771
دوشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
14

معتمدی: مافیا، فروشنده بلیت را تبدیل به سیاست‌گذار فرهنگی کرده است

بررسی ابعاد اقتصادی و فرهنگی «جام قهرمانان بازی‌های ویدئویی ایران» در گفت‌وگو با مسوولان این رویداد

ارزآوری دارد، اما دستاورد فرهنگی نه

هشتگ #حرفه‌ای_بازی_کنیم بهتر از هر چیز دیگری می‌تواند معرف رویداد ملی «جام قهرمانان بازی‌های ویدئویی ایران» باشد؛ جامی که ثبت‌نام آن 25مرداد امسال پایان یافت، مرحله مقدماتی آن در سه روز آخر همان ماه در استان‌های کشور برگزار شد و حالا از دوم تا هشتم شهریور در سالن مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری کانون پرورش فکری کودک و نوجوان در تهران، اوج‌گیری رقابت‌های خود را تا مرحله فینال در روز جمعه از سر می‌گذراند. آقای علی فخار، مسوول روابط‌عمومی این لیگ کشوری، در گفت‌وگو با «صبح‌نو» از ابعاد دیگر این رویداد می‌گوید و ضمن اشاره به اکوسیستم بازی‌های الکترونیک و گردش اقتصادی فراوان آن در جهان، تصریح می‌کند نگاه صرف فرهنگی به این بازی‌ها، برای توجیه ضرورت پرداختن به آن‌ها کافی نیست.

صبح نو

معتمدی: مافیا، فروشنده بلیت را تبدیل به سیاست‌گذار فرهنگی کرده است

سیدمحمد معتمدی، خواننده موسیقی ایرانی، به افشاگری‌اش درباره مافیای موسیقی پاسخ داد. او در مصاحبه با خبرگزاری «فارس»، در پاسخ به این پرسش که «آیا صرف فروش بلیت‌های زیاد، شخصی را «سلطان کنسرت» می‌کند؟»، اظهار کرد: پاسخ به پرسش شما را با یک مثال آغاز می‌کنم. آیا صرف فروش سکه زیاد یک نفر را سلطان سکه می‌کند یا خیر؟ شخصی به‌صورت فزاینده انحصار را در یک بازار به‌دست می‌گیرد. مسأله اقتصادی آن فرد به‌کنار، اما خواه‌‌ناخواه آن شخص نقش فرهنگی خاصی را هم برای جامعه به‌عهده می‌گیرد؛ زیرا بر سیاست‌گذاری فرهنگی جامعه اثر می‌گذارد. این در‌حالی است ‌که سیاست‌گذاری‌ها باید در راستای منافع فرهنگی یک ملت باشد. ما هم که بحث مافیای موسیقی را مطرح می‌کنیم، سلامت حوزه موسیقی را خواستار‌یم؛ زیرا موسیقی به‌زعم بنده تأثیرگذارترین حوزه فرهنگی هر جامعه است. تا وقتی‌که سیگنالی به‌وسیله موسیقی در ذهن جامعه منتقل می‌شود، به عمیق‌ترین لایه‌های ذهنی، فرهنگی و شخصیتی جامعه نفوذ می‌کند و حک می‌شود. جامعه و افراد آن در کوتاه‌ترین زمان ممکن شبیه موسیقی‌هایی می‌شوند که آن‌ها را گوش می‌دهند؛ یعنی اگر جریان موسیقی کیفیت و ویژگی خاصی داشته باشد، به‌لحاظ اعتقادی و فرهنگی خواه‌ناخواه جامعه شبیه آن موسیقی می‌شود. این امر باعث حساسیت این موضوع می‌شود که صرف فروش بلیت مسأله نیست؛ بلکه تبعاتی است که آن جریان با فروش بلیت‌ها ایجاد می‌کند و آن‌ها را از فروشنده بلیت در سایت به سیاست‌گذار فرهنگی تبدیل می‌کند. شما چند سال است که ایمیل دارید. در طول این مدت ۲۰ سالی که ایمیل دارید، تلگرام دارید و شما محتوایی شامل متن عکس فیلم و... را با آن‌ها ارسال کرده‌اید و این‌ها یک جایی در یک هارد ذخیره شده است. اگر می‌خواستید این اطلاعات را خودتان ذخیره کنید، باید چندمیلیون تومان برای هارد هزینه می‌کردید. حالا این را در نظر بگیرید که شخص یا اشخاصی این هزینه‌ها را برای میلیون‌ها انسان در جهان متحمل می‌شوند و این اطلاعات را پیش خودشان نگه می‌دارند؛ به این دلیل که امروزه یکی از بیزینس‌های اصلی در حوزه اطلاعات دیتا، فروش اطلاعات و استفاده از آن است. شرکت‌هایی ازقبیل اتومبیل‌سازی، صنایع پزشکی و هر شرکتی که در نظر بگیرید، لازمه‌اش دسترسی به اطلاعات است. حتی بسیاری از سرویس‌های اطلاعاتی که متریال اصلی‌شان اطلاعات است، از این‌ها استفاده می‌کنند و این اطلاعات خریدوفروش می‌شوند؛ پس اگر این هزینه‌ها را متحمل می‌شوند، عاشق ما نیستند؛ بلکه به‌نوعی برای سود بسیار بیشتری سرمایه‌گذاری می‌کنند. این اطلاعات برای سیاست‌گذاری و درواقع آنالیز رفتارها و عملکرد جامعه استفاده می‌شود و این اطلاعات ارزشمند است. در حوزه موسیقی، کل اطلاعات مخاطبان موسیقی در یک سِرور خاص است که در دست شخصیت‌های حقیقی است. آن دیتاها اطلاعات شخصی محسوب می‌شود و آن سِرور، کل اطلاعات‌ها و رفتار کل جامعه هدف موسیقی را می‌تواند آنالیز کند و همان اطلاعات است که می‌تواند این دیتا را آنالیز کند و برای خود استفاده ببرد و همان فرد حقیقی است که می‌تواند از این سرور برای اهداف خود بهره ببرد و از آن استفاده کند. 
وقتی ۳ تا ۵درصد از درآمد کسی که ما به او سلطان کنسرت می‌گوییم، از کنسرت باشد و درآمدش از تهیه‌کنندگی موسیقی و فروش این اطلاعات به‌دست می‌آید؛ یعنی متولی فرهنگی جامعه بر رفتار اقتصادی این افراد نظارت ندارد. این اشراف اطلاعاتی باید در دست متولی دولتی باشد؛ یعنی متولی فرهنگی جامعه باید بیاید و رفتارهای جامعه هدف موسیقی را به‌کمک این دیتا کنترل کند. این اطلاعات واقعا حساس است. می‌توان آن را دراختیار داشت و برای جامعه برنامه‌ریزی کرد که موسیقی چه رفتاری دارد و اصلا به چه سمتی می‌رود؛ چراکه موسیقی بخش مهمی از فرهنگ جامعه را تشکیل می‌دهد. به‌نظر من، قدرت سلطان کنسرت از وزیر ارشاد هم بیشتر است. دلیل این حرفم هم آن است که وزارت ارشاد هیچ دیتا و اطلاعاتی دراختیار ندارد که جامعه هفتاد-هشتادمیلیونی ایران را از جنبه موسیقی بررسی و تحلیل کند و سلطان کنسرت این دیتا و اطلاعات را دراختیار دارد. اینکه این اطلاعات و دیتا دراختیار شخص حقیقی است، خودش به‌نوعی باگ محسوب می‌شود.
 
 

captcha
شماره‌های پیشین