sobhe-no.ir
730
دوشنبه، ۰۳ تیر ۱۳۹۸
11
به‌بهانه افزایش تنش‌آفرینی آمریکا در منطقه

چگونه روایت خود را در رسانه‌ها تقویت کنیم

یادداشت سیدآرش وکیلیاندانشجوی دکترای سیاست‌گذاری فرهنگیدر روزهای اخیر، همزمان با تشتت و آشفتگی در تصمیم‌گیری کاخ‌سفید درقبال چگونگی مواجهه با ایران، اندیشکده‌ها، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف نیز دچار تفرق و اختلاف‌نظر شده‌اند؛ به‌طوری‌که حتی در یکی از رسانه‌های وابسته به اندیشکده یا گروهی خاص نیز روایات متفاوت و حتی متعارضی درباره تحلیل وضعیت و ارزیابی چگونگی مواجهه با جمهوری اسلامی ‌ایران منتشر می‌شود. رسانه‌های فارسی‌زبان نیز به‌تبع مراجع آمریکایی خود، دچار همین تفرق مواضع هستند. این فرصت خوبی برای کشور است تا روایت خود را در محیط رسانه‌ای جهان و دست‌کم برای فارسی‌زبانان تقویت کند. بااین‌حال، نخست باید روایت‌های مختلف را بررسی و شناسایی کرد تا بتوان براساس آن تعیین موضع کرد.

صف‌بندی‌های جامعه ایران قطعی شده است

یادداشت دکتر حسین کچویان دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

صبح نو

به‌بهانه افزایش تنش‌آفرینی آمریکا در منطقه

چگونه روایت خود را در رسانه‌ها تقویت کنیم

یادداشت سیدآرش وکیلیاندانشجوی دکترای سیاست‌گذاری فرهنگیدر روزهای اخیر، همزمان با تشتت و آشفتگی در تصمیم‌گیری کاخ‌سفید درقبال چگونگی مواجهه با ایران، اندیشکده‌ها، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف نیز دچار تفرق و اختلاف‌نظر شده‌اند؛ به‌طوری‌که حتی در یکی از رسانه‌های وابسته به اندیشکده یا گروهی خاص نیز روایات متفاوت و حتی متعارضی درباره تحلیل وضعیت و ارزیابی چگونگی مواجهه با جمهوری اسلامی ‌ایران منتشر می‌شود. رسانه‌های فارسی‌زبان نیز به‌تبع مراجع آمریکایی خود، دچار همین تفرق مواضع هستند. این فرصت خوبی برای کشور است تا روایت خود را در محیط رسانه‌ای جهان و دست‌کم برای فارسی‌زبانان تقویت کند. بااین‌حال، نخست باید روایت‌های مختلف را بررسی و شناسایی کرد تا بتوان براساس آن تعیین موضع کرد.

در روزهای اخیر، همزمان با تشتت و آشفتگی در تصمیم‌گیری کاخ‌سفید درقبال چگونگی مواجهه با ایران، اندیشکده‌ها، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف نیز دچار تفرق و اختلاف‌نظر شده‌اند؛ به‌طوری‌که حتی در یکی از رسانه‌های وابسته به یک اندیشکده یا گروه خاص نیز روایات متفاوت و حتی متعارضی نسبت به تحلیل وضعیت و ارزیابی چگونگی مواجهه با جمهوری اسلامی ایران منتشر می شود. رسانه‌های فارسی زبان نیز به تبع مراجع آمریکایی خود دچار همین تفرق مواضع هستند. این فرصت خوبی برای کشور است تا روایت خود را در محیط رسانه‌ای جهان و دست کم برای فارسی زبانان تقویت کند. اما نخست باید روایت‌های مختلف را بررسی و شناسایی کرد تا بتوان بر اساس آن به تعیین موضع پرداخت.
 
این روایت‌ها را می‌توان به پنج دسته اصلی و برخی را به چند دسته فرعی تقسیم کرد.
۱. «روایت جنگ‌افروزی»: روایت رسانه‌ها و گروه‌های نومحافظه کار با مواضعی نزدیک به بولتون که هدفشان «تغییر رژیم» است، از هر بهانه‌ای برای دمیدن در تنور جنگ گسترده بهره می‌گیرند و این رخدادهای اخیر در خلیج‌فارس را هم از این منظر روایت می‌کنند که آمریکا باید ضرب شست محکمی‌ نشان دهد. جریان ضدانقلاب، به‌ویژه سلطنت‌طلب‌ها و منافقین و نیز برخی دشمنان منطقه‌ای ایران، هم از این روایت حمایت می‌کنند.
۲. «روایت تشدید فشار»: عمدتا گروه‌هایی مطرح می‌کنند که رویکرد اصطلاحا رئالیستی به مناسبات بین‌المللی دارند. این جریان‌ها و گروه‌ها در پی تشدید فشار بر ایران برای تغییر رفتار هستند و تغییر نظام یا تغییر اساسی ویژگی‌های آن را میسر نمی‌دانند. این‌ها خود به چند دسته تقسیم می‌شوند: ۱. گروهی معتقدند برجام توافق بدی بوده؛ چون شامل همه موضوعات مورداختلاف نمی‌شده است. آن‌ها طرفدار تشدید فشار اقتصادی هستند؛ ولی آن را کافی نمی‌دانند؛ به‌ویژه در موضوع درگیری نظامی، اقدام محدود نظامی‌ آمریکا را برای مرعوب‌کردن ایران و حفظ منزلت و وجهه بین‌المللی ایالات متحده لازم می‌دانند. از این منظر، آمریکا باید به اقدام‌های ایران به‌تندی واکنش نشان دهد تا بتواند از موضع فرادست مذاکره کند. برخی جمهوری‌خواهان و رئالیست‌های غیرنومحافظه کار نظیر پومپئو، وزیر امورخارجه آمریکا، مدافع این موضع‌اند؛ ۲. دسته دیگر معتقدند برجام توافق بدی بوده؛ اما جنگ اقتصادی علیه ایران کافی است و آمریکا نباید در دام تحریکات ایران بیفتد و وارد مرحله نظامی‌ شود؛ بلکه باید صبر کند فشار اقتصادی ثمر دهد. اینان هرگونه تنش نظامی ‌را نامطلوب می‌دانند؛ چراکه می‌تواند منطقه را وارد بحرانی با ابعاد نامتعین کند و هزینه‌های زیادی برای آمریکا داشته باشد. برخی گروه‌های دارای منافع اقتصادی در منطقه از این جمله هستند و خود پنتاگون هم مایل به همین موضع به‌نظر می‌رسد؛ ۳. دسته دیگر معتقدند برجام در زمان خودش بهترین توافق ممکن بوده؛ اما برای تغییر رفتار ایران کافی نیست. آن‌ها می‌گویند آمریکا بدون نقض برجام باید فشار را بر ایران افزایش می‌داد و اکنون باید از تنش بیشتر مانع شد و ایران را زیرفشار پای میز مذاکره کشاند. برخی سیاستمداران اروپایی و دموکرات‌های تندروتر طرفدار این موضع هستند.
۳. «روایت منتقدان سیاست و روش ترامپ»: از دید این گروه‌ها، صرف‌نظر از اینکه برجام خوب بوده یا نبوده، دولت ترامپ را فاقد رویکرد سیاست خارجی منسجم و معقول می‌دانند. اینان معتقدند هرچند فشارهای اقتصادی آمریکا مؤثر بوده، چون سیاست و هدف مشخصی ندارد، به‌نتیجه نمی‌رسد. آنچه رخ داده، بیشتر نوعی فشار بی‌هدف بوده است؛ به‌عبارت‌دیگر، تاکتیک ترامپ مؤثر است؛ اما استراتژی مشخصی را دنبال نمی‌کند. اینان معتقدند تشتت در میان دستگاه‌ها و کابینه ترامپ از اثربخشی فشارهای آمریکا جلوگیری می‌کند و ترامپ درک روشنی از سیاست خارجی ندارد. این گروه‌ها بیشتر در مراکز و اتاق‌های فکر مستقل و غیرحزبی مستقر هستند و تحلیلگرانی را شامل می‌شوند که سیاست را از منظر علمی ‌نظیر «نظریه بازی» تحلیل می‌کنند. البته، در مقام نتیجه‌گیری به دو دسته تقسیم می‌شوند: ۱. برخی می‌گویند باید با اصلاح سیاست تشدید فشار آن را به سیاست تغییر رفتار واقع‌بینانه تبدیل کرد؛ ۲. برخی دیگر معتقدند روش آمریکا درنهایت مثمرثمر نخواهد بود و اکنون باید از تنش بیشتر مانع شد.
۴. «اصالت پایبندی به حقوق بین‌المللی»: برخی گروه‌ها معتقدند بهترین ابزار کنترل ایران است و خروج یکجانبه آمریکا از برجام در‌حالی‌که ایران از آن کامل تبعیت کرده، برخلاف هنجار نظام بین‌الملل و علیه وجهه آمریکا در جهان است. این‌ها مدافع برجام هستند و اقدامات دولت ترامپ علیه ایران را مشروع نمی‌دانند. از این منظر، باید برجام حفظ و جلو هر اقدام تنشزای طرفین گرفته شود. همچنین، درگیری‌های اخیر را هزینه غیرضروری می‌دانند که ترامپ و حزب جمهوری‌خواه برای ستیز با اوباما بر آمریکا و جهان تحمیل کرده‌اند. اغلب دموکرات‌ها و اروپایی‌ها طرفدار این موضع و طالب بازگشت آمریکا به برجام هستند.
 ۵. «ترامپ قهرمان حافظ منافع ملی آمریکا»: این روایت را که ترامپ و تیم انتخاباتی‌اش طرح می‌کنند، ترامپ را تنها شخصی می‌دانند که در میان جمهوری‌خواهان احمق جنگ‌طلب و دموکرات‌های بزدل مایل به دادن امتیاز، می‌کوشد منافع ملی آمریکا را حفظ کند. وی همزمان هم بر ایران فشار اقتصادی می‌آورد و هم جلو جنگ غیرضروری را می‌گیرد. هم حاضر به مذاکره است و هم مایل به باج‌دادن نیست. این روایت بیش از آنکه به اقتضاهای سیاست خارجی توجه کند، دغدغه جلب‌نظر رأی‌دهندگان را دارد.

captcha
شماره‌های پیشین