sobhe-no.ir
723
شنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۹۸
13
نگاهی به کتاب «آرمانشهر اسلام» نوشته محمد قدسی

جدال پوچ واقع‌بینی و آرمان‌خواهی

وقتی از معایب اثر هنری یا سیاست اجتماعی سخن می‌گوییم و آن را نقد می‌کنیم، گفته می‌شود: «سخنان شما خیلی «آرمان‌گرایانه» است». گوینده این جمله تلویحا می‌خواهد به ما بگوید به همین وضع موجود راضی باش و دست‌کم درمقایسه‌با به سایر آثار این اثر را نقد کن. بااین‌حال، به‌راستی «آرمان» هیچ کارکردی ندارد و باید چیزها را درمقایسه‌با پدیده‌های مشابه بسنجیم؟ ما هیچ معیار آرمان و ایده‌آلی برای سنجش امور نداریم؟ در‌این‌صورت، قضاوت‌های متفاوت برمبنای واقعیت با چه معیاری داوری‌شدنی است؟ اینجاست که از آرمان‌های گوناگون و حتی متضاد سخن به‌میان می‌آید. حتی اگر بخواهیم درمقایسه‌با سایر پدیده‌ها قضاوت کنیم، تضادی در داوری‌ها به‌وجود می‌آید که جز با ارجاع به «آرمان» رفع‌ورجوع‌پذیر نیست. بامزه این است که حوزه «آرمان» هم محل تضاد و نزاع است. ما با آرمان مشخص و همگانی سروکار نداریم که برای قضاوت‌ها متر و معیار بدهد. برای مثال، هر آرمانی سیاست اجتماعی خاصی را پی می‌گیرد و توصیه می‌کند؛ سیاستی که به‌زعم او به آرمانشهر مطلوب منتهی می‌شود. سوال این است که آرمانشهر مطلوب اسلام چیست؟ پاسخ به این سوال می‌تواند در حکم معیاری کلی برای سنجش همه افکار و اعمال ما قلمداد شود؛ سوالی که تلاش شده در کتاب «درآمدی بر آرمانشهر اسلام» نوشته آقای محمد قدسی، به آن پاسخ داده شود.

فلسفه «گفتن» است نه نقل «گفته‌ها»

یادداشت دکتر غلامحسین ابراهیمی‌دینانی استاد فلسفه

شماره‌های پیشین