sobhe-no.ir
749
دوشنبه، ۳۱ تیر ۱۳۹۸
7
گزارش میدانی خبرنگار «صبح‌نو» از بازار بنکداران کفش پایتخت را بخوانید

پاپوش خارجی؛ عامل رونق تولید داخلی

گذر سیدولی در بازار تهران سرای بنکداران کفشی است که تا دو سال قبل نگران از‌دست‌دادن کسب‌وکارشان در رقابت با کفش‌های ارزان و بی‌کیفیت خارجی بودند؛ اما حالا که به‌دلیل افزایش نرخ ارز، پای رقیبان خارجی از بازار پایتخت بریده شده، از کاهش قدرت خرید مردم و افت فروش خود نالان‌اند. حکایت‌ها و تجربیات این کاسبان در قلب اقتصادی کشور شنیدنی است.

قاضی سراج: انتخابات شورایاری 100درصد غیرقانونی است

چرخش نهاد اجتماعی به پایگاه امن سیاسی

صبح نو

گزارش میدانی خبرنگار «صبح‌نو» از بازار بنکداران کفش پایتخت را بخوانید

پاپوش خارجی؛ عامل رونق تولید داخلی

گذر سیدولی در بازار تهران سرای بنکداران کفشی است که تا دو سال قبل نگران از‌دست‌دادن کسب‌وکارشان در رقابت با کفش‌های ارزان و بی‌کیفیت خارجی بودند؛ اما حالا که به‌دلیل افزایش نرخ ارز، پای رقیبان خارجی از بازار پایتخت بریده شده، از کاهش قدرت خرید مردم و افت فروش خود نالان‌اند. حکایت‌ها و تجربیات این کاسبان در قلب اقتصادی کشور شنیدنی است.


آن‌ها که از قدیم ساکن تهران‌اند، گذر سیدولی را به‌خوبی می‌شناسند: معبر باریکی که روبه‌روی خروجی میدان ارگ و درکنار پاساژ رضا قرار دارد و امتداد آن به محله پاچنار می‌رسد و در میانه آن ضریح امام‌زاده سیدولی خودنمایی می‌کند. وارد گذر که می‌شوی، بعد از عبور از چند لباس‌فروشی تا انتهای خیابان به‌جز کفش چیز دیگری دیده نمی‌شود. اینجا سالیان درازی است که محل کسب‌و‌کار بنکداران کفش تهران شده است.

سرای اعظمی که مملو از کفش است
بیش از نیم‌قرن پیش در سبزه‌میدان و ابتدای بازار بزرگ تهران، کفاش‌ها در کوچه‌ای به‌نام «بازار کفاش‌ها» فعالیت می‌کردند؛ ولی امروز آن محله به محل فروش لوازم‌خانگی تبدیل شده است و بیشتر عمده‌فروشان کفش‌های تولید داخل به کوچه سیدولی منتقل شده‌اند. در سال 1356، هم پاساژی چهارطبقه با حدود 400 واحد فروشگاهی در کوچه سیدولی ساخته شد که «سرای اعظم» نام گرفت و از همان سال فقط به فروشندگان عمده کفش واگذار شد. این سرای بزرگ راهروهای تودرتویی دارد و همه طبقات آن مملو از کفش‌هایی است که هم نیاز مردم تهران را برآورده می‌کند و هم آنکه بخش عمده کفش‌های داخلی از اینجا به شهرستان‌ها توزیع می‌شود.

خارجی‌ها رفتند؛ اما بازار بازهم کساد است
تا دو سال قبل، وقتی از این گذر می‌گذشتیم، آنچه بیش از هر چیز خودنمایی می‌کرد، کفش‌های رنگارنگ و ارزان‌قیمت چینی بود؛ اما حالا بیشتر مغازه‌ها پر شده است از کفش‌های ایرانی. وقتی دلیل را از فروشنده جوانی می‌پرسم که مشغول بسته‌بندی جعبه‌های کفش است، می‌گوید: «ارز که به‌یکباره گران شد، واردات کفش هم به‌طورچشمگیری کم شد. دیگر برای من و سایر هم‌صنفانم صرف نمی‌کند که بخواهیم کفش خارجی وارد کنیم؛ برای همین، رفته‌رفته کفش‌های خارجی بازار جای خودشان را به کفش‌های ایرانی داده‌اند که هم کیفیت‌شان بهتر است و هم مقاومت‌شان».
می‌پرسم چرا همان زمان بازار کفش داخلی اینقدر رونق نداشت که می‌گوید: «ما بنکدار هستیم و طبق تقاضای مغازه‌دار، جنس را توزیع می‌کنیم و مغازه‌دار هم دنبال خواسته مردم است. مشتریان ما که مغازه‌داران سطح کشورند، می‌گفتند وقتی خریدار به مغازه می‌آید، بیش از آنکه به‌دنبال کیفیت باشد، به ظاهر و قیمت محصول نگاه می‌کند؛ به‌ویژه کودکان و زنان وقتی برای خرید کفش می‌روند، زیبایی و تنوع کفش بیشتر جذبشان می‌کند تا طول عمر و استحکام آن. افزون‌براین، تا چند سال قبل قیمت محصولات چینی به‌قدری پایین بود که عملا صنعت کفش ملی را زمین زد».
می‌گویم پس با این اوصاف، حالا که قیمت ارز افزایش یافته، حتما کار شما هم رونق گرفته است و مردم کفش ایرانی بیشتری می‌خرند. آقای اکبری که رفته‌رفته صدایش در میان جعبه کفش‌هایی گم می‌شود که اطرافش را گرفته است، لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: «وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، همه‌چیز گران می‌شود و قدرت خرید مردم هم پایین می‌آید. درست است که قبلا در بازار کفش رقابت ناعادلانه‌ای میان تولیدات داخلی و محصولات بی‌کیفیت خارجی جریان داشت؛ اما حالا هم تولیدکنندگان مشکلات دیگری دارند. از وقتی‌که قیمت ارز بالا رفته، قدرت خرید مردم هم پایین آمده و خانواده مثل گذشته قادر به خرید کفش نیستند و تقاضا در بازار کاهش یافته است». او تنها مزیت حضور کفش‌های خارجی در بازار سال‌های گذشته را ایجاد تنوع در محصولات داخلی می‌داند و می‌گوید: «آن زمان که بازار پر از محصولات رنگارنگ خارجی بود، تولید‌کنندگان هم به این نتیجه رسیدند که تنوع تولید محصول را بالا ببرند و اکنون کفش‌های ایرانی در رنگ‌ها و مدل‌های مختلف عرضه می‌شود».

این گذر جای زنان نیست
از مغازه آقای اکبری که بیرون می‌آیم، با هشدار پیرمردی میخکوب می‌شوم؛ پیرمردی خمیده که گاری دستی مملو از بسته‌های کفش را با سرعت هُل می‌دهد. اینجا هنوزهم به‌شیوه قدیم اجناس را با گاری جابه‌جا می‌کنند. می‌گوید: «خانم وسط گذر چه می‌کنی؟» با دقت که به اطراف نگاه می‌کنم، می‌بینم تنها زنی که در میانه بازار کفاش‌هاست، منم. تمام مسیر را مردانی 
پر کرده‌اند که از تهران و شهرهای مختلف آمده‌اند و خریدار عمده کفش برای مغازه‌هایشان هستند. یکی از مغازه‌داران قدیمی با حسرت می‌گوید: «اگر پای خانم‌ها به این بازار باز می‌شد، کار ما هم رونق بیشتری می‌گرفت؛ چراکه خانم‌ها از مغازه‌ای دست‌خالی خارج نمی‌شوند و حتما از بازار خرید می‌کنند. بسیاری از بنکداران بازار تهران بعد از ورود خانواده‌ها به بازار از عمده‌فروشی دست کشیدند و به تک‌فروشی روی آوردند؛ اما در بازار کفاش‌ها هنوزهم عمده فروشی مرسوم است».

همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نمی‌گذارم
چند قدم آن‌طرف‌تر، وارد مغازه دیگری می‌شوم که بالای سر در آن، عکس پیرمردی با چهره مهربان نقش بسته. آقای صحاف‌نژاد، صاحب مغازه می‌گوید: «عکس پدر مرحومم است که 50 سال در بازار تهران کسب‌و‌کار حلال کرد و حالا شغل موروثی‌اش را به من سپرده است». وقتی می‌پرسم این شغل و مغازه را به پسرتان انتقال می‌دهید یا خیر؟، با صراحت می‌گوید: «نه!» این نه قاطع را بازاریِ کارکشته‌ای می‌گوید که از کودکی در این صنف است. توضیح می‌دهد: «من در این صنف هستم و اگر پسرم بخواهد می‌تواند به‌عنوان شغل دوم به اینجا بیاید؛ اما توصیه نمی‌کنم شغل اولش بنکداری کفش در بازار باشد و برای ادامه تحصیلش سرمایه‌گذاری می‌کنم».
او می‌گوید: «در تجارت همه تخم‌مرغ‌ها را نباید در یک سبد گذاشت. از وقتی‌که اینترنت جای خود را در خانه‌ها باز کرده و کسب‌و‌کارهای اینترنتی رونق گرفته است، کم‌کم کسب‌و‌کار ما بنکداران هم بی‌رونق شده. حالا بسیاری از جوان‌ها دیگر حوصله ندارند تا بازار تهران بیایند و در میان این همه مغازه، کفش‌های دلخواه خود را انتخاب کنند. عمده‌فروشان جوان هم اینترنت را برای فروششان انتخاب کرده‌اند و دیگر نیازی به اجاره یا خرید مغازه هم ندارند. در صفحه خود، محصول‌شان را به‌نمایش می‌گذارند و خریدار هم از راه‌های دورونزدیک سفارش می‌دهد».
آنچه این روزها در بازار تولید کفش داخلی می‌گذرد، می‌تواند در زمینه‌های تولید دیگر کالاهای داخلی هم مصداق داشته باشد؛ به‌شرط اینکه مسوولان و مدیران بتوانند شرایط ادامه روند فعلی و بازار فروش را مهیا کنند.

captcha
شماره‌های پیشین