sobhe-no.ir
828
دوشنبه، ۰۴ آذر ۱۳۹۸
15
خبر

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با شیخ شفیق الجرادی درباره لبنان

لبنان را نباید از دریچه رسانه‌ها و گردشگران دید

شیخ شفیق الجرادی، عضو شورای مرکزی حزب‌الله و رییس مرکز پژوهش‌های دینی و فلسفی لبنان است. وی مدتی است که در تهران به سر می‌برد و در نشست‌های علمی و فرهنگی حضوری فعال دارد. خبرنگار «صبح‌نو» با الجرادی درباره شرایط کشور لبنان مصاحبه‌ای انجام داده که از نظر می‌گذرد.

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با شیخ شفیق الجرادی درباره لبنان

لبنان را نباید از دریچه رسانه‌ها و گردشگران دید

شیخ شفیق الجرادی، عضو شورای مرکزی حزب‌الله و رییس مرکز پژوهش‌های دینی و فلسفی لبنان است. وی مدتی است که در تهران به سر می‌برد و در نشست‌های علمی و فرهنگی حضوری فعال دارد. خبرنگار «صبح‌نو» با الجرادی درباره شرایط کشور لبنان مصاحبه‌ای انجام داده که از نظر می‌گذرد.

ذهنیت عمومی این است که لبنان 
مردم مرفه‌ای دارد، آیا این تصور درست است و همه مردم لبنان در رفاه هستند؟
 لبنان هم مثل هر جامعه دیگری به سه طبقه قابل تقسیم است؛ طبقه محروم که اکثر جمعیت لبنان را تشکیل می‌دهند، طبقه متوسط و طبقه متمول و پولدار که اقلیت و اصحاب قدرت و غرب‌نشینان لبنانی هستند. در گذشته بیشترین تعداد افراد طبقه محروم را شیعیان تشکیل می‌دادند اما در حال حاضر طبقه محروم متشکل از شیعه و بقیه طوایف است. پس این ذهنیت که مردم لبنان مردمی مرفه و متمول هستند تصوری صرفاً رسانه‌ای و تبلیغاتی است که با واقعیت جامعه لبنان همخوانی ندارد. البته این تصویر غلط از جامعه لبنان فقط مختص ایرانی‌ها نیست بلکه بسیاری از کشورها چون شناخت‌شان از لبنان از خلال تبلیغات رسانه‌ای است و رسانه‌ها معمولاً فقط همایش‌ها و مراسم‌های خاص را انتقال می‌دهند؛ همین تصویر اشتباه را دارند. جغرافیای لبنان به‌گونه‌ای است که گردشگران زیادی برای سیاحت و گردشگری به آنجا می‌آیند و این گردشگران تنها به اماکن خاصی در لبنان می‌روند و شناخت‌شان منحصر به آن مناطق است که از واقعیت جامعه لبنان فاصله دارد. وقتی افرادی که در خارج از لبنان هستند لبنان را از خلال تصاویر گردشگران و رسانه‌ها می‌بینند فکر می‌کنند همه مردم لبنان وضع‌شان همان‌گونه هست که درتصاویر رسانه‌ای می‌بینند، در حالی که می‌توانیم بگوییم لبنانی‌ها از فقیرترین مردم منطقه‌اند و متاسفانه بیشترین فقرای لبنانی را شیعیان تشکیل می‌دهند و از میان شیعیان هم شیعیانی که جزو خط مقاومت هستند بسیار فقیرند. ولی ویژگی آن‌ها این است که با الگوگیری از امام علی و امام حسین؟ع؟ صبورانه این فقر را تحمل می‌کنند. به‌گونه‌ای که «تحسبهم الاغنیاء من التعفف»، اما بیشتر مردمی که من می‌شناسم ماهانه حدود 500‌دلار درآمد دارند که نیمی از آن خرج محل سکونت می‌شود و نیمی دیگر از آن در همان هفته اول به پایان می‌رسد و این معمایی است در لبنان که این افراد چگونه بقیه ماه را می‌گذرانند؟!

با این توصیف آیا همه کسانی که در تظاهرات شرکت می‌کنند طبقه فقیر جامعه لبنان هستند که مطالبات اقتصادی دارند؟
حدود 70درصد تظاهر‌کنندگان را فقرا و محرومین تشکیل می‌دهند که مطالبات اقتصادی دارند و به فساد اقتصادی رایج در لبنان معترض‌اند و حدود 30‌درصد دیگر، سیاسیون و احزاب و انقلابیون و کسانی هستندکه دوست دارند با فقرا همراهی کنند و در میان این 30درصد کسانی‌اند که مطالبات غیر اقتصادی هم دارند و در خلال اعتراضات عمومی مطالبات خود را مطرح می‌کنند. البته برخی مطالباتی که در لبنان است مطالبات فرهنگی و اجتماعی است. مثلاً مردم خواهان دولتی مدنی در مقابل دولت  طایفه‌ای هستند یا می‌خواهند قانون احوال شخصیه مدنی در لبنان رعایت شود. عده‌ای دیگر در لبنان به‌دنبال دولتی سکولار بوده که آن‌ها نیز در این تظاهرات هستند و خواسته‌ها و مطالبات خودشان را مطرح می‌کنند. اما غالب کسانی که در این تظاهرات شرکت فعال دارند اعتراض به وضع اقتصادی و فساد اقتصادی دارند.

نظام  طایفه‌ای حکومت در لبنان و سهمیه‌بندی قدرت تا چه میزان در آشفتگی و فساد امروز لبنان مؤثر است؟
به نظر من ریشه و اصل فساد در لبنان از نظام  طایفه‌ای است و مرکزِ اصلیِ فساد در لبنان زعما و رؤسای طوایف لبنانی هستند که ما آن‌ها را «بکوات» یا خوانین طایفه می‌نامیم. مثلاً شخص «ولید جنبلاط» که خان و رییس «طایفه دوروزی» است خودش یک مشکل و معضل در لبنان است. البته شیعه، سنی و مارونی نیز رییس 
آل طایفه و خان دارند که آن‌ها نیز مشکلات خاص خود را دارند. اساساً به نظر من اصل مشکل در لبنان رؤسای طوایف هستند. هر طایفه‌ای متشکل از بخش دینی و  طایفه‌ای، احزاب سیاسی، مأموران و موظفان دولتی و وزرا و نمایندگان است. اگر به‌عنوان مثال شیخ طایفه که یک شخصیت معمولاً مذهبی است حرف رییس طایفه را نپذیرد یا از او تمرد کند 24‌ساعت هم نمی‌تواند در منصب خود باقی بماند او باید تحت سلطه کامل رییس طایفه باشد. احزاب هم همین وضعیت را دارند و کاملاً گوش به فرمان رییس طایفه هستند و هیچ‌گونه استقلال رأی و نظری ندارند و بالطبع نمی‌توانند منتقد رییس طایفه نیز باشند. حتی موظفان ادارات دولتی نیز در تقسیم‌بندی‌های  طایفه‌ای معین می‌شوند. رؤسای طوایف جمع می‌شوند و بین خود سهمیه‌بندی‌هایی، حتی در افراد ادارات دولتی دارند، مثلاً توافق می‌کنند که رییس فلان اداره دولتی باید مسیحی باشد و می‌تواند 40‌درصد نیروهای خود را از میان مسیحیان انتخاب کند و اساساً شایستگی و شایسته‌سالاری معنا ندارد! پس همه چیز اعم از اقتصاد و مسائل حیاتی و آینده مردم، حتی دین مردم در دست رییس طایفه است. به نظر من لازم است  رؤسای طوایف کنار گذاشته شوند و نقش آن‌ها به پایان برسد؛ به شرطی که مردم مفهوم شهروندی را به خوبی بفهمند و برای کرامت‌شان قیام کنند. در این صورت ممکن است که بتوانند رؤسای طوایف را ساقط کنند.

 آیا ممکن است این نظام  طایفه‌ای در لبنان ساقط شود؟
ذات شیء را نمی‌توانیم از آن جدا کنیم و لبنان متشکل و قائم به طوایف است. من نمی‌گویم نظام  طایفه‌ای در لبنان به سختی کنار می‌رود بلکه معتقدم محال است نظام  طایفه‌ای در لبنان کنار گذاشته شود. ماهیت لبنان ماهیتی  طایفه‌ای است، بله، می‌توانیم از تأثیرات منفی نظام  طایفه‌ای کم کنیم ولی اینکه آن را کنار بگذاریم محال است! امروز راه‌های دموکراتیک و غیر دموکراتیک زیادی وجود دارد و شناخته شده است که می‌توان از آن راه‌ها به نتیجه رسید و تاثیرات منفی نظام  طایفه‌ای را در لبنان کم کنیم. ما نیز در لبنان برای اینکه بدیل این نظام موجود را به‌وجود آوریم باید برای رسیدن به خواسته‌های خود طرح و پروژه داشته باشیم و به نظر من بهترین کار توسعه دادن مفهوم شهروندی و برابری است. البته این مسأله بسیار پیچیده و مشکل است و نیازمند زمان طولانی است. به قول سید‌حسن نصرالله ما الان نمی‌توانیم رؤسای طوایف را ساقط کنیم، آن‌ها قوی‌تر از ما هستند و لازم است زمان زیادی بگذرد. سید‌حسن نصرالله می‌گوید: گام‌به‌گام خواسته‌هایتان را محقق کنید چرا که به‌دست آوردن خواسته‌هایتان تنها تدریجی و گام‌به‌گام ممکن است. این در حالی است که مردم متأسفانه خیلی نمی‌فهمند و فکر می‌کنند رؤسای طوایف آن‌ها را حمایت می‌کنند.

تقسیم قدرتی که در لبنان وجود دارد بر چه اساسی شکل گرفته است؟
اساساً این تقسیم قدرتی که در لبنان وجود دارد که نخست‌وزیر سنی، رییس‌جمهوری مسیحی و رییس مجلس شیعی باشد در قانون اساسی وجود ندارد. بلکه یک مسأله کاملاً توافقی بین طوایف است، در واقع لبنان یک دموکراسی توافقی دارد و مدل خاصی از دموکراسی در آن حاکم است که متاسفانه در این دموکراسی خاص رییس طایفه مالک همه امور است و این حالت مطلوب نیست. حزب‌الله هم در تغییر این جریان خیلی عجله‌ای ندارد و معتقد است که اول باید مردم و ملت را حفظ کند و بعد گام‌به‌گام به سمت تغییرات مطلوب پیش برود ضمن اینکه حزب‌الله امروز یک نیروی منطقه‌ای است که وظایف زیادی هم دارد. اگر امروز حزب‌الله در منطقه حاضر نبود معادلات جور دیگری رقم می‌خورد و خط مقاومت اقتدار فعلی را نداشت پس حزب‌الله در کنار وظایفی که در لبنان برای خود تعریف کرده وظایف منطقه‌ای هم دارد که نیروی زیادی از حزب‌الله می‌برد.

مدل اعتراضات در لبنان در کمال مسالمت‌آمیز بودن برگزار شد، این نوع از تساهل ریشه در چه ویژگی‌هایی در جامعه لبنان دارد؟
باید بدانید خونین‌ترین جنگ در منطقه، جنگ داخلی‌ای بود که حدود 40سال قبل در لبنان اتفاق افتاد! جنگی که در آن مردم همدیگر را ذبح می‌کردند! امروز مردم لبنان ابداً نمی‌خواهند به آن دوره بازگردند. ضمن اینکه نیروها و مسوولان امنیتی هم با مردم به صورت مسالمت‌آمیز برخورد می‌کنند و این را هم نمی‌توانیم نادیده بگیریم. البته عنصر سومی هم وجود دارد که به نظر من مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری تظاهرات به صورت مسالمت‌آمیز این عامل سوم است و همین عامل باعث می‌شود تظاهرات شکل حاد و شورش پیدا نکند و به صورت مسالمت‌آمیز برگزار شود، عامل سوم قدرت حزب‌الله است! همه می‌دانند که اگر اعتراض‌شان به سمت شورش برود با حزب‌الله مواجه خواهند بود و به نظر من اگر ترس از حزب‌الله نبود توحش حتی در لبنان امروز نیز بیداد می‌کرد. این را هم بدانید که اسلحه گرم در لبنان بسیار زیاد است و تقریباً هر منطقه و هر خانه‌ای دارای سلاح گرم می‌باشد اما طوایف و بزرگان آن‌ها کاملاً قدرت تحلیل دارند و موازین قدرت را می‌فهمند و می‌دانند که نمی‌توانند با حزب‌الله مواجه شوند و مقابله کنند. اگر امثال سید‌حسن نصرالله در منطقه و در هر کشوری بود کار کشورهای منطقه به اینجایی که الان هست نمی‌کشید! در واقع اگر اقتدار حزب‌الله نبود مردم با اسلحه به خیابان‌ها می‌آمدند و باز هم همان جنگ داخلی اتفاق می‌افتاد.

captcha
شماره‌های پیشین