777
سه شنبه، ۱۲ شهریور ۱۳۹۸
14
کتاب «حسین از زبان حسین»‌ رونمایی شد

خدا محبت امام‌حسین(ع) را به ما هدیه کرده است

گزارش «صبح‌نو» از حضور در هیأت «کانون دانش‌پژوهان نخبه»

سینه‌زنی وسط المپیادی‌ها

تا چشم کار می‌کند جوان نشسته! جوان و نوجوان. بین جمعیت می‌توان تک و توک افراد سن و سال‌دار هم دید، اما اینجا به معنای واقعی کلمه یک هیأت جوانان و نوجوانان است.

شمس و حجوانی نمایندگان ایران در جایزه آسترید لیندگرن

صبح نو

گزارش «صبح‌نو» از حضور در هیأت «کانون دانش‌پژوهان نخبه»

سینه‌زنی وسط المپیادی‌ها

تا چشم کار می‌کند جوان نشسته! جوان و نوجوان. بین جمعیت می‌توان تک و توک افراد سن و سال‌دار هم دید، اما اینجا به معنای واقعی کلمه یک هیأت جوانان و نوجوانان است.

چند هفته قبل که تعدادی از المپیادی‌ها و مدال‌آوران علمی به دیدار رهبر معظم انقلاب رفتند و 135 مدال المپیادهای علمی کشوری و جهانی خود را به ایشان تقدیم کردند، اسم یک مجموعه زیاد شنیده شد؛ «کانون دانش‌پژوهان نخبه». مجموعه‌ای که تعدادی از آن مدال‌آوران عضوش بودند و البته در این 25 سالی که از تاسیس آن می‌گذرد چند بار دیگر هم اعضایش مدال‌هایشان را به رهبری اهدا کرده‌بودند؛ اما حالا که محرم از راه رسیده است، انگار این بر و بچه‌های المپیادی که در این چند روز درباره درسخوان بودن و نخبه‌بودن‌شان زیاد حرف زده شده است، دارند آن روی دیگرشان را هم نشان می‌دهند؛ روی معنوی و انقلابی و ولایی‌بودن‌شان.
راستش فکر می‌کردم الان با یک هیات جمع‌و‌جور و از شما چه پنهان کم‌حال روبه‌رو می‌شوم اما جا خوردم. 400، 500 نفر جوان و نوجوان گوش تا گوش مسجد لولاگر را پر کرده بودند و همین‌طور هم داشتند اضافه می‌شدند. مداح هم که خواست شروع کند، چند بار از جمعیت خواست که بیایند جلو تا بقیه هم جا شوند. در قسمت خواهران هم ظاهراً همین وضعیت بود. این‌طور که شنیدم آن‌طرف یک مهد کودک کوچک هم راه انداخته‌اند برای نگهداری بچه‌های متاهل‌های کانون که حالا تعدادشان هم زیاد شده است.
سخنران هیات کریم آل‌طه؟ع؟ حاج آقای صالحان است. از یکی از بچه‌های کانون می‌شنوم که او فقط سخنران هیات‌شان نیست، روحانی کانون است و حواسش به حلال و حرام تصمیمات کانون و در مسیر شرع و انقلابی بودن این مجموعه علمی- تربیتی است. بعد از هیات هم از رفتار بچه‌ها با حاج‌آقا معلوم است که خیلی قبولش دارند و البته رابطه‌شان هم صمیمی و محبت‌آمیز است. به‌دست‌آوردن دل این‌ همه جوان و نوجوان، آن هم افرادی که نخبه علمی هستند و بالاخره برای خودشان شاید شأنی داشته باشند کم‌ هنری نیست که حاج‌آقای صالحان داشته و توانسته از پس آن بربیاید.
یکی از اعضای کانون توی جمع چند نفر را نشان می‌دهد و می‌گوید هر‌یک در چه المپیادی چه مدال‌هایی کسب کرده‌اند؛ برنز و نقره و طلا، کشوری و جهانی، شیمی و ریاضی و فیزیک و... اوووه. سرم سوت می‌کشد. می‌گویم «بی‌خیال، غیر از المپیاد و کار علمی کار دیگری هم می‌کنید؟» می‌خندد و به همین هیات اشاره می‌کند و این‌طور جواب می‌دهد: «به نظرت فقط کار علمی و درسی می‌تواند این جمعیت را توی این‌طور هیاتی جمع کند؟» و بعد توضیح می‌دهد که محور اصلی کار کانون، به موازات کار علمی، کار تربیتی است. بچه‌ها، نخبه‌هایی هستند که توی مدارس نمونه و تیزهوشان درس می‌خوانند اما اهل دین و معرفت و انقلاب‌اند.
از کلاس‌های قرآن و جلسات معنوی و هیات هفتگی و درس اخلاق ماهانه و برنامه‌های کتابخوانی و ادبی و ورزشی و اردوهای جهادی و مشهد و شمال و راهیان نور و... حرف می‌زند. می‌گوید همین هفته پیش در همین مسجد رونمایی از کتاب «تربیت ماندگار» بود؛ کتابی که توسط شورای تربیت کانون تألیف شده و مجموعه بیانات رهبر انقلاب درباره تربیت است. یک مجموعه کتاب هم قبلاً منتشر کرده‌ بودند به اسم «برنا» که یک‌جورهایی توضیح مبانی و نحوه اجرای مدل کانون‌شان بود برای آن‌ها که می‌خواهند چنین کاری را راه بیندازند. می‌گوید خیلی‌ها از کانون الگو گرفته‌ و جاهای مختلف مثل این کار را راه انداخته‌اند.
از محدوده فعالیت کانون می‌پرسم که جواب می‌دهد جنوب تهران و تا می‌گوید در مناطق 14 و 19 و 20 شعبه داریم ولی از هفت، هشت تا منطقه جنوبی دیگر هم بچه‌ها می‌آیند، سخنرانی شروع می‌شود.
موضوع سخنرانی حاج‌آقا صالحان، «مقام اصحاب» است. حاج‌آقا دارد به بهانه بیان فضیلت‌های یکی از اصحاب سیدالشهدا؟ع؟ برای بچه‌ها از اهمیت داشتن توأمان روحیه حماسی و فهم دینی صحبت می‌کند. بعد هم شهید چمران را مثال می‌زند که می‌تواند برای بچه‌های کانون الگوی کاملی باشد.
چراغ‌ها خاموش می‌شوند و روضه شروع. مداح هم مثل بچه‌ها جوان است. بعداً می‌پرسم و می‌فهمم که حسین رضائیان هم یکی از اعضای همین کانون است. مجلس پرشوری است. این‌همه جوان و نوجوان که اهل درس و علم هستند، این‌طور گریه می‌کنند برای سیدالشهدا؟ع؟ و آن‌جور سینه می‌زنند.
چراغ‌ها که روشن می‌شود، گعده‌های بعد از هیات شکل می‌گیرد. گله به گله افراد دور هم می‌نشینند. می‌فهمم هر چند تا نوجوان در کانون مربی‌ای دارند که اسمش «مسوول دوره»است. مسوول دوره‌ها خودشان نوجوانی را در کانون گذرانده‌اند و حالا که دانشجو شده‌اند دارند برای کوچک‌ترها وقت می‌گذارند. بی‌مزد و منت؛ رایگان. معلم‌های مجموعه هم همین دانشجوها هستند که خودشان یک زمانی دانش‌آموز بوده‌ و از کلاس‌های کانون استفاده کرده‌اند و حالا دارند درس می‌دهند، باز هم بی‌مزد و منت؛ رایگان!غذا قیمه است. درون ظرف یک‌بار مصرف می‌گیرم و از در مسجد بیرون می‌آیم. جلوی مسجد هنوز حلقه‌ها تشکیل است و دارند با هم گپ می‌زنند. راه می‌افتم سمت خانه. هیات عجیب و مجموعه جالبی بود.

captcha
شماره‌های پیشین