767
یکشنبه، ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
13
نکاتی در نقد سخنان دکتر محسنیان‌راد درباره علوم انسانی اسلامی

حمله ایدئولوژیک به دشمن فرضی

چند روز پیش، روزنامه «همدلی» مصاحبه‌ای با دکتر مهدی محسنیان‌راد، مدرس دانشگاه در رشته علوم ارتباطات، ترتیب داده بود که خبرگزاری دولتی «ایرنا» آن را با تیتر «علوم اجتماعی را ایدئولوژیک کردیم» بازنشر داده است. این مصاحبه به‌طرز شگفت‌آوری حاوی تخفیف بحث علوم انسانی اسلامی و تکرار مشهورات قرن هجدهمی درباره علم است که در این یادداشت، به برخی از مفاد آن اشاره و آن‌ها را نقد می‌کنیم.

مناسبات عصر نوآوری و خلاقیّت علمی

حجت‌الاسلام دکتر سید‌حسن حسینی عضو هیأت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

صبح نو

نکاتی در نقد سخنان دکتر محسنیان‌راد درباره علوم انسانی اسلامی

حمله ایدئولوژیک به دشمن فرضی

چند روز پیش، روزنامه «همدلی» مصاحبه‌ای با دکتر مهدی محسنیان‌راد، مدرس دانشگاه در رشته علوم ارتباطات، ترتیب داده بود که خبرگزاری دولتی «ایرنا» آن را با تیتر «علوم اجتماعی را ایدئولوژیک کردیم» بازنشر داده است. این مصاحبه به‌طرز شگفت‌آوری حاوی تخفیف بحث علوم انسانی اسلامی و تکرار مشهورات قرن هجدهمی درباره علم است که در این یادداشت، به برخی از مفاد آن اشاره و آن‌ها را نقد می‌کنیم.


 محسنیان‌راد در این مصاحبه بحث «علوم انسانی اسلامی» را شعار یا توهم خوانده و آن را به نظام «ایدئولوژیک» یا «مسلکی» مرتبط دانسته که بر جامعه ما حاکم است. محسنیان‌راد با لحنی که می‌توان گفت تعجب‌آور و حتی تأسف‌آور است، خودش را از سایر هم‌قطارانش در کسوت علوم انسانی مبرا دانسته و در جواب خبرنگار که درباره عقب‌ماندگی علوم انسانی در ایران و ترجمه‌ای‌بودن آن پرسیده، می‌گوید: «ممکن است فکر کنم در علوم ارتباطات که رشته خودم است، احساس عقب‌ماندگی نداشته باشم و این را نباید به حساب گروه یا جمع گذاشت».
خبرنگار می‌پرسد: «قبول دارید صرفا مترجم محض اندیشه‌های غربی هستیم و به‌عنوان مولد دانش و اندیشه شناخته نمی‌شویم؟» که محسنیان‌راد در پاسخ، به انتشار نظریه‌های خودش در مجلات اروپایی و نامزدشدن از سوی یونسکو و دریافت «مدارک شاخص» از دانشگاه‌های خارجی اشاره می‌کند و می‌گوید: «من با‌این‌حساب، چرا باید فکر کنم مترجم هستم؟ نه، من مترجم نیستم».
وی می‌گوید: «علوم انسانی در ایران هم مثل سایر علوم جهانی است، دستاوردهای بشری دارد و به این ربطی ندارد که منشأ آن کجاست». او با بیان اینکه «می‌خواهند از سفره ایدئولوژی بردارند و مسائل اجتماعی را حل کنند»، وضعیت علم و نهاد دانش در ایران را با شوروی مقایسه کرده است.
درباره این سخنان چند نکته می‌توان ذکر کرد:
1. علوم انسانی آنچنان که در دوران مدرن نضج گرفته، اساسا «فرهنگی» است و از این نظر، براساس تنوع فرهنگی جوامع و اندیشه‌های گوناگون نهفته در بطن فرهنگ‌ها با یک علوم انسانی طرف نیستیم و می‌توانیم از «علوم انسانی‌های» گوناگون سخن بگوییم. این تفاوت فقط در موضوع مطالعه‌شده و متعلق به شناسایی علم وجود ندارد؛ بلکه در روش‌شناسی هم دیده می‌شود و اساسا جریان نوکانتی که جریان قدرتمند در علوم انسانی و فلسفه غرب است، براساس همین نگاه منشأ تحولات چشمگیر در علوم انسانی‌ای شده است که استادان ما در دانشگاه آن را درس می‌دهند. ازآنجاکه «دین» یا به‌تعبیری دیگر، «جهان‌پدیداری» عنصر اصلی فرهنگ است؛ پس اساسا نمی‌توانیم از علوم انسانی غیردینی سخن بگوییم. هر علمی، به‌ویژه علوم انسانی، مبتنی‌بر جهان‌پدیداری است. بر‌همین‌اساس، 
ماکس وبر تحلیل درخشان خودش از سرمایه‌داری را با جهان‌پدیداری پروتستانی تحلیل می‌کند و دربرابر او، ورنر سومبارت حیات اقتصادی مدرن را با یهودیت توضیح می‌دهد. بگذریم از اینکه حتی در «علوم دقیقه» و علوم فنی و تجربی نیز بسیاری از دانشمندان متأخر به این نتیجه رسیده‌اند که سوالاتی مبنایی دربرابر علم وجود دارد که خود علم نمی‌تواند به آن پاسخ دهد و چتر حمایتی از پیش‌فرض‌های دینی، فلسفی و فرهنگی باید بر سر علم باشد.
2. محسنیان‌راد ایدئولوژیک‌بودن علم در ایران را محکوم و آن را با شوروی و نظام‌های کمونیستی مقایسه می‌کند؛ درحالی‌که از این موضوع غفلت می‌کند که ایدئولوژی فقط به مارکسیسم و کمونیسم یا ایدئولوژی حاکم بر نظام سیاسی ایران منحصر نیست. لیبرالیسم هم نوعی ایدئولوژی است که همه ویژگی‌های ذاتی ایدئولوژی را دارد: سرکوب می‌کند، برای جهت‌یابی دانش سیاست‌گذاری، تشویق و تنبیه می‌گذارد و علم را به‌تعبیر مصاحبه‌شونده «دست‌کاری» می‌کند. بد نیست به تجربه انقلاب لیبرالیستی فرانسه نگاهی بیندازیم تا تجربه آن‌ها در برخورد با علوم و سایر مظاهر تمدنی پیش از انقلاب را دریابیم. بسیاری از نظریه‌های موجود علوم انسانی، به‌ویژه علوم ارتباطات، آشکارا دربرابر لیبرالیسم و لوازمش سویه‌های محافظه‌کارانه دارند و بعضی دیگر از نظریه‌ها سویه‌های انتقادی و رادیکال. همین نظریه «بازار پیام» که محسنیان‌راد به آن فخر می‌فروشد، نظریه‌ای خوش‌بینانه، غیرانتقادی و متناسب با ذائقه بازار آزاد است که دست پنهان قدرت و ثروت را در تنظیم ارتباطات نادیده می‌گیرد یا مدل ارتباطی محسنیان‌راد با عنوان «منبع معنی» پیش‌فرض‌های وجودشناختی و معرفت‌شناختی مشخصی دارد؛ ازجمله اینکه با نگاهی ماده‌انگارانه، معنی را به «پروتئین»های درون بدن تحویل می‌برد که در تأثیر بر جهان خارج و تأثر از آن شکل می‌پذیرند. وی با این نگاه اتصال تفکر انسانی را با عالم ماورای عالم ماده نادیده می‌گیرد. پیداست که همه این‌ها پیش‌فرض‌های معرفت‌شناسانه و ایدئولوژیک محسنیان‌راد است.
3. مصاحبه‌شونده با افتخار اعلام می‌کند «من مترجم نیستم»؛ یعنی مؤلف هستم. لازم است دفاعی از ترجمه کنیم. مترجم کسی است که سعی می‌کند با حفظ اصالت خود، داشته‌های دیگر فرهنگ‌ها را برای ما دست‌چین کند و علاوه‌برآنکه در مقام واسطه ارتباطات میان‌فرهنگی، تصویری درست از فرهنگ ترجمه‌شده ارائه دهد، تجربه زیسته دیگر اقوام را با ما به‌اشتراک بگذارد و ما را برای زندگی بهتر یاری دهد. متأسفیم که بگوییم علوم انسانی و علوم ارتباطات غربی در ایران حتی به‌خوبی ترجمه هم نشده است. برای مثال، یکی از مهم‌ترین کتاب‌های مک‌لوهان، از تأثیرگذارترین متفکران علوم ارتباطات، به‌نام «رسانه پیام است» در ایران ترجمه و چاپ نشده است. از‌این‌دست مثال‌ها زیاد است. درعوض، دانشجویان ارتباطات موظف به خواندن روایت‌های دست‌چندم از اساتید داخلی و خارجی ارتباطات درباره مک‌لوهان و نظریه‌های ارتباطات هستند. اگر مقصود گوینده از اینکه «من مترجم نیستم» این است که نظریه‌هایی را با تأخر تاریخی در عرض سایر مدل‌های ارتباطاتی و نظریه‌های علوم انسانی ارائه داده است، باید گفت نمی‌توان با تشبه به نتیجه کارهای نظری متفکران صد سال گذشته ارتباطات و 
علوم انسانی در سرنوشت علوم انسانی مدرن شریک شد. البته، می‌توان محبوب و کارگزار نهادهای علمی جهانی واقع شد؛ اما تا وقتی‌که رویکردی متفاوت با جریان اصلی علم در جهان متناسب با هویت فرهنگی، دینی و فلسفی خودمان نداشته باشیم، حتی در بلندمدت، تاریخ علم هم ما را به‌حساب نخواهد آورد.
4. نکته بعدی به تصور ناقصی برمی‌گردد که مخالفان بحث علم دینی و به‌احتمال زیاد محسنیان‌راد از این مفهوم دارند. علم دینی برخلاف تصور وی بحثی نیست که به زور و ضرب نظام حکومتی ایران به‌راه افتاده باشد. زمانی‌که العطاس، العلوانی و فاروغی از اقصی نقاط جهان اسلام در باب علم دینی سخن می‌گفتند، منتظر پروپاگاندای نظام ایدئولوژیک ایران نبودند. نکته مهم‌تر آنکه هیچ‌کدام از قائلان به علم دینی در ایران منکر دستاوردهای علوم رایج در تمدن غرب مدرن نیستند و روش مشاهده و تجربه را انکار نمی‌کنند و به‌قول رییس‌جمهوری، قائل به این نیستند که با گذاشتن قرآن در داشبورد ماشین می‌توان آن را اسلامی کرد. علم دینی جریانی متکثر در ایران است که اتفاقا نحله‌های گوناگونی را دربر می‌گیرد که منتقد یکدیگر هم هستند؛ اما نقطه توافق آن‌ها در این است که علوم انسانی مدرن پیش‌فرض‌هایی دارد که روی تفسیر، تحلیل و ارائه راهکار برای پدیده‌های جهان خارج اثر می‌گذارد. البته در میان جریان‌های فکری اخیر غرب، سخنانی از این دست گفته شده است که ما حتی مشاهده خالص هم نداریم و پیش‌فرض‌ها روی مشاهده فیزیکی ما هم اثر می‌گذارد؛ بنابراین، تقلیل مسأله به اینکه «چند روحانی» موجب عقب‌ماندن ما از جریان علوم انسانی جهان شدند، احتمالا ناشی از کم‌اطلاعی گوینده از آن‌ چیزی است که در متن تحولات فکری یکی‌دو دهه اخیر ایران به‌وقوع پیوسته است. از این نظر می‌توان گفت گوینده با دشمنی فرضی یا خیالی جدال کرده است. ماجرای جالب اینکه محسنیان‌راد سال‌هاست در دانشگاه امام صادقی تدریس می‌کند که اساسا برای تحقق علوم انسانی اسلامی به‌وجود آمده است و پیشوند و پسوند همه رشته‌هایش یک «معارف اسلامی» دارد!
 

captcha
شماره‌های پیشین