736
چهارشنبه، ۱۲ تیر ۱۳۹۸
13
مروری بر مقاله علمی دکتر قاسم زائری با عنوان «دیرینه‌شناسی بی‌حجابی در ایران»

نقطه صفر بی‌حجابی در ایران چه بود

گاهی از زبان مدافعان کشف حجاب می‌شنویم که انتخاب نوع پوشش «حق طبیعی» زن است. این گفتار بی‌حجابی را یک وضعیت «طبیعی» می‌انگارد؛ اما بواقع حجاب یک پدیده طبیعی است یا بی‌حجابی؟ به زبان فلسفی آیا حجاب، ذاتیِ اجتماع ایرانی است و بی‌حجابی عارض بر آن شده است یا برعکس؟ دکتر قاسم زائری، عضو هیات علمی گروه جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مقاله‌ای دارد با عنوان «دیرینه‌شناسی بی‌حجابی در ایران». او در این مقاله بر این باور است که حجاب و به‌تعبیر دیگر «مستوری» ویژگی بنیادین زنان جامعه ایران بوده و بی‌حجابی عارضه‌ای از جهان تجدد است که بر ما عارض شده است. او با همین مبنا به‌دیرینه‌شناسی بی‌حجابی در ایران می‌پردازد و «نقطه صفر» بی‌حجابی را تحلیل و بررسی می‌کند. روش و نوع نگاه او فوکویی است. در این گزارش به مرور ایده علمی او در این خصوص می‌پردازم.

آیت‌اللهی که رضاخان را  به مزرعه خود راه نداد

صبح نو

مروری بر مقاله علمی دکتر قاسم زائری با عنوان «دیرینه‌شناسی بی‌حجابی در ایران»

نقطه صفر بی‌حجابی در ایران چه بود

گاهی از زبان مدافعان کشف حجاب می‌شنویم که انتخاب نوع پوشش «حق طبیعی» زن است. این گفتار بی‌حجابی را یک وضعیت «طبیعی» می‌انگارد؛ اما بواقع حجاب یک پدیده طبیعی است یا بی‌حجابی؟ به زبان فلسفی آیا حجاب، ذاتیِ اجتماع ایرانی است و بی‌حجابی عارض بر آن شده است یا برعکس؟ دکتر قاسم زائری، عضو هیات علمی گروه جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مقاله‌ای دارد با عنوان «دیرینه‌شناسی بی‌حجابی در ایران». او در این مقاله بر این باور است که حجاب و به‌تعبیر دیگر «مستوری» ویژگی بنیادین زنان جامعه ایران بوده و بی‌حجابی عارضه‌ای از جهان تجدد است که بر ما عارض شده است. او با همین مبنا به‌دیرینه‌شناسی بی‌حجابی در ایران می‌پردازد و «نقطه صفر» بی‌حجابی را تحلیل و بررسی می‌کند. روش و نوع نگاه او فوکویی است. در این گزارش به مرور ایده علمی او در این خصوص می‌پردازم.

 زائری پس از بیان مقدمات و ملاحظات روشی می‌نویسد: آنچه امروزه «حجاب» می‌نامیم، بعد عینی و ظاهری‌تری از مضـمونی عمیق‌تر و درونـی‌تـر در حیات انسان ایرانی است که از آن بـه «مـستوری» یاد می‌کنیم. فـی‌الواقـع، انسـان ایرانـی و بـه معنای عمومی‌تری انسان شرقی که ذیل امر دینی (یا برخی اشکال انحـراف‌یافتـه آن) زنـدگی می‌کند، جهان را مجرای اراده خداوند می‌داند و در چـنین جهـانی میـل بـه «حجـب» و «مـستوری» دارد و در بـرابر چنین عظمتی، حیا کرده و از خوداظهاری و خودبیانی گریزان است. بسیاری از وجوه رفتار فردی و سلوک اجتماعی و اشکال نهادی زندگی انسان ایرانـی بـراسـاس همین میل به مـستوری شـکل گرفته و این دقیقاً در نقطه مـقابل انـسان مدرنی است که جهـان را مجرای تحقق اراده خود می‌داند و خودآشکارگی خصیصه مهم نوع زندگی‌اش است.
او بـراساس گـزارش سفرنامه‌نویسان فرنگی، عمومیت حجاب و تنوع حجاب را دو ویژگی حجاب در جامعه ایرانی می‌داند؛ یعنی حجاب و پوشیدگی علاوه بر اینکه در ایران عمومیت داشته، اشکال مختلفی بر اساس فرهنگ‌ها و زیست‌بوم‌های گوناگون داشته است. زائری تاریخ اخیر ایران را با دو مفهوم توضیح می‌دهد؛ تجدد بومی و تجدد غربی. تجدد بومی همان تحولاتی است که از زمان صفویه به اوج خود رسید و تجدد وارداتی و غربی همان چیزی است که ناشی از تحولات اروپا بوده و در دوران قاجار و پهلوی وارد ایران
 شده است.
زائری نقطه صفر بی‌حجابی را برخلاف تصور رایج قره‌العین بابی نمی‌داند و توضیح می‌دهد: اگر چنان که پیش‌تر گفته شد، پیدایی بی‌حجابی را دستاورد تجدد غربی بدانیم، در این صورت به دلایل متعددی، شرایط امکانی پیدایی یک رفتار مـتجددانه در مـقطـع تـاریخی زنـدگی قره‌العین در ایران فراهم نبوده است و باید توضیح متفاوتی برای اقدام او جسـت‌وجـو کرد... فکر باب برآمده از متن سنت است و مـاهیتی درون‌گفتمانی دارد؛ هرچند عقاید باب انحراف آشکاری از مبانی شیعی فکر مهدویت دارد، ضمناً او به هیچ‌یک از مکاتب فکری یا متفکران جدید غرب ارجاع نمی‌دهد و سیر زندگی او نیز نشـانی از قرارگرفتن در معرض افکار جدید از طریق آموزش یا مسـافرت نــدارد... به علاوه، پس از قره‌العین نیز هـیچ گزارشـی مـبنـی بـر دنبالـه‌روی از او حتی در میان زنان بابی گزارش نشده است، تا چه رسد بــه زنـان مسـلمان.
او با ارائه توضیحات تاریخی مفصل در این‌باره، نقطه صفر بی‌حجابی را عمل «صدیقه دولت‌آبادی» می‌داند و می‌گوید: نخستین مورد «بی‌حجابی» زنان در سـال ۱۳۰۶ ش. و بـا اقـدام صدیقه دولت‌آبادی به کنار گذاردن حجاب ممکن شد. از قضا، صدیقه دولت‌آبــادی نـیـز هماننـد قره‌العین نسب به بابی‌ها می‌برد اما در فاصله آن بابی تا این بابی، چنان‌که پیش‌تر آمد، روابط و روندهای پیچیده‌ای شکل گرفت کـه امکـان بـی‌حجـابی برآمـده از اقتضـائات تجـدد غربـی را به واسـطه دولت‌آبادی ممکن کرد. دولت‌آبادی در ۱۳۰۶ ش. و پس از بازگشت از تحصـیل در فرانسه، «رسماً بی‌حجاب در خیابان‌های تهران ظـاهر شـد». او «رویه خـود را بـه‌واسـطه آنکـه مورد حمایت رضاشاه و پلیس او بود، ترک نکرد». حمایـت «حکومـت» از بـی‌حجـابی پدیده تازه‌ای اسـت کـه هیچ‌گاه در تاریخ ایران سـابقه نـداشـته است... تصمیمات فرهنگی دولت‌های این عصر در چارچوب گفتمان جدید فرهنگی به عمل آمـد کــه تفاوت‌های اساسـی و بنیـادی بـا گفتمان کلاسیک و سنتی فرهنگی داشـت.
زائری در ادامه سه رونـد مؤثر در این تصمیم‌گیری دولت را تشریح می‌کند که در ادامه خلاصه‌ای از آن می‌آید:
1- راهبرد تربیت زنان: تحت انقیاد درآوردن اذهـان بـه یکی از روندهای اصلی حاکم بر رفتار دولت پهلوی اول بدل شد. زنان، به همراه علما و عشایر، ابژه‌هایی قلمداد شدند کـه بایـد مـورد سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی قرار گیرند تا با نظـم جـدیـد و در چـارچوب تـجـدد غربـی بازسـازی شوند. به خـصوص زنـان بـه عنوان مربی نسل جدید ایرانی، خود محصول «سـنت» و نظـام قـدیم بودند و باید بنا بر اصول تجددی بازتربیت شوند؛ طریقه «آموزش جدید» که براساس آن، تربیت زنـان از طـریق تحصـیل در مراکـز و نهادهای آموزشی جدید از مدارس ابتدایی تا دبیرستان‌ها و دانشسراها و دارالمعلمات تا دانشگاه تهران یا قرارگرفتن در معرض برنامه‌های عـمـومی «ســازمان پیشـاهنگی» و «سـازمان پـرورش افکار» و نیز مطبوعات و روزنامه‌ها ممکن می‌شد. از این مـنظر، دولت‌آبـادی دقیقاً در چـارچوب گفتمان آموزش جدید عمل می‌کند.
2- راهبرد بین‌المللی‌شدن: ترس از به رسمیت شناخته‌نشدن توسط قدرت‌های بـزرگ بـه خصـوص اروپایی‌ها، یکی از نگرانی‌های اصلی نخبگان مـتجدد در جوامع مسلمان بود... و براساس آن لازم بود تا مظاهر و نشانه‌های زندگی جـدید در رفتـار ظـاهری اتبـاع از جملـه در لباس و پوشش آن‌ها نمودار شود. امان‌الله‌خان، پادشاه افغانستان، تحت‌تأثیر افکار محمد طزری، روشنفکر افـغـان، یـک بـرنامه نـوسازی اجتماعی را آغاز کرده بود و پس از سفر 6ماهه بـه اروپا در خـرداد ۱۳۰۷ ش. مدتی در تهران توقف کرد و مهمان دولت ایران بود. ملکه افغانستان در تهران بی‌حجـاب ظـاهر شد و این امر بر رضاخان و دیگر نخبگان حـکومتی تـأثیر زیادی گـذاشت... شـواهد نشان می‌دهد که رضاخان پس از حضور امان‌الله‌خـان در تـهران مـصمم به تغییر لباس زنان بـود.
3- دولت‌آبادی و تغییر گفتمان زنان: دولــت آبــادی در ۱۳۰۲ ش. راهــی پــاریس شــد و در بهــار ۱۳۰۵ش. (۱۹۲۶) بــه نمایندگی از زنان ایرانی در دهمین کنگره «اتحادیه بـین‌المللـی بـرای حـق رأی زنـان » در پاریس شرکت کرد و سـال بـعد راهی ایران شـد. پـس از آن نیـز، در دومـین «کنگـره نسـوان شرق » که در ۱۳۱۱ ش. در تهران برگزار شد، شرکت کرد و منشی آن بود. بعـدها در سـال ۱۳۲۶ش. (۱۹۴۷) نیز در کـنگره «جامعه بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی» شرکت کرد و درباره پیشرفت‌های زنـان ایرانـی سخنرانی کرد. با قدری مسامحه، به نظر می‌رسد کـه او در دوره بین دو جنگ جهانی یکی از فمینیست‌ها بود یا دسـت‌کـم عمیقاً تحت تأثیر آن بـود. آنچـه اهمیت دارد تأثیر این تعلق یا تأثیرپذیری بر نوع استدلال دولت‌آبـادی در دفـاع از بــی‌حجـابی است: درحالی که گفتار تغییر در وضع زنان از مشروطه تا این زمان عموماً گفتـاری برآمـده از نقد عـمومی اجتماعی یا متکی بر تفسیری شبه‌دینـی اسـت، درگیرشدن در مباحثه‌های بین‌المللی دربـاره حـقوق زنان، قطعاً نوع اسـتدلال دولـت‌آبـادی را تغییر داده است. او دیگر خود را نیازمند نوگرایی در متون دینـی بـرای توضـیح بـی‌حجـابی نمی‌داند، بلکه از مفاهیم و ادبیات شبه‌فمینیستی بهره می‌برد.
زائری این‌طور می‌گوید که دفاع قره‌العین از بی‌حجابی بر مبنای گفتار دینی بوده است اما صدیقه دولت‌آبادی بر اساس روندهای فمینیستی بین دو جنگ جهانی می‌اندیشد و از بی‌حجابی دفاع می‌کند. زائری شواهد متعددی را برای این مورد ذکر می‌کند. اساساً یکی از ویژگی‌های مقاله مفصل زائری که حدوداً 33 صفحه است، پاورقی‌های دقیق تاریخی و آوردن فکت‌های متعدد تا حد اشباع است.
 

captcha
شماره‌های پیشین