sobhe-no.ir
802
یکشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۹۸
13
گفتار

اندیشه نو با نوسان میان گذشته و حال به دست می‌آید

غلامحسین ابراهیمی‌دینانی

حجت‌الاسلام حسن یوسف‌زاده در کرسی علمی «مبانی و اصول حاکم بر ارتباط با خلق در سبک زندگی اسلامی» تاکید کرد

کم‌کاری در سبک زندگی قرآنی

کرسی علمی ترویجی «مبانی و اصول حاکم بر ارتباط با خلق در سبک زندگی اسلامی از منظر قرآن کریم» توسط گروه تخصصی علوم انسانیِ قرآنی پژوهشگاه با صحبت‌های حجت‌الاسلام حسن یوسف‌زاده برگزار شد. یوسف‌زاده دکترای ارتباطات دارد و عضو هیأت علمی جامعة‌المصطفی و دبیر اندیشکده مبانی مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت است.

خبر

صبح نو

گفتار

اندیشه نو با نوسان میان گذشته و حال به دست می‌آید

غلامحسین ابراهیمی‌دینانی

غلامحسین ابراهیمی‌دینانی، چهره ماندگار و مدرس برجسته فلسفه، شب گذشته در برنامه معرفت که از شبکه چهارم سیما پخش شد به بحث در زمینه رابطه اندیشه با هستی پرداخت و بیان کرد: در اصطلاح حکما از ذهن و عین سخن به میان می‌آید؛ اما در اصطلاح غربی‌ها بحث از سوژه و ابژه است. در اینجا مساله به صورت هستی و اندیشه مطرح شده است. در اینکه انسان می‌اندیشد تردیدی نیست. انسان از وقتی که متولد می‌شود، فکر می‌کند تا اینکه تبدیل به یک حکیم می‌شود، بنابراین فکر تعالی پیدا می‌کند. فکر کردن که اندیشیدن است نیز باید به چیزی باشد؛ نمی‌شود که انسان فکر کند و نداند به چه چیزی فکر می‌کند. اگر می‌اندیشد به چیزی می‌اندیشد، بنابراین بین اندیشیدن و آنچه به آن اندیشیده می‌شود، تفاوت است. وی با بیان اینکه انسان در ابتدا به موجودات می‌اندیشد، گفت: مثلاً به دریا فکر می‌کند و این تفکر برای این است که بداند موجودات چه چیزی هستند ولی موجودات بدون وجود نیستند. اگر انسان به موجودات می‌اندیشد، نمی‌تواند به وجود نیندیشد. اگر موجود است، پس وجود دارد؛ اما از وجود غافل هستیم. اگر دقت کنیم می‌بینیم وجود اصالتش از موجود بیشتر است و موجودات از وجود سرچشمه می‌گیرند؛ لذا اصالت برای وجود است و باید به وجود اندیشید. اندیشه از شوون وجود است و چه‌بسا انسان فکر کند که در مقابل وجود ایستاده و به آن می‌اندیشد؛ اما چیزی بیرون از وجود نداریم و خود اندیشیدن از شوون و جلوه‌های وجود است و اگر به این نکات توجه کنیم که انسان به وجود می‌اندیشد و چیزی از وجود و هستی بیرون نیست، نتیجه این می‌شود که خود وجود به خود وجود می‌اندیشد؛ یعنی انسان چون جلوه وجود است، جلوه به متجلی می‌اندیشد. همیشه پرسنده به آنچه مورد پرسش است سلطه دارد. می‌پرسم که هستی چیست و آن را زیر سؤال می‌برم، حال یک نفر می‌پرسد؛ این اندیشه که هستی را زیر سؤال می‌برد هست یا نیست؟ این اندیشه هست و اگر هست از هستی است، پس هستی به هستی می‌اندیشد. خاصیت انسان این است که به اندیشه‌های گذشتگان می‌اندیشد تا ببیند انبیا؟ع؟ و... چه فرموده‌اند؛ بنابراین به اندیشه‌های پیشینیان، تا جایی که تاریخ ما را می‌برد، می‌اندیشیم. از یک‌سو نیز با واقعیات حاضر روبه‌رو هستیم؛ یعنی در این عصر با واقعیت‌های جدید مواجهیم، از جمله اینترنت یا موبایل که واقعیت‌های پیش‌روی ماست. همیشه بین اندیشیدن به گذشتگان و آنچه تاکنون در واقعیت است، در رفت‌وآمد هستیم. دو حیث داریم؛ هم به گذشته و اندیشیدن گذشتگان می‌اندیشیم و هم با واقعیت جدید روبه‌رو هستیم. حالا اگر بخواهیم واقعیت حاضر و اندیشیدن گذشتگان جمع کنیم، چطور می‌شود؟ اعم از اینکه بتوانیم جمع کنیم یا نتوانیم، نمی‌توانیم گذشته را نابود و از نو فکر کنیم. انسان‌ها که فکر می‌کنند، مانند یک طفل متولد شده فکر نمی‌کنند، بلکه بر اساس گذشته این کار را انجام می‌دهد.
ابراهیمی‌دینانی تصریح کرد: حرف جدید، تازه است و سابقه هم ندارد؛ چه اینکه در تکنولوژیِ جدید، اختراعاتی داریم که قبلاً نبوده است؛ اما با صرف‌نظر کردن از گذشته و منفی کردن گذشته به این نتیجه نرسیده‌ایم، بلکه با توجه به گذشته بوده است، پس این دنباله گذشته است، گرچه با گذشته تفاوت دارد. بسیاری از چیزها را کشف کرده‌ایم، اما با نادیده‌گرفتن گذشته کشف نشده است، بلکه بر اساس همان‌هاست. در حقیقت خطاهای گذشته کشف شده و انسان به راه درست رسیده است.

captcha
شماره‌های پیشین