775
یکشنبه، ۱۰ شهریور ۱۳۹۸
13
تحلیل زمینه حماسه عاشورا در گفت‌وگو با دکتر محمدرحیم عیوضی

قیام آزادی‌خواهانه علیه جبری‌مسلکی

نهضت امام حسین؟ع؟ تاکنون از جنبه‌های گوناگونی تحلیل و بررسی شده است؛ اما یکی از منظرهایی که می‌توان بیشتر از این درباره‌اش سخن گفت، تحلیل پارادایم فکری این قیام دربرابر تفکر مسلطی است که پس از پیامبر اکرم ؟ص؟ ترویج می‌شد. در‌این‌باره با دکتر محمدرحیم عیوضی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد، گفت‌وگو کردیم. عیوضی مطالعات و مقالات بسیاری درزمینه انقلاب اسلامی، هویت، آینده‌پژوهی و حوزه‌های گوناگون دانش علوم سیاسی داشته است. او همچنین مقاله‌ای علمی درباره زمینه‌های تاریخی، سیاسی و اجتماعی نهضت عاشورا نوشته است.

آیا «کافی» برای شیعیان کافی است؟

دکتر سعید طاووسی‌مسرور مدرس دانشگاه و پژوهشگر تاریخ

صبح نو

تحلیل زمینه حماسه عاشورا در گفت‌وگو با دکتر محمدرحیم عیوضی

قیام آزادی‌خواهانه علیه جبری‌مسلکی

نهضت امام حسین؟ع؟ تاکنون از جنبه‌های گوناگونی تحلیل و بررسی شده است؛ اما یکی از منظرهایی که می‌توان بیشتر از این درباره‌اش سخن گفت، تحلیل پارادایم فکری این قیام دربرابر تفکر مسلطی است که پس از پیامبر اکرم ؟ص؟ ترویج می‌شد. در‌این‌باره با دکتر محمدرحیم عیوضی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد، گفت‌وگو کردیم. عیوضی مطالعات و مقالات بسیاری درزمینه انقلاب اسلامی، هویت، آینده‌پژوهی و حوزه‌های گوناگون دانش علوم سیاسی داشته است. او همچنین مقاله‌ای علمی درباره زمینه‌های تاریخی، سیاسی و اجتماعی نهضت عاشورا نوشته است.

اگر بخواهیم از خود واقعه عاشورا در سال ‌61 هجری فاصله بگیریم و زمینه‌های تاریخی بروز این حادثه را بررسی کنیم، به‌نظر شما چه عواملی دراین‌باره مؤثر بود؟
پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام؟ص؟ در ۲۸صفر سال ۱۱ هجرت، شکافی در رهبری امت اسلام پدیدار شد و علت آن بی‌توجهی به فرمایش‌های پیامبر اکرم؟ص؟ در‌این‌باره و تصمیم‌گیری در سقیفه برخلاف نظر ایشان بود. ازآنجاکه در آن زمان پذیرش و مقبولیت اسلام از پایه‌های محکمی برخوردار نبود، امت اسلامی اندک‌اندک صرفا توانسته بود در اثر مجاهدت‌های طاقت‌فرسا و دل‌سوزانه پیامبر اکرم؟ص؟ و یاران ایشان، به وجود افق‌های دیگر در زندگی پی ببرد؛ اما فرصت درک و آزمون و به‌کارگرفتن آن را در زندگی خویش نیافته بود. بنابراین، تا نهادینه‌شدن اصول اسلامی فاصله بسیار و زمینه برای انحراف مساعد بود. این وضعیت بلافاصله پس از فوت پیامبر اکرم؟ص؟ ظهور و بروز یافت. فرهنگ ریشه‌دار، اما پژمرده جاهلی جان تازه‌ای گرفت. این وضعیت در زمان خلیفه سوم چندان به اوج رسید که شورش مردم و قتل وی را در پی آورد. قتل عثمان نه‌تنها مشکلی حل نکرد، بلکه بهانه‌ای شد در دست کینه‌توزان به دین اسلام و بنی‌هاشم، چنان‌که معاویه با فرصت‌طلبی از موقعیت به‌وجود آمده حداکثر بهره‌برداری را در مقابله با روش و منش پیامبر اکرم؟ص؟ و پیروان او برد و با استفاده از همان تفکر جاهلی که هنوز در جان‌ها ریشه داشت، پایه‌های قدرت خویش را محکم کرد. شهادت امام علی؟ع؟ جسارت معاویه را بیشتر کرد و با اعمال قدرت، خود را خلیفه مسلمین نامید. فریب‌کاری و دورویی وی در آن فضای فتنه‌آلود به‌راحتی نتیجه می‌داد و خلق‌وخوی امت اسلامی هرچه‌بیشتر از آموزه‌های اسلام فاصله می‌گرفت. معاویه در چنین فضایی بود که توانست موجبات سکوت امام حسن؟ع؟ را فراهم آورد و صلح را به وی بقبولاند. با مطالعه مواد صلح‌نامه نیز متوجه می‌شویم نهایتا این وضعیت به‌ضرر معاویه تمام و مقدمه‌ای شد برای رسوایی امویان و بالاخره قیام امام حسین؟ع؟ بعد از مرگ معاویه. وقتی‌ معروف‌ها، منکر و منکرها، معروف تلقی شدند، فراموشی اسلام قریب‌الوقوع می‌نمود. در آغاز خلافت و به‌عبارت صحیح‌تر هنگام شروع سلطنت یزید‌بن‌معاویه، باطن حکومت امویان عیان شد و چون کار به اینجا رسید، نقطه مقابل باطل نیز به‌تمامی به ظهور رسید و قیام امام حسین؟ع؟ با قوت تمام درمقابل ظلم و خفت و ذلت آن‌ها پایدار و رویارویی گریزناپذیر حق و باطل در دشت کربلا، واقعه عاشورا را موجب شد.
به‌طورمشخص در زمان خلفای سه‌گانه نخست چه انحرافاتی رخ داد که روند تاریخ امت اسلامی را به قتل حضرت اباعبدالله رساند؟
تغییرات انحرافی به‌صورت خلاصه عبارتند از: کنارنهادن امام از منصب امامت، بی‌توجهی به آموزش تفسیری قرآن کریم، منهای تفسیر اجتهاد دربرابر نص قرآن کریم و بی‌اعتنایی به احکام قرآن، ورود غیرنخبگان (عالمان) دینی به مباحث دینی، تقدم‌یافتن حدیث (فرع) بر قرآن (اصل) و جعل حدیث. آنچه در زمان خلفای سه‌گانه اتفاق افتاد، منزوی‌ساختن تدریجی قرآن از حیات اجتماعی مؤمنان بود؛ از‌این‌رو، «سنت» نیز به‌عنوان صورت تجسم‌یافته و عینی شعائر اسلامی با بی‌اعتنایی روبه‌رو و در مرحله بعد به جعل حدیث منتهی شد. این قبیل اجتهادهای فردی درمقابل روش‌های آشکاری که پیامبر اکرم؟ص؟ در زندگی خود عرضه کرده بودند، بیش‌ازپیش باعث شد از تأثیرگذاری معروف‌ها و منکرهای قرآنی در جامعه اسلامی کاسته شود.

آیا حکومت امام علی؟ع؟ نمی‌توانست از بازگشت جامعه اسلامی به این رسوم جاهلی جلوگیری کند؟
امام علی؟ع؟ نیز به‌دنبال ایجاد تحولات اساسی در فرهنگ حاکم بر جامعه بود؛ اما بستر اجتماعی در زمان وی با زمان پیامبر اکرم؟ص؟ تفاوت داشت. با این توضیح که در زمانه پیغمبر اکرم؟ص؟ به‌تدریج دو صف اسلام و مخالفان آن درمقابل یکدیگر با نشانه‌هایی مشخص شکل می‌گرفتند و تمییز آن‌ها از یکدیگر چندان مشکل نبود؛ اما در زمان امام علی؟ع؟ فرهنگ نیمه‌جان جاهلیت که تا زمان رحلت پیامبر اکرم؟ص؟ رو‌به‌افول بود، مجددا بنا به‌دلایلی که قبلا گفته شد، از حالت اقلیت به‌صورت اکثریت حاکم درآمد. وجه اشتراک روزگار این دو بزرگوار همانا به ایجاد تحولات سیاسی در فرهنگ حاکم بر جامعه و اقدام به آن نیاز بود و وجه افتراق آن‌ها گونه‌گونگی عقاید در زمان امام علی؟ع؟ است. امام علی در خطبه‌های 147 و 154 نهج‌البلاغه این‌طور تأکید می‌کنند: «زودا که پس از من بر شما روزگاری آید که چیزی از حق پنهان‌تر نباشد و از باطل آشکارتر. این همه برای آن است که به دریاهای فتنه درشدند و بدعت‌ها را گرفتند و سنت‌ها را وانهادند».

ممکن است درباره نهضت امام حسین و سرنوشت جامعه اسلامی این‌طور گفته شود که آنچه پس از رحلت رسول اکرم اتفاق افتاد مشیت الهی بوده است و امام حسین درواقع علیه این سرنوشت محتوم و قضای الهی قیام کرده است. نظر شما دراین‌باره چیست؟
جالب‌توجه‌ترین موضوع در حرکت امام حسین؟ع؟ تأکید بر مفهوم انسانیت با تکیه بر دو مفهوم حق انتخابگری و آزادی برای انسان است. هنگام طی مسیر، امام با افرادی برخورد می‌کردند که درباره دلیل رفتن (خروج) ایشان سوالاتی می‌کردند و ایشان نیز پاسخ می‌دادند؛ اما صراحت و شفافیت در نخستین سخنرانی در کربلا از اهمیت بیشتری برخوردار است. در اینجا امام حسین؟ع؟ ضمن توصیف وضعیت روزگار خود و بیان جابه‌جایی حق و باطل، وظیفه مؤمن را در چنین زمانی خروج بر وضعیت موجود و راغب‌شدن به دیدار خدا (پذیرش مرگ) در قالب شهادت‌طلبی می‌دانند. امام حسین؟ع؟ با تأکید بر اندیشیدن به مرگ (مرگ‌آگاهی) و رابطه آن با عزت‌طلبی، آن را راهی برای هموارکردن احساس انجام تکلیف و شکافتن پوسته امروز و دیدن افق آینده معرفی می‌کند. در آن زمان نگرشی به‌نام «مرجئه» رواج یافته بود که با بی‌تفاوتی به اصول و ارزش‌های قرآنی می‌نگریست و با ارائه تصویری تقدیری و جبری از حقیقت موجود، هرگونه چون‌وچرایی و احساس نیاز به تغییر وضعیت موجود را از بین می‌برد. در چنین نگرشی هیچ راهی برای خروج از وضعیت کنونی وجود نداشت و چه‌بسا وضعیت موجود همان وضعیت مطلوب تلقی شد. از‌این‌رو، امام حسین؟ع؟ که در مقام مقابله و خروج علیه این وضعیت بود، تنها ماند. ریشه طرز نگرش جبری به مسائل سیاسی-اجتماعی به زمان جنگ‌های دوران امام علی؟ع؟ برمی‌گردد و در زمان امام حسین؟ع؟، پس از مرگ معاویه به‌کلی تحرک را از جامعه سلب کرده بود و درکنار سایر عوامل، سلب حساسیت در جامعه دربرابر معروف‌ها و منکرهای قرآنی (فرهنگ قرآنی) کرده بود. بی‌اعتقادی به ارتباط بین ایمان و عمل به خواسته دین منهای عمل منجر شد و این یعنی انزوای دین در جامعه و به‌عبارت امروزی، جدایی دین از سیاست (سیاست در معنای وسیع آن). مهم‌ترین نتیجه‌ای که این مسأله برای حاکمان داشت، جداکردن مشروعیت‌شان از ارزش‌گذاری‌های قرآنی بود. امام حسین؟ع؟ دقیقا به‌دنبال برقراری ارتباط مجدد ایمان و عمل بود تا این ارتباط گسسته مجددا اتصال یابد و شبکه اعصاب جامعه اسلامی بتواند در رفت‌وبرگشت‌های منظم، دائمی و فراگیر در سراسر جامعه، معروف‌ها و منکرهای قرآنی را به‌اجرا گذارد.
 
 

captcha
شماره‌های پیشین