sobhe-no.ir
870
سه شنبه، ۰۱ بهمن ۱۳۹۸
12
خبر

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با ایمان افشاریان به بهانه اجرای نمایش «فرانکشتاین» در تئاتر شهر

جای خالی عشق

گفت‌وگو زهراسادات مصطفوی / هیولای فرانکشتاین یکی از مشهورترین شخصیت‌های شروری است که بستر فیلم‌ها و نمایش‌های بسیاری شده است و هر روزه در جهان با اقتباس‌های گوناگون به نمایش در می‌آید. اجرای نمایش «فرانکشتاین» به کارگردانی و نویسندگی ایمان افشاریان که در سالن تئاتر شهر با هنرمندی پژمان جمشیدی، بانیپال شومون و آناهیتا افشار در حال اجراست به روایت دانشمند جاه‌طلبی می‌پردازد که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکه‌های بدن مردگان و اعمال نیروی الکتریکی، جانوری زنده به شکل یک انسان و با ابعادی بزرگتر از یک انسان معمولی می‌سازد؛ مخلوقی که خالقش از آن واهمه دارد. این هیولا از خالقش، ویکتور فرانکشتاین هیچی نمی‌خواهد غیر ‌از مرهم دردش؛ موجودی مانند خود در هیبت یک زن که نامش را عشق نهاده است و در ازای درست‌نکردن آن از سوی خالق خود، عشق ویکتور را می‌کشد. از این رو به صراحت می‌توان گفت جانمایه اصلی تئاتر فرانکشتاین، عشق است که حتی شرورترین آدم‌ها را رام خودش می‌کند. به بهانه اجرای این نمایش گفت‌و‌گویی با ایمان افشاریان، نویسنده و کارگردان آن داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید. 

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با ایمان افشاریان به بهانه اجرای نمایش «فرانکشتاین» در تئاتر شهر

جای خالی عشق

گفت‌وگو زهراسادات مصطفوی / هیولای فرانکشتاین یکی از مشهورترین شخصیت‌های شروری است که بستر فیلم‌ها و نمایش‌های بسیاری شده است و هر روزه در جهان با اقتباس‌های گوناگون به نمایش در می‌آید. اجرای نمایش «فرانکشتاین» به کارگردانی و نویسندگی ایمان افشاریان که در سالن تئاتر شهر با هنرمندی پژمان جمشیدی، بانیپال شومون و آناهیتا افشار در حال اجراست به روایت دانشمند جاه‌طلبی می‌پردازد که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکه‌های بدن مردگان و اعمال نیروی الکتریکی، جانوری زنده به شکل یک انسان و با ابعادی بزرگتر از یک انسان معمولی می‌سازد؛ مخلوقی که خالقش از آن واهمه دارد. این هیولا از خالقش، ویکتور فرانکشتاین هیچی نمی‌خواهد غیر ‌از مرهم دردش؛ موجودی مانند خود در هیبت یک زن که نامش را عشق نهاده است و در ازای درست‌نکردن آن از سوی خالق خود، عشق ویکتور را می‌کشد. از این رو به صراحت می‌توان گفت جانمایه اصلی تئاتر فرانکشتاین، عشق است که حتی شرورترین آدم‌ها را رام خودش می‌کند. به بهانه اجرای این نمایش گفت‌و‌گویی با ایمان افشاریان، نویسنده و کارگردان آن داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید. 

آقای افشاریان! از نحوه شکل‌گیری نمایشنامه بگویید. موضوع این نمایشنامه چه ویژگی‌هایی داشت که باعث شد شما آن را در قالب نمایشنامه دربیاورید و به صورت تئاتر روی صحنه ببرید؟
من بعد از اجرای نمایش «جنایات و مکافات» که به چهار سال قبل بازمی‌گردد، به پیشنهاد مهدی پاکدل رمان «مردی شرلی» را مطالعه کردم و درصدد این برآمدم که آن را در قالب نمایشنامه و سپس اجرای تئاتری که امروز شاهد آن هستیم، درآورم.

داستان نمایش به نوعی تقابل خوبی و بدی و منفعت و جاه‌طلبی آدم‌ها را نشان می‌دهد. این موضوعات تا چه اندازه دغدغه شخصی شما به‌عنوان کارگردان اثر بود؟
حقیقتا من خط‌کشی خاصی برای خوبی و بدی قائل نیستم. حرف اصلی ما در این نمایش بیشتر این بود که قضاوت با چشم سر درباره یکدیگر کار درستی نیست و ما می‌توانیم با عشق ورزیدن و پذیرفتن عدالت هیولایی را تولید نکنیم. هیولا طبق توصیف رمان از قطعه‌قطعه اجساد انسان‌ها کنار یکدیگر تشکیل شده اما ما در زندگی شخصی خود هم چیزهای زیادی داریم که دست به خلق آنها می‌زنیم و بعد آنها را رها می‌کنیم. در واقع هیولا‌هایی را خلق می‌کنیم که بعد از آن مسوولیت‌شان را به گردن نمی‌گیریم. این مساله دغدغه کلی من از این نمایش بود.

مخاطب لحظاتی در طول نمایش با هیولای داستان ارتباط برقرار می‌کند؛ یعنی این هیولا ترسناک و منفور نیست و حتی دوست‌داشتنی 
به نظر می‌آید. چرا شما تصمیم گرفتید شخصیت هیولا را این‌طور به تماشاگر نشان دهید؟
من بعضی از موضوعات را در نمایش بزرگ کردم. در اصلِ رمان «مردی شرلی» از زمان شکل‌گیری تا تبدیل‌شدن هیولا به موجودی دهشتناک روندی طی می‌شود. خط اصلی در روند رمان وجود دارد.

بازیگران نمایش به چه صورت انتخاب شدند؟ از نظر من انتخاب آقای شومون در نقش هیولا بسیار انتخاب درست و هوشمندانه‌ای بود، آن هم به سبب صدای بم و بازی بی‌نقصی که داشتند؛ نظر شما دراین‌باره چیست؟
تمرین‌های این نمایش از اواسط تیرماه با گروه بازیگران آغاز شد. ما قرار بود در سالنی اجرا برویم که به دلیل تعداد صندلی‌ها باید از بازیگران حرفه‌ای و البته چهره استفاده می‌کردیم. این کار بسیار مستقل انجام می‌شود و ما باید دخل و خرج‌مان را با یکدیگر هماهنگ می‌کردیم که نهایتا این اتفاق هم نیفتاد. ما در روند اجرا به مشکلات زیادی برخوردیم و تبلیغات‌مان هم آنطور که باید دیده نشد. همچنان هم این مسائل برایمان وجود دارد و با وجود محدودیت‌های متعدد پیش می‌رویم اما روندی که منجر به انتخاب بازیگران اصلی شد این‌طور بود که ما به دلیل تغیر زمان اجرا برخی انتخاب‌های اولیه‌مان را از دست دادیم. پیدا‌کردن بازیگرانی که بتوانند از عهده نقش‌ها خصوصا دو نقش اصلی یعنی ویکتور و هیولا بربیایند، مشکل بود. در نهایت ما با انتخاب پژمان جمشیدی و بانیپال شومون که هر دو دغدغه بازیگری دارند و با جان و دل مایه گذاشتند، توانستیم کار را تمام و برای اجرا 
آماده شویم.

تجربه اجرا در سالن اصلی تئاترشهر چطور بود؟ آن هم با توجه به اختلالات و تعطیلی چند روزه که با اجرای نمایش مصادف شد.
عوامل و خصوصا رییس تئاتر شهر بسیار با ما همکاری کردند و از هیچ‌چیز دریغ نکردند تا نمایش ما به بهترین نحو روی صحنه برود. این مساله بسیار مهم است که عوامل تئاترشهر نیز برای اجرای بهتر ما دغدغه داشتند. ما اینطور پیش‌بینی می‌کردیم که بتوانیم بیشترین مخاطب را به نمایش جذب کنیم ولی با توجه به اتفاقاتی که افتاد، ما نتوانستیم این مهم را انجام دهیم. باوجود اینکه همه چیز روی کاغذ درست پیش رفت اما در ابتدای کار با قطعی اینترنت در سایت مواجه شدیم. این مساله به تبلیغات ما بسیار آسیب زد؛ هرچند بعد از چند روز سایت باز شد اما جوی که حاکم بود، باعث می‌شد تماشاچی وارد این مقوله نشود. حقیقت ماجرا این است که کار ما برای مردم فوق‌برنامه به حساب می‌آید و به دید تفریح به تئاتر نگاه می‌شود. تفریح نیازمند حال خوب است که مردم پیگیری کنند. با این همه من تاکید داشتم که ما حتما اجرا برویم تا هرکسی که حال خوبی ندارد با دیدن نمایش ما حالش بهتر شود. در نهایت با تمام این مسائل ما نتوانستیم مخاطب عام را به خود جذب و با آن‌ها روبه‌رو شویم.

بعد از این اجرا آیا به فکر اجرا در زمان و شرایط بهتری هستید؟
صددرصد. هم من و هم تمامی گروه علاقه‌مند هستیم نمایشی که تا این اندازه برایش زحمت کشیده شده دیده شود و مخاطبان بیشتری به دیدن آن بیایند ولی معمولا این کار خیلی سخت و پیدا‌کردن سالنی با توجه به ملاک‌های ما بسیار مشکل است. امیدواریم شرایط بهتر و حال مردم مساعدتر شود تا بتوانیم این کار را انجام دهیم.

رضایت مخاطبان از اثر شما چطور بوده است؟
مسلما هیچ‌ کاری کامل و بی‌نقص نیست ولی با این تعداد تماشاگری که ما داشتیم، خیل عظیمی از مخاطبان از کار رضایت داشته و کار را دوست داشتند. مسلما در این راستا تعدادی انتقاد هم داشتیم و تمام تلاش‌مان این بوده که ضعف‌ها را برطرف کنیم. ما سعی کردیم هر روز کار را جذاب‌تر و خوش‌ریتم‌ترکنیم تا مخاطبان بیشتری از کار رضایت داشته باشند. اصالت تئاتر هم همین است که هرروز با کیفیت بهتری روی صحنه برود. من تشکر می‌کنم از گروهی که در این کار با من هماهنگ شدند و با عشق که ماهیت اصلی تئاتر است، کنار یکدیگر ایستادند تا کار به بهترین شکل روی صحنه برود.
 

captcha
شماره‌های پیشین