sobhe-no.ir
832
یکشنبه، ۱۰ آذر ۱۳۹۸
12
کارگردان انیمیشن «آخرین داستان» می‌گوید برخی اعضای آکادمی اسکار از ضدقهرمان جذاب اثر خوش‌شان آمده است

بازخوانی خاکستری ضحاک ، شورای صنفی از ما رضایت‌نامه زورکی گرفت

گفت‌وگو فاطمه ترکاشوند / انیمیشن «آخرین داستان» چند روزی است که در سینماهای کشور روی پرده رفته؛ آن هم با داستانی پرهراس و پرچالش از شاهنامه فردوسی و البته با تکنیک دوبعدی. اولین ساخته بلند استودیو «هورخش» که پس از 10 سال بالاخره به اکران رسیده است، دو دنیای فراموش‌شده، یکی از حوزه داستان و یکی از حوزه فرم و تکنیک را کنار هم قرار داده و این جسارت نشان می‌دهد که سر سازندگانش برای رقابت‌های داغ، درد می‌کرده است. با «اشکان رهگذر» کارگردان اثر درباره برخی محورهای این سردردها و دردسرها گفت‌وگو کردیم.

صبح نو

کارگردان انیمیشن «آخرین داستان» می‌گوید برخی اعضای آکادمی اسکار از ضدقهرمان جذاب اثر خوش‌شان آمده است

بازخوانی خاکستری ضحاک ، شورای صنفی از ما رضایت‌نامه زورکی گرفت

گفت‌وگو فاطمه ترکاشوند / انیمیشن «آخرین داستان» چند روزی است که در سینماهای کشور روی پرده رفته؛ آن هم با داستانی پرهراس و پرچالش از شاهنامه فردوسی و البته با تکنیک دوبعدی. اولین ساخته بلند استودیو «هورخش» که پس از 10 سال بالاخره به اکران رسیده است، دو دنیای فراموش‌شده، یکی از حوزه داستان و یکی از حوزه فرم و تکنیک را کنار هم قرار داده و این جسارت نشان می‌دهد که سر سازندگانش برای رقابت‌های داغ، درد می‌کرده است. با «اشکان رهگذر» کارگردان اثر درباره برخی محورهای این سردردها و دردسرها گفت‌وگو کردیم.

باتوجه به اینکه کمیک‌استریپ‌ها در سینمای جهان برای شناخت بازار و آشنایی مخاطب با شخصیت و داستان به کار می‌آیند، چقدر در مرحله انتشار کمیک‌های جمشید، این تمهید را مدنظر داشتید و چقدر به شناخت دوجانبه شما و بازار کمک کرد؟
این مساله خیلی مدنظر ما نبود چون زمانی که کمیک‌ها داشتند منتشر می‌شدند، فیلم هم در حال ساخته‌شدن بود ولی بیشتر هدف‌مان این بود که ذهن مخاطب را برای تماشای انیمیشن آخرین داستان آماده کنیم؛ مثل اثر جنگ ستارگان که اولین اثری بود که چنین تمهیدی را به کار گرفته و هدف ما هم همین بود که مقداری ذهنیت ایجاد کنیم تا وقتی که انیمیشن عرضه شد، لااقل بخشی از مخاطبان با آن آشنا باشند.

چقدر در عمل این اتفاق افتاد؟
خیلی انتظار زیادی از آن نداشتیم چون به هر صورت مخاطب ایرانی، مخاطب کتابخوانی نیست و خصوصا رسانه‌هایی مثل کمیک یا رمان مصور هم در ایران شناخته‌شده نیستند، ولی همین که دو جلد از این کمیک‌ها دو بار با تیراژ 1000تایی تجدید چاپ شد، در نوع خودش اتفاق جالبی بود و ما هم بیشتر دنبال این بودیم که مسیر را باز کنیم؛ البته بخشی از مخاطبان هم پیگیر بودند و دوست داشتند داستان‌های شاهنامه را به صورت مصور ببینند.

الان که فیلم اکران شده، تاثیری روی فروش کمیک‌ها پیش‌بینی می‌کنید؟
هنوز برای چنین قضاوت‌هایی خیلی زود است چون تازه چند روز است که اکران نیم‌بندی در تهران فقط با سه سالن داشته‌ایم و در برخی شهرستان‌ها هم به تازگی آغاز شده است. باید کمی بگذرد و تعداد سالن‌ها افزایش پیدا کند بعدا قضاوت کنیم.

برای فیلمنامه چقدر زمان گذاشتید و حین ساخت تا چه اندازه دستخوش تغییر شد؟
زمان زیادی برد چون خود من حین نوشتن این کار درحال یادگیری هم بودم و بالطبع برای هر هنرمندی هم چنین اتفاقی می‌افتد. در مرحله پیش‌تولید شاید چهار یا پنج بار فیلمنامه را بازنویسی و با افراد مختلف مشورت کردم. بعد از آن هم که وارد مرحله تولید شدیم، با آقای چرمشیر ملاقات کردم و ایشان نکاتی را گفتند که من اواسط تولید بار دیگر فیلمنامه را بازنویسی کردم. ضمن اینکه تهیه‌کننده کار، آقای احسان رسول‌اف هم خودشان یک بینش سینمایی جدی دارند و نکاتی گفتند که باز مصمم‌تر شدم یک بازنویسی دیگر هم انجام بدهم. در مجموع برای فیلمنامه، زمان زیادی گذاشتم و البته الان هم مدعی نیستم که کار بی‌نقصی است اما مطمئنم که فیلمنامه «آخرین داستان» در مارکت انیمیشن، حرف‌های جدی برای گفتن دارد.

اگر فرایند تبدیل منبعی مثل شاهنامه فردوسی یا هر منبعی از ادبیات کهن ایران به فیلم، از مراحل مختلفی مثل رمان و داستان و داستان کوتاه و کمیک‌بوک‌ها عبور می‌کرد، به نظر شما تا چه اندازه می‌توانست روی آشنایی مخاطب با داستان و پخته‌تر‌شدن فیلمنامه شما تاثیر بگذارد؟
مساله این است که خیلی کار خاصی در این زمینه انجام نشده است. البته من به سراغ این پردازش‌های جدیدتر از شاهنامه رفتم و یکی از منابع بسیار جدی‌ام، آثار بهرام بیضایی بود و اصلا تحت‌تاثیر آثاری مثل «سه‌برخوانی» و «شب هزار و یکم» بودم؛ بنابراین تنها منبعی که توانستم پیدا کنم که به کار گرته‌برداری بیاید، آثار بیضایی بود، اما به هر حال کار جدی قابل توجهی هم در این حوزه صورت نگرفته است.
الان خودتان احساس نمی‌کنید شخصیت‌های منفی داستان شما مشخصا خود ضحاک، خیلی جذاب‌تر است؟
خب داستان، داستان ضحاک است و خود فردوسی هم در شاهنامه داستانش را با تیتر ضحاک گفته است.

اما نهایتا از شاهنامه قهرمانی چون رستم درمی‌آید و به یاد می‌ماند، نه ضحاک!
البته ما هم نخواستیم ضحاک از آن دربیاید اما این را باید در نظر گرفت که مدیوم سینما امروز متفاوت از مدیوم شعر و ادبیات است و اگر دقت کنید امروزه دیگر شخصیت‌های سفید و سیاه معنا ندارند و بیشتر شخصیت‌های خاکستری هستند که در سینمای امروز معنادارند. از طرفی هر قدر که شخصیت‌های منفی داستان جذاب‌تر باشند، باعث می‌شود شخصیت‌های مثبت هم جذاب‌تر شوند. تلاش ما این بود که ضحاک یک بعد انسانی پیدا کند و نه اینکه یک موجود فطرتا خبیث باشد که از بدو تولد پلید بوده است چون در آن صورت دیگر خیلی خصلت انسانی نداشت.

پس شاید مقداری از روح شاهنامه فاصله گرفته باشید چون فردوسی تا حد زیادی در پرورش داستان قهرمانانه خود، به شخصیت‌هایش سیاه و سفید نگاه می‌کند و این اقتضای داستان‌های اسطوره‌ای است؟
من موافق نیستم. ما در شاهنامه می‌بینیم که حتی رستم هم در جایی پسرش را می‌کشد و نمی‌توانید بگویید که رستم شخصیت کاملا سفیدی است چون بعدش پشیمان می‌شود و حتی خود فریدون هم وقتی آینده فرزندانش را می‌بیند انگار که هر کاری که تا پیش از آن کرده بوده به استهزاء کشیده می‌شود. نگرش استاد بیضایی هم همین است. سه‌برخوانی، مرثیه‌ای است که ضحاک برای خودش می‌گوید و در واقع خود ضحاک هم از سرنوشت خودش گریان است. خلاصه موافق نیستم که شاهنامه صرفا سیاه و سفید بوده است.

برویم سراغ بازخوردهای اکران؛ ادبیات دیالوگ‌ها برای مخاطب نوجوان قابل فهم است؟
 به نظر من، نوجوان‌ها متوجه می‌شوند. ما عادت کرده‌ایم، مخاطب‌مان را دست‌کم بگیریم. حتی اگر نوجوانی هم باشد که متوجه ادبیات نشود، قطعا درگیر کنش و فضای کار می‌شود. من در جشنواره فجر اکرانی را با نوجوانان شهرری داشتم و اتفاقا همه‌شان هم دختر بودند و باورتان نمی‌شود که چنان بافت‌های زیرین و روابطی را که من در لایه‌های زیرین اثر گذاشته بودم، کشف کرده بودند که من حیرت‌زده شدم و واقعا به این نتیجه رسیدم که نباید این‌ها را دست‌کم گرفت.
تیتراژی هم که شهرام ناظری برای اثر خوانده مورد توجه‌شان واقع شد؟
امیدوارم باشد ولی موضوع این است که ما داریم یک سلیقه و فرهنگی را ایجاد می‌کنیم. اصلا رویکرد من این نبود که بگردم ببینم مخاطب نوجوان چه چیزی را دوست دارد و من همان را بسازم.

اینکه سراغ تکنیک دوبعدی رفتید، کار رقابت را برای خودتان در ارتباط‌گیری با مخاطبی که به انیمیشن‌های جذاب سه‌بعدی عادت کرده، سخت نمی‌کرد؟
این هم از آن چیزهایی است که در ایران در جریان است در حالی که در انیمیشن دنیا، این جریان به سمت انیمیشن 2D برگشته و خیلی جدی مطرح است و ما حتی آثار سه‌بعدی داریم که با فیلترها تلاش می‌کنند آن‌ها را دوبعدی جلوه دهند و بنابراین در سطح جهانی اصلا این موضوع مطرح نیست که مخاطب صرفا انیمیشن سه‌بعدی می‌پسندد، بلکه هر انیمیشن موفقی قدرت جذب مخاطب را دارد. پارسال هم انیمیشنی اسکار را برد که اگرچه ساختارش سه‌بعدی بود اما با یک کیفیت بصری دوبعدی عرضه می‌شد.

یعنی این مساله را رد می‌کنید که بالاخره مخاطب یک نگاهی به جذابیت انیمیشن سه‌بعدی دارد؟
برای مخاطب ایرانی رد نمی‌کنم اما برای مخاطب جهانی قطعا آن را رد می‌کنم. شاید اگر پارسال بود این را نمی‌گفتم اما امروز دیگر این ذهنیت قدیمی شده و حتی بعد حضور خود ما در اسکار، یکی از اعضای آکادمی به من می‌گفت که دیگر این اعضا از سه‌بعدی‌های تکراری خسته شده‌اند و آن‌ها هم بیشتر دنبال این هستند که توجهات را به سمت آثار دوبعدی ببرند.

با این همه باز هم می‌خواهم بدانم که شما بیشتر دنبال ساخت یک انیمیشن هنری بودید یا واقعا می‌خواستید فیلمی عامه‌پسند برای مخاطب نوجوان بسازید؟
هیچ‌کدام. دنبال این بودم که کاری بسازم که صرفا مخاطب عام بپسندد و نه کاری که بگویم من خیلی به لحاظ هنری می‌فهمم و می‌‌خواهم کار جدیدی بکنم. من آن احساسی را که از شاهنامه دریافته بودم و از آن داستان داشتم، منعکس کردم؛ بی‌کم‌و‌کاست. هیچ‌وقت دنبال این نبودم که بدانم مخاطب دنبال چیست و من همان کار را بکنم. این نگرش خیلی هالیوودی است که شما دنبال ذائقه مخاطب برای تولید باشید و اصولا نه هنر را جلو می‌برد و نه مخاطب را.

فضای اساطیری و حس کلی داستان‌های شاهنامه در گرافیک کار، کاملا بازتاب پیدا کرده اما به نظر می‌رسد انیمیت به قوت گرافیک نیست و شاید کمی کند است و در صحنه‌های اکشن و درگیری، انتظار مخاطب را برآورده نمی‌کند، لااقل در مقایسه با آثار دیزنی...
این نظر شما کاملا خلاف نظر منتقدان جشنواره «انسی» است که معتقد بودند صحنه‌های اکشن کار خیره‌کننده است؛ البته شما انتظار ندارید که ما با یک اثر بتوانیم در سطح دیزنی کار کنیم.

برویم سراغ حواشی اکران؛ چه مشکلی با شرکت‌های پخش داشتید و چرا اکران محدود شد؟
مشکلی با شرکت‌های پخش نبود و ما را پذیرفتند اما شورای صنفی اکران نمی‌پذیرفت که فیلم ما پخش شود.

شما به نسبت بقیه فیلم‌ها در اولویت شرکت‌های پخش بودید؟
یکی از شرکت‌های پخش که اسم نمی‌برم به خاطر یک اثر دیگر که فکر می‌کرد گیشه بهتری خواهد داشت، ما را کنار گذاشت. بعد با شرکت پخش دیگری قرارداد بستیم و شورای صنفی هم تایید کرد که فیلم ما توسط این شرکت پخش شود؛ اما اندکی بعد از اینکه خودش صورتجلسه کرد که کار ما می‌تواند پخش شود، خودش، صورتجلسه‌اش را نقض کرد. یک عدم‌هماهنگی عجیب و غریبی بود که به هرحال از آن عبور کردیم.

پس مشکلات اکران «آخرین داستان» حل شده است؟
اصل مشکل روز اول بود که ما دیدیم سانس‌های ما را یکی یکی دارند می‌بندند و یک رضایت‌نامه زورکی هم از من گرفتند که رضایت دارم کارم در تهران فقط در سه سالن پخش شود. این خیلی خنده‌دار بود چون یا باید این رضایت‌نامه را امضا می‌کردم یا کلا قید پخش را می‌زدم.

امضا کردید؟
مجبور بودم!

پس الان اکران در سه سالن ادامه خواهد داشت؟
قول داده‌اند که از اول هفته تعداد سالن‌ها بیشتر شود.

سینماها مشتاق اکران اثر شما هستند؟
خیلی مشتاق هستند و در این سه روز هم ما تقریبا همه سانس‌ها را با سالن پر رفته‌ایم، یعنی در مقایسه با فیلمی که همزمان با ما اکران شد و شاید بشود گفت که پنج برابر ما سالن داشت، فروش فیلم ما حداقل 30، 40درصد بیشتر بوده است.

اوضاع اکران‌های خارجی‌تان چطور بود؟
در بین اکران‌ها خارجی ما فقط به پخش‌کننده آمریکایی، چراغ سبز نشان دادیم که آن هم علتش اسکار بود، اما بقیه اکران‌ها از اواخر آذر شروع می‌شوند.

در اسکار چقدر شانس دارید؟
تا همین‌جایی هم که آمده‌ایم اتفاق بزرگی است ولی اینکه بگویم ما اسکار را می‌بریم به نظرم دیگر خیلی زیاد خدا باید همراهی کند (می‌خندد) چون رقبای خیلی بزرگی حضور دارند؛ اما در بین این 32 اثر، امیدوارم در کنار نیمی از آن‌ها در فهرست پخش‌های اسکار باشیم، البته برنده‌شدن هم مقداری هم مربوط به شانس و اقبال است!

کدام بخش‌های اثر برای اعضای آکادمی که با آن‌ها صحبت کردید، جذاب‌تر بود؟
من با دو نفر از آن‌ها صحبت کردم؛ یکی‌شان که خیلی از 
دو بعدی‌بودن کار خوشش آمده بود و اصلا حیرت‌زده شده بود که در ایران چنین کاری تولید شده و وجود خارجی پیدا کرده است. می‌گفت من اصلا چنین تصوری نداشتم و برایم خیلی جالب بود. یکی دیگر هم داستان انیمیشن را جذاب می‌دانست و می‌گفت که نوع برخورد ما از دیدگاه شرقی با این داستانِ نبرد خیر و شر که بارها و بارها تعریف شده و همچنین ضدقهرمان جذاب اثر که او آن را نقطه قوت کار می‌دانست، برایش جالب است.

کار بعدی‌تان هم قرار است دوبعدی باشد؟
استودیوی هورخش به شکل تخصصی روی انیمیشن دوبعدی کار می‌کند.

برای کار بعدی هم باید 10سال صبر کنیم؟
(می‌خندد) نه کار بعدی چندسالی هست که شروع شده و «آخرین داستان» هم به این دلیل 10 سال طول کشید که بخشی از آن به آزمون و خطا و بخشی هم به بی‌تجربگی بازمی‌گشت و البته مقدار زیادی از آن هم ناشی از کم‌لطفی بود. برای اطلاعات بیشتر کنفرانس خبری خواهیم گذاشت.
 

captcha
شماره‌های پیشین