sobhe-no.ir
820
چهارشنبه، ۲۲ آبان ۱۳۹۸
4
گزارش میدانی «صبح نو »از درگیری‌ گروه‌های معارض در تظاهرات خیابانی بغداد را بخوانید

جنگ روایت‌ها در التحریر

گزارش حامد هادیان /بغداد؛ خیابان الشرطه. هوا تازه تاریک شده و صدای تیراندازی گنگ و دوری از بیرون خانه می‌آید. یونس می‌گوید «این صداها عادی است، نگران نباشید.» برادر یونس دشداشه پوشیده. برای شب‌نشینی مهمانش شدیم. وقتی می‌فهمد می‌خواهیم به میدان‌التحریر برویم، می‌خندد و چاقوی میوه‌خوری را روی دستش پایین و بالا می‌کشد به نشانه تکه‌تکه کردن. یعنی معترضان التحریر تکه‌تکه‌تان می‌کنند. یونس حالا جلوی برادرش بال و پر گرفته و خاطره‌ای را که از عصر صد بار گفته دوباره تکرار می‌کند. غروب که جلوی حرم امامین کاظمین دنبال‌مان آمد، همان اول گفت «دیشب توی میدان هزار نفر ریخته‌اند سر یک نفر و به ظن ایرانی بودن حسابی کتکش زده‌اند.» آخرش هم معلوم شده طرف ایرانی نبوده. یونس از بای بسم‌الله می‌خواست ما را از رفتن به میدان‌التحریر منصرف کند. می‌گفت اگر گیر مردم هم نیفتید، پلیس ایست بازرسی که قدم‌به‌قدم التحریر شیفت می‌دهد شما را به جرم جاسوسی می‌گیرد. هی هم تکرار می‌کرد «من به خاطر خودتان می‌گویم وگرنه برای من مشکلی نیست.» هر صد بار بعد تمام شدن حرفش خودم را تکه‌تکه شده روی دست یونس تصور کردم که سوژه عکاسی خبرگزاری‌های داخلی عراق و خارجی‌ها شدم. توی ذهنم تیتر هم ساختم: «خبرنگار ایرانی قربانی آشوب‌های التحریر شد.»

شماره‌های پیشین