sobhe-no.ir
865
سه شنبه، ۲۴ دی ۱۳۹۸
13
خبر

نقد داود مهدوی‌زادگان به موضوع اخیر سروش محلاتی

حذر کردن‌های اسلام آمریکایی از انتقام سخت

صبح نو

نقد داود مهدوی‌زادگان به موضوع اخیر سروش محلاتی

حذر کردن‌های اسلام آمریکایی از انتقام سخت

پس از ترور و شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی و سخنان صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه «انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ آلودند»؛حجت‌الاسلام محمد‌سروش محلاتی در یادداشتی با عنوان «قرآن و ادب انتقام» نوشت: «با شهادت حضرت حمزه در جنگ احد، مسلمانان سخت متاثر شدند به‌خصوص که دشمن بدن او را مثله و برخی اعضاء آن را قطع کرد. این مصیبت بر مسلمانان سخت و گران بود و آن‌ها می‌گفتند که باید این کار را تلافی کرده و عده‌ای از قریش را اینگونه مجازات کنیم و حتی گفته شده که رسول خدا؟ص؟ در اثر شدت ناراحتی گریست و  فرمود: از هفتاد -یا سی - نفر از مشرکان همانگونه انتقام خواهم گرفت. در این فضای خشم و کینه‌توزی، آیه نازل شد تا جلوی افراط‌گری را بگیرد و مسلمانان را به اخلاق برگرداند. خداوند فرمود: انتقام باید در حد همان جنایت و به همان اندازه باشد و حق ندارید از آن تجاوز کنید و البته صبر و خویشتن‌داری بهتر است: و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین (سوره نحل آیه ۱۳۶) و پیامبر فرمود : تحمل و صبر می‌کنم. بدین وسیله نه فقط آن فضای ملتهب و انتقام‌جویانه که می‌توانست زمینه اقدامات خلاف قاعده باشد پایان یافت بلکه با دعوت به خویشتن‌داری، آرامش به جامعه باز گشت.»این سخنان و مواضع با واکنش‌هایی از سوی اساتید و فضلای حوزه علمیه مواجه شد. حجت‌الاسلام دکتر داود مهدوی‌زادگان، عضو هیات‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از جمله کسانی است که به این اظهارات نقد داشته است که بدون دخل و تصرفی از منظرتان می‌گذرد.
وقتی دشمنان اسلام با خفت و خواری سرزمین مسلمانان را ترک می‌کنند و حاکمیت را به خود مسلمانان واگذار می‌کنند و از دخالت در تعیین سرنوشت مردم منطقه خودداری می‌کنند؛ این نحو ترک منطقه به‌مثابه انتقام سخت تلقی می‌شود.
۱- جامعه ایمانی از مفتی اسلام آمریکایی غیر از وادادگی، عافیت‌طلبی، سازش با کفار و پذیرش ولایت کفار و شورش بر حاکم اسلامی، چه انتظار دیگری می‌تواند داشته باشد؟ از او نخواهید توانست تفسیر «هیهات من‌الذلّه» را شنید، با او درباره سخن الهی «وَلَنْ یجْعَلَ اللَّه لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُومِنِینَ سَبِیلًا» [النساء: ۱۴۱] و «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه وَالَّذِینَ مَعَه أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهمْ» [الفتح: ۲۹] نمی‌توان گفت‌وگو کرد. او را با وصف ذوالانتقام بودن خدا چه‌کار؟ «فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّه مُخْلِفَ وَعْدِه رُسُلَه ان اللَّه عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ» [سوره ابراهیم: ۴۷]. اصلاً فایده مفتی اسلام آمریکایی همین است که از لابه‌لای سخن خدا و رسول، جملاتی بیابد که احکام اسلام را خنثی و زمین‌گیر کند تا به این وسیله هم خود و حزب قاعدین در عافیت به سر برند و هم کفار و منافقان و دشمنان مسلمانان به تجاوزگری و سرکشی و ستمگری ادامه دهند. به‌همین‌خاطر، او دنبال آیات «استثنائیه» می‌گردد. چون با برجسته‌سازی همین استثناها می‌توان احکام و سخن خدا را به حال تعلیق درآورد: «از کفار و منافق ترس و وحشت دارید؟ مشکلی نیست، از باب تقیه سلطه‌شان را بپذیرید! اگر به اضطرار افتادید، مشکلی نیست، احکام مجازات اسلامی به حال تعلیق درمی‌آید، می‌توانید مرتکب اعمال حربی و بغی بشوید.»دشمن ضربه سختی بر مسلمین وارد ساخته و بزرگمردی از مجاهدان فی‌سبیل‌الله را از جامعه ایمانی گرفته است، ولی نباید پاسخ آن را داد و انتقام سخت گرفت! مفتی آمریکایی، هیچ‌گاه از اینکه کفار و منافقان بر مسلمین ترس و وحشت حاکم کنند و ضربات سخت بر اقتدار و امنیت مسلمین وارد کنند و محارب و باغی شورش کنند، دلواپس نمی‌شود. چرا؟ چون عافیت‌اندیش و سازش‌کار است و حاکمیت دینی را برنمی‌تابد. حکومت اسلامی عالمان را به پرکاری مسوولانه و دردمندانه فرامی‌خواند. حال آنکه مفتی عافیت‌طلب، هیچ سنخیتی با پرکاری مسوولانه و دردمندانه ندارد. اسلام آمریکایی اینگونه است که به دست مفتیان عافیت‌طلب قوام می‌یابد.
۲- سردار و مجاهدی در جهان اسلام ظهور می‌کند و جبهه تکفیر را می‌شکند و سد راه نظام سلطه می‌شود و بالاخره سردار سپهبد شهید حاج‌قاسم سلیمانی و همرزم عراقی بزرگش ابومهدی‌المهندس را از مسلمین گرفتند. اما جبهه کفار و منافقان با این جنایت خبیثانه به آرامش نرسید. چون وعده «انتقام سخت» به آنان داده شد و مردم هم از تحقق این وعده حمایتی پرشور کردند. اما در چنین شرایطی است که جامعه ایمانی ناباورانه می‌بیند که چگونه مفتی اسلام آمریکایی پشت حاکم اسلامی و مجاهدان فی‌سبیل‌الله و مردم انقلابی را خالی می‌کند و تلاش دارد با حربه عدالت و انصاف، ضرورت «انتقام سخت» را از شدت و حدت بیندازد. گویی گمان برده که مفهوم «انتقام سخت» مترادف با انتقام غیرعادلانه است یا ولی‌فقیه از این مفهوم معنای «انتقام ناعادلانه» را اراده کرده است. از این‌رو، مفتی اسلام آمریکایی متوهم «ضرورت روشنگری» می‌شود و حاکم اسلامی و مردم را به ضرورت انتقام عادلانه فرامی‌خواند. و این یک تهمت نابخشودنی است، نه‌تنها به ولی‌فقیه و ملت، بلکه به سرداران منتقم. او باید توضیح دهد بر چه اساسی به لزوم چنین روشنگری‌ای رسیده است. جای بسی تأسف است که مفتی عافیت‌اندیش شهر، چنین موضعی را برگزیده است. و اما برای آنکه افتاء مفتی اسلام آمریکایی پیرامون حکم شرعی انتقام سخت بی‌پاسخ نماند، به اختصار چند نکته را ذکر می‌کنم.
۳- ولی فقیه در پی ترور سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی پیامی صادر کردند. در قسمتی از آن آمده است: «شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه او در همه این سالیان بود، با رفتن او، به‌حول و قوه‌الهی، کار او و راه او متوقف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکاران است.» باید توجه کرد که جمله اخیر در این عبارت به‌مثابه حکم شرعی تلقی می‌شود؛ یعنی فتوای ولی فقیه برای چنین اقدام جنایتکارانه‌ای، «انتقام سخت» است. قاطبه ملت شریف ایران هم یک‌صدا خواستار «انتقام سخت» بودند. اما حکم شرعی ولی‌فقیه و خواسته مردم بر لزوم انتقام سخت، هیچ دلالتی بر «انتقام ناعادلانه» ندارد. با وصف این، اسلام آمریکایی در شرایطی که همه عزادار هستند، سخن از کوتاه آمدن و «ادب قرآنی انتقام» سر داده است. گوینده این سخن تلاش کرده اهمیت انتقام را کم‌رنگ کند لیکن درنهایت در «انتقام عادلانه» توقف کرده است. او باید به مخاطبان خود توضیح دهد انتقام عادلانه در مساله امروز ما چیست. رهبر حزب‌الله لبنان، جناب سیدحسن نصرالله(حفظه‌الله) بر لزوم «قصاص عادلانه» تاکید کردند و در توضیح آن گفتند قصاص عادلانه یعنی خروج آمریکا از منطقه. اکنون بپردازیم به شأن نزول آیه عقوبت و نتیجه بحث.
۴- سوره نحل ۱۲۸‌آیه دارد و از سوره‌های مکی است و سیاق آیات آن که بیشتر درباره توحید است، لیکن سه آیه آخر که آیه عقوبت عادلانه (و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به) جزء آن‌هاست، مدنی تلقی شده است. چون در آن‌ها درباره مجازات سخن گفته شده است. بنابر نقل مرحوم علامه‌طباطبایی، از روایت امام صادق ؟ع؟ چنین برمی‌آید که شأن نزول آیه عقوبت مربوط به جنگ احد است. لیکن محتمل است که شأن نزول این آیه شریفه مربوط به جنگ احد نباشد. چنانکه خواهیم گفت، محتمل است این آیه مربوط به فتح مکه باشد. اما نکته مهم آن است در میان این۶۰‌آیه شریفه، یک آیه است که احتمال یاد شده را تقویت می‌کند و آن آیه‌۱۲۸ سوره آل‌عمران است : (هیچ‌گونه اختیاری (درباره عفو کافران، یا مومنان فراری از جنگ)، برای تو نیست؛ مگر اینکه (خدا) بخواهد آن‌ها را ببخشد، یا مجازات کند؛ زیرا آن‌ها ستمگرند). شیخ‌طوسی در تفسیر البیان گوید مشرکین در جنگ احد دندان و پیشانی مبارک رسول خدا ؟ص؟ را شکستند، به‌طوری که خون از پیشانی آن حضرت جاری شد. در این حال، رسول خدا ؟ص؟ نگران رستگاری مشرکان بود که چگونه این قوم با کاری که بر پیامبرشان کردند رستگار می‌شوند؟ مرحوم طبرسی در مجمع‌البیان، علاوه‌بر این تفسیر شیخ‌طوسی، از عبدالله‌بن‌مسعود نقل کرده است که وقتی رسول‌الله ؟ص؟ پیکرهای مثله شده اصحاب و عمویش حمزه را مشاهده کردند، گفتند که اگر بر مشرکان ظفر یابیم مانند کاری که آنان با کشته‌های ما کردند، انجام می‌دهیم و آنچنان پیکرهایشان را مثله می‌کنیم. پس این آیه شریفه نازل شد که او است که اینان را می‌بخشد یا عذاب‌شان می‌کند. بعضی گویند که پیامبر با دیدن پیکرهای مثله‌شده درصدد نفرین کردن آن قوم برآمد که این آیه برای تسکین پیامبر نازل شد و حضرت از نفرین کردن منصرف شد . بر این اساس، اگر در انتقام‌خواهی رسول خدا ؟ص؟ یا مسلمانان ذکری از ۷۰‌نفر آمده است، انتقام از مشرکان مکه به‌ازای همه شهدای جنگ احد است و نه‌فقط حمزه سیدالشهدا ؟ع؟.
۵- حسب ظاهر، مثله‌شدن پیکر حمزه، عموی پیامبر شأن نزول دو آیه از قرآن کریم است. آیه سوره نحل(۱۲۶)، عقوبت منصفانه را برای پیامبر و مسلمین جایز شمرده است. اما آیه سوره آل‌عمران(۱۲۸) امر مجازات یا پذیرش توبه مشرکان محارب و مثله‌کننده را به خدا نسبت داده است. شیخ‌طوسی در تفسیر خود آورده است که گفته شده آیه عقوبت با آیات قتال -که مسلمین را به جهاد امر می‌کند- نسخ شده است. این آیه شریفه حکم کلی است که مجازات هر ظلمی به‌مثل خودش است. ظالم به‌اندازه ظلمی که می‌کند، مجازات می‌شود. چنانکه شیخ‌طوسی، یکی از دو نظر درباره شأن نزول این آیه را همین قول دانسته است 
۶- نتیجه این مطالعه قرآنی در مساله انتقام سخت، آن است که هیچ منعی برای انتقام و کیفر دادن ظالمان و ستمگران از ناحیه نصوص نیامده است. آنچه باید رعایت شود، عادلانه بودن انتقام است. نباید شخص ستمگر را بیش از ظلمی که روا داشته مجازات کرد. عقوبت مشروع ظالم به اندازه ظلمش است. فرضاً جنگ احد و ظلم مثله‌کردن پیکر حمزه، عموی پیامبر و دیگر شهدا توسط مشرکان، شأن نزول آیه عقوبت است و رسول‌الله به‌خاطر این آیه از تصمیم خود منصرف شد و صبر را پیشه کرد. لیکن چنین نبود که آن حضرت، دست از انتقام بردارد. واقدی گوید پیامبر در ۲۷‌جنگ (غزوه) شرکت کردند و برای ۴۷جنگ (سریه) لشکر فرستادند. مسلماً بسیاری از این جنگ‌ها همراه با انتقام عادلانه بوده است. رسول‌الله ؟ص؟ پنج سال بعد از جنگ احد (سال هشتم هجری) به‌هنگام فتح مکه تصمیم بر انتقام سخت شهدای احد و آزار و اذیت‌هایی که برخی از مشرکان مکه با ایشان و دیگر مسلمانان کردند را داشتند و به‌همین‌خاطر با‌وجودی که فرماندهانش را سفارش کرده بود که حتی‌الامکان از جنگ و خونریزی پرهیز کنند، نام ۱۱‌فرد را می‌برد و از مسلمانان می‌خواهد که هر‌یک از آن‌ها را در هر کجا یافتند، بکشند. برخی از آنان کشته شدند و برخی دیگر واسطه فرستادند یا خود به‌حضور رسول خدا ؟ص؟ رفتند و از پیامبر امان خواستند و اسلام آوردند. در واقع، صبر پنج‌ساله رسول خدا ؟ص؟ با فتح مکه به ثمر نشست. فتح مکه همان انتقام سختی بود که پیامبر از مشرکان و کفار مکه گرفته بود. به‌همین خاطر، لزومی برای انتقام گرفتن حتی از آن ۱۱نفر نبود. بنابراین، انتقام سخت، امر نامشروعی نیست که حاکم اسلامی از ارتکاب به آن حذر داده شود. خود خداوند منتقم است. الله تعالی در قرآن کریم به «ذو الانتقام» توصیف شده است. آنچه در امر انتقام اهمیت دارد، چگونگی انجام عادلانه آن است. وقتی دشمنان اسلام با خفت و خواری سرزمین مسلمانان را ترک می‌کنند و حاکمیت را به خود مسلمانان واگذار می‌کنند و از دخالت در تعیین سرنوشت مردم منطقه خودداری می‌کنند؛ این نحوه ترک منطقه به‌مثابه انتقام سخت 
تلقی می‌شود.

captcha
شماره‌های پیشین