sobhe-no.ir
803
دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸
12
گزارش

«عموعباس»؛ نقطه عطف مداحی‌ سیدمجید بنی‌فاطمه

گزارشی از اقدامات کیومرث مرزبان که روز گذشته حکم قطعی‌اش اعلام شد

هتاک چندمنظوره

روز گذشته بود که وکیل کیومرث مرزبان از قطعی‌شدن حکم وی خبر داد. مرزبان در مجموع به‌خاطر جرایم متعدد به 23 سال زندان محکوم شده ولی به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، بالاترین محکومیت وی که 11 سال است، اجرا خواهد شد.

خبر

صبح نو

گزارش

«عموعباس»؛ نقطه عطف مداحی‌ سیدمجید بنی‌فاطمه


آقای سیدمجید بنی‌فاطمه، مداح مشهور تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری «فارس» به نکات جالبی درباره زندگی و شرایط مداحی عنوان کرده است که در ذیل بخشی از آن را می‌خوانید:
 اعتقاد دارم روضه برای هیأت، مانند شیر مادر برای بچه حیاتی است. البته در شرایط کنونی تلاش کرده‌ام روضه را در قالب سینه‌زنی ارائه کنم. بر‌این‌اساس، در نوحه‌های زمینه‌ای که در جلسه می‌خوانم، به روضه تأکید بسیاری می‌کنم؛ یعنی در این نوحه‌ها کلمات مهم روضه را مطرح می‌کنم. فضای امروز جامعه این را قبول نمی‌کند که دائما روضه گوش کنند. مردم امروز روضه را صرفا در هیأت گوش می‌کنند؛ اما نوحه و سینه‌زنی را در خارج از فضای هیأت در تلفن‌های همراه، خودرو، محل کار و... نیز گوش می‌دهند. بنابراین، تصمیم گرفتم روضه را در قالب سینه‌زنی نیز به مخاطب ارائه کنم. پس درمقایسه‌با گذشته تغییری نکرده‌ام؛ بلکه تنها قالب‌ها را تغییر داده‌ام.
 نوحه عموعباس را آقای اصلانی گفته بود. در این شعر، عبارت‌هایی به‌کار رفته بود که تازگی داشت و تا آن زمان، کسی حضرت عباس؟ع؟را از زبان بچه‌ها موردخطاب قرار نداده بود. همواره او در نوحه‌ها و روضه‌ها، فردی قدرتمند، مطیع امام زمان و کسی که خود را نمی‌بیند و تنها به خواست امام زمان خود توجه می‌کند و مظهر ادب، وفاداری و دیگر ویژگی‌ها مطرح شده بود؛ اما به‌یکباره در این نوحه، از زبان یک بچه خیلی راحت «عموعباس» خطاب شد. مردم در باطن بسیار عاشق حضرت عباس؟ع؟هستند و خود را با ایشان صمیمی می‌دانستند؛ اما هیچ‌گاه راحت و صمیمی با ایشان صحبت نکرده بودند که این کلمه «عموعباس» کمک کرد تا ارتباط مردم با حضرت ابوالفضل؟ع؟راحت‌تر شود. در این نوحه می‌خواندم: «عموعباس علمت کو عموی خوبم / عموعباس تو نرو تا که پا نکوبم». دومین دلیل آن بود که این نوحه زمانی خوانده شد که ابتدای ایجاد فضای مجازی و حتی ابتدای آن بود که افراد می‌توانستند در گوشی‌های همراه خود نوحه را به‌عنوان زنگ موبایل قرار دهند. این نوحه نقطه عطف کار من بود. هر خواننده گاهی اوقات کارهای خوبی انجام می‌دهد که ماندگار می‌شود؛ اما بعد از آن مهم است چه برنامه‌ای دارد و چه کارهایی انجام می‌دهد و من معتقدم این مهم‌تر است.
 من از بچگی حاج‌منصور را دوست داشتم و مانند او هم می‌خواندم. در سال ۱۳۷۶ در حسینیه بیت‌الزهرا؟س؟، حاج‌منصور به من گفت بخوان! هنوز یادم است آن روز چه نوحه‌ای خواندم. از آن زمان خدمت حاج‌منصور درس گرفتم. البته شاگرد تنبل او هستم؛ اما درس‌های بسیاری از او گرفتم. من درکنار حاج‌منصور فهمیدم خوانندگی تنها ۳۰درصد است و ۷۰درصد کار شامل منش، رفتار، مدیریت، اخلاق، اخلاص و... است و در این مسیر باید اشتباه دیگران را نادیده‌ گرفت و محبت آنان را در چشم بزرگ کرد. بیشتر درسم را در این مسیر از حاج‌منصور گرفتم.
  من از ابتدای راه‌اندازی هیأت رزمندگان اسلام در این هیأت مداحی کرده‌ام. ابتدای کار هیأت رزمندگان، یکی از مداحان مشکلی برایش پیش آمده بود که من جایش رفتم. زمانی‌که به آن هیأت در شهرستان رفتم، صاحب مجلس من را نمی‌شناخت. ابتدا براساس نام و نام‌خانوادگی که به حضرت زهرا؟س؟ منسوب است، تصور می‌کردند من سن بسیار زیادی دارم؛ بنابراین، پشت تلفن من را «حاج‌آقای بنی‌فاطمه» خطاب می‌کرد. صدای من هم اصلا متناسب با چهره‌ام نبود؛ اما زمانی‌که من را دید، تعجب کرد و پرسید: حاج‌آقا کجا هستند؟ گفتم: خودم هستم! او گفت: مزاح می‌فرمایید؛ یعنی همراه ندارید؟ گفتم: نه، تنها هستم. این فرد کمی سرخورده شد و با مسوولان هماهنگ‌کننده تماس گرفت که ماجرا چگونه است؟ برای رفتن به مجلس نشستیم که آن فرد سر حرف را بازکرد و درنهایت گفت: اگر مقدور است دو خط برای ما بخوانید. من گفتم: می‌خواهید من را امتحان کنید تا بدانید صدایم چگونه است؟ آن فرد بسیار شرمنده شد و من هم عمدا نخواندم. آن فرد تا شروع جلسه استرس داشت. درنهایت، به فضل الهی جلسه بسیار خوبی شد. بعد از جلسه گفت: مقدور است فردا شب هم بمانید یا جلسه بعدی هم حضور پیدا کنید؟ من هم گفتم: ابدا!
 

captcha
شماره‌های پیشین