sobhe-no.ir
995
شنبه، ۲۵ مرداد ۱۳۹۹
11
نکته

وکیل محمدعلی نجفی، از شباهت یک شخصیت در سریال «آقازاده» با موکلش می‌گوید

شاکی جدید آقازاده

سریال «آقازاده» این روزها یکی از دو سریال پرمخاطب شبکه نمایش خانگی است که طرفداران بسیاری پیدا کرده است. این توجه و طرفداری طبیعتا دردسرهایی هم دارد و حواشی پیرامون تطبیق دادن شخصیت‌های داستان با مابه‌ازای واقعی آن‌ها، هر چندوقت یک‌بار نام این سریال را در خبرها بالا می‌آورد. در آخرین مورد از این حاشیه‌ها، وکیل محمدعلی نجفی، شهردار سابق تهران که به علت قتل میترا استاد، همسر دومش، جنجال‌های زیادی برانگیخت، حالا اعلام کرده است در صورتی که سریال «آقازاده» بخواهد با اشاره مستقیم حیثیت خانواده نجفی را لکه‌دار کند، علیه آن به‌طور رسمی شکایت خواهد کرد.

صبح نو

وکیل محمدعلی نجفی، از شباهت یک شخصیت در سریال «آقازاده» با موکلش می‌گوید

شاکی جدید آقازاده

سریال «آقازاده» این روزها یکی از دو سریال پرمخاطب شبکه نمایش خانگی است که طرفداران بسیاری پیدا کرده است. این توجه و طرفداری طبیعتا دردسرهایی هم دارد و حواشی پیرامون تطبیق دادن شخصیت‌های داستان با مابه‌ازای واقعی آن‌ها، هر چندوقت یک‌بار نام این سریال را در خبرها بالا می‌آورد. در آخرین مورد از این حاشیه‌ها، وکیل محمدعلی نجفی، شهردار سابق تهران که به علت قتل میترا استاد، همسر دومش، جنجال‌های زیادی برانگیخت، حالا اعلام کرده است در صورتی که سریال «آقازاده» بخواهد با اشاره مستقیم حیثیت خانواده نجفی را لکه‌دار کند، علیه آن به‌طور رسمی شکایت خواهد کرد.

دیروز قسمت هشتم از فصل اول «آقازاده» روانه بازار نمایش شد. قسمتی که به نام «سارا» یعنی دوست راضیه/مانلی که همسر پنهانی بحری (با بازی مهدی سلطانی) نام‌گذاری شده و قرار است داستان این شخصیت را در سریال آغاز کند و جلو ببرد، اما این آغاز، ظاهراً قرار است سرانجام تلخی داشته باشد.

مرد سیاسی، اسلحه و زن پنهانی
در این قسمت در یکی از سکانس‌ها، سارا که از سرشلوغی و بی‌توجهی بحری شاکی است، اسلحه او را به شکلی اتفاقی می‌بیند و ضمن مجادله با او جملاتی با این مضمون می‌گوید که  اگر کاری را که می‌خواهی انجام دهم، مرا با این اسلحه خواهی کشت  بحری هم تصریح می‌کند که این اسلحه مدت‌هاست که مجوز ندارد اما برای امنیتش مورد نیاز است.
دیالوگ‌ها، میزانسن و تاکید بر این اسلحه نشان می‌دهد که به‌زودی قرار است میان این دو با همین اسلحه اتفاقی بیفتد. البته سریال به چیزی بیشتر از این در مورد داستان سارا و بحری اشاره نمی‌کند و ماجرای اعترافات راضیه/مانلی را پیش همسرش حامد پی می‌گیرد. به غیر از اینکه درگیری بحری با ماجرای وزارتخانه و منت‌کشی‌اش از «حاج حسن» (با بازی جمشید هاشم‌پور) را طرح می‌کند تا خطیر و حساس شدن موقعیت او، بیشتر نمایش داده شود.

شباهت غیر‌قابل انکار یا دست‌کم تبادر به ذهن
اما با توجه به اینکه از مهم‌ترین پرونده جنایی یکی از سرشناس‌ترین شخصیت‌های سیاسی که در تاریخ معاصر کشور کم‌سابقه محسوب می‌شود؛ حدود یک سال می‌گذرد و پرونده همچنان باز و داغ است، طبیعتاً هر اشاره‌ای به داستان یک قتل - آن هم با دخالت اسلحه و توسط یک شخصیت سیاسی - می‌تواند همین ما به ازای واقعی را به ذهن مخاطب متبادر کند. آیا سازندگان سریال واقعاً قصد داشتند پای ماجرای میترا استاد را وسط بکشند؟ حداقل پاسخ به این سؤال همین است که حتی اگر آنان هم نیت مستقیمی برای این کار نداشته‌اند، پس از دیده شدن این سریال کمتر کسی است که از پرونده شهردار پیشین  تهران مطلع باشد و ارجاعات و شباهت‌های موقعیتی که سارا و بحری در آن قرار دارند، این داستان را به یادش نیاورد.

واکنش وکیل نجفی: شکایت می‌کنیم
با توجه به حرف و حدیث‌ها پیرامون این موضوع در هفته‌های گذشته، دیروز خبرآنلاین به همین بهانه به سراغ وکیل محمدعلی نجفی رفته و واکنش او را به این موضوع جویا شده است. اما گودرزی، وکیل نجفی تصریح کرده است: «در نشریات مطالب زیادی منتشر شده که یکی از کاراکترهای این سریال شبیه موکل من است و ماجرای ایشان و خانم میترا استاد به تصویر کشیده شده است اما در این چند قسمت اخیر، نشانی از این تشابه ندیدیم. اشاره‌ای به قتل خانم استاد و پرونده آقای نجفی را تا حالا در این سریال ندیدیم ولی من از همان روزی که این مسائل در نشریات مطرح شد، با ایشان حرف زدم و اجازه حقوقی در این باره گرفتم تا چنانچه در آینده بخش‌هایی از این سریال به شکلی منتشر شود که زندگی و حیثیت خانوادگی آقای نجفی را ملکوک کند حتماً مسأله را پیگیری قضایی می‌کنیم.»
حالا باز هم باید دید که آیا این میزان شباهت در پردازش داستان و موقعیت، در قسمتی که پس از این گفت‌وگو منتشر شده، مورد تأیید این وکیل هست یا خیر. این وکیل که سابقه فعالیت به‌عنوان بازپرس ویژه پرونده‌های مهم دهه‌۷۰ چون خفاش شب، شاهرخ و سمیه را در کارنامه کاری خود دارد، درباره اینکه چطور می‌شود تشخیص داد که آیا در یک سریال به موکلش اتهامی وارد شده که آن‌ها بخواهند اعاده حیثیت کنند، هم گفته است: «باید ببینیم تماشای این قسمت‌ها که مدام در نشریات نویدش را می‌دهند آیا اشاره مستقیم به ماجرای آقای نجفی دارد؟ این دیگر مشخص است و اگر چنین اتفاقی بیفتد قطعاً با هماهنگی خانواده اقدامات قضایی لازم را انجام می‌دهیم.»

هر شباهتی لزوماً اقدام برای لکه‌دار کردن کسی نیست
اما آقای گودرزی به دقت به دو نکته اشاره کرده است: اول موضوع شباهت داستان با ماجرای موکلش و دوم تلاش برای ملکوک کردن حیثیت آقای نجفی. طبیعتاً متمایز بودن این دو موضوع از یکدیگر، چیزی نیست که حتی در صورت شکایت خانواده نجفی از سریال «آقازاده» از چشم قانون و دادگاه پنهان بماند. یک سریال به‌طور بالقوه می‌تواند به اتفاقی واقعی ارجاع دهد بدون آنکه حس و حواشی و معانی آن را لزوماً منطبق بر واقع جلو ببرد یا نامی از کسی به میان آورد.

واکنش مدیر وابسته به موسسه اوج
روشن است که تلاش فرضی برای لکه‌دار کردن حیثیت یک شخص، باید شامل چیزی بیشتر از نقل عین‌به‌عین ماجرا همانطور که اتفاق افتاده است باشد وگرنه هر اشاره‌ای به هر ماجرای جنایی با پیوست‌های سیاسی می‌تواند مورد چنین شبهه و شکایت واقع شود که طبعاً عقلانی نیست. این موضوعی است که مدیر ارتباطات موسسه اوج، سرمایه‌گذار این سریال در واکنش به سخنان وکیل نجفی بدان اشاره کرده است. علی صدری‌نیا در توییترش نوشت: «پیگیر سریال آقازاده هست تا در صورت شباهت یکی از کاراکترهای سریال با موکلش و خدشه‌دار شدن حیثیتش از سازندگان سریال شکایت کنه.آقای وکیل تقصیر دیگران چیه که شما هر وقت تصویر سلاح و همسر دوم یک مسوول رو می‌بینید یاد موکل خودتون میفتید؟!»

اگر فیلم استراتژیک می‌خواهید
 دست فیلمساز را باز بگذارید
از سوی دیگر اما برای یک سریال آن هم با یک درام جنایی که در فضای موضوعات روز سیاسی می‌گذرد، ترتیب دادن چنین کنش و موقعیتی در داستان چندان هم دور از ذهن به نظر نمی‌رسد و حتی اگر شهردار سابق هم درگیر چنین پرونده‌ای نبود، یک نویسنده برای پرداختن به چنین موقعیتی چندان نیاز به تخیل پیچیده و عجیب و غریب نداشت.
به علاوه سریال‌ها و فیلم‌هایی از این دست مسوولیتی اجتماعی هم دارند که باید آن را از طریق یادآوری و ضربه زدن به ذهن مخاطبان، خصوصاً آن دسته‌ای که به نوعی با موقعیت‌های مشابه درگیر هستند، ایفا کنند. این موضوع در سینمای جهان هم سابقه بسیاری دارد و نه تنها فیلمسازی با ارجاع ضمنی به یک موقعیت واقعی جرم نیست بلکه بسیاری از فیلم‌های مهم جهان به‌طور مستقیماً از اتفاقات واقعی و نقش اشخاص سرشناس پرده بر‌می‌دارند و علناً موضع‌گیری می‌کنند. این حداقل اتفاقی است که می‌تواند در سینما بیفتد تا قدرت بازدارندگی آن را خصوصاً در سینمای کم‌جان ایران، احیا کند. قطعاً بدون باز کردن مرزهای اندیشیدن و اجازه موضع‌گیری، سینمای استراتژیک و جدی شکل نخواهد گرفت؛ سینمایی که همواره مورد مطالبه نهاد قدرت بوده اما همواره از سوی خود آن، دچار محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی بوده است.

captcha
شماره‌های پیشین