sobhe-no.ir
834
سه شنبه، ۱۲ آذر ۱۳۹۸
4
دکتر مصطفی غفاری، جامعه‌شناس سیاسی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» ریشه‌ها و پیامدهای اعتراضات اخیر را بررسی کرد

کاهش سرمایه اجتماعی دولت در دو سال

گزارش حسام رضایی / اعتراضات آبان 98 هم به تاریخ پیوست اما درس‌ها و تجربیات کسب‌شده از آن باید به‌طور مداوم، فانوس راه آینده سیاست‌گذاران و سیاستمداران کشورمان شود. طی روزهای پس از برقراری آرامش در کشور، جامعه‌شناسان هر یک از زاویه‌ای به تحلیل شرایط پرداختند. ترجیع‌بند این تحلیل‌ها عبارت «شورش حاشیه علیه متن» بود. بر اساس این تحلیل، عمده کسانی که از سیاست بنزینی دولت به سطوح آمدند و به خیابان‌ها ریختند، طبقات و اقشار ضعیفی بودند که پیش از آن، کمترین توجه به مطالبات و مطلوبیت‌های آن‌ها روا داشته شده بود. برای تحلیل بیشتر دلایل پیش آمدن اعتراضات در ایران و پیامدهای آن، به سراغ دکتر مصطفی غفاری، جامعه‌‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق؟ع؟رفتیم. دکتر غفاری در این گفت‌وگو، از اقشار ساکتی برایمان گفت که در جریانات به‌وقوع‌پیوسته یکی دو هفته اخیر، به اعتراض عریان دست نزدند اما در تحلیل‌های جامعه‌شناختی بعدی، اهمیت‌شان قطعا از اقشار به خیابان آمده کمتر نخواهد بود. این جامعه‌‌شناس درباره راه‌های جلب اعتماد جامعه از وظایف و مسوولیت‌های سنگین دولت حسن روحانی گفت. او در عین حال متذکر شد که «سکوت دولت در شرایط فعلی خیلی مفید نیست». در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

صبح نو

دکتر مصطفی غفاری، جامعه‌شناس سیاسی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» ریشه‌ها و پیامدهای اعتراضات اخیر را بررسی کرد

کاهش سرمایه اجتماعی دولت در دو سال

گزارش حسام رضایی / اعتراضات آبان 98 هم به تاریخ پیوست اما درس‌ها و تجربیات کسب‌شده از آن باید به‌طور مداوم، فانوس راه آینده سیاست‌گذاران و سیاستمداران کشورمان شود. طی روزهای پس از برقراری آرامش در کشور، جامعه‌شناسان هر یک از زاویه‌ای به تحلیل شرایط پرداختند. ترجیع‌بند این تحلیل‌ها عبارت «شورش حاشیه علیه متن» بود. بر اساس این تحلیل، عمده کسانی که از سیاست بنزینی دولت به سطوح آمدند و به خیابان‌ها ریختند، طبقات و اقشار ضعیفی بودند که پیش از آن، کمترین توجه به مطالبات و مطلوبیت‌های آن‌ها روا داشته شده بود. برای تحلیل بیشتر دلایل پیش آمدن اعتراضات در ایران و پیامدهای آن، به سراغ دکتر مصطفی غفاری، جامعه‌‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق؟ع؟رفتیم. دکتر غفاری در این گفت‌وگو، از اقشار ساکتی برایمان گفت که در جریانات به‌وقوع‌پیوسته یکی دو هفته اخیر، به اعتراض عریان دست نزدند اما در تحلیل‌های جامعه‌شناختی بعدی، اهمیت‌شان قطعا از اقشار به خیابان آمده کمتر نخواهد بود. این جامعه‌‌شناس درباره راه‌های جلب اعتماد جامعه از وظایف و مسوولیت‌های سنگین دولت حسن روحانی گفت. او در عین حال متذکر شد که «سکوت دولت در شرایط فعلی خیلی مفید نیست». در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.


به عنوان سوال نخست، از یک عبارت رایج طی روزهای سپری‌شده شروع کنیم. تحلیلگران و جامعه‌شناسان برای تبیین بعد اجتماعی اعتراضات اخیر، از عبارت «شورش حاشیه علیه متن» استفاده کردند. شما تا چه میزان با این عبارت همراهی دارید؟
قضاوت کلان درباره رویدادهایی که از نظر تاریخ وقوع به آن‌ها نزدیک هستیم و از طرف دیگر، سطح درگیری جامعه با آن‌ها، در سراسر کشور پراکنده است و هنوز یک الگوی نظری منسجمی برای فهم آن‌ها نداریم و درواقع چنین ادعاهایی (شورش حاشیه علیه متن) خیلی دقیق نمی‌تواند باشد. اما اگر قرار باشد از یک وجه غالب صحبت کنیم، یعنی اگر قرار نباشد که فقط داده‌های موید نظریه خودمان را تایید کنیم، می‌توانیم بگوییم که وجه غالب اعتراضات اخیر، شورش حاشیه علیه متن بود؛ اما اینطور نیست که لزوما در سراسر کشور، گزاره «شورش حاشیه علیه متن» به‌طور مطلق و کامل صدق کند؛ مثلا در برخی کلان‌شهرهای کشور، طبقات و گروه‌های اجتماعی درگیر بودند که نسبت‌دادن «حاشیه علیه متن» به آن‌ها، چندان صدق نمی‌کند. به‌عنوان یک روایت غالب بدون کنارزدن خرده‌روایت‌های دیگر و با تحفظ اینکه قرار نیست همه واقعیت‌ها را خلاصه کنیم، به نظر می‌رسد سیمای کلی اتفاقات اخیر، شورش حاشیه علیه متن بود؛ البته معنای گروه‌های حاشیه‌نشین را باید مقداری موسع‌تر در نظر بگیریم؛ یعنی گروه‌های طردشده یا نادیده گرفته‌شده اجتماعی را نیز باید جزو همین حاشیه‌نشین‌ها بدانیم.

گروه‌های به‌اصطلاح بی‌صدا؟
بله؛ البته در این نوع طبقه‌بندی، ممکن است لایه‌ها و اقشار دیگری از اجتماع نیز با این گروه‌های طردشده همراهی کنند؛ یعنی با فرض محوریت حاشیه‌نشین‌ها و طردشدگان، شاهد حضور اقشار دیگر به دلایل دیگری هستیم. لابه‌لای این تعابیر مثل «شورش حاشیه علیه متن»، یک وجه مهمی در حال گم‌شدن است؛ آن هم اینکه حساسیت جامعه‌شناختی ما مشخصا نسبت به گروه‌هایی بالا رفته که اعتراض خود را به‌طور علنی بیان کردند؛ این درحالی است که ما نباید اجازه دهیم تا اصل اعتراض و اصل تحویل نگرفتن اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین توسط بقیه اقشار اجتماعی که ظاهرا خروش نداشتند، نادیده گرفته شود.

دلیل اینکه برخی گروه‌ها به زعم شما ظاهر خروش‌آمیز به خود نگرفتند، چیست؟
عدم‌بیان اعتراض به هر دلیلی (اعم از اینکه نمی‌خواهند اعتراض آن‌ها، برچسب آشوب بخورد یا اینکه احساس می‌کنند هزینه‌های یک اعتراض علنی و خشن در نهایت بیش از منافع آن است) که باشد یا عدم‌بیان اعتراض به شیوه‌ای که امروز باعث افزایش حساسیت ما شده، لزوما به این معنا نیست که آن‌ها با ما همدل و همراه هستند یا اساسا اعتراضی ندارند؛ البته می‌توان بخش‌هایی از جامعه را در نظر گرفت که تاثیر افزایش قیمت‌ها روی توان خریدشان، چندان زیاد نیست.

طبقه‌ای که اعتراض خود را علنی نمی‌کند، در تحلیل مناسبات آینده ایران چه نقشی دارد؟
اولین نکته این است که ما را متوجه می‌کند جامعه بیشتر از اعتراضات اخیر که به‌طور علنی به خیابان‌ها آمدند، خاصیت التهابی و اعتراضی دارد. بر همین اساس، باید برای خروش پنهان‌مانده‌ای که همدلی ندارند اما تشخیص داده‌اند اعتراض خود را علنی نکنند، فکری کرد. ما راه‌های مناسب و غیرخشونت‌آمیزی را تعبیه نکرده‌ایم تا بتواند اعتراضات را تخلیه کند و باعث شنیده‌شدن آن و دریافت بازخوردش توسط بخش معترض جامعه شود. ما طی 100 روز آینده، تحولات سیاسی مهمی در کشور خواهیم داشت که بعضی از آن‌ها به صورت مناسبات ملی مثلا سالگرد پیروزی انقلاب در تقویم ثبت شده است. انتخابات مجلس، برداشتن گام پنجم برای کاهش تعهدات برجامی و تصمیم‌گیری درباره پیوستن به FATF، از جمله دیگر مناسبات مهم دیگری است که جامعه با آن رو‌به‌رو خواهد شد. شما فرض کنید در چنین بستر اجتماعی، ما شاهد التهاباتی از این نوع هستیم که نه تخلیه شده و نه جدی گرفته می‌شود. ما امروز در مقطعی قرار داریم که بیش از هر مقطع دیگری، عملا و عینا می‌توانیم امر سرمایه اجتماعی را درک کنیم چون دولت یا حاکمیت اگر برای اجرای سیاست‌های خود، سرمایه اجتماعی قابل اعتنایی نداشته باشد، فلج می‌شود چون دیگر نه می‌تواند کارکردهای طبیعی خود را انجام دهد و نه می‌تواند طرح‌هایی را پیش ببرد که سال‌هاست از آن به‌عنوان «جراحی اقتصادی» یاد می‌شود.
دولت آقای روحانی همان دولتی است که با یک اکثریت قوی در انتخابات 96 پیروز شد و خود انتخابات هم با مشارکت بالا، ضمانت همدلی مردم با حاکمیت را پدید آورد؛ اما در فاصله دو سال‌ونیم پس از آن انتخابات، کاهش سرمایه اجتماعی قابل توجه است. حتی اگر قائل به ضعف حافظه تاریخی مردم ایران باشیم، همه این اعتراضات و نارضایتی‌ها انباشت خواهد شد، یعنی هر شورش و جنبش و نارضایتی‌ای که شکل می‌گیرد، به جنبش‌ها و شورش‌ها و نارضایتی‌های بعدی دامن خواهد زد. قطعا بخش‌هایی از جامعه ما به‌خصوص آن بخش خروشان علنی، حتما دارد بخشی از رسوبات اعتراضات دی را با خود حمل می‌کند.

وجوه افتراق و اشتراک اعتراضات آبان 98 با دی 96 چیست؟
ریشه و خاستگاه بحران در سال 96، ورشکستگی صندوق‌های اعتباری و قرض‌الحسنه و بازنشستگی بود که گفته می‌شد از سوی بانک مرکزی مجوز داشتند و مردم به دلیل اعتمادی که به دولت کردند، به این صندوق‌ها روی آوردند. از یک سنخ کلی می‌شود گفت که از بابت بحران اقتصادی، دی 96 مشابهت‌هایی با مساله الان داشت، منتها سیاست بنزینی اخیر دولت، خیلی بیشتر از مساله موسسات مالی و اعتباری، فراگیری داشت و ثانیا دولت به معنای نظام حکمرانی، به‌طور مستقیم با مساله در ارتباط بود؛ یعنی ابتدا به ساکن تصمیمی گرفت و از شهروندان خودش انتظار همراهی داشت. البته یک عامل خارجی که پای ثابت اعتراضات در ایران است، سوءاستفاده دشمنان و جوسازی رسانه‌ای است که باید آن را به‌عنوان عامل ثابت در نظر بگیریم و نمی‌توانیم چنین مداخلاتی را رافع مسوولیت‌های خودمان به منظور کنترل وضعیت اجتماعی بدانیم. البته نباید فعالیت‌های مداخله‌جویانه دشمنان را نادیده بگیریم اما در مقام تحلیل، حق نداریم همه چیز را به مداخلات بیگانگان تقلیل بدهیم. نوع اجرای سیاست‌ها و نگاه‌ها و نیز نوع محاسبات اجتماعی و سیاستی ما، هم زمینه را فراهم می‌کند و هم اینکه اساسا بستر اصلی است. اگر واقعا نگران این هستیم که دخالت بیگانگان برای ما دردسرساز نشود و هزینه‌ای به مردم تحمیل نکند، باید روی رفتارهای خود بازنگری کنیم.

برای اعتمادآفرینی مجدد مردم، چه اقداماتی باید از سوی مسوولان به‌ویژه مدیران دولتی انجام شود؟
چند لایه برای اقدام داریم؛ اول، گشودن درهای شنیدن اعتراض از طریق مجاری قانونی و همدلی مسوولان با مردم. دوم، حفظ پایه‌های سیاست کنونی و تلاش برای بهینه‌کردن آن، به گونه‌ای که فشار اقتصادی و اجتماعی کمتری بر مردم تحمیل شود. نکته بعدی اینکه با چه سیاستی قرار است این روند دنبال شود؟ وضعیت کلی کشورمان به‌طور اساسی تغییری نکرده است، یعنی فشار تحریم‌های بیرونی وجود دارد، دولت دستور کار مشخصی برای اداره کشور دارد و همچنین مشکل تمهید منابع مالی دارد؛ بنابراین از یک‌سو مردم با پرداخت هزینه‌های سنگین سیاست‌های دولتی را پذیرفتند و از سوی دیگر دولت هم متعهد خواهد شد تا اعتراض‌ها را بهتر بشنود و طرح خود را بهینه کند؛ حال سوال بعدی این است که گام‌های بعدی دولت چه خواهد بود؟ دولت کسری منابع خود را همچنان پابرجا می‌بیند که باید آن را تامین کند؛ آیا دولت به سمت فشارهای بعدی اقتصادی روی دوش عامه مردم خواهد رفت یا اینکه جهت‌گیری‌اش به سمت مالیات‌گیری از اقشار پردرآمد می‌رود؟ گام‌های بعدی دولت، در آرامش‌بخشی یا ملتهب‌کردن جامعه نقش بسیار اساسی خواهد رفت. سکوت دولت در شرایط فعلی خیلی مفید نخواهد بود، یعنی اگر دولت بتواند گام‌های بعدی خود را تبیین کند، هم مصمم‌بودنش در مسیر و هم مدبربودنش در مساله ثابت خواهد شد. وضعیت خلأ فعلی که دولت نه‌تنها از توجیه درست تحلیلی سیاست‌های خود برنمی‌آید و نیز سیاست‌های بعدی‌اش را گنگ گذاشته یا نمی‌تواند درباره آن‌ها با مردم صحبت کند، کمکی به رفع مشکلات نخواهد کرد.

captcha
شماره‌های پیشین