736
چهارشنبه، ۱۲ تیر ۱۳۹۸
14
در نشست خبری قلم زرین مطرح شد

شاکری: ادبیات ما قربانی چهره‌ها می‌شود

واکاوی افسانه‌ها و اسطوره های بومی در اثر حسینعلی جعفری

جلوه هایی از پیکرگردانی در رمان افرا

«افرا» نخستین رمان آقای حسینعلی جعفری است. روایت این رمان در سال‌­های حکومت محمدرضاشاه پهلوی جریان دارد و در بازگشت به گذشته، بخش‌هایی نیز در حوالی سال 1320 اتفاق می­‌افتد. «سرهنگ» که بعدتر می­‌فهمیم همان «گروهبان یارمحمد» بوده، کشته می­‌شود و «زکریا» که گاهی هم «یحیی» نامیده می­‌شود، فعالی انقلابی است که از عوامل حکومت پهلوی فراری و بعد مظنون به قتل سرهنگ شاهنشاهی نیز شده است. «ساسان» که خودش ستوان شاهنشاهی است، به‌دنبال قاتل «سرهنگ» (پدرش) می­‌گردد و در پی نشانه‌هایی از «زکریا»، به دل جنگل سفر می­‌کند. به او گفته‌اند «زکریا» پدرش را به‌قتل رسانده است. در این مسیر، «رستم‌علی» را به‌عنوان کسی که به‌خوبی اقلیم جنگل‌های مازندران (مخفیگاه زکریا) را می‌شناسد، به همراهی فرا­می­‌خواند و خودش را دوست دوران کودکی «یحیی» (زکریا) معرفی می­‌کند. هم­پای روایت ماجراهای «ساسان» و «رستم­علی» گفت‌وگوهایی از زبان «سرهنگ» و «ظفرشکارچی» می­‌خوانیم که به‌مرور متوجه می‌­شویم «سرهنگ» یا همان «گروهبان یارمحمد» پدر «ساسان» است که کشته شده و حالا «ساسان» در پی «زکریا» می‌گردد که می­‌پندارد قاتل پدرش بوده است. از طرف دیگر، با «ظفرشکارچی» روبه‌رو می­شویم که به‌نوعی پیشکار «سرهنگ» بوده و با اتفاقاتی که کسی از آن اطلاعی ندارد، از محیط شهری فاصله گرفته و راهی جنگل شده و البته این تصور که به جزای اعمالش، به گراز تبدیل شده است.

شماره‌های پیشین