گفت‌وگو با سلطان ‌مقدم، مترجم شبکه خبر که با ترجمه همزمان سخنان سید‌حسن نصرالله، گل کرده است

استندبایِ سیدم

گفت‌گو فاطمه ترکاشوند / سخنرانی‌های طوفانی و پرحرارت سید‌حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان همیشه جمله‌به‌جمله و کلمه‌به‌کلمه بر معادلات منطقه و سرنوشت ملت‌های غرب آسیا و شمال آفریقا اثرگذار است و همین مسأله حساسیت کار یک مترجم همزمان را بالاتر می‌برد. اما همه کاری که صدای آشنای مترجم اختصاصی سید‌حسن در شبکه6 انجام می‌دهد این نیست. او را با این ویژگی منحصر به‌فردی می‌شناسند که قادر است احساسات و زیر و بم لحن سید‌حسن را هم منتقل کند و این خصوصیت ممتازی است که دست‌کم برای شخصیت مهمی چون دبیر کل حزب‌الله ضروری به نظر می‌رسد. گفت‌وگوی «صبح‌نو» با آقای سلطان‌ مقدم را می‌خوانید.


از چه زمانی و در کجا فعالیت خود را به‌عنوان مترجم  آغاز کردید؟
من تقریباً از سال‌82 در رسانه ملی مشغول خدمت هستم. البته قبل از آن در معاونت برون‌مرزی بودم و چون زبان تخصصی‌ام عربی بود اول در رادیو عربی به‌عنوان گزارشگر و مصاحبه‌گر کار می‌کردم. سال‌82 که شبکه العالم راه افتاد، در راه‌اندازی و ارتباط با دفاتر به دوستان کمک کردم.

از چه زمانی با شبکه‌6 همکاری کردید؟
تقریباً از سال‌79 با شبکه‌6 همکاری داشتم اما آن زمان، ترجمه همزمان نبود. یعنی خود سیاست خبری شبکه به‌گونه‌ای بود که روی ترجمه همزمان مانور نمی‌دادند. بعداً که حوادث اشغال عراق، بیداری اسلامی یا 
بهار عربی رخ داد، پوشش شخصیت‌های عرب‌زبان و پخش سخنرانی‌های چهره‌های عربی بیشتر شد. از آنجا بیشتر روی ترجمه همزمان متمرکز شدم البته همکاران دیگری هم بودند اما خود من از سال‌82 دیگر به‌طور مشخص بیشتر به این حوزه پرداختم.

این انتخاب ترجمه همزمان شخصیت‌های عربی، مسیر خاصی داشت یا به‌خاطر علاقه و پیشینه بود؟
واقعیت این است که علاقه مهم‌ترین علتش بوده است. من ترجمه همزمان را دوست دارم مخصوصاً اگر شخصیت‌های خاصی باشند مانند سید‌حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله یا آقای عبدالملک بدرالدین، دبیر کل انصارالله یمن یا شخصیت‌های جهادی فلسطینی باشند، به‌طور کلی از ابتدا علاقه داشتم چه ارتباط بگیرم، چه مصاحبه کنم چه ترجمه همزمان انجام دهم. خدا را شکر در این چند سال هم توانستم برخی از این شخصیت‌ها را از نزدیک ببینم، برخی‌شان البته شهید شدند اما برخی هم الحمدلله زنده هستند. صرفاً علاقه بوده است و خودم احساس کردم استعدادی در این کار دارم و خدا را شکر تا به حال هم عموماً استقبال شده است.

تاکنون بیشتر برای کدام شخصیت‌ها ترجمه همزمان انجام داده‌اید و کدام‌ها بیشتر در ذهن خودتان ماندگار شده‌اند؟
یک سریالی بود به اسم پایتخت که امسال پخش می‌شد و آقای نقی معمولی در آن می‌گفت «من استندبای حاجی‌ام». من هم سعی می‌کنم خودم استندبای سید باشم. (می‌خندیم) خودم را وقف سید‌حسن نصرالله کرده‌ام. حتی شده که بعضی وقت‌ها که ایشان سخنرانی داشتند و با برنامه‌های دیگرم در سایر شبکه‌ها تداخل داشته، آن‌ها را کنسل کردم تا بیشتر برای سید‌حسن و محور مقاومت خدمت کنم. طبیعتاً ما اینطور شخصیت‌ها را دوست داریم و خودم بیشتر هم برای سید‌حسن ترجمه کرده‌ام. البته مهمانان دیگری هم بوده‌اند که چه حضوری چه ماهواره‌ای ترجمه‌شان را بر عهده داشته‌ام ولی ترجمه سید را طور دیگری می‌بینم و اعتقاد خودم این است که برای ایشان ترجمه نمی‌کنم بلکه دوبله همزمان می‌کنم! یعنی سعی می‌کنم مخاطب ارتباط بگیرد و به همین خاطر در ترجمه تلاش می‌کنم حس سید و آن ناراحت شدن یا خوشحال شدن و خندیدن  یا حتی بغض کردنش را منتقل کنم. البته قبل از مخاطب خودم هم سعی می‌کنم از لحاظ روحی با سید ارتباط بگیرم که بعد بتوانم به مخاطب هم منتقلش کنم.
البته نکته‌ای هم هست. من در این زمینه ادعایی ندارم. حتماً از من بهتر هم هستند ولی خداراشکر می‌توانم این ادعا را بکنم که از صددرصد حرف‌های سید یا مهمان‌های دیگر، دست‌کم 80درصدش را روی آنتن می‌برم. یعنی تا این حد را از خودم مطمئنم. چون بعد از هر ترجمه مجدداً می‌روم کار را گوش می‌دهم ببینم کجا جا افتاده، گاهی سرعت گوینده زیاد است یا من نفس کم می‌آورم یا گاهی واژه‌ای یادم می‌رود. به هرحال همه مترجم‌ها می‌گویند این اتفاقات از لحاظ فنی اجتناب ناپذیر است اما درصدش مهم است که شما نهایتاً چه مقدار را می‌توانید منتقل کنید. من الحمدلله می‌توانم ادعا کنم 80‌درصد را روی آنتن می‌برم با این حال باز هم بالاخره شرمنده‌ایم اگر جایی از کار ضعف دارد و برخی هم اگر انتقادی به انتخاب واژه‌ها یا حتی تن صدای من دارند حتماً می‌شنویم.

حسابش را دارید که تا به حال چند ترجمه برای سید‌حسن نصرالله انجام داده‌اید؟ کدام یک بیشتر در ذهن خودتان باقی مانده است؟
حساب دقیقش که از دستم در رفته و آمار دقیقی ندارم اما به نظرم بیش از صد مورد بوده است. ولی سخنرانی سید حسن بعد از شهادت حاج قاسم برای خودم خیلی سنگین بود. چون خودم از لحاظ وضعیت روحی به شدت شرایط بدی داشتم و حتی به دوستان گفتم که من برای ترجمه نمی‌آیم و آمادگی ندارم. اما مسوول برنامه اصرار داشت و گفتند حتماً باید خودت باشی؛ آن سخنرانی برای خود من هنوز هم که هنوز است، یادم می‌آید خیلی سنگین است. شاید باورتان نشود آنقدر حالم بد بود که بعضی جاهای سخنرانی شاید اصلاً صدا را نمی‌شنیدم، فقط احساس می‌کردم جملاتی روی زبانم می‌آید. یعنی بعداً که گوش دادم متوجه شدم به‌طور ناخودآگاه یک جاهایی هم افتاده بود. از آن زمان تا حالا حتی ناراحتی قلبی گرفته‌ام. به هرحال امیدوارم توانسته باشم آن احساسات سید را منتقل کنم.

فکر می‌کنید به لحاظ حرفه‌ای چقدر لازم است یک مترجم همزمان، احساسات و لحن سخنران را هم به مخاطب منتقل کند؟
ببینید برجستگی و اهمیت شخصیت به نوعی حساسیت موضوع را می‌رساند. خود شخص سید‌حسن و صحبت‌های ایشان به‌طور کامل با امنیت ملی ما و محور مقاومت گره خورده است. صحبت‌های ایشان همیشه بسیار مهم و تاثیرگذار است و حتماً بازتاب دارد. بنابراین مترجم باید بتواند حق مطلب را ادا کند چون مثلاً اگر سید جایی کسی را به چالش کشیده یا تهدید کرده باشد و در ترجمه حذف شود، حتماً پیام ناقص می‌ماند. البته دشمنان سید خیلی در واکاوی حرف‌ها و حتی حرکات سید دقیق‌اند. حتی کارشناسانی می‌آیند حرکات دست سید و حالاتش را رمزگشایی می‌کنند تا ببینند در چه وضعیتی دارد این حرف را می‌زند. از طرفی بالاخره مترجم هم رسالتی دارد و باید کارش را درست انجام دهد. اولاً هر مترجمی که رسانه ملی کار می‌کند، باید افتخار کند که در وضعیت جنگ رسانه‌ای فعلی در چنین رسانه‌ای سرباز است و توفیق خدمت دارد. فارغ از هر مسأله دیگری خود این موضوع به تنهایی یک مدال است.
بعد هم هر مترجمی که شخصیت‌های مقاومت از لبنانی یا فلسطینی یا یمنی یا عراقی را پوشش می‌دهد، باید سعی کند شناختی از آن شخصیت داشته باشد. اگر الان به من بگویند فردا باید برای آقای شیخ خزعلی، یکی از افراد گروه النجبا و اصحاب‌الحق عراق ترجمه‌ای داشته باشید، من باید قبل از آن حتماً شناختی از آن شخصیت داشته باشم یا برخی سخنرانی‌هایش را قبلاً گوش داده باشم تا بفهمم ایشان اصلاً رویکرد و ذهنیتش چیست و بتوانم پیامش را درست به مخاطب منتقل کنم. 
در غیر این صورت کار ناقص می‌شود. البته برخی شخصیت‌ها مهم نیستند و مهمان‌های عادی هستند اما برای این دست شخصیت‌های مهم لازم است از قبل اطلاعاتی داشته باشد.

    تا حالا با خود سید‌حسن هم ملاقات داشته‌اید؟
بله خدا را شکر یک بار در سال‌2004 در اولین کنفرانس انتفاضه فلسطین، سید تشریف آورده بودند تهران در سالن اجلاس سران، ما هم رفتیم از نزدیک ایشان را زیارت کردیم. خیلی دوست داشتم یک مصاحبه تولیدی با ایشان داشته باشم اما محافظان ایشان اجازه ندادند چون خیلی روی سید حساس و دقیق هستند. آن زمان هنوز بهار عربی اتفاق نیفتاده بود اما بچه‌های یمن با حکومت عبدالله صالح 
درگیر بودند. ما هم با بچه‌های یمن در رادیو عربی ارتباط داشتیم و آن‌ها پیغامی دادند و گفتند اگر بشود به سید برسانید. من هم این پیغام را به ایشان رساندم و سید هم شفاهاً به خودم پاسخ دادند و من هم به بچه‌های یمن منتقل کردم. آن‌ها هم خیلی خوشحال شدند که این ارتباط مستقیم اتفاق افتاد و خیلی روحیه گرفتند.

نکته آخر و حرف نگفته.
می‌خواهم در این فرصت از آقای نظری پدر شهید علی نظری تشکر کنم که چندین سال با اجاره ناچیز ما را پناه دادند. در راستای کمپین صاحب‌خانه خوب، بر خودم لازم می‌دانم از ایشان تشکر ویژه داشته باشم.