sobhe-no.ir
885
شنبه، ۲۶ بهمن ۱۳۹۸
4
سیدحسن نصرالله:

مکتب حاج قاسم یعنی رفتن به میدان عمل

متن وصیت‌نامه فرمانده شهید نیروی قدس سپاه پاسداران منتشر شد

مکتب سلیمانی

«خدایا در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم...» تمامی زندگی خود را برای دفاع از دین خدا گذاشت اما در وصیت‌نامه خود ثروت دستانش را وقتی می‌داند که برای دین خدا سلاح به دست گرفته است. این یک وصیت‌نامه نه، بلکه مکتب حاج قاسم است؛ وصیت‌نامه‌ای که چکیده اندیشه و رفتار شهید سپهبد سلیمانی است و نشان می‌دهد «ایران» فقط با یک فرمانده شجاع، با تدبیر و با اخلاص نظامی مواجه نبود بلکه با یک مکتب روبه‌رو بود. دانش‌آموختگان مکتب حاج قاسم با الهام از وصیت‌نامه وی، در هر مقام و کسوت و جایگاهی که باشند، قاسم‌گونه جهاد خواهند کرد.

صبح نو

سیدحسن نصرالله:

مکتب حاج قاسم یعنی رفتن به میدان عمل

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان به مناسبت اربعین شهید سردار قاسم سلیمانی در گفت و گویی تفصیلی به بیان ابعاد مختلف شخصیت این سردار جبهه مقاومت پرداخت. سید حسن نصرالله در بخشی از مصاحبه گفت: اولین دیدار ما در لبنان بود. بعد از اینکه ایشان به فرماندهی نیروی قدس منصوب شد، آمد لبنان. این‌جا در جلسه معارفه همدیگر را دیدیم. من قبلش حاج قاسم را نمی‌شناختم. یعنی همدیگر را ندیده بودیم. از همان دیدار حسی از نزدیکی روحی روانی و فکری به ما دست داد، طوری که انگار ده سال است ما حاج قاسم را می‌شناسیم. بین سردار سلیمانی و حاج عماد مغنیه و باقی برادران مسئول در امور جهادی، یک رابطۀ برادرانه و شخصی شکل گرفت. یعنی به سرعت رابطه، به رابطه‌ای دوستانه، محبت‌آمیز و برادرانه تبدیل شد.
وی با اشاره به مکتب سلیمانی گفت: مکتب حاج قاسم یعنی رفتن به عرصه‌ عملیات و میدان عمل؛ یکی دیگر از مزیت‌هایش این بود که به مجاهدان پشتگرمی می‌داد و نشان دهندۀ احترام و محبت او به آنها بود. حاج قاسم خسته نمی‌شد. ما همه خسته می‌شویم و گاهی احساس می‌کنیم مسائل خیلی دارند به ما فشار می‌آورند، اما حاجی ساعت‌ها کار می‌کرد و حتی وقتی خسته می‌شد هم به کار ادامه می‌داد.
 دبیرکل حزب الله لبنان افزود: نظامیان، چون در وضعیت جنگی هستند و احساس قدرت می‌کنند، گاهی به خودبرتربینی، تکبر و این‌ها دچار می‌شوند. اما حاج قاسم حتی در برخورد با آدم‌ها و مردم عادی هم بسیار متواضع بود. وقتی از مکتب حاج قاسم صحبت می‌کنیم معنی‌اش خطرپذیری است. همیشه به دهان مرگ 
می‌رفت.
نصرالله با بیان اینکه سردار سلیمانی یک شخصیت چندوجهی بود. یعنی یک فرمانده نظامی صِرف نبود، گفت: وقتی حاج قاسم مسوولیت نیروی قدس را به عهده گرفت، کمبود‌ها و نیاز‌ها را دید و از فرصت‌های موجود هم مطلع شد. ما به ایشان می‌گفتیم حاجی! اگر فلان امکانات برسد فلان فرصت‌های مهم ایجاد می‌شود که می‌تواند شکست دشمن اسرائیلی را جلو بیندازد. ایشان هم ایده را پذیرفت و معتقد بود طرحی که برادران ارائه می‌دهند خیلی معقول است و آن را کاملا تأیید کرد. از همان ابتدا هم کوشید در ایران و جمهوری اسلامی سطح بالایی از امکانات نظامی و مادی را تأمین کند و راه را برای آموزش هم در سطح پیشرفته‌ای باز کرد تا آمادگی نیروی انسانی بالا برود.
وی تصریح کرد: تنها درخواستی که سردار سلیمانی از ما کرد برای عراق بود و آن هم فرستادن ۱۲۰ فرمانده میدانی حزب الله به جنگ با داعش.
دبیرکل حزب الله لبنان گفت: در برهه‌ای که ایشان کنار ما بود این حضور اولا: به ما روحیه می‌داد و از ما به لحاظ معنوی و روانی پشتیبانی می‌کرد چون ما به‌شدت زیر فشار بودیم. یک حادثه‌ واقعا تأثیرگذار که حاج قاسم را خیلی متأثر کرد چیزی است که در لبنان به «نامه رزمندگان» معروف است. ماجرا این بود که برادران مقاومت نامه‌ای برای من نوشتند و در رسانه‌ها منتشر شد، خیلی از مردم گریه ‌کردند. حاج قاسم هم نشسته بود و وقتی از تلویزیون به نامه گوش می‌داد گریه می‌کرد. تأسیس نیروی موشکی مقاومت لبنان کار بسیار پیچیده‌ای بود. نیازمند خلاقیت، اندیشه، دقت و آرامش بود. و این‌ها همه چیزهایی بود که به واسطه‌ شخصیت حاج قاسم سلیمانی و حاج عماد مغنیه و برادرانشا ن 
ممکن شد.
وی خاطرنشان کرد: حاج قاسم می‌خواهد شهید شود و دنبال قاتلش می‌گردد! به همین علت به این مناطق می‌رود. این حرف نادرست یا حداقل نادقیق است، چون او حداقل می‌دانست مسوولیت شرعی دارد و جایز نیست خودش را بیهوده در معرض کشته شدن قرار دهد. این طور نبود. حاج قاسم دیدگاه خاص خودش را داشت که تا حد زیادی هم درست بود. می‌گفت این نبرد در عراق و سوریه نیازمند ایستادگی شدید و شجاعت بالا و پایداری در جبهه‌های نبرد است و این موضوع با مدیریت از پشت جبهه محقق نمی‌شود.

captcha
شماره‌های پیشین