741
چهارشنبه، ۱۹ تیر ۱۳۹۸
3
اصلاح‌طلبان در حالی اختلافات جزئی جریان رقیب را بزرگ‌نمایی می‌کنند که پایگاه اجتماعی‌شان مخدوش‌تر از هر زمان دیگری به نظر می‌رسد

از مردم رانده، از وحدت مانده

اصلاح‌طلبان در شرایطی که خودشان در بلاتکلیفی به سر می‌برند و هر روز از گوشه‌ای، صدایی تفرقه‌آلود از آن‌ها بلند می‌شود، مشغول مته به خشخاش گذاشتن در کار رقیب خود هستند. آن‌ها این روزها با ارائه تحلیل‌هایی سطحی و کم‌عمق، سعی دارند هماوردشان را به افتراق و انشقاق متهم کنند. ادامه گزارش، پرداختی به این موضوع است.

نقطه رهایی «دولت جوان حزب‌اللهی»

یادداشت دکتر حامد حاجی‌حیدری عضو هیأت‌علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

صبح نو

اصلاح‌طلبان در حالی اختلافات جزئی جریان رقیب را بزرگ‌نمایی می‌کنند که پایگاه اجتماعی‌شان مخدوش‌تر از هر زمان دیگری به نظر می‌رسد

از مردم رانده، از وحدت مانده

اصلاح‌طلبان در شرایطی که خودشان در بلاتکلیفی به سر می‌برند و هر روز از گوشه‌ای، صدایی تفرقه‌آلود از آن‌ها بلند می‌شود، مشغول مته به خشخاش گذاشتن در کار رقیب خود هستند. آن‌ها این روزها با ارائه تحلیل‌هایی سطحی و کم‌عمق، سعی دارند هماوردشان را به افتراق و انشقاق متهم کنند. ادامه گزارش، پرداختی به این موضوع است.

هدف مشترک حداد و قالیباف
نخستین شیطنت رسانه‌های اصلاح‌طلب برای تلقین اختلاف در جبهه اصول‌گرایی به اظهارات اخیر غلامعلی حدادعادل بازمی‌گردد. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که روز یکشنبه، 9تیر در نشست مشترک اعضای شورای مرکزی و دبیران استانی کانون دانشگاهیان سخن می‌گفت، با تأکید بر وحدت نیروهای انقلابی در انتخابات مجلس یازدهم اذعان کرد: «خوب است امسال برخی برای رضای خدا احساس تکلیف شرعی نکنند و فداکاری کنند تا زمینه برای رسیدن به گزینه یا گزینه‌های مشترک هموار شود». رسانه‌های غوغاسالار جریان اصلاحات با دست گرفتن این اظهارات، سعی کردند این‌گونه القا کنند که طرف سخن حدادعادل، جریان نواصول‌گرایی بوده؛ جریانی که اکنون دو سالی می‌شود آقای محمدباقر قالیباف آن را به میانه افواه سیاسیون کشانیده است.
معمولاً در جریان انتخابات‌ها، افرادی از هر دو جناح سیاسی پای ثابت هستند و خیال ترک گود رقابت را نیز ندارند. این چهره‌های نوعاً پابه‌سن‌گذاشته، با طرح مفاهیم کلیشه‌ای و دور از مقتضیات سپهر سیاسی، به عرصه انتخابات قدم می‌گذارند و فضا را برای دیگرانی تنگ می‌کنند که ایده‌های بدیعی دارند. به‌نظر می‌رسد روی سخن حدادعادل بیشتر این قماش باشند. اینکه از سخنان حدادعادل که ضمیر مرجعش کاملاً کلی است، اصلاح‌طلبان به برداشت تقابل دوئل نواصول‌گرایی و اصول‌گرایی(تیتر ارگان مطبوعاتی حزب کارگزاران سازندگی) رسیده‌اند، از ذهن مظنون، خُرده‌گیر و آماتور آن‌ها آب می‌خورد. با نگاهی دقیق‌تر به اظهارات حدادعادل، اتفاقاً می‌توان مشترکات بسیاری با ایده نواصول‌گرایی یافت؛ اینکه هر دو قائل به وحدت نیروهای انقلابی و بیزار از حضور کلیشه‌ای برخی نیروها بدون توجه به تحلیل‌های واقعی هستند، بنابراین، اظهارات قالیباف مبنی بر مشارکت جوانان در مجلس آینده و پس از او، حدادعادل نه‌تنها در تضاد با یکدیگر نیستند بلکه واجد وجوهی همسو با یکدیگرند.
قالیباف در پیام تصویری خود روز یکشنبه، 26 خردادماه، ضمن تاکیدش بر وحدت جریان اصول‌گرایی در برابر «رقیبی که اصلی‌ترین هنرش، تزریق ترس مصنوعی به جامعه به‌قصد فراموش‌کردن وعده‌ها و ناکارآمدی‌هایش است»، خطاب به جوانان این جریان، تاکید کرد: منتظر اقدامات از بالا به پایین در جریان اصول‌گرایی نباشید زیرا تحلیل رفتارهای پس از انتخابات برخی دوستان نشان می‌دهد، تصمیم‌گیری دراین‌زمینه در رأس جریان همچنان دچار اختلال است.

وارونه جلوه دادن حقیقت
دومین غرض‌ورزی جریان رسانه‌ای منتسب به اصلاحات، به اظهارات اخیر محمدرضا باهنر، رییس جبهه پیروان خط امام و رهبری بازمی‌گردد. باهنر روز 16 تیرماه در نشست خبری خود با اشاره به نوع و شکل وحدت اصول‌گرایان در انتخابات مجلس آینده گفت: ما به‌دنبال آن هستیم که ائتلاف بزرگ‌تری را تشکیل دهیم اما این مسأله به معنای کنار گذاشتن جمنا، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و جبهه متحد نیست، در انتخابات آینده با یک اسم جدیدی در عرصه حضور پیدا می‌کنیم. با اینکه باهنر صراحتاً و قویاً عنوان کرد که سازوکار جبهه مردمی نیروهای انقلاب(جمنا) حفظ خواهد شد، رسانه‌های اصلاح‌طلب، دیگربار منفعت خود را در وارونه و واژگون جلوه دادن اصل ماجرا یافتند. آن‌ها با هدف ایجاد تفرقه میان رئوس جریان اصول‌گرایی تلاش کردند وانمود کنند که میان باهنر و دیگرانی نظیر او، نه همگرایی بلکه واگرایی شدیدی در جریان است.

بزرگ‌نمایی مغرضانه
یکی از رسانه‌هایی که به آگران‌دیسمانِ اظهارات باهنر مشغول شد، روزنامه همدلی بود. این جریده اصلاح‌طلب با تاکید بر سخنان باهنر که به‌زعم آن، نشانه‌ای از وارفتگی جبهه‌ای در میان اصول‌گرایان بود، مدعی شد که «جریان اصول‌گرایی هیچ‌گاه شاهد وحدتی کلی و اجماعی اصولی برای حضور در انتخابات در میان آن‌ها نبوده است. وحدت رویه حلقه گمشده‌ای است که دور از دسترس اصول‌گرایان برای شرکت در انتخابات قرار دارد و تلاش‌ها برای برای دستیابی به آن تقریباً هیچ‌گاه به نتیجه نرسیده است». این روزنامه در حالی عنوان می‌دارد اصول‌گرایان هیچ‌گاه شاهد وحدت کلی بر سر اصول نبوده‌اند که خبرگان واجد آگاهی می‌دانند که هیچ‌گاه و در هیچ آوردگاه انتخاباتی، بر سر اصول، وحدت صددرصدی حاصل نمی‌شود و نیروهای سیاسی تلاش می‌کنند ذیل مفهوم ائتلاف، تا حدی به فهم مشترک و تنگاتنگ از محیط کنشگری سیاسی دست یابند.

جمنا، تجربه وحدت اصول‌گرایان
از سوی دیگر رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب در تحلیل‌های متعدد برآن شدند تا تجربه جمنا را تجربه‌ای شکست‌خورده وانمود کنند. روزنامه ابتکار در این‌باره مدعی شد: جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (جمنا) نخستین قدم اصول‌گرایان برای رسیدن به یک ائتلاف درونی در انتخابات گذشته بود که با شکست مواجه شد و این جریان نتوانست نتیجه مطلوبی از آن به دست بیاورد. چنین تحلیل‌های خامی در شرایطی است که به زعم حتی مخالفان، تجربه جمنا که به کسب 16 میلیون رأی برای ابراهیم رئیسی در انتخابات سال 96 انجامید، تجربه‌ای دلپذیر برای 
جریان اصول‌گرایی بود.

علامت سؤال‌های جریان اصلاحات
اصلاح‌طلبان که با هر گفته‌ای و با هر رفتاری از سوی رقیب، معرکه خرده‌گیری خود را بساط می‌کنند، امروز در وارفته‌ترین و شکننده‌ترین دوره فعالیت‌های سیاسی خود به سر می‌برند. آن‌ها امروز نمی‌دانند که در قبال دولت مورد حمایت خودشان، یعنی تدبیر و امید، باید چه موضعی از خود بروز بدهند؛ اگر حمایت خود را استمرار بخشند که در این صورت نیمچه آبروی سیاسی‌شان بر باد خواهد رفت و اگر دست حمایت را از روی سر پاستورنشینان بردارند که باید پاسخگوی حمایت بی‌شائبه‌شان در سال‌های 92 و به‌خصوص 96 باشند.
از سوی دیگر، اصلاح‌طلبان نمی‌دانند در قبال انتخابات مجلس می‌خواهند چه رویکرد و روشی در پیش گیرند؛ آیا می‌خواهند مشارکت مشروط در پیش بگیرند، چنانچه سعید حجاریان دستور آماده‌باش‌اش را صادر کرد یا می‌خواهند دست به عصا، بار دیگر با اصول‌گرایان به زعم خودشان «میانه‌رو» سر یک سفره، از خوان قدرت، به تنعم نسبی برسند.

سردرگمی در موضوعات فراملی
از طرف دیگر، اصلاح‌طلبان در اتخاذ استراتژی‌های کلان خود نسبت به موضوعات فراملی نیز دچار سردرگمی و آشفتگی هستند. نمونه واضح و روشن این امر، به یادداشت مشترک چهار نفر از اصلاح‌طلبان یعنی محسن امین‌زاده، مصطفی تاجزاده، محمدرضا خاتمی و عبدالله رمضان‌زاده در روزنامه نیویورک‌تایمز بازمی‌گردد که در آن با طرح گزاره واهی «جنگ یا صلح» از دولتین ایران و آمریکا می‌خواهند تا برای گریز از مقوله جنگ، به میز گفت‌وگو سلامی دوباره بگویند. این در حالی است که بهزاد نبوی از اعضای شناخته‌شده جریان اصلاحات، با رد مذاکره در شرایط فعلی تاکید می‌کند که «ضمن اینکه مذاکره را بد نمی‌دانم اما الان را وقت مناسبی برای مذاکره نمی‌دانم، اعتقاد من این است که باید مقاومت کنیم. الان طرفدار این نیستم که مثل کره‌شمالی به ترامپ متوسل شویم تا هر روز سر ما یک گربه‌رقصانی کند».
اصلاح‌طلبان درگیری‌های دیگری هم دارند که شرح و بسطش از مجال ما خارج است. با وجود همه این‌ها، چپ‌نشینان سپهر سیاسی ایران، گوشه‌چشمی به اظهارات رقیب راست‌گرای خود دارند تا با الم شنگه و هیاهو، از کاه کوه بسازند؛ شاید این بهترین روش برای نفَس‌گیری و خروج از وضعیت بغرنج کنونی‌شان باشد.
 

captcha
شماره‌های پیشین