sobhe-no.ir
901
دوشنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۹۸
14
خبر

اولین قسمت برنامه «اتفاق»، کم‌جان و پراشکال روی آنتن رفت

اتفاق بی‌اتفاق

گزارش فاطمه ترکاشوند / همکاری مجدد مجری پرحاشیه صداوسیما، رضا رشیدپور از اولین موضوعاتی بود که برنامه «اتفاق» را با شروعی پرسروصدا همراه کرد. برنامه‌ای که در ادامه تولیدات پرزرق و برق شبکه3 قصد دارد دسته جدیدی از شوهای تلویزیونی را با آب و رنگ در معرض تماشای مخاطب بگذارد.

صبح نو

اولین قسمت برنامه «اتفاق»، کم‌جان و پراشکال روی آنتن رفت

اتفاق بی‌اتفاق

گزارش فاطمه ترکاشوند / همکاری مجدد مجری پرحاشیه صداوسیما، رضا رشیدپور از اولین موضوعاتی بود که برنامه «اتفاق» را با شروعی پرسروصدا همراه کرد. برنامه‌ای که در ادامه تولیدات پرزرق و برق شبکه3 قصد دارد دسته جدیدی از شوهای تلویزیونی را با آب و رنگ در معرض تماشای مخاطب بگذارد.


جمعه‌شب ساعت 22:30دقیقه شبکه3 از آخرین تولیدش رونمایی کرد. «اتفاق» به کارگردانی سیاوش صفاریان‌پور و تهیه‌کنندگی محمدرضا رضائیان، در قسمت اول، میزبان 4‌مهمان بود. ارشا اقدسی، بدلکار، بهرام عطایی کارآگاه جنایی، مهدی پارسا سفرگرد و محسن اسلام‌زاده مستندساز مهمانانی بودند که هر یک قرار بود حول موضوع «ترس» مطالب سخنرانی‌هایشان را با هم پیوند دهند. در واقع این مسیری است که اتفاق تلاش می‌کند روی آن حرکت کند. یک موضوع، روایت‌های جالبی را از افرادی که آن‌ها را تجربه کرده‌اند کنار هم قرار می‌دهد. رشیدپور اما در قسمت اول از توضیحات اضافی درباره برنامه اجتناب کرد و آن را با مصرع «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» به تجربه تماشای مخاطب سپرد.

دکور عظیم می‌خواستید چه کار؟!
اما این پایگاه اینترنتی شبکه سوم سیما هم توضیحاتی برای شرح برنامه دارد. «اتفاق، با اجرای رضا رشیدپور به موضوعاتی در حوزه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ورزشی با حضور چهره‌های مطرح هر‌کدام از این حوزه می‌پردازد. این برنامه با حضور بیش از ۵۰۰‌تماشاگر روایت خواهد شد. همچنین در این برنامه می‌توان منتظر هر اتفاقی از جمله مناظره، گفت‌وگو، بازنمایی اتفاقات شگفت‌انگیز دنیای علم و ... بود. «اتفاق» شامل استندآپ ساینس‌هایی در قالب یک شوی تلویزیونی با نگاهی متفاوت و خلاقانه به موضوعات مختلف است.» بر این اساس اولین مسأله‌ای که از همین توضیحات هم پیداست، این است که برنامه به دکور عظیمی که پذیرای 500تماشاگر خواهد بود، تکیه دارد. اتفاقی که البته در روزهای کرونایی چندان به‌کار نیامد و عملاً ضبط قسمت‌های ابتدایی آن را با مشکل مواجه کرد. از سوی دیگر هم کارکرد روایی این دکور عظیم و نقش عملی حضور 500‌تماشاگر حاضر در سالن جز برای پاسخ دادن به 4دسته 3تایی سؤالات مشخص نمی‌شود و حضور این تعداد تماشاگر عملاً هیچ توجیهی ندارد.

یک پرش بی‌مزه و بی‌ربط
مسأله دوم اما روایت‌هایی است که در این توضیحات از آن‌ها با نام «استندآپ‌ساینس» نام برده شده است. برنامه همانطور که از 4مهمان قسمت اولش هم پیداست، برخلاف سایر شوهای اخیر تلویزیون برپایه دعوت از سلبریتی‌ها نیست. بنابراین روایت‌ها را کسانی ارائه می‌کنند که در محور موضوعی هر قسمت صاحب تجربه‌ای جالب توجه بوده باشند. اتفاقی که می‌توان آن را به فال نیک گرفت. در قسمت اول برنامه هم ارشا اقدسی که تجربه‌های عجیبی در بدلکاری خصوصاً در پروزه‌های سینمایی دارد که از آن جمله می‌توان به حضورش در مجموعه جیمزباند اشاره کرد، نه تنها به‌عنوان راوی، بخشی از این تجربه‌ها را ارائه کرد بلکه چشمه‌هایی از مهارت‌هایش را هم در صحنه نشان داد. از آن میان، یکی، پرش از ارتفاع 10‌متری روی تشک بود که البته در برابر سایر تجربه‌های او اصلاً به چشم نمی‌آمد و به نوعی روایت‌های او را تقلیل و تحت‌الشعاع قرار می‌داد. پس از او خانمی از شاگردانش نیز اقدام به انجام پرش کرد که نه تنها کار 
نه چندان هیجان‌انگیز اول را تکراری می‌کرد بلکه ضرورت آن هم اصلاً قابل درک نبود.

«تد» ساختن، قاعده دارد!
گفت‌وگوی دوم با کارآگاه عطایی هم برخلاف رویه این دست برنامه‌ها که الگوی قابل توجه آن‌ها را باید برنامه «تد» دانست، روایتی بر پایه شنیدن تجربه‌های راوی نبود. در این گفت‌وگو به جای آن که به مخاطب فرصت دهند تا با هوشمندی و «چشمان نافذ» کارآگاه روبه‌رو شود، رشیدپور تلاش می‌کرد این موضوعات را با ادای کلمات به مخاطب حقنه کند. در این قسمت نیز ارائه توانمندی‌های راوی تحت‌الشعاع گفت‌وگوی مجری و مدل برنامه‌ریزی اجرا و میزانسن برنامه قرار گرفت.
بخش سوم به روایت مهدی پارسا از سفرهای پرخطرش به جنگل‌های آمازون و حضور در میان قبایل بدوی بازمی‌گشت. بد نیست بدانیم که در برنامه‌هایی مانند تد، اجراها بارها و بارها توس منتورها یا همان مربیان، بازنگری و تصحیح می‌شوند؛ متن روایت نیز بارها و بارها بازنویسی می‌شود تا به بهترین و بهینه‌ترین نقطه هم در گویایی تجربه و هم در جذابت آن برای مخاطب دست یابد. از آن مهم‌تر، تمرین‌های مکرر برای یافتن بهترین شکل حرکت و جاگیری در صحنه توسط راوی است که همین مسأله میان اجراها تفاوت می‌گذارد. اما به نظر می‌رسد بهره نبردن از این ظرفیت ، روایت سوم از قسمت اول «اتفاق» را هم از ریتم و انرژی می‌اندازد و تجربه‌های بالقوه پرحرارت یک سفرگرد، از شکار گراز گرفته تا حمام کردن در برکه‌ای پر از مار و تمساح را یک اجرای معمولی و شاید خسته‌کننده می‌سازد.

استعداد کسل‌کننده ساختن یک اتفاق پرهیجان
روایت چهارم شاید آسیب‌خورده‌ترین روایت در میان بخش‌های مختلف قسمت اول بود. مستندسازی که با ریسک‌پذیری بی‌سابقه دست‌کم در 3‌مستند آخرش، توجه جشنواره‌های جهانی را به خود جلب کرده بود، در برنامه اتفاق یک اجرای شق و رق با کت و شلوار عرضه کرد که به سختی می‌شد از لابه‌لای آن فهمید کجای حضور در میان طالبان و در دل جنگ‌های بی‌امان در خاک افغانستان، اصلاً مهم و جذاب است.
در واقع می‌توان گفت که برنامه «اتفاق» با میزانسن ضعیف و بدون بنیه و تمرین، قدم در مسیری گذاشته که می‌توانست بسیار بهتر و سریع‌تر و جذاب‌تر طی شود. البته در بخش‌های مختلف این برنامه که مجری روی ضبط بدون تماشاگر آن مرتباً تاکید داشت، تبلیغات اسپانسر برنامه یعنی روبیکا به بهانه‌های مختلف مورد توجه قرار می‌گرفت.بدون شک ایده اصلی برنامه، یعنی توجه به روایت جذاب پیرامون یک موضوع مشترک از زبان افرادی که در آن‌ها صاحب تجربه‌های جالب باشند، ایده‌ای گیرا و اثرگذار است اما به همان میزان هم نباید تردید داشت که اجرای خمود و ناپخته می‌تواند تمام ایده را به هدر دهد.

کنار کدام مردمید آقای مجری؟
در این میان حضور رضا رشیدپور هم شاید از نقاط کور و تاریخک برنامه باشد. مجری‌ای که علی‌رغم اظهارات حاشیه‌سازش که مدام میان چهره‌ای تلویزیونی و یک سلبریتی مستقل در صفحه شخصی‌اش فاصله می‌اندازد، باز هم مورد استقبال مدیران شبکه سوم سیما قرار می‌گیرد. او اخیراً پس از سانحه هواپیمای اوکراینی در توییترش نوشت: «حادثه هواپیما تاکید کرد که شکاف عمیقی بین کردار مسوولان و استحقاق مردم نجیب کشورم وجود دارد. من با تمام ایرادها و اشتباه‌هایی که شخصاً داشته‌ام و حتماً بابت همه آن‌ها عذرخواه و شرمنده‌ام، ترجیح می‌دهم در این دوگانگی دردناک، 
تمام قد کنار مردم رنج‌دیده بایستم.» با این حال هنوز مشخص نیست که منظور رشیدپور در این فقره، ایستادن در کنار چه کسانی بوده است. او که در ابتدای برنامه در مذمت «ترس» جملاتی از برتراند راسل را نقل کرد شاید بهتر باشد که خودش به ترس شایع این روزها در میان سلبریتی‌ها توجه بیشتری کند: ترس از دست دادن محبوبیت.

captcha
شماره‌های پیشین