sobhe-no.ir
833
دوشنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۸
15
خبر

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با امین اشرفی، تهیه‌کننده برنامه «شب تئاتر» که از شبکه چهار پخش می‌شود

بخش عظیمی از تئاترها هیچ ارتباطی با جامعه ندارند

گفت‌وگو مصطفی پورکیانی / مجله شبانگاهی شب‌های هنر، انصافا یکی از برنامه‌های پربیننده شبکه چهار سیماست که سری جدید آن با ریتم و موضوعات جنجالی‌تر، هر شب با یک موضوع خاص به صورت زنده پخش می‌شود و شنبه‌های این مجله به «تئاتر» اختصاص دارد که امین اشرفی، تهیه‌کننده این بخش، به ما «صبح‌نو»یی‌ها از درد دل‌های تئاتری‌ها، از جشنواره‌زدگی تئاتر امروز کشور و از بی‌مدیریتی سال‌های طولانی این داستان گفت و ما هم به رسم امانت این گفت‌وگو را تقدیم شما می‌کنیم.

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با امین اشرفی، تهیه‌کننده برنامه «شب تئاتر» که از شبکه چهار پخش می‌شود

بخش عظیمی از تئاترها هیچ ارتباطی با جامعه ندارند

گفت‌وگو مصطفی پورکیانی / مجله شبانگاهی شب‌های هنر، انصافا یکی از برنامه‌های پربیننده شبکه چهار سیماست که سری جدید آن با ریتم و موضوعات جنجالی‌تر، هر شب با یک موضوع خاص به صورت زنده پخش می‌شود و شنبه‌های این مجله به «تئاتر» اختصاص دارد که امین اشرفی، تهیه‌کننده این بخش، به ما «صبح‌نو»یی‌ها از درد دل‌های تئاتری‌ها، از جشنواره‌زدگی تئاتر امروز کشور و از بی‌مدیریتی سال‌های طولانی این داستان گفت و ما هم به رسم امانت این گفت‌وگو را تقدیم شما می‌کنیم.

برنامه شب‌های هنر در فصل جدید خود یک شب را به تئاتر اختصاص داده است. تا حالا چند برنامه و با چه موضوعاتی روی آنتن رفته است؟
اشرفی: در سری جدید شب‌های هنر تا به حال 19 قسمت «شب تئاتر» شنبه‌ها پخش شده است. نکته اصلی در طراحی این برنامه آن بوده که ما مساله‌محور باشیم، یعنی فارغ از جنجال‌های ژورنالیستی و هنری، بیاییم به مسائل و مشکلات تئاتر بپردازیم و 
بر اساس همین، مهم‌ترین دغدغه ما نوع نگاه به مشکلات است که سعی کردیم بی‌طرفانه و بدون هیچ‌گونه سو‌گیری مشکلات روز تئاتر را بررسی کنیم و اگر امکانی وجود داشت برای آن راهکاری ارائه دهیم.

البته برنامه بدون سوگیری در رسانه خیلی شعاری است؛ اینطور نیست؟
واقعیت امر این است چیزی که به گرفتار شده‌ایم همین است. اینکه بخواهیم نکته‌ای را از جنبه‌های مختلف ببینیم، به ما لطمه می‌زند. اگرچه در بدنه و اهالی تئاتر این اعتماد به‌خوبی شکل گرفته و بعد از مدت‌ها از نظر من برنامه‌ساز که در بازخوردها می‌بینم، تا حدودی این بی‌طرفی  -که خود دستاورد مهمی است- به دست امده است.

مهم‌ترین دغدغه شما برای ساخت این برنامه چه بوده است؟ کمتر کسی برای موضوع فرهنگ در جامعه ما دل می‌سوزاند، حال چه برسد به جزئی از فرهنگ و آن هم تئاتری که کلا به دلایلی به فراموشی سپرده شده است.
مهم‌ترین دغدغه و اعتقاد گروه ما این است که انگار ظرفیت تئاتر در جامعه درک نشده است؛ چه از طرف مسوولان و چه از طرف عامه مردم و ما همه تلاش‌مان را می‌کنیم که به این تاثیرگذاری که تئاتر در جامعه می‌تواند داشته باشد، بپردازیم.

نمی‌دانم منظور شما از جامعه و درک نشدن تئاتر توسط مردم دقیقا چیست؟ ولی این را می‌دانم که سال‌هاست خود تئاتری‌ها حساب خود را از مردم و دغدغه‌های جامعه جدا کرده‌اند و با ایجاد محافل خصوصی و اجراهایی که نه بویی از مشکلات جامعه دارد و نه بویی از تعهد اجتماعی، مسیری جداگانه را در حال طی‌کردن هستند.
اجازه بدهید من نکته‌ای را عرض کنم و در دل آن به سوال شما هم جواب خواهم داد. ما الان ادعا داریم که تئاتر تاثیر عملی خودش را در جامعه از دست داده است، یعنی همین حالا شما اعلام کنید تئاتر کشور از فردا تعطیل شده، فقط یک عده‌ای این وسط بیکار شده‌اند و به جز این هیچ‌ اتفاقی در مملکت ما نمی‌افتد. من این سوال را دارم که چند درصد تئاترهای در حال اجرا دغدغه‌مند هستند؟ چند درصد از آ‌ن‌ها دردی از دردهای جامعه ما را مطرح می‌کنند؟ به جرات بخش عظیمی از تئاترهای حال حاضر هیچ ‌ارتباطی با فرهنگ جامعه ما ندارد و من حرف شما را کاملا قبول دارم و متاسفانه انگار مدیران و مسوولان ما هم هیچ‌ راهکاری برای این موضوع ندارند و مساله‌ای که خیلی دردناک‌تر است، خود جامعه هنری ماست؛ مثل اینکه آن‌ها هم به یک بی‌حسی در این زمینه رسیده‌ و فقط غرق در فرم شده‌اند و به این فکر نمی‌کنند که این شکل اجرا چه دردی از جامعه ما را قرار است درمان کند.

بله، نمونه آن هم رفتن به سمت فرم‌های لاکچری و استفاده از چهره‌ها و سلبریتی‌های سینما؛ ولی واقعا این‌ها مردم را به تماشا ترغیب نمی‌کند؟
وقتی شما ارتباط خود را با بدنه جامعه از دست دهید؛ به ناچار برای قشری خاص تئاتر تولید می‌کنید و طبیعتا همان قشر، شما را به سمت‌وسوی خاصی متمایل می‌کند و یک شکاف طبقاتی به تدریج ایجاد می‌شود و به تبع آن یک جنس خاصی از تئاتر برای یک قشر خاصی شکل می‌گیرد که نه دغدغه‌ای دارد و نه اصلا به دنبال این است که تئاتر باید مشکلی از جامعه برطرف کند. این شکاف هرقدر بزرگ‌تر شود، این ارتباط فرهنگی هم به تناسب آن قطع می‌شود. در حال حاضر وجه درآمد و صنعت دارد جریان اصلی تئاتر را له می‌کند. تماشاخانه‌های خصوصی، تئاترهای لاکچری و همه این اتفاق‌ها شما را به یک مسیر پول‌سازی هدایت می‌کنند و این وسط برای تماشاخانه‌دار دیگر هیچ ‌اهمیتی ندارد که چه چیزی قرار است روی صحنه برود و فقط به فکر کسب درآمد ماهانه خود است.

برنامه آخرتان با موضوع «چالش‌های تئاتر ایران در آن سوی مرزها» بوده و مثل اینکه خیلی چالشی جلو رفته است.
بحث ما این بود که تبادل فرهنگی، آن هم با کشورهای دیگر و در قالب هنری مانند تئاتر که وجه مدرنی دارد، فی‌نفسه خوب است که ما با فرهنگ‌های دیکر در حال تبادلاتی از این جنس باشیم، ولی چرا این مساله تبدیل به یک آفت شده است؟ می‌شود گفت در این مسیر چون هیچ‌گونه ریل‌گذاری صورت نگرفته است، عملا ما از مسیر خارج شده‌ایم و الان هیچ ‌تبادلی صورت نمی‌گیرد. این وسط ما یکسری خرده‌فرهنگ وارد کشور خود می‌کنیم که به جز آسیب هیچ‌ دستاوردی برای ما نداشته و در طرف ماجرا چیزی برای صادر‌کردن نداریم. این وسط البته بحث تحصیل در خارج از کشور وجود دارد، بحث جشنواره‌ها، ولی این نکته وجود دارد که تراز هنرمندان تئاتری ما به آن سوی مرزها بدل شده و برای هنرمند تئاتری ما کعبه آمال این شده که در فلان سالن درجه چندم فلان کشور اروپایی اجرا برود و این یعنی تقریبا یک فاجعه؛ البته من به جای مدیران حتما برای یک گروه تئاتری که می‌خواهد یک کار واقعا ایرانی را در یک کشور خارجی به روی صحنه ببرد، هزینه می‌کنم ولی درد اینجاست که بخش قابل توجهی از این آثار اصلا رنگ و بوی ایرانی ندارند. واقعا این همه هزینه‌کردن آن هم اکثرا از جیب شخصی و اجرا در یک کشور خارجی چه دستاوردی برای ما دارد؟ مرحله خطرناک‌تر ماجرا آن است که این وسط بعضی از کشورها به صورت هوشمندانه و زیرکانه به دنبال جذب استعدادهای جوان ما هستند و ما الان شرایطی در مدیریت فرهنگی خود 
به وجود آورده‌ایم که گاهی این استعداد‌ها را دودستی تقدیم دیگران می‌کنیم.

مهمان‌های موافق و مخالف موضوع دارید؟
در بعضی از برنامه‌ها این کار صورت می‌گیرد و در بعضی نه. در برنامه مذکور آقای کیومرث مرادی یکی از مهمان‌های برنامه بودند و او در اوج فعالیت‌ها و معروفیت خود در ایران در کار تئاتر، برای تحصیل به خارج از کشور می‌رود، کار می‌کند و حالا با درک آن فضا دوباره به ایران آمده و از خاطرات شخصی خود در برنامه می‌گوید و اینکه این رفت‌وآمدها ممکن است چه آسیب‌هایی با خود به همراه داشته باشد و البته راهکارهایی را هم ارائه دادند.

در این سال‌ها بارها درباره تئاترهای جشنواره‌ای و آسیب‌ها و منفعت‌هایی که به دنبال دارد صحبت شده؛ حتی در درجه بالاتر از آن فیلم‌های سینمایی و جشنواره‌های خارجی و کارگردان‌هایی که به میل و سلیقه مدیران فلان جشنواره، اصلا فیلم می‌سازند. بحث امروز و دیروز نیست. ماجرا کلان‌تر از این حرف‌هاست و به مدیریت جامعی در این‌باره برمی‌گردد که هیچ‌وقت وجود نداشته است.
بحث معضلات جشنواره‌ها در تئاتر قطعا خیلی بیشتر از سینماست و چون تئاتر مقداری مهجورتر از سینماست و آن اقبال عمومی را ندارد، به جرات می‌توانم بگویم که تئاتر ما کاملا جشنواره‌زده است. این نکته مهمی است که متاسفانه مدیران ما به آن توجهی ندارند. سه هفته برنامه ما به تئاتر استان‌های دیگر اختصاص داشت و تنها نقطه امید آن‌ها به جشنواره است چون در استان‌های دیگر اجرای عمومی به شکل تهران و 30 شب اجرا و سالن اختصاصی تئاتر، اصلا معنی ندارد و تمام فعالیت‌های یک‌سال یک گروه تئاتری در شهرستان، منوط به حضور در جشنواره است. به جز یکسری کمدی‌های شبانه، تقریبا تمام تئاتر شهرستان‌ها درگیر کار برای جشنواره است و وقتی همین تبدیل به جشنواره‌های خارجی می‌شود، آن فاجعه‌ای که نباید اتفاق می‌افتد و آنجا دیگر همه چیز در اختیار سیاست‌گذاران آن جشنواره قرار می‌گیرد که چه کاری آنجا پذیرفته شود، اجرا برود و همه چیزهایی که درباره‌اش صحبت کردیم. الان برنامه ما فقط تلاش مستمر رسانه‌ای در حوزه تئاتر است و شوربختانه آن حمایتی که باید از سوی مدیران در مورد ما وجود داشته باشد، اصلا وجود ندارد و فقط خود جامعه تئاتری باور کرده‌اند ما با بضاعت کم خود حرف و درد دل‌های آن‌ها را مطرح می‌کنیم و اگر اشتیاق آن‌ها نباشد، تقریبا هیچ‌ انگیزه‌ای برای ادامه کار و تولید این برنامه وجود ندارد.

captcha
شماره‌های پیشین