نظارت برمحتوای «نماوا» مناسب نیست

خطر قبح‌شکنی فرهنگی در سامانه‌های آنلاین

در چند سال اخیر با گسترش پهنای باند به مرور سامانه‌های آنلاین پخش محتوا در قالب vodها شروع به کار کردند. درواقع این پلتفرم‌ها جایگزین شبکه نمایش خانگی به روش سنتی‌اش شدند. اگر تا دهه80 مخاطبان ایرانی فیلم و سریال‌ها را به صورت لوح فشرده خریداری می‌کردند، حالا امکان تماشای آنلاین آن‌ها را در خانه یا دیگر محل‌ها داشتند.

تا اواخر دهه80 در کنار ماهواره، تنها رقیب جدی صداوسیما شبکه نمایش خانگی بود. موسسه رسانه‌های تصویری و بعدتر چند شرکت جدید، فیلم‌های ایرانی را که قبلا اکران شده بودند به صورت لوح فشرده در بازار عرضه می‌کردند. اما به مرور گستره فعالیت‌شان بیشتر شد و فیلم‌ها و سریال‌های روز خارجی را نیز به کارشان اضافه کردند، اما از چند سال پیش و با افزایش پهنای باند و همچنین فراگیری اینترنت پرسرعت بین مردم ایران، سامانه‌های آنلاین پخش محتوا شروع به کار کردند. فیلیمو و نماوا جزو اولین و شناخته‌شده‌ترین آن‌هاست. این پلتفرم‌ها روزبه‌روز بر محتوای خود افزودند و توانستند به آرشیوی قابل‌توجه در زمینه فیلم و سریال ایرانی و خارجی دست یابند. آن‌ها کم‌کم به تولید سریال و برنامه نیز روی آوردند و همین باعث شناخته‌تر شدن‌شان شد.
 
رقیب تازه‌وارد
همانطور که گفته شد دیگر باید این سامانه‌ها را رقیبی تازه‌وارد برای 
رسانه رسمی دانست. هرچند که هنوز تعداد مخاطبان آن‌ها قابل مقایسه با رسانه ملی نیست اما به هرحال باید گفت که دیگر انحصار تولید و انتشار محتوای تصویری از دایره قدرت جام‌جم خارج شده است. این امر اگر با نظارت نهادهای فرهنگی و 
همین طور برنامه‌ریزی باشد نه تنها بد نیست که بسیار ارزشمند هم است. این اتفاق می‌تواند به صورت غیرمستقیم به ارتقای سطح کیفی تولیدات سیما هم منجر شود. این سامانه‌ها نسبت به صداوسیما امتیازاتی هم دارند که کمک آن‌هاست. برای مثال آن‌ها در بحث کپی‌رایت نسبت به صداوسیما آزادانه‌تر عمل می‌کنند و تا به امروز هیچ محدودیتی دراین‌باره قائل نشده‌اند،  اما نکته دیگر بازتر بودن فضا در این سامانه‌ها درباره بحث ممیزی نسبت به رسانه ملی است. به هرحال بخشی از ممیزی‌های مرسوم در صداوسیما حاصل نظرات و سلایق شخصی مدیران است و همین موضوع کار را برای برنامه‌سازان و همچنین تأمین برنامه شبکه‌ها سخت می‌کند. اما vodها دراین زمینه دست‌شان بازتر است. این موضوع در دیالوگ و پوشش بازیگران در فیلم‌ها و سریال‌ها-چه داخلی و چه خارجی- کاملا هویداست. طبیعتا به همین دلیل مسوولان این مجموعه‌ها و البته ناظران آن‌ها سختگیری کمتری نسبت به این ماجرا دارند و دست تامین‌کنندگان محتوا-خصوصا تولیدات خارجی-را باز می‌گذارند. این اتفاق لزوما چیز بدی نیست و با توجه به شرایط، مخاطبان و شکل پوشش این سامانه‌ها می‌تواند تفاوت‌هایی با رسانه ملی داشته باشد اما آیا این به معنای نادیده‌گرفتن برخی   اصول اخلاقی و ملی است؟
 
آفت‌های عیان
قبلا هم درگزارش‌های مختلفی درباره برخی  محتواهای پخش‌شده در vodها انتقاداتی مطرح شده بود اما انگار همچنان این رویه در نماوا وجود دارد. سامانه نماوا که حضور قابل‌توجه و بعضا موفقی در کشور دارد درباره ممیزی‌ها مشکل محسوس‌تری دارد. حال این مشکل به‌دلیل تعدد و حجم محتوا باشد-که نظارت را مشکل می‌کند- یا هر چیز دیگر، نهایتا باید به این مساله توجه شود. برای نمونه به چند مورد آن اشاره می‌کنیم. نماوا در بخش سینمای کلاسیک تعدادی از فیلم‌های مشهور کلاسیک را در اختیار مخاطب قرار داده است که اقدامی جالب و تحسین‌برانگیز است. ظاهرا تعدادی از آن‌ها توسط نماوا دوبله و برخی با دوبله قدیمی هستند. برای مثال در سری فیلم‌های کلاسیک «جیمزباند» دیالوگ‌هایی وجود دارد که به لحاظ اخلاقی قابل نقد و مردود است. اشاره مستقیم چندین‌باره به مشروب‌خواری و چیزهایی شبیه به آن موردی است که بدون دلیل خاصی حذف نشده است. آیا واقعا اصلاح این جملات کار سختی است؟ یا مگر حذف‌شان آسیبی به فیلم می‌زند؟ متاسفانه قبلا هم موارد دیگری در این زمینه دیده شده بود. حتی در سریال‌هایی که در فضای جاسوسی هستند در دیالوگ‌های مختلفی به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم کشورمان مورد اشاره قرار می‌گیرد و از طرفی موساد، سیا و... مدام به‌عنوان منجی دنیا و «آدم‌خوب‌ها» معرفی می‌شوند. آیا اصلاح جزیی برخی کلمات به طوری که هیچ لطمه‌ای به روح آن وارد نکند کاری ناشدنی است یا نکند برای مدیران نماوا بی‌اهمیت است؟

دوری از برخوردهای سلبی
در طول گزارش به مشکلاتی که احتمالاموجب شرایط فعلی‌اند اشاره کردیم. گفتیم که به علت حجم بسیار بالای محتوا در این پلتفرم‌ها، طبیعی است که برخی  آسیب‌ها به‌طور ناخواسته وارد چرخه پخش شوند. این را هم گفتیم که این موارد در مقایسه با حجم بالای محتوا در این سامانه‌ها اتفاقی اساسی که قابل جبران نباشد نیست. اما به هرحال از همین آسیب‌های جزئی  هم نباید بی‌اهمیت گذشت. این‌ها از طرفی زیبنده یک سامانه ایرانی با مجوزهای رسمی نیست و از سوی دیگر می‌تواند به مخاطبان این محتواها خصوصا نوجوانان آسیب برساند. مواردی که مطرح شد نباید از بستر یک سامانه رسمی فرهنگی در کشورمان منتشر شود. باید بین فضای مجازی و یک رسانه تحت نظارت دستگاه‌های فرهنگی تفاوتی وجود داشته باشد. مراقب باشیم قبح برخی  مسائل ضدفرهنگی نشکند.