sobhe-no.ir
881
شنبه، ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
12
یادداشت

نگاهی کوتاه به فیلم لباس شخصی به‌دنبال شبکه حزب توده از ابتدای انقلاب تا امروز

مصطفی وثوق‌کیا

نگاهی به آخرین ساخته مهدویان درباره فاجعه بمباران شیمیایی سردشت

جابه‌جا کردن اولویت در پرسیدن سوال‌های درست

یادداشت فاطمه ترکاشوند / محمدحسین مهدویان که چندی قبل و به‌دنبال جنجال‌ها و فشارها پیرامون آثار قبلی‌اش در فضای تاریخ سیاسی معاصر کشور، اعلام کرده بود که دیگر فیلم سیاسی نمی‌سازد، حالا در آخرین ساخته‌اش درباره بمباران شیمیایی سردشت، به شیوه‌ای به موضوع پرداخته که بسیاری از مخاطبان، توصیف آن را در عباراتی چون «گریه‌دار» و «اشک‌انگیز» خلاصه می‌کنند. اما آیا مهدویان اصلا بلد است فیلم غیرسیاسی بسازد؟

صبح نو

یادداشت

نگاهی کوتاه به فیلم لباس شخصی به‌دنبال شبکه حزب توده از ابتدای انقلاب تا امروز

مصطفی وثوق‌کیا

ماجرای کشف شبکه جاسوسی حزب توده پس از پیروزی انقلاب اسلامی از اتفاقات و شاید معجزات باشد. حزب توده به مدت نیم قرن در دوران پهلوی فعالیت کرد و به غیر از ضربه اول در دهه بیست این حزب تقریباً به حیات مخفی خود ادامه داد. حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم حزب توده خود را با نظام و انقلاب و رهبری امام همراه نشان داد و در چند سال اول انقلاب هم جزو احزاب قانونی به شمار می‌رفت با این حال کشف شبکه جاسوسی این حزب و دستگیری کیانوری و اعدام ناخدا افضلی، فرمانده نیروی دریایی ارتش نشان داد که اگر حزب توده با همان روال ادامه می‌داد و فعالیت‌اش کشف نمی‌شد احتمالاً می‌توانست ضربه اساسی به انقلاب بزند. بعد از ساخت فیلم خوش فرم «ماجرای نیمروز» درباره دستگیری باقیمانده گروهک رجوی در ایران این‌بار ماجرای کشف و انهدام شبکه توده در دستور کار موسسه اوج قرار گرفت و بر این اساس فیلم «لباس شخصی» با کارگردانی امیرعباس ربیعی 
ساخته شد.
فیلم «لباس شخصی» با بازیگران تئاتری ساخته شده است که تمهید هوشمندانه‌ای بوده تا مخاطب در فضای فیلم درگیر سابقه بازیگران نشود و داستان روی دوش چهره و سابقه بازیگر جلو نرود این اتفاق هر چند به روند فیلم کمک کرده است ولی به احتمال زیاد در مسأله اکران به ضرر آن خواهد شد. با این حال فیلم «لباس شخصی» روایت خود را بدون لکنت پیش می‌برد البته روند فیلم کند است چون کارگردان می‌خواهد مخاطب درک کند این شبکه پیچیده و مخوف چگونه آرام‌آرام گره‌اش باز می‌شود به‌نحوی که وقتی پایان داستان به شاه مهره می‌رسد همه در انتظار کشف ماجرا هستند با اینکه این داستان کاملاً تاریخی بارها بیان شده است اما نحوه روایت فیلم جذابیت‌های خاص خودش را دارد. کارگردان فیلم «لباس شخصی» برای اینکه بتواند نبض مخاطب را در دست داشته باشد با چند تمهید سعی می‌کند حالت معمایی داستانش را هم اضافه کند اتفاقی که شاید در مواجهه مخاطب عام باعث گمراهی آن شود. فیلم «لباس شخصی» فیلمی است که اکشن ندارد . همه چیز بر اساس دو دوتا چهارتایی شخصیت اصلی که مأمور پرونده است پیش می‌رود حتی این شخص در چند مورد از بدون دستور مافوقش عمل می‌کند که نمایش‌های این اتفاق شاید بتواند برای فیلم دردسر ایجاد کند.
بازی‌های فیلم روان است. مهدی نصرتی، بازیگر نقش یاسر در فیلم کاملاً به کارش مسلط است. چهره‌ای که برای او ساخته شده به باورپذیری نقش‌اش کمک می‌کند. سایر بازیگران هم در اندازه خودشان حضور مهم و مفیدی دارند حتی آن مأمور ساواک که در زندان است و سه دهه روی پرونده توده کار کرده است. بازیگر نقش بازجو که بعداً می‌فهمیم روحانی هم هست یکی از جذاب‌ترین چهره‌های فیلم است و کل‌کل‌های وی با یاسر کاملاً فیلم را جلو می‌برد. هرچند کاراکتر جواد که از میانه فیلم بدون هیچ مقدمه‌ای اضافه می‌شود و سابقه‌اش برای مخاطب مبهم است در فیلم نقش اساسی دارد و در انتها می‌فهمیم که در همه جهات بر عملیات نظارت داشته است. لباس شخصی فیلمی است که در اندازه خودش ساخته شده است و اگر کارگردان در حذف برخی صحنه‌های زائد که در روند فیلم تاثیری ندارد را حذف کند هم ریتم فیلم‌اش بهتر خواهد شد و هم اینکه روایت داستان جذاب‌تر پیش خواهد رفت. شاید مهم‌ترین حرف فیلم در سکانس فینال از زبان متهم بیان شود که با پخش اعترافات کیانوری شبکه مخفی حزب توده دیگر مخفی‌تر شده و کشف آن به آسانی امکان‌پذیر نیست اتفاقی که عملاً در سال‌های اخیر هم باعث شده دیگر حرفی از توده و سازمانش شنیده نشود. ولی آیا واقعاً شبکه حزب توده در ایران کاملاً متلاشی شده است؟

captcha
شماره‌های پیشین