sobhe-no.ir
749
دوشنبه، ۳۱ تیر ۱۳۹۸
12
گفت‌وگو با تهیه‌کننده یکی از طنزهای نسبتا پرمخاطب اینترنتی درباره نقدهایش به ممیزی موسیقی

عبید را ول کردیم، چسبیدیم به ایرج میرزا

صفحه طنز «ممیزی» یکی از تولیدات تصویری طنز درباره موسیقی و ممیزی شعر و ترانه است که شاید آن را در اینستاگرام، تلگرام، آپارات یا فیلیمو دنبال کرده یا بعضی از قسمت‌های آن را دیده باشید. کاراکتر خواننده که روبه‌روی استاد مُمیز می‌نشیند و آهنگ‌های مشهور آن‌ها را تقلید می‌کند، اگرچه هر بار تغییر می‌کند اما بازیگرش را از چهره و صدای ثابتش، می‌شناسید. اینجا با «حامد جوادزاده»، تهیه‌کننده این اثر به گفت‌وگو نشستیم.

صبح نو

گفت‌وگو با تهیه‌کننده یکی از طنزهای نسبتا پرمخاطب اینترنتی درباره نقدهایش به ممیزی موسیقی

عبید را ول کردیم، چسبیدیم به ایرج میرزا

صفحه طنز «ممیزی» یکی از تولیدات تصویری طنز درباره موسیقی و ممیزی شعر و ترانه است که شاید آن را در اینستاگرام، تلگرام، آپارات یا فیلیمو دنبال کرده یا بعضی از قسمت‌های آن را دیده باشید. کاراکتر خواننده که روبه‌روی استاد مُمیز می‌نشیند و آهنگ‌های مشهور آن‌ها را تقلید می‌کند، اگرچه هر بار تغییر می‌کند اما بازیگرش را از چهره و صدای ثابتش، می‌شناسید. اینجا با «حامد جوادزاده»، تهیه‌کننده این اثر به گفت‌وگو نشستیم.

شخصیتی که روبه‌روی آقای آقاپور می‌نشیند و آثار خواننده‌ها را تقلید می‌کند، خودتان هستید؟
بله. متاسفانه یا خوشبختانه خودم هستم.
دلیل خاصی دارد؟ مثلاً برای کاهش هزینه‌های تولید یا...؟
نخیر، چون واقعاً خوب می‌خوانم! {می‌خندد}
چرا بین کاراکتر خواننده‌ها اختلافی نیست؟
ما بنا نداریم با کاراکتر خواننده‌ها شوخی کنیم؛ البته گهگداری به‌عنوان نمک طنزمان با آن‌ها هم شوخی می‌کنیم؛ خصوصاً اگر آن خواننده کاراکتری داشته باشد که ماجرایی حول و حوش او پیش آمده باشد؛ اما کلاً نیازی نیست که با شخصیت خواننده‌ها شوخی کنیم چون اصل طنز روی محتوای ترانه، جلو می‌رود. اگر به سمتی برویم که با شخصیت‌های حقیقی شوخی کنیم، طبعاً کار جهت لودگی می‌گیرد و به تمسخر نزدیک می‌شود. البته قصدمان این نیست و نمی‌خواهیم بار طنز را روی شخصیت بیندازیم، بار طنز روی دوش محتواست. حالا نمکش هم این است که مثلاً محمد علیزاده، یک شیطنتی کرده و ما هم با آن شیطنت کمی شوخی می‌کنیم.
در این صورت تعادل طنز شما و نگاه انتقادی‌تان به دو سوی ماجرا به هم نمی‌خورد؟ البته درست است که طرف ممیزی، یک شخصیت شناخته‌شده نیست اما به هرحال نماینده نهاد ممیزی و مورد نقد شماست.
شما می‌توانید تشخیص بدهید وحید آقاپور، دقیقاً چه کسی است؟
خیر، قابل تشخیص نیست.
بنابراین وقتی همه کاراکترها، نکره هستند، بار طنز منتقل می‌شود به محتوا.
یعنی قصدتان این است که مستقیماً نقدتان را به سمت نهاد ممیزی در کشور ببرید؟
به هر حال این کار دارد تفکر بخشی از جامعه را نمایندگی می‌کند.
شما نگاه این کاراکتر به‌خصوص را به نظارت و ممیزی نقد می‌کنید یا اصل نهاد نظارت و ممیزی در حوزه موسیقی یا هنر، به نظرتان چیز اضافه‌ای است؟
شما می‌توانید نقدهای این اثر را به هر چیزی تسری بدهید. قصد من این است که ظاهربینی و کج‌اندیشی را نقد کنم. این کج‌اندیشی می‌تواند در صنعت باشد یا در کشاورزی که هست! چنان‌که در مدیریت یا اقتصاد و چیزهای دیگر؛ اما چون در موسیقی، دستاویزهای طنز قوی‌تر در اختیار ما می‌گذارد، آن را به حوزه ممیزی شعر و ترانه آوردیم، ولی به‌طور کلی ما می‌توانیم آن را به مطبوعات ببریم یا مثلاً به مجلس و بگوییم کلی قوانین داریم که باید بپرسیم چرا وضع شده‌اند؛ خب این‌ها هم کج‌اندیشی است یا دست‌کم فکر ناصحیح و ناقص.
پس چه شد که از بین تمام این حوزه‌ها، سراغ بحث ممیزی رفتید؟
اصل ممیزی در همه حوزه‌ها برای ما مطرح است اما اینجا محمل، موسیقی و شعر و ترانه است. من می‌توانستم یک نماینده مجلس خلق کنم که هر قانونی جلویش می‌گذارید به این شیوه‌های کج‌اندیشانه به آن نگاه کند یا مدیر مدرسه‌ای بسازم که هر دانش‌آموزی، هر کاری که می‌خواهد انجام دهد، او به همین شیوه‌ها نقدش کند و جلویش را بگیرد. در بین همه این‌ها، شعر و ترانه دستاویز هنری بهتری به ما می‌داد و چون بالاخره درباره موسیقی است و مردم روزانه بیشترین ارتباط را با آن دارند و دوستش دارند، طبیعتاً بهترین محمل برای 
دیده شدن هم بود. البته عن‌قریب ما این موضوع را در حوزه فیلم و سریال و کتاب هم می‌بریم.
با این حال برای مخاطب همین وجه نقد شما به ممیزی پررنگ می‌شود. بازخوردی از مخاطبان‌تان گرفته‌اید؟
طبیعی است که در کار پررنگ‌تر باشد، چون ممیزی در حوزه موسیقی هم کلاً جدی و پررنگ و از طرفی همه‌فهم‌تر است، یعنی اگر ما می‌آمدیم ممیزی را در حوزه اقتصاد طرح می‌کردیم، مخاطب‌مان باید تئوریسین بحث‌های اقتصادی می‌بود تا طنز ما را بفهمد و بخندد.
این منظر شما، روشن است اما الان چیزی که بیشتر بیننده دریافت می‌کند این است که شما می‌خواهید بگویید برخورد با موسیقی در کشور ما برخورد بسته و تنگ‌نظرانه‌ای است و این مورد نقدتان است، نه کلیت بحث کج‌اندیشی و ظاهربینی.
ممکن است این برداشت بشود. تأیید نمی‌کنم اما رد هم نمی‌کنم اما آنچه مورد نقد ماست، ظاهربینی و کج‌اندیشی است و نه ممیزی موسیقی.
در این قالب، هیچ‌وقت نخواستید طرف مقابل دستگاه ممیزی را هم نقد کنید؟ بالاخره همه طرف‌حساب‌های ممیزها هم خوانندگان موجهی که شما به آن‌ها ارجاع می‌دهید نیستند؛ ما خواننده زیرزمینی داریم و الی ماشاءالله ترانه‌های نامربوط و قابل نقد.
البته یک بار هم برای موسیقی زیرزمینی یک قسمت رفتیم.
اما باز هم جهت نقد به سمت دستگاه ممیزی بود...
آخر غیر از این اصلاً طنزش پا نمی‌گیرد. یک بار می‌خواستیم این «هوروش‌بند» را سوژه کنیم اما دیدیم که خب همه انتقادات به آن وارد است و اصلاً طنزی شکل نمی‌گیرد! هم از ساختار شعری، هم از لحاظ ادبی و هم محتوایی آن‌قدر مشکل داشتند که فقط می‌شد از آن‌ها ایراد واقعی بگیریم! این دیگر کج‌اندیشی ندارد! این کاملاً راست‌اندیشی است و هر ایرادی به آن‌ها بگیرید وارد است.
پس از تولید این کار برای شما که تهیه‌کننده صداوسیما هم هستید، مشکلی ایجاد نشد؟
نه‌تنها مشکلی ایجاد نشد بلکه بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت.
از طرف وزارت ارشاد بازخوردی داشتید؟
پیامی از طرف آقای وزیر به ما رسید که گفتند دارند ما را مسخره می‌کنند و ما هم داریم به‌ آن‌ها می‌خندیم! منظور این است که خیلی هم خوش‌شان آمده و بسیار هم با فراغ بال و مناعت طبع با این قضیه برخورد کرده‌اند.
این کاراکتر ممیز (وحید آقاپور) چرا مدام تغییر چهره می‌دهد؟
دست ما نیست. وحید آقاپور، بازیگر است و گاهی به خاطر گریم کارهایش در سریال، فیلم یا تئاتر، چهره‌اش مقداری در کار ما هم تأثیر می‌گذارد. من هم نمی‌توانم به او بگویم که یک سال هیچ کاری نکن و من پولش را می‌دهم که البته معقول هم نیست و رقم بالایی می‌شود؛ اما آن هم کنار بگذاریم روا نیست که من به یک بازیگر بگویم یک سال هیچ کاری نکند به‌خاطر یک ربع بازی مقابل دوربین من.
البته در کار شما هم بهانه طنز است و به نظر می‌رسد که طراحی شده باشد؟
ما تهدید را تبدیل به فرصت می‌کنیم و با این اقتضائات شوخی می‌کنیم.
پیش از تولید، طرح و فیلمنامه هم دارید؟ کار خیلی به نظر بداهه‌پردازانه می‌آید.
حتماً داریم. البته تغییرات اشعار و موارد ممیزی نوشته می‌شود و ما هم خیلی تاکید کردیم که آقای آقاپور از رو نخواند اما اگر دقت کنید گاهی هم پیش می‌آید که روی کاغذ را نگاه می‌کند و دیالوگ را می‌گوید. این را که «این شعر به این دلایل باید فلان تغییر را بکند» از قبل می‌نویسیم.
هزینه تولیدتان چقدر است و از کجا تأمین می‌شود؟ اسپانسر دارید؟
هزینه مثل همه کارهای دیگر برآورد می‌شود. فیلیمو اسپانسر است. البته ما برای او تولید نمی‌کنیم بلکه در موسسه خودمان، «پرشان ایده»، کار را می‌سازیم و فیلیمو، محتوای تولیدشده را از ما می‌خرد.
رشد استقبال از کار باتوجه به اینکه توزیع آن در شبکه‌های اینترنتی است، راضی‌کننده بوده است؟
بله خدا را شکر ما بازخوردهای بسیار خوبی داشتیم. البته انتظار ما از آپارات و فیلیمو این است که ممیزی را بیشتر تبلیغ کنند. من احساس می‌کنم که در تبلیغات می‌شود جدی‌تر وارد شوند.
در آپارات بیشتر دیده می‌شوید یا اینستاگرام؟
برای کاربرها خیلی فرق می‌کند. ما در تلگرام، اینستاگرام، آپارات و فیلیمو دیده می‌شویم. دیشب آمار تماشا در آپارات از یک میلیون گذشته بود، در تلگرام هر قسمت تقریباً 500هزار بار دیده شده است.
شما برای جایی مثل صداوسیما، یا روایت فتح با رویکردهای متفاوتی نسبت به آثارتان در فضای مجازی مثل زابیواکا و ممیزی، کارهایی تولید کرده‌اید؛ بابت این مساله جایی مورد نقد قرار نگرفته‌اید؟
مثل این است که به یک سوپرمارکت بگویید تو که اسپری می‌فروشی، دیگر چرا آبلیمو هم می‌فروشی؟! خب من فروشنده محتوا هستم! انواع و اقسام محتوا را برای مخاطبان و خریدارانم تولید می‌کنم و طبیعی است که از هر جنسی تولید می‌کنم. برای آیو، زابیواکا خلق می‌کنم، برای فیلیمو، ممیزی می‌سازم و برای روایت فتح هم کتاب رادیویی «را». بالاخره ما شرکت تولیدکننده محتواییم و هر محتوایی با هر ژانری می‌سازیم و فقط برای خودمان شاخص‌هایی داریم که از آن‌ها عدول نمی‌کنیم، یعنی اگر یکی بیاید بگوید کار غیرقابل پخش بساز، انجام نمی‌دهیم.
نکته آخر شما.
ما این ادعا را داریم که می‌شود بدون حرف‌های اروتیک و شوخی‌های دم‌دستی، مردم را خنداند. اینکه ما به سمت این رفته‌ایم که مداوم در فیلم‌ها و سریال‌ها شوخی ایروتیک بگذاریم معنی‌اش این نیست که طنز فقط همین است بلکه طنز خوب و فاخر و معطوف به محتوا ندیده‌ایم؛ اگر مسئله‌مان طنز باشد هنوز هم بسیار جا هست که با طنز محتوا، مردم را بخندانیم. من یک بار به یکی از طنزنویسان خیلی مشهور گفتم «تو با چیزی شوخی می‌کنی که همه دارند و من با چیزی شوخی می‌کنم که حداقل تو نداری!!» یعنی من با شعور شوخی می‌کنم که تو نداری.
البته بخش‌هایی از طنز شما هم تنه به شوخی‌های جنسی می‌زند اما کلیت آن را نمی‌شود طنز اروتیک دانست.
بله طنزمان اروتیک نیست. ما هم ممکن است گاهی شوخی کنیم آن هم خیلی کم و خیلی رقیق و در پرده اما اینکه مدام همه بار طنز را روی دوش شوخی‌های جنسی بگذاریم که خیلی چرک و کثیف است. عمران صلاحی این‌جور مردم را نمی‌خنداند، کیومرث صابری‌فومنی و عبید زاکانی این‌طور نمی‌خنداندند؛ حالا از بین همه این‌ها، چسبیده‌ایم به ایرج میرزا! تازه او هم کلی فرهیختگی دارد که ما آن را هم نادیده می‌گیریم و سراغ هجویاتش می‌رویم.
ایده برای خودتان بود؟
بله نخستین‌بار در رادیو سال 83 اجرایش کردم و بعد در سال 93 آن را در برنامه «شهرآورد» به تلویزیون آوردم؛ الان هم که مستقل تولید می‌شود و الانش را بیشتر دوست دارم چون هم از لحاظ کیفی و زمانی بهتر شده است.
 

captcha
شماره‌های پیشین