در نشست مشترک نویسندگان بوسنیایی و ایرانی مطرح شد

پیشنهاد برگزاری جشنواره‌های ادبی درباره جنگ بوسنی

در حاشیه مراسم پیاده‌روی صلح موسوم به «مارشِ میرا» نشست مشترک نویسندگان ایرانی با جمعی از اندیشمندان بوسنیایی با عنوان «گفت‌وگوی فرهنگی» در قبرستان پوتوچاری در سالن یونیتیک شهر سارایوو برگزار شد.

 مقاومت فرزندان بوسنی فراموش نشود
این نشست با سخنان المیر باشوویچ، نویسنده بوسنیایی آغاز شد. باشوویچ در سخنانش به بیان تأثیر هنر در زندگی مسالمت‌آمیز انسان‌ها پرداخت و تأکید کرد: اجتماع نویسندگان، هنرمندان و اهل قلم و فکر و اندیشه، از بروز وقایعی مانند نسل‌کشی سربرنیتسا جلوگیری می‌کند.
در ادامه، نوبت به خانم مریم برادران، نویسنده کتاب «ر»، برگزیده نهمین جایزه جلال آل‌احمد رسید. او گفت: در این راهپیمایی، افرادی شرکت داشتند که تفاوت‌هایی اساسی باهم داشتند؛ اما در کنار یکدیگر حضور یافته بودند تا پیام صلح خود را به جهانیان مخابره کنند.
وی ادامه داد: حدود هفت سال پیش، تحقیقی را برای نگارش کتابی با موضوع جنگ بوسنی آغاز کردم که چهار سال به طول انجامید و بعد، یک سال زمان برد تا کار نوشتن آن به اتمام برسد که در حال حاضر در بوسنی در حال ترجمه و چاپ است. تجربه نوشتن این کتاب، سبب شد تا در این راهپیمایی حضور داشته باشم و وقایع جنگ بالکان را بهتر بشناسم؛ هر چند لمس واقعیت آنچه در سربرنیتسا گذشته است، هیچ‌گاه برای ما قابل درک نخواهد بود؛ چون ما نویسندگان ایرانی، ترس، حس ناامنی و گرسنگی و نسل‌کشی را در دوران معاصر درک نکرده‌ایم.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که بتواند در آثار بعدی خود، تجربه تعاملات به‌دست آمده در این راهپیمایی را به مخاطبانش انتقال دهد.

دعای خیر مردم بوسنی پشت سر ایرانیان
در ادامه این نشست، حسن نوهانوویچ، نویسنده بوسنیایی گفت: در قرن like و click زندگی می‌کنیم؛ قرنی که کمتر کسی کتاب به‌دست می‌گیرد. با این حال، نیازمند ارتش قدرتمند نویسندگانیم تا بتوانیم حقایق را بازگو کنیم.
وی اظهار داشت: در ابتدا پیاده‌روی سربرنیتسا را برای ۳ تا ۴ سال برنامه‌ریزی کردیم که این اتفاق، یازدهمین دوره خود را سپری کرد؛ اقدامی خوشایند که با همکاری و مشارکت فعالان صلح از سراسر جهان محقق شد.
این نویسنده که خود شاهد زنده فجایع سربرنیتساست و پنج داستان واقعی از آن درباره تجاوز جنسی، مصائب کودکان، اسرای بوسنیایی و‌... نوشته و منتشر کرده است، در پایان گفت: اگر ارتش مردمی بوسنی و کمک‌های مردم ایران نبود، اتفاق‌های رخ داده در جریان نسل‌کشی سربرنیتسا دردناک‌تر بودند. به همین دلیل از خداوند برای مردم ایران طلب خیر می‌کنم.
رادمان رسولی مهربانی، شاعر ایرانی شرکت‌کننده در این نشست، موضوع فرهنگ را میان کشید و گفت: هرگاه صحبت از روابط ایران و بوسنی به میان می‌آید، ارتباط دیرپای فرهنگی بین این دو سرزمین به ذهن متبادر می‌شود. از جمله تأثیر دین مانوی بر فرقه مسیحیت خاص بوسنی، حکومت عثمانی‌ها و رواج زبان فارسی در بوسنی.

انکار نسل‌کشی سربرنیتسا در بوسنی
 پس از آن آقای حسن حبیب‌زاده، نویسنده و مستندنگار کشورمان اظهار داشت: درباره جنگ عراق علیه ایران، هزاران کتاب نوشته و صدها فیلم ساخته شده و می‌شود. با این حال رهبر معظم انقلاب اسلامی فرموده‌اند که اگر درباره دفاع مقدس صد سال هم کتاب نوشته و فیلم ساخته شود، باز هم کم است. چرا که روایت است که ملت را زنده نگه می‌دارد. هر ملتی روایت نداشته باشد، ملت مرده‌ای است.
وی در ادامه خطاب به گروه نویسندگان بوسنیایی شرکت‌کننده در این نشست گفت: اگر نتوانید درباره جنگ بوسنی و نسل‌کشی آن روایت کنید، ادامه همان نسل‌کشی اتفاق خواهد افتاد. من منع تاریخ‌نگاری از جنگ بوسنی را درک نمی‌کنم. اگر نتوانید این قصه‌ها را روایت کنید، اتفاقات تلخ گذشته باز هم رخ خواهند داد و این از خود نسل‌کشی سربرنیتسا بدتر است.
وی در پایان تأکید کرد: اگر شما تاریخ خودتان را روایت نکنید، دشمنانتان تاریخ شما را روایت و شما را در سربرنیتسا متهم خواهند کرد.

جنگ، میدانی برای ثبت تجربیات
آقای مرتضی قاضی، مستندنگار و پژوهشگر تقدیرشده و محقق و نویسنده کتاب‌هایی چون «تنهای تنها» در این نشست در سخنانی با بیان اینکه ۲ تن از برادرانش در جنگ عراق علیه ایران به شهادت رسیده‌اند و به همین دلیل با بازماندگان جنایت سربرنیتسا احساس نزدیکی می‌کند، گفت: پیکر پاک یکی از برادران شهیدم را سال‌ها پس از پایان جنگ یافتند و به ما تحویل دادند. به همین دلیل، حس شما را خوب درک می‌کنم که هنوز منتظرید و این احساس دردناک را دارید که شاید گمشده شما در جنایت نسل‌کشی پیدا شود و همچنان انتظار می‌کشید.
قاضی سپس به منظور ارائه تجربیات خود درباره نویسندگی جنگ گفت: حدود ۱۵ سال است که درباره جنگ تحقیق می‌کنم و هفت کتاب درباره آن نوشته‌ام. نخستین تجربه من، جمع‌آوری خاطرات مادرم به عنوان مادر ۲ شهید بود که این خاطرات توسط خانم ثابتی نگارش شد. حال می‌خواهم این را تأکید کنم؛ اینکه شخصی سراغ زندگی مادر و برادر خود می‌رود تا جنگ را بشناسد، روشی است برای شناخت گسست بین نسل‌ها. حال شاید این سوال مطرح شود که نسل جدید نمی‌خواهد درباره جنگ چیزی بداند، در این لحظه باید گفت؛ نگاه به عقب ممکن است ما را از تکرار اشتباهات احتمالی برحذر دارد.
وی در پایان، ورود تاریخ‌نگاری جنگ در کتاب‌های درسی را از راه‌های فرهنگ‌نگاری و تاریخ‌نگاری جنگ در بوسنی اعلام کرد و گفت: جنگ، اساساً زمینه‌ای برای بروز استعدادهای انسانی است و من جنگ را میدانی برای ثبت تجربیات و دانش می‌دانم.
 
داستان مقاومت بوسنیایی‌ها را منتشر کنید
 در ادامه این نشست، آقای حامد عسکری ابیاتی از اشعار خود را خواند و پس از آن آقای مجید قیصری، برگزیده هشتمین دوره جایزه جلال و نویسنده آثار تحسین‌شده‌ای چون «نگهبان تاریکی»، «شماس شامی»، «سه کاهن» و «سه دختر گل‌فروش» با بیان سخنانی در خصوص اینکه چرا باید درباره جنگ بنویسیم، گفت: ایران و بوسنی، وجه مشترک بسیاری دارند. یکی از این وجوه مشترک، محاصره در جنگ است. در جنگ بالکان شهرهای بوسنی محاصره بودند و در دفاع مقدس هم تمام کشور ایران از سوی متحدان ارتش بعث عراق در محاصره قرار داشت.  قیصری در پایان سخنانش پیشنهاد برگزاری فستیوال‌های ادبی و سینمایی را در حاشیه پیاده‌روی مارش میرا برای اثرگذاری بیشتر ارائه داد.
آقای محمدرضا شهیدی‌فرد، فعال فرهنگی حاضر در جنگ بوسنی، کارگردان مستندی با عنوان «بهانه بوسنی» و کارشناس برنامه‌هایی چون «مردم ایران سلام» و «پارک ملت»، آخرین سخنران این نشست بود که در سخنان خود با تأکید بر اینکه از مشاهداتش در بوسنی به این نتیجه رسیده که مشترکات بسیاری بین سال‌های دفاع مقدس در ایران و جنگ بوسنی وجود دارند، گفت: بین ما اعتقادات و حوزه‌های تاریخی مشترک وجود دارند. وی در پایان پیشنهاد کرد: کتاب‌هایی درباره جنگ بوسنی از سوی نویسندگان بوسنیایی معرفی شوند تا اقداماتی برای ترجمه آنها به زبان فارسی صورت بگیرد.