sobhe-no.ir
731
سه شنبه، ۰۴ تیر ۱۳۹۸
15
بررسی اوضاع تئاتر کودک‌و‌نوجوان به‌بهانه 12سالگی مقدمه کتاب «دریچه‌ای به تئاتر کودک در ایران»

دریچه‌ای که بسته شد

برای بعضی از کتاب‌ها می‌توان هرسال، سالگرد گرفت و شاید ما هم کوتاهی کردیم که برای کتاب «دریچه‌ای به تئاتر کودک در ایران» یا تنها برای مقدمه‌اش، سالگرد نگرفتیم. امسال از زمان نگارش مقدمه این کتاب، درست 12 سال می‌گذرد و این زمان مناسبی است تا میزان تغییرات وضعیت تئاتر کودک را بسنجیم.

خبر

صبح نو

بررسی اوضاع تئاتر کودک‌و‌نوجوان به‌بهانه 12سالگی مقدمه کتاب «دریچه‌ای به تئاتر کودک در ایران»

دریچه‌ای که بسته شد

برای بعضی از کتاب‌ها می‌توان هرسال، سالگرد گرفت و شاید ما هم کوتاهی کردیم که برای کتاب «دریچه‌ای به تئاتر کودک در ایران» یا تنها برای مقدمه‌اش، سالگرد نگرفتیم. امسال از زمان نگارش مقدمه این کتاب، درست 12 سال می‌گذرد و این زمان مناسبی است تا میزان تغییرات وضعیت تئاتر کودک را بسنجیم.

آقای داوود کیانیان، از چهره‌های قدیمی و برجسته تئاتر کودک در ایران، در سال 87 مقدمه کتابش را با فهرستی از آسیب‌های تئاتر کودک ایران آغاز می‌کند. او این شاخه از تئاتر را در آن زمان «به تمام معنا فقیر، یتیم و بدون آینده‌ای روشن» می‌خواند و در هشت بند، تلاش می‌کند آسیب‌های آن را فهرست کند. بااین‌حال، چنددرصد از این آسیب‌ها و معضلات تاکنون بررسی شده‌اند و متولیان و سیاست‌گذاران تئاتر و تئاتر کودک در کشور، کدام‌یک از آن‌ها را رفع یا برایشان چاره‌اندیشی کرده‌اند؟ این فاصله 12ساله می‌تواند محک خوبی برای بررسی کارنامه مدیریت فرهنگی در حوزه تئاتر آن‌هم در بخش تئاتر کودک‌ونوجوان باشد. 

متولی تئاتر کودک کیست؟
سوالی 12ساله که همان زمان هم پاسخ‌های روشنی داشته؛ اما انگار نویسنده را قانع نمی‌کرده است. از نظر مدیر بنیاد نمایش کودک، فقدان متولی مشخص برای تئاتر کودک نخستین معضل است. کیانیان می‌نویسد: «چون این حوزه متولی ندارد؛ بنابراین، از سازمان‌دهی، بودجه و برنامه محروم است». باوجوداین، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را که در حوزه تولیدات هنری و فرهنگی برای این رده سنی وظایف مشخصی برعهده دارد، می‌توان مهم‌ترین نهاد متولی این موضوع دانست؛ نهادی که نویسنده این کتاب نیز یک دهه از سال 70 تا 80، مدیریت مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی را در آن برعهده داشته است. کانون پرورش فکری شاید در حمایت از اجرای تئاترهای مختلف کودک‌و‌نوجوان کارنامه درخورمطالعه‌ای داشته باشد؛ اما مرکز برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در این حوزه هنوز مشخص نیست.

فقدان متولی، فقدان حمایت و هماهنگی
دومین آسیبی که کیانیان برمی‌شمرد، خودجوش‌بودن فعالیت‌ها درزمینه تئاتر کودک و درنتیجه، فقدان هماهنگی و مدیریت در آن است. مؤسس و عضو افتخاری انجمن تئاتر کودک‌ونوجوان خانه تئاتر دراین‌باره می‌نویسد: «حرکت در‌این‌زمینه، خودجوش، بدون هماهنگی، فارغ از آموزش و بدون حمایت‌های لازم انجام می‌شود». این مسأله‌ای است که هنوز پس از 12 سال در گوشه‌وکنار اجراها از زبان کارگردانان تئاتر شنیده می‌شود و اخیرا آقای مهدی سیم‌ریز، کارگردان تئاتر «غول‌بابا»، نیز به این پراکنده‌بودن فعالیت‌ها اشاره کرد. به‌نظر می‌رسد علاوه‌بر غیبت نهادهای دولتی برای رفع این مشکل، نهادهای صنفی و برآمده از همین جریان‌های خودجوش نیز هنوز در مدیریت درونی این فعالیت‌ها ناکام‌اند. این در حالی است که سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند نقش تأثیرگذاری در حمایت از تولید آثار هنری در این گروه‌های خودجوش ایفا کنند.

جشنواره‌ها، زیاد اما بی‌تأثیر
سومین آسیبی که کیانیان به آن اشاره کرده، به معضل عمومی فعالیت‌های هنری در کشور بازمی‌گردد: جشنواره‌ها. او می‌نویسد: «جشنواره‌ها بیشتر جنبه کمّی دارند نه کیفی». جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک‌ونوجوان را باید مهم‌ترین جشنواره‌های این حوزه دانست که مدیرکل هنرهای نمایشی بهمن‌ سال گذشته در نشست آسیب‌شناسی آن به میزبانی هیأت‌مدیره انجمن تئاتر کودک‌ونوجوان و با حضور دبیر بیست‌و‌پنجمین دوره این جشنواره تئاتر اظهار کرد: «تدوین آیین‌نامه برای جشنواره تئاتر کودک‌ونوجوان ضروری است و دبیر جشنواره باید با تجمیع دیدگاه‌ها تصمیم‌گیری کند و به قوانین پایبند باشد». تأکید بر ضرورت تدوین آیین‌نامه برای بیست‌وپنجمین دوره از رویدادی هنری، آن‌هم از سوی مدیران آن، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد رویکرد تثبیت‌شده‌ای که ضامن کیفیت برگزاری جشنواره باشد، وجود نداشته است.

متلاشی‌شدن گروه‌های نمایشی تخصصی
مقدمه کتاب «دریچه‌ای به تئاتر کودک ایران» چهارمین آسیب این حوزه را مربوط به سازوکار اقتصادی تئاتر کودک دانسته است: «اجراها باتوجه‌به قراردادهای درصد اکثر نهادها با عنایت به فروش گیشه و بالابودن هزینه تولید برای گروه‌های نوپای نمایشی نمی‌تواند دارای منافع مالی قابل‌تحمل باشد تا گروه‌های نمایشی کودک‌ونوجوان دیر بپایند و پخته گردند و بلکه معمولا بعد از چند نمایش، از هم متلاشی می‌شوند و یا همّ‌و‌غمشان فقط متوجه گیشه می‌شود». گروه‌های تئاتری که در شاخه خاصی به تولید مداوم و پیگیر می‌پردازند، بزرگ‌ترین فرصت برای ساماندهی به جریان‌های هنری در آن حوزه هستند. بااین‌حال، این گروه‌ها به‌شدت درمعرض آسیب‌های اقتصادی هستند و در‌صورتی‌که حمایت‌های لازم نشود، فعالیت تخصصی خود را نمی‌توانند پیگیری کنند.

و هنوز؛ فقدان نشریات تئاتر کودک
داوود کیانیان کمبود فعالیت‌های رسانه‌ای و نشریات تخصصی در این حوزه را پنجمین دلیل ضعف تئاتر کودک‌ونوجوان در ایران می‌داند. اهمیت این نکته وقتی پررنگ‌تر می‌شود که بدانیم حتی تعداد نشریات عمومی مرتبط با کلیت حوزه تئاتر نیز به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسد و طبیعتا شاید نتوان انتظار داشت که یکی از شاخه‌های آن مثل تئاتر کودک‌ونوجوان، سهم زیادی از این جامعه کوچک داشته باشد. کیانیان می‌نویسد: «در میان مطبوعات جورواجور کودکان و نوجوانان دریغ از یک نشریه تئاتری و دریغ مضاعف از صفحات تئاتری در آن‌ها همچون نقد نمایشنامه آموزش و...». این مسأله نیز یکی از موضوعاتی است که از 12 سال پیش تاکنون، بهبود نیافته یا حتی تغییر چندانی نکرده است. با وضعیتی روبه‌رو هستیم که حتی نشریات پرطرفدار کودک‌ونوجوان در دهه‌های گذشته همچون سروش، دیگر به قدرت قبل نیستند؛ بنابراین، راه اطلاع‌رسانی در این حوزه هم در نشریه‌های تخصصی تئاتر و هم در نشریه‌های کودک محدود و حتی بسته شده است.

کمبود منابع و جای خالی دانشگاه
«انتشار نازل نمایشنامه چه ازلحاظ کمّی و چه ازلحاظ کیفی» ششمین دلیلی است که این نویسنده برای فعالیت محدود تئاتر کودک‌ونوجوان برمی‌شمارد؛ اگرچه هم‌اکنون می‌توان گفت نمایشنامه در حوزه کودک‌ونوجوان منتشر شده است. نسبت میزان تألیف و ترجمه در این حوزه مشخص نیست و البته، مرجعی هم برای بررسی این موضوع وجود ندارد. «کمبود کتاب‌های مرجع و پژوهشی» در حوزه تئاتر کودک‌ونوجوان، هفتمین دلیل ضعف از نگاه کیانیان است که به‌نوعی می‌توان آن را مکمل آسیب بعدی، یعنی «نبود واحدهای درسی مرتبط در دانشگاه‌ها» هم دانست. امروز شاید به‌جرأت بتوان گفت شاخه تئاتر کودک‌ونوجوان اصلا در دغدغه‌های جریان دانشگاهی تئاتر و ادبیات نمایشی جایی ندارد. چنان‌که آموزش عالی نیز برنامه‌ای برای ساماندهی به دغدغه‌های پراکنده در این حوزه ندارد؛ درحالی‌که به‌سادگی با جداکردن این شاخه تخصصی در رشته‌های دانشگاهی می‌توان به تقویت تئاتر کودک‌ونوجوان کمک کرد. موضوعی که آقای عادل بزدوده، کارگردان تئاتر کودک‌ونوجوان، سال گذشته در گفت‌وگویی با «ایسنا»، آن را پازل گمشده تئاتر کودک‌ونوجوان دانسته و گفته بود: «به‌نظرم دانشگاه تکه بزرگ و گم‌شده این پازل است و وقتی این پازل کامل نیست، هیچ انتظاری از بخش‌های دیگر در عرصه کودک نمی‌توان داشت؛ چون افراد تحصیلکرده و خاصی که در این حوزه فعال باشند، اصلا وجود خارجی ندارند. اصلا کدام واحدهای درسی در دانشگاه‌های ما در طول چهار سال مختص کودکان و نوجوانان ارائه می‌شوند که بخواهیم امیدوار باشیم، متخصصی از آن فارغ‌التحصیل شود؟» بنابراین، به‌نظر می‌رسد اوضاع تئاتر کودک از جنبه‌های مختلف درمقایسه‌با 12سال پیش نه‌تنها تغییری نکرده؛ بلکه به‌دلیل گذشت زمان و جبران‌نشدن خلأهای گذشته، اوضاع رو به بحرانی‌شدن حرکت کرده باشد؛ اتفاقی که به‌شکل مستقیم می‌توان تأثیر آن را در سردرگمی کودکان و والدینشان برای پیداکردن خوراک فرهنگی مناسب در جامعه مشاهده کرد. 

captcha
شماره‌های پیشین