sobhe-no.ir
823
دوشنبه، ۲۷ آبان ۱۳۹۸
12
خبر

انجمن نگارخانه‌داران پس از یک ماه به یاد اعتراض به «پیشنهاد حذف بخشودگی مالیاتی هنر» افتاده است

سرمایه‌داری را با تمام ارکانش بپذیرید

سال‌هاست که طبق قانون، هنرها از پرداخت مالیات معاف هستند. این درحالی است که این «بخشودگی مالیاتی هنر» از قضا در ساختار اقتصادی مستقل از دولت اساسا قابل درک و هضم نیست. حالا آنچه «حذف بخشودگی مالیاتی هنر» نامیده می‌شود، بخشی از جامعه هنری را به واکنش واداشته و انجمن نگارخانه‌داران به این مساله انتقاد کرده است.

صبح نو

انجمن نگارخانه‌داران پس از یک ماه به یاد اعتراض به «پیشنهاد حذف بخشودگی مالیاتی هنر» افتاده است

سرمایه‌داری را با تمام ارکانش بپذیرید

سال‌هاست که طبق قانون، هنرها از پرداخت مالیات معاف هستند. این درحالی است که این «بخشودگی مالیاتی هنر» از قضا در ساختار اقتصادی مستقل از دولت اساسا قابل درک و هضم نیست. حالا آنچه «حذف بخشودگی مالیاتی هنر» نامیده می‌شود، بخشی از جامعه هنری را به واکنش واداشته و انجمن نگارخانه‌داران به این مساله انتقاد کرده است.

حالا و در پی اعتراض‌‌های بخشی از مردم به اصلاح نرخ بنزین، بخش‌هایی از جامعه هنری هم به تلاطم افتاده تا هم‌صدایی‌اش را با جامعه نشان دهد. در طلیعه این بیانیه آمده است: «این نه یادداشتی از سر استیصال که غم‌نامه‌ای است پرگداز در سرزمینی که در همه تاریخ، پرچم‌دار هنر و فرهنگ بوده و گله‌ای بزرگ از حسن روحانی و دولت تدبیرش که با امید آمد و در یأس مردمان را ترک می‌کند.» از همین مطلع یادداشت نیز پیداست که بنا نیست با انتقاد یا اعتراضی ناظر به یک قانون یا تصمیم دولتی روبه‌رو باشیم، بلکه ظاهرا توقعاتی در جامعه هنری وجود داشته که حالا برآورده نشدن‌شان، سر گلایه و ابراز دردمندی را باز کرده است.
در بیانیه انجمن نگارخانه‌داران ادامه می‌دهد: «متاسفانه پراکندگی و سراسیمگی در سیاست‌گذاری‌ها بیش از تحریم و ترور و جنگ بر بدنه نحیف اقتصاد واقعی ایران لطمه وارد کرده و بوروکراسی ناکارآمد دولتی -حتی با نیت خیراندیش- کاری جز تقویت و گسترش رانت و فساد انجام نمی‌دهد.» اگرچه این انتقادات در بخش‌هایی می‌تواند به سازوکار اقتصادی دولت خصوصا در حوزه هنر، وارد باشد اما این بیانیه هم تلاشی برای روشن‌کردن حوزه انتقاداتش نمی‌کند.
بیانیه سپس به اصل موضوع اشاره می‌کند: «این سیکل معیوب میان اصلاح قوانین و ناکارآمدی سیستماتیک، بار دیگر خود را در لایحه اصلاحی دیگری نشان داده است. مهرماه امسال سازمان امور مالیاتی کشور طی اعلانی خبر از پیشنهاد حذف بخشودگی مالیاتی اقتصاد هنر داده است. حیرت از چنین واکنشی از یک‌سو و توجیه ناکارشناسانه که این تصمیم را با هدف ایجاد ثبات در کشور معرفی می‌کرد، متخصصان هنری را واداشت تا نسبت به پیشنهاد چنین لوایح خام و کودکانه‌ای واکنش نشان دهند؛ آیا کوچک‌کردن بخشی از جامعه پویای کشور به ایجاد ثبات منتهی می‌شود؟ و این ثبات بدون زیست فرهنگی معنایی خواهد داشت؟» اما سوال اینجاست که چرا مساله‌ای که به اذعان انجمن نگارخانه‌داران «مهرماه» آن هم به‌عنوان یک پیشنهاد اعلام شده است، حالا باید مورد انتقاد قرار گیرد و آیا راهی به جز نامه سرگشاده وجود نداشته است؟
اما گذشته از این حواشی، سوال اصلی آن است که سازوکار اقتصادی هنر در کشور ما به چه صورت است و به چه صورت باید باشد؟ به نظر می‌رسد که ذهنیت و گفتمان اقتصادی که دولت تدبیر و امید، از ابتدا با خود به صحنه آورد، در محدوده بازار آزاد می‌گردد و طبیعتا در چنین سازوکار اقتصادی، صحبت از حمایت فرهنگ با ابزار بخشودگی مالیاتی، نزدیک به شوخی است. مالیات یکی از مهم‌ترین ارکان نظام سرمایه‌داری است و این رکن، همان چیزی است که به به نظامی حیات می‌بخشد که گالری‌ها، زوائد فرهنگی و هنری‌اش محسوب می‌شوند. آیا می‌شود گالری‌دار بود و از فروش در هنرهای تجسمی حرف زد و به اقتصاد بازار آزاد معتقد و پایبند نبود؟
بیانیه اما انگار به وجود چنین تضادی باور ندارد و می‌نویسد: «ما از متولیان کشور خواهشمندیم تا در برابر چنین رویکرد فاجعه‌باری واکنش نشان دهند و افرادی که با چنین رفتارهایی -حتی ناخواسته- سعی در گسستگی فرهنگی دارند را از حوزه قانون‌گذاری به دور نگه دارند. اگر سخن‌راندن از حمایت فرهنگ، صرفا و فقط شعار انتخاباتی نبوده! چرا سازمان امور مالیاتی باید اقتصاد نحیفی را که طبق آمار مجلس کمتر از 0.4 درصد درآمد ملی است (کل درآمد صنایع خلاق) و همه متولیان بر حفظ و حراست از آن تاکید داشته‌اند، با خطر ورشکستگی و زوال مواجه کند؟»
اما در اینجا هم بیانیه انجمن نگارخانه‌داران از اعلام شفاف اعداد و ارقام طفره می‌رود و با ادبیاتی احساسی تلاش می‌کند تا مخاطب را تحت‌تاثیر قرار دهد. سوال مهم دیگری که باید پاسخ داد این است که اساسا این بخش هنری، تا چه اندازه درآمدزاست و مالیاتی که از آن به‌عنوان پیشنهاد یاد شده،  از سوی کدام دستگاه و با چه عدد و رقم و نسبت و درصدی اعلام شده است؟ حذف این مالیات تا چه حد بر زیست‌بوم داخلی و خارجی این بازار تاثیرگذار است و چقدر عواید اقتصادی برای دولت به همراه خواهد آورد؟ انجمن نگارخانه‌داران به سادگی می‌توانست با محاسبه و اعلام این اعداد و ارقام، از آنچه «رویکرد فاجعه‌بار» در هنر و فرهنگ نامیده، دفاع بهتری کرده و قبل از تهییج‌کردن مخاطب، ذهن او را نسبت به مساله شفاف کند.
با این همه نکته قابل تاملی که بیانیه روی آن بنا شده است، به حمایت از هنر بازمی‌گردد؛ حربه‌ای که سال‌هاست بسیاری از فعالان اقتصادی در حوزه هنر، بحق و بعضا به ناحق از آن استفاده می‌کنند. البته که حمایت از هنر، می‌تواند اشکالی غیر ‌از «معافیت از مالیات» نیز داشته باشد و این مهم می‌تواند از طریق تعامل و گفت‌وگوی دوجانبه میان دولت و اصحاب هنر روشن شود اما این گفت‌وگوها خاموش است و تازه چندسالی است که افکار عمومی بدون هیچ‌ ذهنیتی با پدیده‌ای به نام «اقتصاد هنر» مواجه شده است؛ پدیده‌ای که هنوز معلوم نیست عواید آن دقیقا باید به جیب چه کسانی برود و اصلا به جیب چه کسانی می‌رود!
بیانیه در ادامه می‌نویسد: «از این اندوه‌بارتر اینکه شاهدیم کشورهای منطقه در سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود با حمایت‌های بی‌دریغ از بخش فرهنگ چگونه کمر به حذف فرهنگ ایرانی-اسلامی بسته‌اند و این‌بار، برادران در سازمان امور مالیاتی ناخواسته دست در دست ایشان آخرین تبر را بر این ساقه می‌زنند.» البته در اینجا هم این نکته مبهم وجود دارد که کدام‌یک از کشورهای منطقه برای حمایت از بخش فرهنگ خود، آن را از مالیات معاف کرده‌اند و کدام‌یک از آن‌ها، این تصمیم را به قصد کمر بستن برای حذف فرهنگ ایرانی-اسلامی انجام داده‌اند؟ در حالی که هم‌اکنون افغانستان و پاکستان بازار فرش ایران را در دست گرفته‌اند و ترکیه و امارات حتی با استخدام هنرمندان مهاجر ایرانی، گوی سبقت را در هنرهایی از جمله تذهیب و خوشنویسی و نگارگری از ایران ربوده‌اند؟ آیا این اتفاق به حذف مالیات هنر در این کشورها بازمی‌گردد و معنای آن رقابت برای جایگزینی هنر غربی به جای هنر اسلامی است؟ آیا تنظیم‌کنندگان چنین لوایحی نمی‌دانند که گالری‌ها و اندک نهادهای اقتصادی هنر طی این سال‌ها با خون دل و صرف هزینه‌های بسیار و بدون اندکی توقع از حمایت دولتی فقط به قوه عشق و ایمان به فرهنگ ایرانی-اسلامی چرخ هنرآفرینی را گردانده‌اند و سهم مهمی در اشتغال‌زایی و رونق اقتصادی و فرهنگی در کشور داشته‌اند؟»
البته بر کمتر کسی پوشیده است که جنس هنری که در گالری‌ها عرضه می‌شود چندان در دایره هنر ایرانی-اسلامی نمی‌گنجد و گالری‌های خاصی هم که آثاری از این قبیل را به نمایش می‌گذارند یا اساسا دولتی هستند یا در صورت مستقل بودن، از حمایت‌هایی برخوردارند. با این حال این مساله به آن معنا نیست که قانون نباید برای همه به‌طور یکسان اجرا شود، بلکه چه حمایت دولتی و چه حذف آن برای همه به‌طور یکسان باید اجرا شود. با این همه دولت در همه جای دنیا مختار است تا جنس هنری را که مایل به حمایت از آن است انتخاب کند.
برایند این بیانیه بیشتر گویای آن است که فرصتی مناسب برای طرح مطالبات قشری پیش آمده است و البته هنوز هم برای افکار عمومی روشن نیست که آورده اقتصادی و هنری و فرهنگی نگارخانه‌ها برای مردم کشور واقعا چیست و آن‌ها دقیقا چطور درآمد کسب می‌کنند و چطور آن را به بیت‌المال بازمی‌گردانند؛ اما در همین مقدار از ارتباط هم تحت عنوان «مالیات» در این بیانیه اخلال ایجاد شده است. حالا باید دید که وزارت ارشاد مثل قانون 10درصد فروش بلیت کنسرت‌ها باز هم در برابر اصحاب هنر عقب می‌نشیند یا با اقتدار از چیزی که پشتوانه پژوهشی و فکری دارد، دفاع خواهد کرد؛ البته اگر چنین پشتوانه‌هایی واقعا وجود 
داشته باشند.
 

captcha
شماره‌های پیشین