739
دوشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۹۸
12

خبر

انتقادات جدید دکتر سهیلا صادقی از باندبازی یک جریان سیاسی در دانشگاه‌ها

غلبه سیاست‌بازی در نهادهای علمی و مراکز پژوهشی

سخنان دکتر سهیلا صادقی، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در دیدار اساتید دانشگاه‌ها با رهبری و بعد هم تکمیل این سخنان در گفت‌وگوی مشروح با «صبح‌نو» بازتاب‌های زیادی داشته است که نمونه اخیر آن کلیپ‌سازی خبرگزاری دولت علیه وی بود. صادقی روز گذشته هم در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر برخی فشارها و رفتارهای غیرقانونی یک جناح سیاسی در دانشگاه تهران را افشا کرد که خلاصه این گفت‌وگو تقدیم می‌شود.

صبح نو

انتقادات جدید دکتر سهیلا صادقی از باندبازی یک جریان سیاسی در دانشگاه‌ها

غلبه سیاست‌بازی در نهادهای علمی و مراکز پژوهشی

سخنان دکتر سهیلا صادقی، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در دیدار اساتید دانشگاه‌ها با رهبری و بعد هم تکمیل این سخنان در گفت‌وگوی مشروح با «صبح‌نو» بازتاب‌های زیادی داشته است که نمونه اخیر آن کلیپ‌سازی خبرگزاری دولت علیه وی بود. صادقی روز گذشته هم در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر برخی فشارها و رفتارهای غیرقانونی یک جناح سیاسی در دانشگاه تهران را افشا کرد که خلاصه این گفت‌وگو تقدیم می‌شود.

اخیراً در دیدار دانشگاهیان با رهبری، شما انتقاداتی را درباره نحوه مدیریت در مراکز علمی و دانشگاه تهران مطرح کردید. متعاقباً کلیپی توسط خبرگزاری ایرنا در فضای مجازی منتشر شد که در آن شما را به تخلف علمی متهم کرده بود. فکر می‌کنید این دو ماجرا به هم ارتباطی دارد؟
 قطع به یقین انتظار این‌گونه مسائل را داشتم. بنده جریانی را مورد نقد قرار دادم که به صورت بهت‌آور و حتی در بعضی از موارد بدون برخورداری از حداقل صلاحیت‌های لازم به مقامی رسیده‌اند و نه‌تنها کیفیت لازم را به لحاظ علمی برای آن ندارند، بلکه آن مناصب را مورد بهره‌برداری شخصی و قبیله‌ای قرار داده‌اند. نگاهی به باندبازی در پروژه‌های تحقیقی واقعیت‌های بسیاری را آشکار می‌کند. کافی است شما سری به جاهای مختلف از جمله نهادها و پژوهشگاه‌های مختلف در این چند سال اخیر بزنید، همواره به اسامی نسبتاً یکسانی برمی‌خورید که در طرح‌های ضربدری در نقش‌های مختلف جا‌به‌جا می‌شوند و بنده این را فساد آشکار در حوزه پژوهش می‌دانم. انتقادات من به این افراد گران آمده و تلاش می‌کنند با طرح ادعاهایی آن انتقادات را تحت‌الشعاع قرار دهند و کلیپی هم که منتشر شد به نظرم در همین راستاست.
شنیدیم که در دانشگاه برای شما و برخی همکاران‌تان مشکلات و محدودیت‌هایی ایجاد شده؛ این محدودیت‌ها شامل چه چیزهایی 
بوده است؟
این سخنان تا به حال تبعات بسیاری برای من داشته است که به بخش کوچک آن اشاره می‌کنم. در هفته‌ای که به خاطر امتحان دانشجویانم در گروه حضور نداشتم، بعضی از دروس بنده که اتفاقاً بیش از ۲۰ سال است که در دانشگاه درس می‌دهم، حذف شده است؛ دروسی که به اعتراف دانشجویان با هر سلیقه و مرام فکری جزء جذاب‌ترین و پربارترین کلاس‌ها برای آن‌ها بوده و تعجب‌آور اینکه این دروس به کسانی واگذار شده که معمولاً کلاس‌هایشان مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. در یک مورد درس بنده حذف شده و با عنوان دیگری به همکاری واگذار شده که به تازگی به گروه ما ملحق شده و این انتقال شائبه‌های زیادی را دامن زد. کسانی که این بازی را راه انداخته‌اند، بعضاً کلاس‌هایشان به حد نصاب نمی‌رسد و خود به خود حذف می‌شود. 
وزارت محترم علوم و دانشگاه بعد از آن انتقادات می‌توانست با تشکیل کمیته‌ای متشکل از اساتید حرفه‌ای و خوشنام، مصادیق را مورد بررسی قرار دهد اما به جای برخورد با معایب ساختاری و سازمانی، روش‌های غیر اخلاقی در پیش گرفته شد. همین کلیپ که خبرگزاری ایرنا علیه بنده ساخت، نام بنده را در کنار افرادی آورد که نسبت سرقت علمی به آن‌ها داده می‌شود. همین کلیپ‌سازی نشان می‌دهد که بخشی از حرف‌های بنده، مصادیق خود را پیدا کرده است.
می‌توانید دقیق‌تر بگویید انتقادات شما در آن سخنرانی ناظر به چه موضوعات و افرادی بود؟ واکنش‌های درون‌دانشگاهی به ماجرا چه بوده است؟
متأسفانه در سال‌های اخیر با غلبه سیاست‌بازی و مناسبات اقتصادی بر مناسبات دانشگاه و علم و از طرفی با فساد برخی مدیران، دستاوردهای انقلاب در حال از دست رفتن است و بیم آن می‌رود که علم و دانش در بستر رانت، فساد و بی‌کفایتی بعضی از مدیران، سرنوشت رقت‌باری پیدا کند. امروز فرایندهای جذب بعضاً به صورت غیرقانونی رقم می‌خورد، فراخوان‌هایی ظاهراً اعلام عمومی می‌شوند اما ظرفیت‌های خالی با لابی‌گری کسانی پر می‌شود که وابسته به یک قبیله یا باند خاصی هستند یا فرزند، داماد، عروس یا همسر فرد خاصی‌اند. ممکن است صوری با ۲۰ متقاضی مصاحبه شود، اما نتیجه از قبل معلوم شده است و همکاران پروژه‌ای یا شرکای اقتصادی و سیاسی از قبل انتخاب شده‌اند. این‌گونه شیوه‌های ناصواب در جذب هیأت علمی، مناسبات عجیبی را در دانشگاه ایجاد می‌کند، فرد جذب‌شده تا سالیان سال باید خود را وامدار آن فرقه یا افرادی بداند که زمینه جذب وی را فراهم کرده‌اند و در تمام انتخابات، داوری‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و پژوهش‌ها باید حس وفاداری خود را به نمایش بگذارد. متأسفانه این چرخه ناصواب مرتب تولید و بازتولید می‌شود. اساتید مدعو در دانشکده‌ها باز بر اساس همین روابط و مناسبات خطی و سیاسی فراخوانده می‌شوند. کافی است شما لیست آن‌ها را در یک دانشکده از آموزش جویا شوید، یک دفعه حضور اعضای یک جبهه سیاسی را کلهم اجمعین یک‌جا می‌بینید و به این صورت برای آن‌ها رزومه‌سازی می‌شود. 
حوزه پژوهش متأسفانه بیش از هر حوزه‌ای در سال‌های اخیر لطمه خورده است؛ چه‌بسا اساتید نخبه‌ای که به علت فقدان دسترسی به منابع مالی، ایده‌هایشان در نطفه خفه می‌شود و چه‌بسا افرادی که به خاطر مناصب شغلی و زد و بندهای سیاسی از مواهب عظیمی برخوردار می‌شوند؛ طرح‌های ملی که 6ماهه تعریف می‌شوند و صدها میلیون تومان را می‌بلعند و آخر کار از آن‌ها صرفاً مجموعه‌ای از مقالات و یادداشت‌های پراکنده درمی‌آید که فاقد هرگونه نوآوری یا راه‌حل برای حاکمیت و دولت هستند. عملاً هیچ‌گونه شفاف‌سازی درباره فرایند جذب بودجه، نحوه هزینه‌کرد و رویه‌های نظارت و داوری نیست. پژوهش‌ها در هیچ بانک اطلاعاتی ثبت نمی‌شود و مؤسسات از انتشار اطلاعات و خروجی این پروژه‌ها استنکاف می‌کنند. گاهی یک فرد همزمان چند طرح را با هم هدایت یا نظارت می‌کند و یا مشاوره می‌دهد در حالی که مسوولیت تمام‌وقت دولتی دارد و تدریس هم می‌کند و برای پایان‌نامه راهنمایی و مشاوره می‌دهد. مواردی بوده که شخصی به خاطر منصب سیاسی پروژه علمی را تعریف کرده و به دانشکده آورده و بعد خودش آن را مدیریت کرده و هزینه‌هایش را دریافت کرده است. این‌ها مصادیق فساد هستند. در بحث ارتقا، بعضی‌ها با نمرات ناپلئونی دانشیار یا استادتمام می شوند اما ارتقای استادی دیگر به خاطر ناهمگون بودن با یک جبهه فکری سال‌هاست که نگه داشته شده است. اگر ضابطه‌گرایی است، چرا از شفاف‌سازی هراس دارید؟! چرا باوجود منع شهرداری تهران، معاون شهردار تهران کماکان مدیر گروه جامعه‌شناسی است و برای اینکه این سمت را نگه دارد، مجبور شده‌اند قانون را دور بزنند و با حکم سرپرستی 6ماهه هر بار مدیریت ایشان را تمدید کنند؟ عدم حضور مدیر گروه به علت اشتغالات در شهرداری باعث نارضایتی بسیاری از همکاران و دانشجویان شده است، اما کسی پاسخگو نیست. دانشگاه را باید از این مصیبت‌ها خارج کرد. این شرایط غیرقابل‌تحمل است. فضا در چند سال گذشته به سمت یک رادیکال‌گرایی، انحصار‌طلبی و افسار‌گسیختگی عجیب و غریب رفته و این فضا راه هر نوع گفت‌وگویی را بسته است. 
گروه جامعه‌شناسی دانشکده ما همیشه از لحاظ سیاسی سعی می‌کردند تعادل را حفظ کنند ولی در دوره اخیر تلاش شده تا با انتقال یا جذب اساتید جدید این تعادل به هم بخورد. تا می‌خواهیم بحث جدی کنیم، سریع رأی می‌گیرند و حرف‌شان را به کرسی می‌نشانند چون مطمئن هستند که رأی‌گیری‌ها به نفع‌شان است. مثلاً می‌گوییم اثبات کنید «همباشی» یک نوع خانواده است، اما به جای بحث کردن با رأی‌گیری تصویب می‌کنند که همباشی خانواده است! آیا این رویه‌ها را نباید نقد کرد؟
الان مطالبه اساسی شما چیست؟
مطالبه اصلی، شفاف‌سازی و برگشتن قطار دانشگاه به ریل اصلی و پایان بخشیدن به قبیله‌گرایی و دادن شانس مساوی و فرصت‌های عادلانه به همه افراد و کاهش نزاع‌ها و خصومت‌هاست! اما عده‌ای، خروج از این وضعیت موجود را نمی‌خواهند؛ دقیقاً همان کسانی که از وضعیت موجود نفع می‌برند! همان کسانی که بیشترین منابع مالی پژوهش را با شرکای خود، می‌بلعند و پژوهش را به صورت پیمانکاری درآورده‌اند و به مناصب مورد نظر و ارتقا می‌رسند. نقد من بر عده‌ای به شدت گران آمده، چون این نقد طالب اصلاحات ساختاری و شفاف‌سازی در همه زمینه‌ها، اعم از حوزه پژوهش، جذب اعضای هیأت علمی، جذب دانشجو، ارتقا و واگذاری مسوولیت‌هاست.
 

captcha
شماره‌های پیشین