sobhe-no.ir
766
شنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۸
12

خبر

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با کارگردان نمایش «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند»

غفلت از ظرفیت‌های دراماتیک یک فاجعه

اتفاقی چون فاجعه آتش‌سوزی سینما رکس، بی‌شک می‌تواند دست‌مایه تولید آثار هنری و نمایشی بسیاری قرار گیرد اما در طول این سال‌ها، کمتر هنرمندانی پیدا شده‌اند که به آن بپردازند. در این بازار کساد اما داستانی که حتی در حاشیه این واقعه هم روایت شود، می‌تواند در جلب مخاطب تاثیرگذار باشد؛ داستانی شبیه آنچه در نمایشنامه محمدرضا آریان‌فر با عنوان «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند» روایت می‌شود و حالا نخستین اجرای آن توسط فرید یوسف‌پور در تماشاخانه مهر حوزه هنری، روزهای پایانی خود را می‌گذراند. درباره این موضوع مهجور، با کارگردان این اثر گفت‌وگو کردیم.

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با کارگردان نمایش «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند»

غفلت از ظرفیت‌های دراماتیک یک فاجعه

اتفاقی چون فاجعه آتش‌سوزی سینما رکس، بی‌شک می‌تواند دست‌مایه تولید آثار هنری و نمایشی بسیاری قرار گیرد اما در طول این سال‌ها، کمتر هنرمندانی پیدا شده‌اند که به آن بپردازند. در این بازار کساد اما داستانی که حتی در حاشیه این واقعه هم روایت شود، می‌تواند در جلب مخاطب تاثیرگذار باشد؛ داستانی شبیه آنچه در نمایشنامه محمدرضا آریان‌فر با عنوان «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند» روایت می‌شود و حالا نخستین اجرای آن توسط فرید یوسف‌پور در تماشاخانه مهر حوزه هنری، روزهای پایانی خود را می‌گذراند. درباره این موضوع مهجور، با کارگردان این اثر گفت‌وگو کردیم.

محل وقوع فاجعه آتش‌سوزی در شب 28 مرداد سال 1357، یک سینماست، آن هم زمانی که فیلم «گوزن‌ها»ی مسعود کیمیایی در حال پخش است. این‌ها دستاویزهای دراماتیک بسیاری در اختیار نویسندگان قرار می‌دهند تا واقعیتی را روایت کنند که هنوز هم نقاط ابهام بسیاری در آن باقی مانده است. با این حال نمایشنامه «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند» مستقیماً به واقعه آتش‌سوزی نمی‌پردازد و داستانی را در حاشیه آن را نقل می‌کند که زمان و مکان وقوع فاجعه، فضایی برای پرداخت آن در اختیار نویسنده می‌گذارد. کارگردان نمایش، در توضیح اینکه چرا به سراغ واقعه سینما رکس رفته است، می‌گوید: «آنان که مرا می‌شناسند، می‌دانند آثار قبلی من در حیطه دفاع مقدس، انقلاب و مذهبی بوده است و همیشه سعی کرده‌ام با این آثارم دغدغه‌های جامعه و مشکلات را مطرح کنم. به همین دلیل زمانی که نمایشنامه «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند» به من پیشنهاد شد، قوت و قدرت متن، قانعم کرد که آن را روی صحنه ببرم چون هم متن را قوی دیدم و هم از آن مهم‌تر اینکه بسیار قصه‌گو بود؛ چیزی که الان در نمایشنامه‌ها بسیار کم پیدا می‌شود.» یوسف‌پور نهایتاً هدفش از اجرای این نمایشنامه را این‌طور بیان می‌کند: «با اجرای این نمایش نهایتاً خواستم با داستانی در حاشیه واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، اشاره‌ای هم به خانواده‌هایی که در آن فاجعه آسیب دیدند، بشود و یادی را از آن ماجرا زنده کنیم.»

ردپای یک قتل خانوادگی
این نمایشنامه اما داستانی جنایی درباره یک قتل خانوادگی را روایت می‌کند که نهایتاً رد پای یک اختلاف سیاسی در آن دیده می‌شود. یوسف‌پور درباره میزان تأثیر جنایی بودن قصه و شیوه معماگونه روایت آن در جلب مخاطب اظهار می‌کند: «به نظرم نویسنده خیلی «آگاتا کریستی»گونه، کار را نوشته و من هم تلاش کردم آن را هیچکاکی، کارگردانی کنم. بسیاری از دوستان هم که در تمرین‌ها یا اجراها به ما سر می‌زدند، می‌گفتند که کسی تا صحنه آخر و پرده گره‌گشایی، متوجه نمی‌شود که خانم ناشناس کیست و راز مرگ شعله هم تا آخر نمایش قابل حدس نیست. فکر می‌کنم خود نمایشنامه این پتانسیل را داشت و قطعاً محصول ذهن نویسنده بوده و من هم تلاش کردم روی صحنه به آن بال و پر بدهم.»

تأثیر مثبت ممیزی در پایان‌بندی 
اما معمای این قتل خانوادگی در نمایشنامه اصلی، به شکلی متفاوت از نمایش پایان می‌یابد و بسته می‌شود؛ مسأله‌ای که کارگردان «شبی که گوزن‌ها در آتش سوختند»، تغییر آن را محصول ممیزی می‌داند و با این حال از این تغییرات استقبال می‌کند. از یوسف‌پور می‌پرسیم که به نظر می‌رسید چند گزینه برای ترسیم پایان‌بندی وجود داشته و همه آن‌ها در کنار هم تاحدودی منتقل می‌شوند و او در پاسخ به «صبح‌نو» توضیح می‌دهد: «حقیقت آن است که موضوع این نمایش اصلاً سیاسی نیست بلکه یک مسأله اجتماعی است و در متنی هم که نویسنده نوشته و منتشر هم شده است، پایان ماجرا به این شکل رقم نمی‌خورد و اتفاق دیگری میان برادر و خواهر می‌افتد؛ اما به هر حال ما به ممیزی خوردیم و مجبور شدیم که پایان دیگری برای آن بسازیم و تا جایی که ممکن است مسأله را به طور ضمنی انتقال دهیم.» 
او درباره اینکه پایان اصلی تا چه اندازه برای مخاطب قابل حدس است نیز بیان می‌کند: «به نظرم تماشاگر حدس می‌زند اما اگر هم حدس نزند ما جایگزینی به او ارائه می‌دهیم که سابقه تاریخی و مابه‌ازای واقعی هم دارد؛ اینکه افرادی وجود دارند که به علت اختلافات سیاسی در خانواده، مرتکب جنایت شده باشند.» او در ادامه تصریح می‌کند: «این اتفاق ناشی از ممیزی هم اتفاق بدی نبود و ما هم از آن استقبال کردیم. امیدوارم که توانسته باشیم آن را به درستی منتقل کنیم.»

نوستالژی ناکام
نام نمایش تاکید روشنی بر فیلم «گوزن‌ها» ساخته جنجالی مسعود کیمیایی در سال 53 دارد؛ فیلمی که بسیاری معتقدند اکران آن در شب 28 مرداد، بخشی از انگیزه عاملان فاجعه بوده و به خودی خود، پیرنگ‌های سیاسی جدی را به داستان تحمیل می‌کند. به هر صورت، این می‌تواند بهانه خوبی باشد تا کیمیایی و دیگر عوامل فیلم، نمایش را مورد توجه قرار دهند. این موضوع را از کارگردان نمایش جویا شدیم. یوسف‌پور می‌گوید: «ما خیلی دوست داشتیم که آقای کیمیایی برای افتتاح نمایش ما بیایند اما متاسفانه با تولد ایشان همزمان شد و چند روز مشغله‌های مختلف ایشان، اجازه نداد که میزبان‌شان باشیم. خیلی هم پیگیری کردیم اما متاسفانه موفق نشدیم. بعد از آقای کیمیایی، با آقای قریبیان هم تماس گرفتیم که ایشان هم به علت جراحی کوچکی که داشتند باید استراحت می‌کردند و نتوانستیم از حضورشان بهره ببریم. این می‌توانست وجه نوستالژیک خوبی داشته باشد اما به هر شکل موقعیتش پیش نیامد.»

توجه بیشتری به تئاتر لازم است
این کارگردان تئاتر، در مورد تنگناهای موجود در حوزه فعالیت تئاتری نیز دغدغه‌هایی دارد و مسوولان تئاتر کشور را دعوت می‌کند تا بذر توجه بیشتری در تئاتر بکارند تا برداشت بیشتری هم از حوزه فرهنگ داشته باشند. فرید یوسف‌پور می‌گوید: «الان فقیرترین بخش در کشور، حوزه فرهنگ و هنر است، بالاخص تئاتر. این عرصه هیچ‌وقت مورد توجه مدیران و مسوولان رده‌بالا نبوده است. وقتی می‌شنویم که بودجه تئاتر در مرکز هنرهای نمایشی یا سازمان‌های متولی دیگر، کم شده، نشان می‌دهد که به تئاتر هیچ اهمیتی نمی‌دهند 
در حالی که تئاتر، هنر فرهنگ‌سازی است. اما متاسفانه مدیران، فکر می‌کنند سرمایه‌گذاری در تئاتر، هزینه کردن است در حالی که این‌طور نیست بلکه در واقع سرمایه‌گذاری در حوزه فرهنگ است.»

captcha
شماره‌های پیشین