sobhe-no.ir
828
دوشنبه، ۰۴ آذر ۱۳۹۸
11
نکته

...loading

محمدرضا هنرمند به «صبح نو» می‌گوید آخرین اثرش ریشه در اندیشه اسلامی دارد

مرگ، پیچیده در لفافه عشق

گفت‌وگو فاطمه ترکاشوند /کارگردان فیلم‌های کمدی خاطره‌انگیزی چون «مرد عوضی» و «مومیایی3 » حالا پس از 17 سال با فیلم «سمفونی نهم» به پرده سینما بازگشته است تا مخاطبان سینمایش را با فیلمی شبه‌فلسفی متعجب کند. محمدرضا هنرمند البته تا ابتدای دهه 90 با سریال‌‌های پرمخاطبی چون «زیرتیغ» و «آشپزباشی»، ارتباطش را با مخاطب حفظ کرده و حالا در گفت‌وگو با ‌«صبح‌نو» می‌گوید که به مساله مرگ در ادامه دغدغه همیشگی‌اش پرداخته است.

صبح نو

محمدرضا هنرمند به «صبح نو» می‌گوید آخرین اثرش ریشه در اندیشه اسلامی دارد

مرگ، پیچیده در لفافه عشق

گفت‌وگو فاطمه ترکاشوند /کارگردان فیلم‌های کمدی خاطره‌انگیزی چون «مرد عوضی» و «مومیایی3 » حالا پس از 17 سال با فیلم «سمفونی نهم» به پرده سینما بازگشته است تا مخاطبان سینمایش را با فیلمی شبه‌فلسفی متعجب کند. محمدرضا هنرمند البته تا ابتدای دهه 90 با سریال‌‌های پرمخاطبی چون «زیرتیغ» و «آشپزباشی»، ارتباطش را با مخاطب حفظ کرده و حالا در گفت‌وگو با ‌«صبح‌نو» می‌گوید که به مساله مرگ در ادامه دغدغه همیشگی‌اش پرداخته است.


چه شد که کارگردان کمدی‌های به یادماندنی و برخی آثار کودک، پس از ۱۷ سال به سراغ ساخت یک اثر فلسفی رفت؟
من به جز کارهایی که شما به آن‌ها اشاره کردید، یعنی دو فیلم کمدی «مرد عوضی» و «مومیایی3» یا یک فیلم کودک مثل «دزد عروسک‌ها»، فیلم‌ها و سریال‌های مختلف دیگری هم ساخته‌ام. اولین فیلم حرفه‌ای من «مرگ دیگری» بود که چون سال‌های زیادی از آن می‌گذرد احتمالاً در خاطره نسل شما جوان‌ترها نیست یا مثلاً نمایش «حصار در حصار» که قبل از آن بود؛ بنابراین من از همان ابتدای کار حرفه‌ای فیلمسازی توجهی هم به فلسفه مرگ و زندگی داشته‌ام. همینطور در فیلم «زنگ‌ها» به این دغدغه پرداختم. به گمان من، مرگ، تنها داشته مشترک همه موجودات عالم است که حتی کهکشان‌ها را هم شامل می‌شود؛ بنابراین برای ما انسان‌ها هم که خیال می‌کنیم موجودات ذی‌شعور و متفکری هستیم مرگ می‌تواند موضوعیت داشته باشد. چرا به موضوع
 به این مهمی و فراگیری که همه ما و هستی را در بر خواهد گرفت نباید فکر کرد؟

سمفونی نهم روایت جسورانه‌ای دارد وسراغ موقعیت‌های زمانی و مکانی مختلفی می‌رود؛ نخ تسبیح این موقعیت‌ها چیست و آیا مساله عشق و مرگ و غبطه خوردن فرشته به انسان، خوب به هم دوخته می‌شوند؟
نخ تسبیح روایت خیالی و متفاوت فیلم که به من اجازه رفتن به موقعیت‌های مختلف زمانی و مکانی را می‌دهد، عشق و نفرت است. فرشته به‌عنوان ناظر سرنوشت مختوم بشر، همواره پرسشگر است و برای تجربه این حس غریب و ناشناخته در نهاد بشر وسوسه می‌شود.

بازخوردها چطور بوده است؟
من تصور می‌کنم برای ارزیابی واقعی بازخوردهای جدی و به دور از کج‌فهمی‌ها و باند‌بازی‌های رایج سینما، هنوز خیلی زود است. گذشت زمان قضاوت بهتری به ما می‌دهد.

بسیاری بعد از تماشای فیلم در جشنواره از ارتباط آن با فیلم مشهور ویم وندرس، «فرشتگان بر فراز برلین» گفتند؛ آیا مدنظرتان اقتباس از این فیلم بود؟
تا آنجایی که به خاطر دارم، فیلم «فرشتگان بر فراز برلین» به نظرم فیلم فوق‌العاده و تاثیرگذاری بود. من هرگز جسارت این مقایسه را ندارم ولی از آنجایی که هنر سینما یک تجربه جمعی و تاثیرگذار است، همه فیلمسازان جهان چه بخواهند و چه نخواهند تحت‌تاثیر سینما و فیلم‌های درخشان آن هستند. من به دلیل گذشت سال‌های طولانی از دیدن فیلم فرشتگان بر فراز برلین، نمی‌توانم ارتباط نزدیکی بین سمفونی نهم و آن فیلم پیدا کنم، مگر به همین منظور دوباره فیلم را ببینم.

فیلم وحدت زمانی و مکانی را می‌شکند و از این بابت می‌شود آن را اثر مدرنی دانست. عامدانه خواستید از ساختار کلاسیک در آثار قبلی فاصله بگیرید؟ این تجربه برایتان جالب بود؟
بله، عامدانه که قطعاً بود چون با یک نگاه سرسری هم متوجه می‌شوید که من در تمام فیلم‌هایم به دنبال کشف امکانات جدید و فضاهای کمتر تجربه‌شده هستم. از اینکه خودم را در یک قالب تکرار کنم رضایت خاطر ندارم. 
از این رو می‌شود من را یک فیلمساز تجربی قلمداد کرد. با اینکه در شرایط فعلی سینمای ما، تجربه ژانرها یا تم‌های مختلف بسیار خطرناک و پر از ریسک است، فارغ از مسائل مالی و فروش فیلم که به‌طور طبیعی دغدغه هر فیلمسازی هست، من شخصاً از این تجربه خوشحال و راضی هستم.

از این بابت که در خود فیلم به الهیات و معارف اسلامی درباره عشق و مرگ اشاره می‌شود، 
به نظرتان اینکه فرشته‌ای طلب مقام آدمیت را بکند تا چه اندازه با این معارف سازگار است؟ چنین داستانی از مبانی اندیشه اسلامی قابل برداشت است؟
به استناد کتاب آسمانی و منابع قدیمی ما، فرشتگان از روز ازل طلب مقام آدمیت را داشته‌اند و نسبت به اعطای این مقام به آدم دوپای پر از تضاد و تناقض و در عین حال صاحب اختیار و تصمیم، رشک برده‌اند.

به نظر خودتان، عشق زن و اصرارش به اجرای وصیت شوهرش، به اندازه کافی برای عاشقانه‌ای که در فیلم روایت و موجب حسرت فرشته می‌شود، برانگیزاننده هست؟
فرشته فیلم ما در زمانی چند هزار ساله، شاهد و ناظر انواع و اقسام از‌خودگذشتگی‌های عاشقانه، مثل رابطه عمیق و مثال‌زدنی رابعه و بکتاش یا رابطه عزت‌الدوله و شهید امیرکبیر و دیگران بوده است. او با دیدن رفتار پرخطر راحیل برای انجام وصیت همسرش و عزم جدی او برای این کار در واقع خودش را به مقام آدمیت می‌رساند و خواسته انجام‌نشده راحیل را شخصاً به سرانجام می‌رساند و کار خودش را تمام می‌کند و بقیه ماجرا...
 سمفونی‌ای که ناشنیده ماند
«مرگ دیگری»، اولین فیلم هنرمند بود که آن را بر اساس فیلمنامه‌ای از محسن مخملباف در سال 1361 ساخت و پس از فیلم «گورکن»، همکاری با مخملباف را دوباره در فیلم «زنگ‌ها» در سال 64 تجربه کرد؛ فیلمی که آن را بر اساس برداشتی از فیلم فرانسوی «ترس بر فراز شهر» دانسته بودند. هنرمند بعد از «ردپایی بر شن»، به سراغ اولین فیلم موفق خود در سینمای کودک و نوجوان رفت و فروش چشمگیری را برای «دزد عروسک‌ها» در سال 1368 از آن خود کرد. بعد از فیلم «دیدار» هنرمند فیلمی می‌سازد که بعدها به یکی از مهم‌ترین کمدی‌های تاریخ سینمای ایران تبدیل می‌شود؛ «مرد عوضی» البته اسمی شبیه به اثر مشهور آلفرد هیچکاک دارد اما داستان آن متفاوت است. پس از آن، هنرمند، این موفقیت را با «مومیایی 3» تکرار می‌کند با این تفاوت که این‌بار نه‌تنها اسم، بلکه سوژه و داستان هم تا اندازه‌ای شبیه سری‌های هالیوودی است و کارگردان تلاش می‌کند نوعی پارودی ایرانی برای فیلم‌های ترسناک مومیایی آمریکایی بسازد. با پایان دهه 70 و آغاز موج فیلم‌های اجتماعی، هنرمند هم به سراغ ساخت «عزیزم من کوک نیستم» می‌رود و تا حدودی همراهی خود را با این موج نشان می‌دهد اما از سال 80 تاکنون، پرده‌های سینما دیگر روی فیلم‌های هنرمند را به خود ندیده‌اند؛ این 
در حالی است که این کارگردان کم‌کار سینمای عامه‌پسند، تا اواخر دهه 80 در تلویزیون به ساخت آثار متفاوت و البته پرمخاطبی نظیر سریال‌های کاکتوس، زیرتیغ و آشپزباشی مشغول بوده است.
«سمفونی نهم» که بازگشت هنرمند به سینما پس از 17 سال محسوب می‌شود، حالا در طول دو هفته اکران، حدود 320 میلیون فروخته است؛ البته او با یک فیلم شبه‌فلسفی با مایه‌های طنز، حالا در رقابت با دو کمدی «مطرب» و «چشم و گوش بسته» قرار گرفته و هنرمند معترض است که به غیر‌از این کمدی‌ها که نفس گیشه را گرفته‌اند، حضور مجدد «خانه پدری» هم برایش دردسرساز شده است. با این همه به نظر می‌رسد که آخرین ساخته هنرمند، باوجود دستاوردهای جدید محتوایی و روایی در سینمای ایران، از نگاه منتقدان، خام‌دستانه و غیرمنسجم و از نگاه مخاطب عام، کند و کم‌جاذبه باشد.

captcha
شماره‌های پیشین