ای روبه‌رو شدند که نه مخاطب سال‌های پیش را داشت و نه برنامه‌های جذاب شبکه تهران سابق را. شبکه‌ای روی آنتن می‌رفت که نه برنامه جذابی داشت و نه فیلم و سریال جدیدی که مخاطب را به خود جذب کند.

فراموش‌شده
در دورانی که شبکه‌های تلویزیون حال و روز خوشی نداشتند، حال شبکه پنج از همه وخیم‌تر شده بود. به مرور شبکه پنج از ذهن مخاطبان فراموش می‌شد و مدیران سیما باید فکری به حال این بیمار رو به موت می‌کردند.
پس از تغییر رویه چندباره شبکه پنج، مدیر این شبکه از بازگشت تولید سریال به پروسه برنامه‌سازی خبر داد و بلافاصله چند سریال برای پخش کلید خوردند. «لژیونر» به کارگردانی مسعودآب‌پرور و «درجست‌وجوی آرامش» به همت سعیدسلطانی که هردوی آنها از این شبکه به روی آنتن رفتند.
این دوسریال جدای از کیفیتشان، با مخاطب بسیارکمی همراه شدند که کارگردانان این مجموعه‌ها در گفت‌وگو با «صبح‌نو» از نحوه پخش و همچنین تبلیغات تولیدات‌شان انتقاد کردند و این مشکلات را از جمله دلایل کم‌مخاطب شدن لژیونر و درجست‌وجوی آرامش دانستند.
البته این دوسریال تنها تولیدات شبکه پنج نبودند و مدیران سیما با سرعتی عجیب چند مجموعه دیگر را برای پخش از این شبکه کم مخاطب کلید زدند. مجموعه‌هایی که احتمالاً مانند دو سریال قبلی، بسیار کم‌بیننده باشند.

راه‌حل
نخستین سوالی که برای مخاطب ایجاد می‌شود، فلسفه وجودی شبکه پنج فعلی است. اگر هدف پرداخت به مسائل استان تهران باشد که با تغییر رویه جدید شبکه، معنایی ندارد. اگر برنامه‌سازی و جذب مخاطب است که خوب شبکه‌های متعددی وجود دارند که از کمبود آثار نمایشی رنج می‌برند و می‌توان کنداکتور آن‌ها را پر کرد.
سریال‌هایی که با بودجه بیت‌المال و تلاش زیاد هنرمندان تولید می‌شوند ولی به علت فراموش شدن این شبکه، بعضاً حتی مخاطب از وجود چنین مجموعه‌هایی باخبر نمی‌شود! و طبق معمول مدیران سیما با اصرار بر رویه خود، یک دور اشتباه را
تکرار می‌کنند.
جدای از مساله فلسفه فعالیت شبکه پنج جدید و این که ظاهراً به مولودی روی دست مانده برای مدیران تلویزیون تبدیل شده است؛ باید اقداماتی انجام داد که لااقل همین رویه نادرست تبعات کمتری برای تلویزیون داشته باشد.
نخستین کارثبات در کنداکتور پخش شبکه است، به طوری که مخاطب به راحتی روزها و زمان پخش سریال‌ها را بداند. دومین اقدام تبلیغ برنامه‌ها و سریال‌های این شبکه از دیگر شبکه‌های پربیننده است که مخاطب را با برنامه‌های شبکه پنج آشنا کنند و اما سومین اقدام که قبلاً در شبکه نسیم به خوبی پاسخ داده، تولید برنامه‌ای گفت‌وگومحور و یا جُنگی متنوع به سبک خندوانه و دورهمی است که مخاطب را برای فشردن دکمه شماره5 کنترل تلویزیونش تحریک کند.