sobhe-no.ir
873
یکشنبه، ۰۶ بهمن ۱۳۹۸
15
خبر

یادداشتی بر رمان «من پناهنده نیستم»

نجات از عمق تاریکی

«من پناهنده نیستم»، رمانی دربارۀ «یک پناهندۀ آواره» نیست؛ رمانی است دربارۀ «پناهندگی» و «آوارگی». چطور می‌شود چنین کاری کرد؟ با حرافی دربارۀ این دو مفهوم؟ نه، با همان راه همیشگی: نوشتن رمان؛ یعنی شخصیت‌پردازی و فضاسازی و غیره، یعنی با همان مصالحی که یک نویسندۀ معمولی می‌تواند دربارۀ «یک پناهندۀ آواره» بنویسد. دقیقاً همانجاست که عیار کار مشخص می‌شود. یک نوشته تا سطح رمانی دربارۀ خود «پناهندگی» و «آوراگی» بالا می‌آید و بسیاری از پرداختن درست به «یک پناهندۀ آواره» هم در می‌مانند، اما نشانه‌های این فراروی چیست؟ رضوی عاشور چطور چنین کاری کرده است؟

شماره‌های پیشین