sobhe-no.ir
789
سه شنبه، ۰۲ مهر ۱۳۹۸
14

اخلاص شهیدان و اختلاس دست‌های آلوده

غلامرضا بنی‌اسدی

نگاهی به برنامه «رژیم تحمیلی» که از شبکه هیسپان تی‌وی پخش می‌شود

تحــــــــــلیل یک تحمیل

برنامه «رژیم تحمیلی» شبکه اسپانیایی‌زبان هیسپان تی‌وی را می توان یک جزء معطوف به کل دانست. نه از حیث درونمایه و شأنیت سوژه که از منظر ساختار و مضمون در نسبت با تولیدات شبکه هیسپان تی وی. در واقع می توان آن را یکی از برنامه‌ها و عناصری دانست که مجموعه «صهیونیسم‌شناسی» را در این شبکه شکل می‌دهد و می‌سازد.

راه‌اندازی دبیرخانه دائمی همایش کتاب سال بانوان

صبح نو

نگاهی به برنامه «رژیم تحمیلی» که از شبکه هیسپان تی‌وی پخش می‌شود

تحــــــــــلیل یک تحمیل

برنامه «رژیم تحمیلی» شبکه اسپانیایی‌زبان هیسپان تی‌وی را می توان یک جزء معطوف به کل دانست. نه از حیث درونمایه و شأنیت سوژه که از منظر ساختار و مضمون در نسبت با تولیدات شبکه هیسپان تی وی. در واقع می توان آن را یکی از برنامه‌ها و عناصری دانست که مجموعه «صهیونیسم‌شناسی» را در این شبکه شکل می‌دهد و می‌سازد.

 اگر بخواهیم بر مبنای مؤلفه‌های موضوعی به بازخوانی برنامه‌های شبکه هیسپان تی‌وی بپردازیم به برنامه‌های متعددی برمی‌خوریم که هرکدام از نظرگاه و زاویه دید خود به موضوع مشترکی پرداخته‌اند و آن هم اسرائیل و مسائل آن و تفکرات و عملکرد صهیونیسم بوده است. یکی از آن‌ها «رژیم تحمیلی» است که نگاه تخصصی و اختصاصی به این مقوله داشته و سعی می‌کند به بازنمایی ابژه‌ای بپردازد که اگرچه هویت سیاسی و جغرافیایی مبهمی دارد (یا بهتر بگوییم؛ ندارد) اما به عنوان یک واقعیت تلخ در مناسبات و معادلات جهانی مؤثر است و بر آن‌ها تأثیر مستقیم و غیرمستقیم می‌گذارد. به عبارتی دیگر این برنامه به ابهام‌زدایی از مسأله‌ای می‌پردازد که خودش ذاتاً امری مبهم به معنای هویتی آن است. رژیمی که هویت سیاسی آن در پرده‌ای از ابهام و کشمکش است اما دست‌های پنهان او در این برنامه رمزگشایی می‌شود. پیش از هر چیز «رژیم تحمیلی» این پارادوکس را در لایه‌های درونی خود برملا و برجسته می‌کند که به‌تنهایی قابل تأمل است.
در هر قسمت از این برنامه گوشه‌ای از بی‌هویتی و عدم حریت سیاسی رژیم صهیونیستی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد که برخی از قسمت‌های آن تا حد یک افشاگری تکان‌دهنده پیش می‌رود؛ مثلاً در یکی از بهترین قسمت‌های این برنامه، بحث «معامله قرن» که دونالد ترامپ مطرح کرده است، مورد بررسی قرار گرفت و به این مسأله پرداخته شد که پس از روی کارآمدن ترامپ طرح «معامله قرن» مطرح شد و داماد او مسوولیت لابی‌گری با کشورهای مختلف را برعهده گرفت؛ طرحی که اعلام جزئیات آن چندین‌بار به تعویق افتاد. قسمتی از این سند که به‌دنبال صلح میان فلسطین و رژیم اسرائیل است توسط رسانه‌ها فیلتر شده است. به نظر به خاطر حاضر نبودن مقامات دیپلماتیک فلسطینی برای انجام این قرارداد، به وقوع پیوستن این قرارداد خیالی بیش نباشد و بیشتر به یک معامله پشت پرده شباهت دارد. بررسی ابعاد این معامله عجیب و غریب حتی اگر واجد تحقق تاریخی باشد، نوعی پیش‌آگاهی در مخاطب ایجاد می‌کند و از جنس برنامه‌هایی است که می‌توان آن را نمونه‌ای از یک استراتژی رسانه‌ای دانست.
در یکی دیگر از قسمت‌های این برنامه، تحلیل و موشکافی تبعیض در دستگاه قضایی رژیم صهیونیستی محور برنامه بود؛ برنامه‌ای که به تحلیل کلی و کلیات سوژه نمی‌پرداخت بلکه با محورقراردادن یک پرونده ویژه قضایی تلاش می‌کرد از مصادیق به مفاهیم و تحلیل ساختاری برسد. به این معنا که قتل یک شهرک‌نشین اسرائیلی اتیوپی‌تبار را توسط افسر پلیس بررسی می‌کرد. بررسی این قتل توسط مقامات وزارت دادگستری اسرائیل که اراده‌ای برای اعلام جرم علیه افسر پلیس در دستگاه قضایی رژیم صهیونیستی وجود نداشت، یکی از جذاب‌ترین فرازهای این برنامه و تحلیل بود.
بر اساس گزارش‌ها و طبق اطلاعاتی که در این برنامه ارائه شد، در نهایت بیان شد که احتمال اینکه علیه این افسر به اتهام قتل اعلام جرم شود، به طرز قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته و این می‌تواند اوضاع وخیم کنونی را در بین اسرائیلی‌های اتیوپی‌تبار افزایش دهد.یکی دیگر از قسمت‌های جذاب این برنامه، قسمتی بود که فعالیت‌های شهرک‌های غیرقانونی مناطق اشغالی فلسطین را بررسی می‌کرد. تفسیر وضعیت شهرک‌های غیرقانونی به عنوان اهرمی برای استعمار و آپارتاید اعمال‌شده در سرزمین‌های اشغالی، بحث محوری این قسمت بود؛ شهرک‌هایی که معمولاً و به ظاهر، تصویرهای شگفت‌انگیزی را از هم‌زیستی میان مهاجران و نیروهای مسلح رژیم اسرائیل انعکاس می‌دهند، اما حقیقت این است که این ساختارها بدون داشتن کسی برای تأمین مالی به هیچ کاری نمی‌آیند و فساد شرکت‌های بانکی و ساختمانی دیگر گوشه‌های کمتر رسانه‌ای‌شده این نقض حقوق بشر هستند.
همین چند نمونه از قسمت‌های مختلف برنامه «رژیم تحمیلی» که در بالا به آن اشاره شد، مبین نگاه و رویکرد جذاب برنامه هم در انتخاب سوژه‌هاست، هم در شیوه پرداخت به آن؛ سوژه‌هایی که آن‌قدر در ذات خودشان ملتهب و پررمز و راز است که حتی بدون ساختار و پردازش رسانه‌ای نیز می‌تواند مخاطبان علاقه‌مند به مسائل اسرائیل را جذب کند. سوژه‌هایی بنیادین که نگاهی استراتژیک در سویه‌های تحلیلی خود دارد و در عین حال از لحاظ فرمی نیز واجد ریتم و ضرباهنگ خوبی است که خارج از حوصله مخاطب نباشد.
فارغ از جزئیات سوژه، کلیت برنامه در نهایت به نقد یک کلیت می‌پردازد؛ به این معنا که آنچه در نهایت به مصداق نقد بدل می‌شود، کلیتی است به نام اسرائیل که به عنوان یک رژیم تحمیلی نه فقط نقد که نفی می‌شود.

captcha
شماره‌های پیشین