sobhe-no.ir
737
شنبه، ۱۵ تیر ۱۳۹۸
13
مهدی طیب در کتاب «جان جهان» امام زمان؟عج؟ را با تئوری «انسان کامل» توضیح می‌دهد

دریچه‌ای عرفانی به مهدویت

اعتقاد به وجود منجی بشریت با نام امام مهدی؟عج؟، یکی از اعتقادات ظاهرا عجیب شیعیان دوازده امامی است. این اعتقاد با عقل هرروزی انسان مدرن قابل درک نیست. همین مساله، اعتقاد به مهدویت را از امور بدیهی خارج کرده و شکل نظری به آن داده است؛ یعنی دست‌کم برای رفع شبهه و شک از مهدویت باید استدلال کرد؛ آن هم در شرایط فتنه‌های آخرالزمان و طولانی شدن غیبت که نگهداری از ایمان را سخت‌تر کرده است. از جمله مصادیق ایمان هم که ایمان به «امام غیب» یعنی حضرت مهدی است، مورد تهدید قرار می‌گیرد. کتاب‌های متعددی درباره امام دوازدهم نوشته شده است، اما یکی از کتاب‌هایی که پشتوانه تحقیقی خوبی دارد، کتابی با نام «جان جهان» اثر استاد مهدی طیب است که در این گزارش به معرفی آن می‌پردازیم.

به‌بهانه هجمه به دکتر سهیلا صادقی محاکمه معکوس

یادداشت محمدصادق شهبازیتحلیلگر

صبح نو

به‌بهانه هجمه به دکتر سهیلا صادقی محاکمه معکوس

یادداشت محمدصادق شهبازیتحلیلگر

یک ماه پیش، دکتر سهیلا صادقی‌فسایی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، در جلسه دیدار استادان با رهبری، از مسائلی جدی درباره سیستم دانشگاه و وزارت علوم سخن گفت؛ مسائلی مانند سیطره سیاست بر محیط علمی، باندبازی سیاسی در جذب هیأت‌علمی، ارتقاهای زودرس عده‌ای از استادان و موانع بر سر ارتقای بقیه، تابع باندبازی سیاسی‌بودن پژوهش‌ها، رانت‌های پژوهشی استادان که حاصل ارتباطات سیاسی بیرون دانشگاهی است، فقدان نظارت بر طرح‌های پژوهشی و زدوبند ناظر و مجری طرح و سوءاستفاده‌های مالی آن‌ها، سیطره نگاه کمّی‌گرایانه بر مسائل علمی و محوریت مقاله در ژورنال‌های خارجی و ISI، نقد مدیریت فرهنگی دانشگاه و نداشتن استراتژی و برنامه‌ریزی و حساسیت فرهنگی.
دکترصادقی در سخنرانی مقابل رهبری تصریح کرد این سخنان برایش در محیط کارش تبعاتی خواهد داشت. جالب اینکه درمقابل خبرگزاری «ایرنا» که به‌وسیله یکی از جامعه‌شناسان و سرپرست سابق وزارت علوم و مرکز مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران اداره می‌شود، فیلمی علیه این استاد منتشر و تلاش کرد با محاکمه معکوس و تکیه به یکی از بازیگران سیاسی، حرف‌های دکترصادقی را به خودش برگرداند که با انتشار اسناد متقن دکترصادقی، محکوم و مجبور به پاک‌کردن فیلم شد. البته فعالان رسانه‌ای و مجازی جریان رایج دانشگاه، تلاش کردند از همین مسأله برای هجمه به دکترصادقی بهره ببرند. ماجرا چیست؟ دکترصادقی، انقلابی‌ترین چهره علوم اجتماعی، وارد منطقه ممنوعه شده و هاله نوری را خدشه‌دار کرده که جوّ رایج دانشگاه به‌ویژه علوم انسانی و علوم اجتماعی برای خود ساخته است؛ منطقه ممنوعه و از هفت دولت آزادی که ذی‌نفعانش بدون پاسخ به نیازهای کشور، از پول عموم مردم و با انبوهی از رانت و باندبازی سیاسی، از جذب دانشجویان دکتری تا جذب هیأت‌علمی و پروژه‌گرفتن با ارتباطات سیاسی از نهادها با موضوعات بی‌ربط، بدون پاسخگویی به مسائل کشور و بعضا با خنج‌انداختن به صورت نظام در حال کسب‌وکارند. این جریان رایج، از مردم و نظام نیز طلبکارند و مدعی آزادی و نقد وضعیت موجود نیز هستند؛ اما کوچک‌ترین نقد را بر ساحت خود برنمی‌تابند. جالب اینکه چون این ماجراها سود سیاسی ندارد و پای بسیاری از چهره‌ها نیز به آن آلوده است، هیچ‌کسی حاضر به برهم‌زدن نظم موجود این حوزه‌ها نیست. تشکل‌های دانشجویی، رسانه‌های انقلابی، نمایندگان مجلس، شورای عالی انقلاب فرهنگی، نهاد رهبری دانشگاه‌ها، استادان انقلابی و... نیز مسائلی از‌این‌دست را مسأله خود نمی‌دانند. چرا نهادهایی مثل وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی به ماجرای پروژه‌ها ورود نمی‌کنند و سامانه‌ای از نیازهای پژوهشی کشور و پروژه‌ها و رقم بسته‌شده در آن ایجاد نمی‌کنند و فرایندی شفاف برای واسپاری این پروژه‌ها ایجاد نمی‌شود؟ چرا فرایند جذب هیأت‌علمی دانشگاه‌ها همچنان غیرشفاف و سلیقه‌ای است و در بسیاری موارد مصاحبه‌های صوری شکل می‌گیرد و از قبل از فراخوان، فرد جذب می‌شود که غالبا دانشجوی بعضی استادان یا هم‌جریانی آن‌هاست، بازنگری جدی نمی‌شود؟ چرا بخش درخورتوجهی از استادان، گروه‌ها، معاونت‌های پژوهشی و بین‌الملل دانشگاه‌ها می‌توانند مطلق‌العنان و بدون پاسخگویی به هیچ ‌نهادی بی‌توجه و بعضا برخلاف نیازهای کشور قدم بردارند و با آدرس غلط، کشور را دچار بحران کنند یا زمینه نفوذ دشمن را در محیط علمی فراهم آورند و بعد هم در مقام مدعی قرار بگیرند و داد آزادی و استقلال دانشگاه و... بدهند، با دیکتاتوری‌ترین وضعیت ممکن هم درون دانشگاه با منتقدان خود (که اکثراً نیروهای انقلابی هستند) برخورد کنند و هر صدای مخالفی را در گلو خفه کنند و از جذب و ارتقا و حل مسائل کشور باز بدارند و بعضا مثل مورد دکترصادقی درس‌های‌شان حذف یا در موردی نظیر دکترحاجی‌حیدری تداوم وضعیت قراردادی دانشگاه با آنان در خطر قرار گیرد؟
چرا افرادی ذی‌نفع در وزارت علوم می‌توانند مسئولیت داشته باشند که ارتقای استادان و جذب هیأت‌علمی و انتخاب دکتری به تولید مقاله (بخوانید علم بی‌مصرف) در ژورنال‌های بین‌المللی بسته باشد؟ چرا به فسادها و تخلفات علمی استادان و چهره‌های اصلی سیاسی کشور که بعضا حتی در حد کپی‌کردن کامل دستاوردهای علمی دیگران است، ورود نمی‌شود و همه از کنار این وضعیت خاموش عبور می‌کنند؟ بی‌عدالتی فقط در دزدی آشکار چند متخلف مولتی‌میلیاردر و مسئول بدون طهارت اقتصادی خلاصه نمی‌شود و ریشه بسیاری بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور وضعیت کنونی دانشگاه و بی‌عدالتی‌هایی از‌این‌دست در آن است که اگر اصلاح نشود، کشور را با بحران‌های جدی مواجه کرده و می‌کند.

captcha
شماره‌های پیشین