sobhe-no.ir
728
شنبه، ۰۱ تیر ۱۳۹۸
11
روایت رسانه ای ایران از هدف قراردادن پهپاد متجاوز آمریکایی را بررسی کرده‌ایم

موشک رسانه‌

بامداد پنجشنبه، سواحل خلیج‌فارس در معرض اتفاقات مهمی بود. از نخستین دقایق بامداد تا هنگامه اذان صبح، پدافند هوایی کشورمان اتفاق مهمی را رقم زد. بنا به اعلام رسمی روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «در ساعت 4:05 بامداد در حالی که هواپیمایی متجاوز وارد فضای سرزمینی کشورمان شده بود، توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه مورد هدف قرار گرفت و سرنگون شد.» تا اینجا خیلی به حوزه فرهنگی ارتباطی پیدا نمی‌کند و ما هم قصد ورود به این مسائل را نداریم، ولی ذکر چند مورد سابقه ضروری است.

سعید تشکری: داستان‌نویس، بازتولیدکننده‌ زیستگاه است

صبح نو

سعید تشکری: داستان‌نویس، بازتولیدکننده‌ زیستگاه است

برای هر نویسنده و رمان‌نویس همیشه از جایی خاص اندیشه‌ای جدید می‌خواهد به داستان تبدیل شود. آنجا کجاست؟ خبرنگاری با شمای نویسنده می‌خواهد درباره اثرتان گفت‌وگو کند. او حتی شما را نگاه هم نمی‌کند و فقط مسوول گرفتن یک میکروفن مقابل دهان شماست. این دقیقا همان‌ جایی است که منِ نویسنده اجازه حضور خودم را به آن‌ها نمی‌دهم؛ زیرا اعتقاد دارم فقط‌و‌فقط نویسنده واقعی است که به تشرف واقعی الهام می‌رسد و به‌وسیله شاخک‌های حساس و تیزبینش همچون غواص شنا می‌کند و واقعه‌ها را از اعماق اقیانوس جهانش کشف می‌کند. می‌گویم واقعه، یعنی فَکت و سند و بعد هم اَکت و عمل. جست‌وجو در این تشرف، اصلی‌ترین وظیفه هر نویسنده بوطیقایی است که فرضش خلق ادبیات به‌معنای ملی و معاصر است؛ اما این تشرف فقط در اقلیم واقعی شهر هر نویسنده اتفاق می‌افتد و ناکجاآبادی نیست. نمی‌توان ناگهان و گَرته‌ای به واقعه بگویی: «مرا ببین». این نویسنده است که وظیفه دارد واقعه را ببیند و مشامش را تیز کند و موضوعی که کسی نمی‌بیند، فقط او ببیند و بنویسد. خواننده بعد از خواندن اثر متوجه می‌شود حقیقتی ژرف وارد زندگی‌اش شده و نام این حقیقت آگاهی است.
من نیز خارج از این قاعده کلی نیستم؛ اما بیشتر از هر چیزی، مخالف تکست (Text) یا متن‌‌نویسی صِرف در ادبیات و فیلمنامه و نمایشنامه هستم. حالا «تکست» چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟ این‌ گونه متن فاقد خلاقیت است و به‌شدت شعار می‌دهد و دستور صادر می‌کند و به‌هیچ‌وجه به‌سوی ادبیات و سینما و تئاتر نمی‌رود. می‌توانم بگویم تکست سَلبِ مسوولیت از جوهره خلاقیتِ نویسنده است. بااین‌حال، نوع دیگر رمان که در آثارم به‌دنبال آن هستم، تکنیک دارد، اسم دارد و رسم. اُمیانگی یا مادرانگی تکنیکی است رایج در میان نویسندگان غرب، عرب، حوزه‌هایی از اروپا و روسیه و ادبیات شهودی‌ محصول این نوع از ادبیات داستانی است.
اریک فروم در کتاب «زبان ازیادرفته» همین مبحث را گفته است. هیچ خوابی تکست نیست؛ زیرا روایت و ابتدا و انتهای دراماتیک دارد. همچنین، هیچ گفتمانی تا زبان و لحن درست را نیابد، خلق نمی‌شود. حرف اومبرتو اِکو نیز همین است. در رمان ایرانی، ما این تکنیک را فراموش کرده‌ایم. دغدغه اجتماعی را نوشتن و مستندبودن اصلا ربطی به رمان ندارد و خاطره شفاهی است و هیچ خاطره شفاهی‌ای جایگاه رمان را ندارد. هر خاطره‌ شفاهی و مستند برای تبدیل‌شدن به رمان، نیازمند از نو گفتن، خلاق‌نوشتن و بازسازی ایده و داشتن قبل و بعد برای قهرمان است. ما به‌شدت واضحات را تکرار می‌کنیم و علیه هم تفسیری فکر می‌کنیم و می‌نویسیم. ما مشکلی اساسی به‌نام تغییر خارج از داستان و رمان داریم. همین اتفاق در آمریکای‌لاتین هم افتاده است، تا جایی‌که ماریو بارگاس یوسا مطرح می‌کند که در آمریکای‌لاتین برای ما مشکل بزرگی ایجاد شده و در یک اثرمان می‌خواهیم همه‌چیز را بگوییم؛ یعنی از آداب و رسوم، تاریخ، تجربه، پدرومادر تا گذشتن از یک قرن در جهان! خُب، حالا این همان حرف من است که چقدر در کتاب «صد سال تنهایی» تکست وجود دارد؟ بسیار زیاد. من می‌گویم بسیار زیاد. همان‌طورکه در «کلیدر» ما نیز تکست‌های زیادی وجود دارد. «بینوایان» ویکتور هوگو نیز همین‌طور است: پنجاه صفحه تاریخ فرانسه. خُب، این‌ها قله‌های ادبیات قرن نوزدهم و بیستم هستند؛ ولی ما در قرن بیست‌‌ویکم زندگی می‌کنیم. آن‌ها به شکست خود اعتراف می‌کنند؛ اما ما درباره شکست آن‌ها چیزی نمی‌دانیم و درست زمانی که مارکز بعد از «صد سال تنهایی» رمان‌های کوتاهی همچون «پاییز پدرسالار»، «درخت گویا» و بسیاری دیگر را می‌نویسد، درحقیقت خودش را ترمیم و به‌روز می‌کند؛ اما ما همچنان از همان دالان صد سال پیش می‌خواهیم رمان خلق کنیم. این همان تداوم شکست ادبیات قرن نوزدهمی است. مگر می‌شود با قانون قرن نوزدهم مخاطب قرن بیست‌ویکم را نصیحت و به وی وصیت کرد؟
منبع: فارس
 

captcha
شماره‌های پیشین