733
یکشنبه، ۰۹ تیر ۱۳۹۸
3
آیا کانال تهاتر مالی ایران- اروپا، اسم رمز عقب‌نشینی از کاهش تعهدات هسته‌ای است؟

اینستکس در ساعات پایانی

یادداشت علیرضا استادیان دکترای انقلاب اسلامی

بی‌فایده و با ضرر

یادداشت مهدی فضائلی

صبح نو

بی‌فایده و با ضرر

یادداشت مهدی فضائلی

کسانی که در سال‌های اخیر روابط ایران و آمریکا را دنبال کرده‌اند، بعید است نام «ویلیام جوزف برنز» را نشنیده باشند. ویلیام برنز، سیاستمدار و دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی است که برخی به او لقب «دیپلمات نامرئی» آمریکا در کارزارهای سنگین این کشور را داده‌اند. معاون کلینتون و قائم‌مقامی کری و وزیر امور خارجه دولت اوباما از آخرین مسوولیت‌های او قبل از بازنشستگی بوده و پس از بازنشستگی نیز ریاست موسسه موسوم به «موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی» را بر عهده دارد. 
برنز، نقش مهمی در مذاکرات محرمانه هسته‌ای با ایران ایفا کرد که سرانجام به برجام منجر شد. کتاب خاطرات این دیپلمات برجسته آمریکایی در اواسط فروردین سال جاری با نام «کانال پشت پرده» رونمایی شد. 
فصل نهم کتاب خاطرات برنز به مذاکرات با ایران اختصاص دارد و به‌رغم مراقبت و تحفظ بسیار در نقل مطالب به شکل پیچیده و رمزآلود و همچنین ناگفته گذاشتن فریبکاری‌ها و نقض عهدهای دولتش، در عین حال نکات آموزنده‌ای را می‌توان در لا‌به‌لای سطور او یافت و از آن‌ها بهره برد. این یادداشت یک مورد از این نکات مهم را مرور می‌کند و آن چیستی و ماهیت مذاکره با ایران است. یکی از نکات مهم در خاطرات ویلیام برنز، تصریح به مذاکره به‌عنوان «اهرم فشار» آمریکاست. وی در این‌باره می‌گوید: «عدم اراده ما برای تعامل مستقیم(مذاکره) با تهران برای ما بیشتر هزینه داشت و ما را از یک اهرم فشار ارزشمند محروم می‌کرد.»
در همین‌باره و در صورتی‌که مذاکرات به نتیجه نمی‌رسید نیز در جای دیگر می‌گوید: «اگر گفت‌و‌گوهای مستقیم به جایی نمی‌رسید، سرزنش کردن ایالات متحده سخت‌تر و تشدید فشار علیه یک ایران سرکش آسان‌تر می‌شد.»
این جملات به وضوح از ماهیت مذاکرات مورد نظر آمریکا پرده برمی‌دارد و با توجه به مسوولیت برنز در دوره دموکرات‌ها این واقعیت را نیز نشان می‌دهد که در این فریبکاری بین اوباما و ترامپ و دموکرات و جمهوری‌خواه فرقی وجود ندارد؛ بنابراین اصرار مذاکره آمریکایی‌ها در ادوار مختلف فقط یک هدف را دنبال کرده و می‌کند و آن فشار به جمهوری اسلامی ایران است تا یا تسلیم شود و به خواسته‌های تحمیلی آمریکا تن بدهد یا به‌عنوان یک دولت سرکش تحت فشار بیشتری قرار بگیرد!
طبیعی است که هر دوی این گزینه‌ها برای ایران هزینه دارد، لیکن هزینه تسلیم شدن به مراتب بیشتر است چرا که تسلیم شدن، از دست دادن عزت و استقلال، گستاخ‌تر و جری‌تر شدن دشمن برای ادامه فشار و امتیازات بیشتر، بازسازی اقتدار و هیمنه در حال افول آمریکا، سرکوب کردن تفکر مقاومت در جهان، هدر دادن مقاومت چهل‌ساله و خون شهدا و ایثار ایثارگران و سرانجام ضعیف شدن و افزایش احتمال حمله نظامی برای ضربه نهایی(مانند عراق و لیبی) را به‌دنبال دارد.
به عبارت دیگر انتخاب این مسیر برای آمریکایی‌ها تمامش برد است و برای ایران، باخت کامل، در حالی‌که عدم مذاکره با آمریکا به جز فشارهای اقتصادی که آن هم می‌تواند به فرصت تبدیل شود، تمامش برای ایران برد است و برای آمریکا باخت کامل!
اینجاست که عمق نگاه حکیمانه آیت‌الله خامنه‌ای را بهتر می‌توان فهمید که فرمودند: «در مورد مذاکره با آمریکا مکرر گفته‌ایم ما مذاکره نمی‌کنیم. علت چیست؟... آمریکایی‌ها وقتی که یک چیزی را هدف می‌گیرند، یا یک دولتی، یا یک کشوری را، بنا می‌گذارند که با زور و با فشار، آن مقصود خودشان را به دست بیاورند، فشار در اینجا برایشان راهبرد است، اما در کنار این راهبرد، یک تاکتیک هم دارند و آن عبارت است از مذاکره... این مذاکره مکمل آن فشار است. این مذاکره برای این است که محصول آن فشارها چیده بشود، نقد بشود، تثبیت بشود؛ مذاکره برای این است... مذاکره با آمریکا این است. راهبرد او مذاکره نیست، راهبرد او فشار است، و مذاکره یک ذیلی است در مقابل فشار.
 راه مقابله با این ترفند هم جز یک چیز بیشتر نیست و آن، اینکه طرف مقابل هم اگر ابزار فشاری در اختیار دارد، از آن ابزار فشار استفاده کند؛ راه فقط این است... اما اگر چنانچه نه، فریب دعوت به مذاکره را خورد، با خودش گفت «خب حالا که این می‌گوید بیاییم مذاکره کنیم، پس احتیاجی به این نیست که من از اهرم‌های فشاری که در اختیارم هست استفاده کنم، چه لزومی دارد؟ مذاکره می‌کنیم؛ اگر این فریب را خورد، لغزیده و رفته؛ یعنی باخت قطعی است.
تنها راه این است. ما در مقابل فشارهای آمریکا ابزارهای فشار داریم؛ این ابزارهای فشار هم بر خلاف آنچه آن‌ها می‌خواهند تبلیغ کنند و بگویند، ابزارهای نظامی و مانند این چیزها نیست- ۹۸/۲/۲۴» و در دیدار اخیر با مسوولان قوه‌قضاییه هم مجدداً فرمودند: «می‌گویند بیایید مذاکره؛ مذاکره یک فریب است؛ مذاکره بر سر چه؟ بر سر آنچه او می‌خواهد؛ یعنی اسلحه در دست شماست، جرأت نمی‌کند بیاید جلو، می‌گوید آقا آن اسلحه را بده به من، آن اسلحه را بینداز تا من بتوانم هر کاری که می‌خواهم با تو بکنم، تا من بتوانم هر بلایی می‌خواهم سر تو بیاورم؛ مذاکره این است. اگر چنانچه در این مذاکره‌ای که انجام می‌گیرد، شما حرف او را قبول کردی، پدرت درآمده؛ اگر حرف او را قبول نکردی، باز همین آش است و همین کاسه: دعوا و سر و صدا و تبلیغات و «آقا این‌ها زیر بار نمی‌روند» و حقوق بشرِ آمریکایی و از این مزخرفات.»
لذا در یک جمع‌بندی نهایی باید گفت: «مذاکره با آمریکا برای ما هیچ فایده‌ای ندارد، دوم اینکه ضرر دارد؛ یعنی چیزی است بی‌فایده و با ضرر-۹۸/۲/۲۴»

captcha
شماره‌های پیشین