776
دوشنبه، ۱۱ شهریور ۱۳۹۸
14
بررسی اعتبار مقاتل سیدالشهدا؟ع؟در گفت‌وگو با دکتر سعید طاووسی، پژوهشگر تاریخ تشیع

دست ما پر از اخبار مستند است

تحریفات حادثه عاشورا همواره با نقد برخی حوزویان و دانشگاهیان آگاه مواجه بوده است؛ اما این نقدها وقتی به سطح عمومی کشیده می‌شود، راه افراط را می‌پیماید و تا انکار بسیاری از وقایع عاشورا هم پیش می‌رود. سوال این است که اخبار مستند از واقعه عاشورا چقدر است؟ آیا آن‌قدر کم است که باید به همه‌چیز مشکوک باشیم؟ این مسأله را با دکتر سعید طاووسی‌مسرور، مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام و تشیع در میان گذاشتیم. او سال‌هاست که به‌طور تخصصی در حوزه مقتل‌شناسی پژوهش کرده و یکی از کارویژه‌های او در بنیاد دعبل خزاعی همین است.

صبح نو

بررسی اعتبار مقاتل سیدالشهدا؟ع؟در گفت‌وگو با دکتر سعید طاووسی، پژوهشگر تاریخ تشیع

دست ما پر از اخبار مستند است

تحریفات حادثه عاشورا همواره با نقد برخی حوزویان و دانشگاهیان آگاه مواجه بوده است؛ اما این نقدها وقتی به سطح عمومی کشیده می‌شود، راه افراط را می‌پیماید و تا انکار بسیاری از وقایع عاشورا هم پیش می‌رود. سوال این است که اخبار مستند از واقعه عاشورا چقدر است؟ آیا آن‌قدر کم است که باید به همه‌چیز مشکوک باشیم؟ این مسأله را با دکتر سعید طاووسی‌مسرور، مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام و تشیع در میان گذاشتیم. او سال‌هاست که به‌طور تخصصی در حوزه مقتل‌شناسی پژوهش کرده و یکی از کارویژه‌های او در بنیاد دعبل خزاعی همین است.

گاهی درباره سند ضعیف بعضی روضه‌ها به‌صورت کلی حرف‌هایی زده می‌شود که باعث مشکوک‌شدن مستمع به همه‌چیز می‌شود. به نظر شما اخبار تقریبا یقینی درباره عاشورا درمقایسه‌با مطالب غیرمستند و بعضا تخیلی چقدر و چند درصد است؟
درباره واقعه عاشورا به‌دلیل اهمیتی که این واقعه داشته است، از همان اوایل و در زمان نزدیک به واقعه، مورخان از شیعه و سنی آن را ثبت کرده‌اند. ما مقتلی از حصین ‌بن‌عبدالرحمن داریم که ایشان از اهالی کوفه بوده است و در زمان واقعه عاشورا حدود چهل سال داشته است. او در کربلا نبوده؛ اما وقایع آن را با یک واسطه نقل کرده است و درباره کوفه هم مشاهدات عینی خودش را روایت کرده است. همچنین جابر جُعفی (متوفی 128) که شاگرد امام باقر و امام صادق؟ع؟ بوده، رسما «مقتل‌الحسین» نوشته است. او زمان عاشورا 10 سال داشته است. بعدا به ائمه و سایر افراد و منابع مراجعه و وقایع را نقل کرده است. متأسفانه مقتل جابر به ما نرسیده؛ اما نقلیاتش رسیده است. همچنین، ابومِخنَف که شاگرد همین جابر جُعفی بوده است، قدیمی‌ترین مقتل موجود فعلی را نوشته است. مقتل ابومخنف ازطریق نقل‌هایی که طبری کرده، به ما رسیده است. نقل‌های شیخ‌مفید در «ارشاد» به‌واسطه طبری نیست؛ بلکه از روی مقتل هشام کلبی از مقتل ابومخنف نقل می‌کند. بارها هم این مقتل چاپ شده است. این‌طور نیست که عده‌ای می‌گویند صد سال بعد از عاشورا خاطراتی نوشته شده است. همین ابومخنف شخصا به شاهدان عینی واقعه مراجعه و از آن‌ها نقل می‌کند؛ مثلا از همسر زهیر بن‌قین نقل می‌کند. از ائمه معصوم نقل می‌کند. از دشمن و از قتله سیدالشهدا؟ع؟ نقل می‌کند. نسل اولی بعد از عاشورا این اخبار را ثبت کرده‌اند؛ لذا اخبار قابل‌استناد و نزدیک به واقعه فراوان است؛ اما درباره اینکه درصدش چقدر است، باید بگوییم از واقعه عاشورا 1380 سال گذشته است و در این مدت طولانی، آثار فراوانی تولید شده است؛ اما در آثاری که از قرن پنج و شش به‌بعد نوشته شده است، حجم مطالب ضعیف‌تر و مشکل‌دار بیشتر شده است و درصد مطالب غیرقابل‌استناد بیشتر شده است؛ چون هرچه زمان گذشته، تألیفات عاشورایی بیشتر شده است؛ تألیفات گوناگونی مانند داستانی، تعزیه، مردمی و شعر و... داریم. عاشورا فقط در دست علما نبوده است؛ مثلا بعضی نقل‌ها مستند به هیچ متن مکتوبی نیست و صرفا در زمره شفاهیات است؛ به‌همین‌دلیل، برخی بزرگان ما وقتی می‌خواستند درباره عاشورا مطلبی بنویسند مانند شیخ عباس قمی عمل کردند. ایشان در کتاب نفس‌المهموم نکته مهمی را اشاره می‌کند و می‌گوید: من برای خودم اصلی قرار دادم که از منابع قرن یک تا پنج استفاده کنم؛ چون هرچه فاصله از اصل واقعه زیاد می‌شود، امکان تحریف هم بیشتر می‌شود. شما اگر نفس‌المهموم را ببینید، کتاب قطوری است؛ یعنی این‌طور نیست که اگر شما روی قرن یک تا پنج دست گذاشتید، هیچ‌چیز برای گفتن باقی نمی‌ماند.

بعضی می‌گویند در این حد می‌توانیم از عاشورا نقل کنیم که امام حسین ؟ع؟ در روز دهم محرم در کربلا به‌شهادت رسید.
این حرف غلطی است که البته مرحوم دکترشهیدی در کتاب «قیام حسین» آن را گفته است. تاریخ دانشی است که می‌توانیم ازطریق آن گزارش‌های مختلف را از جریان‌های گوناگون کنارهم بگذاریم و تطبیق دهیم و مشترکاتشان را بگیریم. البته، این‌طور نیست که در منابع اولیه هم تحریف نباشد. در همان‌ها هم تحریف هست؛ چون گاهی دشمن گزارش داده است؛ مثلا طرف در بصره از عاشورا گزارش داده است. بصری‌ها سنی و عثمانی‌مذهب هستند و امام حسین؟ع؟ را طرفدار خلیفه سوم معرفی کرده‌اند. البته وجود چنین چیزهایی در منابع اولیه باعث نمی‌شود آن‌ها را کنار بگذاریم و قدر آن‌ها را ندانیم؛ بلکه با بررسی‌های رجالی (نقد بیرونی) و بررسی‌های متنی (نقد درونی) می‌توانیم روایت‌های اصیل را شناسایی کنیم؛ مثلا روایتی ممکن است درست باشد؛ اما داخلش مطلب ناصحیحی الحاق شده باشد. حتی همین‌ها را هم می‌توان نشان داد. بنابراین، نباید اسیر درصد زیاد مطالب مشکل‌دار بشویم؛ بلکه باید منابع اولیه را نگاه کنیم و با دیدی عالمانه به آن‌ها رجوع و استفاده کنیم.

گرایشی وجود دارد که معتقد است باید ببینیم صرفا ائمه چه گفته‌اند و نقل‌های دیگری که از عاشورا شده است، نمی‌تواند مبنای کار ما باشد. نظر شما در‌این‌باره چیست؟
موافق نیستم؛ چون اینجا قرار نیست حکم شرعی بدهیم. تاریخ دانش فقه نیست که ما در آن از کلام معصوم تبعیت کنیم. اینجا با امر واقع سروکار داریم. الــــبــــته مــــــی‌تــــــوانیم روایت‌های ائمه را اصل قرار دهیم؛ اما این ما را از رجوع به روایات دیگران بی‌نیاز نمی‌کند. ممکن است زمانی مسأله‌ای محل اختلاف باشد؛ مثلا گفته می‌شود انگشت مبارک امام را بریدند و انگشتر حضرت را غارت کردند؛ اما در روایتی از امام صادق؟ع؟ به‌وسیله محمد بن‌مسلم آمده است: این کذب است و انگشتری امام حسین؟ع؟ الان دست من است و قبل از من دست پدرم بود و قبل از ایشان دست امام سجاد؟ع؟ بود. امام قبل از اینکه به میدان برود، انگشتر را از دستش خارج کرد. امام صادق؟ع؟ می‌فرماید این انگشتر این‌قدر برای من عزیز است که فقط جمعه‌ها برای نماز دستم می‌کنم. اینجا ما دو روایت داریم که یکی ازطریق معصوم رسیده و دیگری ازطریق غیرمعصوم. اینجا می‌توانیم قول معصوم را اولویت دهیم. اصلا امام حسین؟ع؟ وقتی می‌خواست به میدان برود، همه روایت‌ها گفته‌اند که با لباس کهنه به میدان رفت. چطور می‌شود امامی که به این توجه دارد که لباسش کهنه باشد، انگشتر قیمتی به‌دست کند تا خودش را در معرض هتک حرمت قرار دهد؟ ثانیا روایت معصومان هم باید نقد شود. روایت معصوم کلام معصوم نیست. حدیث گزارشی از کلام معصوم است. این گزارش می‌تواند صدق باشد، کذب باشد، آمیخته صدق و کذب باشد و نقل به معنا و مضمون باشد؛ مثلا مشهور است که امام حسین؟ع؟ حج را نیمه‌تمام گذاشت. بعد، شریح قاضی گفت چون امام حج را ترک کرده، مرتد شده است؛ بنابراین، خونش مباح است. دو چیز خلاف واقع در این قول هست: اولا شریح ‌قاضی چنین حکمی نداده و در هیچ‌یک از منابع شیعه و سنی نیامده است. البته شریح در خدمت بنی‌امیه بوده؛ اما چنین چیزی نگفته است؛ ثانیا امام حج را ترک نکرده است. اصلا امام حسین حج نکرده است. امام حسین؟ع؟ طبق روایت صحیحه امام صادق؟ع؟ حج به گردن نداشت. امام حداقل ۲۰ بار حج کرده بود. کسی که یک‌بار حج را به‌جا آورده باشد؛ اگرچه در ذی‌الحجه در مکه باشد، حج به او واجب نیست. بنابراین، امام عمره مفرده به‌جا آوردند. بعد از تکمیل عمره در ۸ذی‌الحجه ایشان مکه را ترک کردند؛ لذا حج نیمه‌تمام اصلا مستندی ندارد و خلاف روایت امام صادق؟ع؟ و گزارش‌های تاریخی است. البته امام حسین می‌توانست «حج» مستحبی را انجام دهد که نداد؛ بلکه عمره انجام داد.

در همین منابع موجود، چه منابع دست‌اول و چه منابعی که در دوران متأخر نوشته شده است، چه منابعی می‌توانیم توصیه کنیم؟ اصلا منابع دست‌اول برای عموم قابل‌استفاده است؟
هم متن‌های کهن ترجمه‌های خوبی دارد و هم در بین آثار جدید کتاب‌های خوبی هست؛ مثلا همین مقتل ابومخنف که کهن‌ترین گزارش موجود از واقعه عاشوراست، چندین‌بار چاپ شده است: هم متن اصلی‌اش و هم چند ترجمه از آن. آن‌چیزی که توصیه می‌کنم ترجمه و شرح دکتر حجت‌الله جودکی است که انتشارات «خیمه» آن را منتشر کرده است. متن هم روان است و بعضی از روضه‌ها عین مقتل ابومخنف؛ مثلا آن شعری که معمولا آیت‌الله جوادی‌آملی می‌خوانند «جوانان بنی‌هاشم بیایید / علی را بر در خیمه رسانید / خدا داند که من طاقت ندارم / علی را بر در خیمه رسانم»، دقیقا متن مقتل ابومخنف است. همچنین، نحوه شهادت حضرت قاسم؟ع؟ متن مقتل ابومخنف است. یکی از مقاتل کهن که توصیه می‌شود بخش مربوط به امام حسین؟ع؟ از کتاب ارشاد شیخ‌مفید است. ارشاد در دو جلد به زندگی ائمه می‌پردازد. در جلد دوم بخش امام حسین؟ع؟، مقتل حضرت آورده شده است که مقام معظم رهبری ارشاد را بهترین مقتل و یک‌بار هم لهوف را معرفی کرده‌اند. لهوف البته برای عموم مناسب‌تر از ارشاد است که کتابی مختصر و مفید از سیدابن‌طاووس است. البته اشکالاتی دارد و بخش‌هایی از آن داستانی می‌شود؛ اما درمجموع متن قابل‌رجوعی است. لهوف چاپ‌ها و ترجمه‌های زیادی دارد. لهوف تحریف و اضافاتی بر آن بار شده است. بهترین چاپ لهوف برای آقای مصطفی صادقی است که پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی آن را منتشر کرده است. او 57 نسخه خطی را دیده است برای اینکه بتواند تحریفات را از متن اصلی تشخیص دهد. یک ترجمه هم آقای سیداحمد فهری‌زنجانی دارد با عنوان «آهی بر مزار شهیدان» که مؤسسه چاپ و نشر بین‌الملل آن را چاپ کرده است. اگر بخواهیم به کتاب‌های جدیدتر اشاره کنیم، در دوره قاجار مقاتل از آن حالت تاریخی و گزارشی و حماسی فاصله می‌گیرد و جنبه عزاداری و اشک را تقویت می‌کند؛ مقتلی که در دوره قاجار نوشته شده، «فیض‌الدموع» نام دارد که متعلق به بدایع‌نگار تهرانی است. قلم زیبایی دارد. پایه کتاب او همان لهوف است؛ اما آن را تقویت کرده و مطالبی به آن افزوده است و درواقع، ترجمه فارسی لهوف است. متنش ادبی است؛ اما خیلی سنگین نیست. من و همسرم این متن زیبا و ادبی را در منزل می‌خوانیم و دوتایی گریه می‌کنیم. بعدا عده‌ای به انتقاد از سبک مقتل‌نویسی دوران قاجار پرداختند؛ مثلا محدث‌نوری در کتاب «لؤلؤ و مرجان» چنین کرد؛ لذا شاگردش، شیخ عباس قمی، مقتل پیراسته‌ای از نوع نگاه دوره قاجار به مقتل و منابع ضعیف نوشت که حاصلش شد کتاب «نفس‌المهموم» که آیت‌الله فاطمی‌نیا آن را برای عموم توصیه می‌کند. این کتاب دو ترجمه دارد: یکی ترجمه مرحوم علامه شعرانی به‌نام «دمع‌السجوم» که برای عموم قابل‌توصیه نیست و ترجمه قابل‌توصیه متعلق به مرحوم کمره‌ای است که با عنوان «در کربلا چه گذشت» چاپ شده است. کتاب اخیر زبانش رساتر و به‌روزتر است. حتی شعرهای عربی را هم به شعر فارسی درآورده است. آخر هر مطلبی توضیحاتی آورده است که ما از این قسمت مقتل چه چیزی فهمیدیم. آقای یاسین حجازی هم روی این متن کار کرده و بازنویسی نفس‌المهموم را به زبان امروز آورده و در «کتاب آه» منتشر کرده است. در دوره معاصر هم کتاب‌های خوبی نوشته شده است. بعضی کتاب‌ها دانشگاهی و حوزوی و البته قطور است؛ مثلا مقتل جامع سیدالشهدا در دو جلد که کار استاد مهدی پیشوایی و تیم شاگردانش است. این کتاب حجیم است؛ اما گزیده یک‌جلدی از آن هم منتشر شده است. همچنین، «شهادت‌نامه امام حسین؟ع؟» که آقای ری‌شهری و تیمشان در 14 جلد کار کرده‌اند، گزیده فارسی یک‌جلدی هم از آن منتشر شده که البته آن هم مفصل و قطور است. دو کتاب جمع‌وجور هم هست: یکی کتاب «عاشورا، چگونه؟ چرا؟» است از حاج‌آقای جاودان که از درس‌های علامه عسگری گرفته شده است. حضور خود آقای جاودان در کتاب پررنگ است و گزارش واقعه را نوشته است و چاپ زیبایی هم دارد و انتشارات مطیع در قم آن را منتشر کرده است. دیگری هم کتاب «مقتل سیدالشهدا؟ع؟» از آیت‌الله یوسفی‌غروی است. این را انتشارات اطلاعات به فارسی منتشر کرده است. گاهی وقتی اشکالی به بعضی نقل‌ها گرفته می‌شود، می‌گویند در فلان کتاب آمده است. مردم این را بدانند که هرچیزی در کتب آمده، لزوما درست نیست. باید به کتاب‌هایی رجوع کرد که علما و متخصصان این عرصه اتقان نسبی آن را تأیید کرده باشند.

captcha
شماره‌های پیشین