sobhe-no.ir
775
یکشنبه، ۱۰ شهریور ۱۳۹۸
15
گفت‌وگوی«صبح‌نو»باکارگردان‌مجموعه‌مستند«هاری»باموضوع‌منافقین

«عملیات‌مهندسی»انتقام‌ازمردم‌بود

مجموعه مستند «هاری» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی آقای حسن مرادی‌نوید با موضوع فعالیت‌های سازمان منافقین روی آنتن شبکه یک سیما رفت.

رییس‌سازمان‌سینمایی‌شفاف‌سازی‌کرد

صبح نو

گفت‌وگوی«صبح‌نو»باکارگردان‌مجموعه‌مستند«هاری»باموضوع‌منافقین

«عملیات‌مهندسی»انتقام‌ازمردم‌بود

مجموعه مستند «هاری» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی آقای حسن مرادی‌نوید با موضوع فعالیت‌های سازمان منافقین روی آنتن شبکه یک سیما رفت.

در بین اقدامات و فعالیت‌های سازمان منافقین در دوره‌های مختلف، به‌ویژه دهه ۱۳۶۰، جنایات عجیبی وجود دارد که کمتر در تاریخ سازمان‌های تروریستی دیده می‌شود. «عملیات مهندسی» یکی از همین جنایات است که احتمالا در بین اقدامات گروهک‌های تروریستی در عصر معاصر بی‌نظیر باشد. در این کار وحشیانه، منافقین فرد را شکنجه می‌کردند، پوستش را می‌کندند، اعضای بدنش را قطعه‌قطعه ‌می‌کردند و می‌سوزاندند. فریبا اسلامی، از اعضایسازمان  منافقین می‌گوید: «در جریان ربودن و شکنجه شاهرخ طهماسبی به‌عنوان محمل همان خانه شکنجه بودم. در این خانه، حمام را برای شکنجه آماده کرده بودند و فردی به‌نام اکبر (محمدجواد بیگی) برای بازجویی از وی به این خانه آمد و مرتب او را شکنجه می‌داد. گاهی او را به حمام می‌بردند و گاهی در گنجه‌ای که در هال خانه قرار داشت و یک متر در یک متر و کاملا تاریک بود با دهان بسته قرار می‌دادند. در تمام این مدت نیز، نباید از خانه بیرون می‌رفتیم. من صدای شلاق و کتک خوردن او را می‌شنیدم؛ ولی چون دهانش بسته بود، فقط ناله ضعیفی می‌کرد. علی عباسی (هادی) او را بسیار شکنجه می‌کرد و با کابل‌های به‌هم‌بافته او را می‌زد».
در «هاری» به‌شیوه مستندداستانی به این پدیده پرداخته شده است. در همین زمینه، با حسن مرادی‌نوید، کارگردان این مجموعه مستند، گفت‌وگو کرده‌ایم که درادامه می‌خوانید.

«هاری» از کجا شکل گرفت؟
یکی از دغدغه‌های اصلی‌ام بحث تروریسم است و به کشورهای مختلف منطقه هم در‌این‌زمینه سفر کرده‌ام. مسأله عملیات مهندسی که به‌دست منافقین رخ داده بود، بسیار چندش‌آور بود. راستش نمونه‌اش را قبل از داعش، در جای دیگری ندیده بودم. من در موضوعات مختلف تروریسم تحقیق و حتی با عبدالمالک ریگی هم دیدار کرده‌ام.

شغل واقعی شما چیست؟
کارگردان هستم، ازجمله فیلم‌سازان دیوانه.

درباره تولید«هاری» می‌گفتید؟
ازآنجاکه نهادهای متولی به‌سختی با ما کار می‌کنند، معمولا خودم کارها را می‌سازم و سپس آن را به تلویزیون و جاهای دیگر ارائه می‌کنم. وقتی بحث جابه‌جاشدن جای شهید و جلاد مطرح شد، تصمیم گرفتم مجموعه‌ای را بسازم و مجبور شدم شخصا آن را تولید کنم.

چه شد که در بین موضوعات مختلف به عملیات مهندسی رسیدید؟
از بین موضوعات متعدد به مسأله عجیب عملیات مهندسی رسیدم. عملیات مهندسی از آن موضوعاتی است که صرفا به‌طور گذرا درباره‌اش صحبت شده و کار تصویری خاصی از آن ساخته نشده است. به‌سراغ خانواده شهدا رفتم و از آن‌ها اطلاعات خوبی کسب کردم. سپس، به قوه قضاییه و زندان اوین رفتم و پرونده‌های مختلفی را بررسی کردم. البته، این را هم باید بگویم فرایند بررسی پرونده‌ها بیش از یک‌ونیم سال زمان برد. به این راحتی‌ها اجازه این کارها را نداشتم. ازآنجاکه بعضی وقت‌ها به‌صورت خودجوش سراغ سوژه‌ها می‌روم، معمولا با مشکلاتی همراه می‌شوم. راستش این اتفاق خوشایند نیست؛ اما دلیلش این است که گاهی بروکراسی اداری باعث می‌شود زمان طلایی ما از دست برود.

تعداد افرادی که سازمان منافقین روی آن‌ها عملیات مهندسی کرده بود، حدودا چند نفر است؟
راستش اصلا مشخص نشده چند خانه تیمی این کار را انجام می‌داده‌اند. دو خانه قطعی است و با آمار حداقلی من، در شهر تهران هشت مورد عملیات مهندسی رخ داده است.

از این هشت نفر، چه تعداد پاسدار و بقیه مردم عادی بوده‌اند؟
دو نفر پاسدار و بقیه از مردم عادی بودند. برای مثال، در مستند خود ما مورد یک معلم یا یک کفاش به‌تصویر کشیده شده است. البته موارد دیگر هم در قسمت‌های بعدی نمایش داده خواهد شد.

براساس تحقیقاتتان، فکر می‌کنید منافقین مردم عادی را صرفا از روی اشتباه انتخاب می‌کردند یا دلایل دیگری داشته است؟
بخشی در فیلم است که البته حذف شده است. یکی از منافقین می‌گوید ما از شکنجه‌شده‌ها اطلاعات نگرفتیم؛ اما لااقل دلمان خنک شد! شاید این موضوع با کشته‌شدن اشرف و موسی و سقوط خانه‌های تیمی هم تشدید شده باشد. درواقع، عملیات مهندسی انتقام منافقین از مردم بود. منافقین به این نتیجه رسیده بودند که این مردم‌اند که درمقابل‌شان ایستاده‌اند.

به‌جز مستند موفق «آخرین روزهای زمستان»، در تلویزیون مجموعه مستند زیادی با فرم داکیودرام ندیده‌ایم. چه شد سراغ این فرم رفتید؟
شاید بتوان گفت نخستین کسی که در تلویزیون خودمان داکیودرام کار کرد، خود من بودم. در سال ۱۳۸۳، اولین‌بار سراغ این فرم رفتم. متأسفانه مدیران خیلی این فضا را جدی نمی‌گیرند؛ ولی به‌نظرم بهترین قالب برای این کار، مستندداستانی است. در این فرم در عین روایت قصه، خبری از مصاحبه‌های کسل‌کننده نیست. من سینما خوانده‌ام و به قصه اعتقاد دارم. به‌نظرم، درام مهم‌ترین اصل کار است. اگر قصه وجود نداشته باشد، سوژه هرچه باشد، تأثیرگذار نخواهد بود. دو فریم فیلم تصویر دو ساعت مصاحبه را دارد. باتوجه‌به تمرکزم در این قالب، ترجیح دادم «هاری» را به‌طورکامل داکیودرام کار کنم.

ساخت چنین مستندی نیازمند تصویربردار تکنیکی، طراحی صحنه، لباس و... است. برایتان سخت نبود؟
نمی‌خواهم ناله کنم؛ اما راستش بخش اعظم این مسائل را خودمان انجام دادیم. برای برخی از کارها سراغ ارگان‌های مختلف رفتیم؛ ولی به ما کمک خاصی نکردند. حتی برای تأمین خودرو قدیمی با آنکه در انبار داشتند، به ما کمکی نکردند و خودمان آن را مهیا کردیم. بخش زیادی از امکانات را خودمان ساختیم. حتی خودم سر کار جوش‌کاری و نجاری کردم. برآورد ما، برآورد کار مستند بود و برآورد داستانی نداشتیم. بودجه ما یک‌دهم فیلم داستانی هم نبود. حدود سه ماه درگیر انجام کارهای مربوط به لباس و دکور بودیم. درواقع، فاقد تیم حرفه‌ای صحنه و لباس بودیم. می‌توانم بگویم هیأتی کار کردیم.

درباره موسیقی امکان خروجی بهتری نداشتید؟
همان‌طورکه گفتم، به‌دلیل مشکلات مالی در حوزه‌های مختلف دستمان بسته بود. قصد ساخت موسیقی داشتیم؛ اما امکانش فراهم نشد.

آیا «هاری» ادامه خواهد داشت؟
این مجموعه در 10 قسمت ساخته شده است؛ اما از کمّ‌و‌کیف ادامه پخش آن از تلویزیون اطلاع دقیقی ندارم. دلیل انتخاب اسم «هاری» برای این مجموعه مستند، این است که هاری بیماری‌ای است که وقتی حیوان درگیرش می‌شود، دو راه بیشتر وجود ندارد: یا باید آن را قرنطینه یا خلاصش کنند. به‌نظرم گروهک منافقین به این مرحله هاری رسیده بود؛ یا باید محبوس می‌شدند یا تیر خلاص به آن‌ها زده می‌شد. هیچ راه دیگری درباره آن‌ها وجود نداشت.

captcha
شماره‌های پیشین