721
سه شنبه، ۲۱ خرداد ۱۳۹۸
11
«صبح‌نو» فقدان تولید مؤثر موسیقی برای کودکان را در گفت‌و‌گو با مدیر سابق دفتر موسیقی ارشاد بررسی می‌کند | کل موسیقی در آموزش‌و‌پرورش فقط یک کارشناس دارد!

بودجه‌های میلیاردی صرف تولید هیچ می‌شود

تا همین چند هفته پیش، کلیپ‌های همخوانی دانش‌آموزان با آهنگ «جنتلمن» بعضا پیش چشم معلمان و با همراهی آنان در حالی به‌سرعت در فضای مجازی پخش می‌شد که در شبکه‌های اجتماعی، نخستین اشاره‌های اتهام به‌سوی وزارت آموزش‌وپرورش نشانه رفته بود. حتما این سوالات به ذهن شما هم هجوم آورده که اصلا موسیقیِ مناسب کودکان و نوجوانان را از کجا و به چه طریق باید پیدا کرد و کدام نهاد(ها) متولی این حوزه در کشور هستند. به‌منظور یافتن پاسخی برای این ابهامات، به‌سراغ کسی رفته‌ایم که مدیریت دفتر موسیقی وزارت ارشاد، مدیریت مرکز موسیقی تجربی دانشگاه تهران و مدیریت مرکز موسیقی حوزه هنری را در کارنامه خود دارد. درادامه، مصاحبه «صبح‌نو» با دکتر پیروز ارجمند، آهنگساز و مدرس دانشگاه را خواهید خواند.

صبح نو

«صبح‌نو» فقدان تولید مؤثر موسیقی برای کودکان را در گفت‌و‌گو با مدیر سابق دفتر موسیقی ارشاد بررسی می‌کند | کل موسیقی در آموزش‌و‌پرورش فقط یک کارشناس دارد!

بودجه‌های میلیاردی صرف تولید هیچ می‌شود

تا همین چند هفته پیش، کلیپ‌های همخوانی دانش‌آموزان با آهنگ «جنتلمن» بعضا پیش چشم معلمان و با همراهی آنان در حالی به‌سرعت در فضای مجازی پخش می‌شد که در شبکه‌های اجتماعی، نخستین اشاره‌های اتهام به‌سوی وزارت آموزش‌وپرورش نشانه رفته بود. حتما این سوالات به ذهن شما هم هجوم آورده که اصلا موسیقیِ مناسب کودکان و نوجوانان را از کجا و به چه طریق باید پیدا کرد و کدام نهاد(ها) متولی این حوزه در کشور هستند. به‌منظور یافتن پاسخی برای این ابهامات، به‌سراغ کسی رفته‌ایم که مدیریت دفتر موسیقی وزارت ارشاد، مدیریت مرکز موسیقی تجربی دانشگاه تهران و مدیریت مرکز موسیقی حوزه هنری را در کارنامه خود دارد. درادامه، مصاحبه «صبح‌نو» با دکتر پیروز ارجمند، آهنگساز و مدرس دانشگاه را خواهید خواند.

باتوجه به همکاری شما در شورای موسیقی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دوره‌ای، می‌توانید درباره وظایف و فعالیت‌های این کانون بیشتر توضیح دهید؟
کانون در زمان حیات خودش، یکی از تأثیرگذارترین مراکز بر فرهنگ و هنر کشور بوده است. در سینما، افرادی چون آقایان عباس کیارستمی، امیر نادری و بهرام بیضایی در آنجا رشد می‌کنند و در موسیقی نیز، افرادی چون آقایان محمدرضا علیقلی و فریبرز لاچینی. بااین‌حال، سیاست‌های کانون در‌حال‌حاضر بیشتر نگهداری از مراکز فرهنگی موجودش است و در بخش‌های مختلف تولید سینما، انیمیشن، موسیقی و...، آن تأثیر لازم را ندارد. حتی در دوره‌ای استاد فرامرز پایور در کانون، موسیقی سنّتی ایران را به‌صورت آموزشی ضبط کرد؛ یعنی حتی در این دوره به شناخت و آموزش موسیقی سنّتی به کودکان و نوجوانان هم پرداختند که آثار درخشانی بود. بنابراین، در اینجا می‌توانیم این ایراد را به کانون پرورش فکری بگیریم که چرا تولیداتش را این‌قدر کم کرده و بی‌تأثیر شده است؛ درحالی‌که این کانون برای همین هدف، بودجه مشخصی دارد و این اعتبارات او را ملزم می‌کند تولیداتی داشته باشد.
این مشکل ناشی از ضعف آیین‌نامه این کانون است یا سیاست‌های مدیران آن را ضعیف کرده است؟
کانون پرورش فکری وصله‌ای ناجور به وزارت آموزش‌و‌پرورش است. ریاست کانون و سیاست‌گذاری آن را وزیر آموزش‌وپرورش مشخص می‌کند؛ اما کارایی و نقشی در نظام آموزشی ندارد. برای مثال، امروز سازمان تألیف کتب درسی می‌تواند از سازمان پژوهش برای تولید آثار کمکی برای کتاب‌های درسی‌اش استفاده کند؛ اما کانون پرورش فکری چنین نقشی ندارد. به‌نظر می‌رسد باید اول تکلیف سازوکار ارتباطی کانون پرورش فکری را با آموزش‌و‌پرورش روشن کنیم. درمقابل در وزارت آموزش‌و‌پرورش، سیاست‌های بسته و رادیکالی در بحث فرهنگی و پرورشی وجود دارد که این سیاست‌ها به کانون هم تسری پیدا کرده است. 
باتوجه‌به اینکه شما نزدیک به چهار دهه شاهد و ناظر فعالیت‌های سرود در این وزارتخانه بوده‌اید، پیشنهادتان برای رفع این معضل چیست؟
من قدیمی‌ترین نیرویی هستم که از ابتدای شکل‌گیری امور تربیتی در آموزش‌و‌پرورش شاهد و ناظر سرود آموزش‌وپرورش بودم؛ از نخستین دوره سرود دانش‌آموزی در سال ۶۰، یعنی زمانی‌که خودم دانش‌آموز بودم تا بعد که مربی شدم و بعدها کارشناس، ناظر و داور در اکثر دوره‌ها بودم. اتفاقاتی هم که این روزها شاهدیم آهنگ «جنتلمن» در مدارس موج ایجاد می‌کند، ناشی از این است که بدنه آموزش‌وپرورش از واقعیت جامعه ما جداست. نگاه بسته مسوولان فرهنگی این وزارتخانه باید تغییر کند؛ بنابراین، نخستین چیزی که بدان نیازمندیم، جراحی جدی در بدنه آموزش‌‌و‌پرورش و در بخش سیاست‌گذاری فرهنگی است تا این نهاد متناسب با واقعیت نیازهای موجود کودکان و نوجوانان ما تولیدات متناسب داشته باشد. نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم سرود انقلابی 40 سال پیش را امروز نوجوانان در مدارس بخوانند و همان احساس انقلابی‌بودن 40 سال پیش را داشته باشد. نه اینکه آن موسیقی مؤثر نبوده؛ بلکه بدین‌دلیل که این نوجوان متعلق به آن نسل نیست و خاطره‌ای از آن ندارد و برای او نوستالژی هم نیست. بنابراین، در وهله اول آموزش‌وپرورش باید محصولات موسیقایی مناسب و متناسب با سلیقه و نیاز کودکان را تأمین کند و سپس، به نیروهای رسمی مسوول در‌این‌زمینه آموزش‌های لازم را بدهد و آنان را توانمند کند.
شما در شورای تألیف کتاب‌های درسی هنر مدارس عضویت دارید. چگونه بخش موسیقی به کتاب هنر مدارس مقطع متوسطه اضافه شد؟
بله، سال ۱۳۹۰ با جلسات زیاد و تلاش برای متقاعدکردن مخالفان، درس موسیقی در کتاب هنر بالاخره در این کتاب گنجانده شد؛ هرچند نتوانستیم کلمه «موسیقی» را برای عنوان آن بگنجانیم و به‌دلیل مخالفت‌های جدی، نام آن بخش را به «هنرهای آوایی» تغییر دادیم. این بخش از کتاب فرهنگ و هنر در مقطع متوسطه، صفحات محدودی به شناخت موسیقی اختصاص می‌داد و بعد منابع شنیداری را هم نتوانستیم معرفی کنیم؛ در‌حالی‌که موسیقی بدون شنیده‌شدن معنی پیدا نمی‌کند.
سرمنشأ مخالفت با بخش موسیقی کتاب درسی، مخالفت درونی وزارت بود یا بیرونی؟
یکی از مسوولان خارج از آموزش‌و‌پرورش کتاب فرهنگ و هنر را دیده بود و در‌حالی‌که کمتر از بیست صفحه از این کتاب به مباحث شناختی موسیقی می‌پرداخت، اعتراض کرده و فشار آورده بود که چرا چنین چیزی در کتاب آمده است. این در حالی است که این بخش، بخشی شناخت بود و بخش آموزش هم نبود و به موسیقی طبیعت و نهایتا موسیقی محلی و مذهبی خودمان می‌پرداخت. آن فرد بدون اینکه محتویات کتاب را نگاه کند، فشار آورده بود که حذف شود.
نقش هنرستان‌های موسیقی درزمینه تولید موسیقی برای کودکان چیست؟
متأسفانه وزارت آموزش‌وپرورش به بخش خصوصی اجازه تأسیس هنرستان موسیقی نمی‌دهد و تمام هنرستان‌های موسیقی زیرنظر ارشاد هستند؛ در‌حالی‌که امروزه، بخش خصوصی حاضر است در تربیت نوجوانان ما در هنرستان موسیقی به‌طورجدی وارد شود. موسیقی بخشی جدایی‌ناپذیر از کودکان و نوجوانان است و بیشترین میزان «مصرف فرهنگی» را دارد. دقت کنید نگفتم «مصرف هنری». ما پژوهشی انجام داده بودیم درباره میزان مصرف موسیقایی در پنج منطقه شهر تهران و مشخص شد میزان مصرف موسیقی در کودکان ما نسبت به سایر کالاهای فرهنگی، نسبت 9برابری دارد؛ یعنی مصرف موسیقی بیش از 90درصد و کتاب، تئاتر، آثار تجسمی و فیلم کمتر از 10درصد است. این نشان می‌دهد موسیقی حذف‌شدنی نیست؛ اما آموزش‌و‌پرورش در حال پاک‌کردن صورت مسأله است؛ کاری که صداوسیما هم انجام داد. وزارت آموزش‌و‌پرورش فرسنگ‌ها با واقعیت موجود در کودکان و نوجوانان فاصله دارد.
در پاسخ به یکی از پرسش‌ها به تولیدات اشاره کردید. در‌حال‌حاضر، وضعیت تولید موسیقی برای کودکان و نوجوانان ایران، به‌ویژه در آموزش‌و‌پرورش، چگونه است؟
آموزش‌و‌پرورش در ساختار خودش یک نیاز محوری به موسیقی دارد و آن‌هم تولید آهنگ برای گروه‌های سرود است. من یادم است تا همین چند سال پیش، بیش از 100هزار گروه سرود در کل کشور داشتیم؛ یعنی تقریبا نزدیک به سه‌میلیون دانش‌آموز ما به‌طور مستقیم درگیر گروه‌های سرود بودند که میزان درخورتوجهی است. این آمار به‌طور چشمگیری کاهش پیدا کرده، جشنواره‌ها رونق کمی دارند و خودِ آموزش‌و‌پرورش تولیداتش را درزمینه موسیقی تقریبا به صفر رسانده است. حدود 30 آلبوم به‌نام «آوای مدرسه» تولید شد. تولید آلبوم «آوای مدرسه» و کارکرد آن به‌گونه‌ای بود که گروه‌های سرود را ملزم می‌کرد حداقل یکی از دو سرود اجراشده را از این آلبوم انتخاب کنند. از صدها اثری که در آن مجموعه تولید شده بود، کمتر از 10 آهنگ آن را گروه‌های سرود اجرا می‌کردند و اصولا آهنگ‌ها و اشعاری که انتخاب شده بود، با سلیقه و علایق این نسل همخوانی نداشت. نزدیک پنج سال است که با تغییر کارشناس سرود وزارت آموزش‌وپرورش، آلبوم‌های «آوای مدرسه» هم تولیدی نمی‌شود یا اگر تولید شده، منتشر نشده است. 
کانون پرورش فکری هم در این سال‌ها تولیدات موسیقی کودک را تقریبا متوقف و در سال‌هایی، برای کارهایی با موضوع بزرگسال و به خوانندگی آقای همایون شجریان سرمایه‌گذاری کرد. دیگر نهادی که به موضوع سرود می‌پردازد، کانون‌های فرهنگی-تربیتی آموزش‌وپرورش هستند. بعضی گروه‌های سرود به استفاده از سرودهای تولیدی کانون‌ها علاقه‌مند بودند؛ ولی چون بعضی ضوابط استفاده از این آهنگ‌ها را ممنوع می‌کرد و با وجود اینکه این گروه‌های سرود می‌دانستند اگر این کارها را اجرا کنند، از چرخه داوری حذف می‌شوند؛ اما این کار را می‌کردند. یعنی حاضر بودند از مسابقات حذف شوند؛ اما سرودی اجرا کنند که باب میل‌شان است. 
کل موسیقی آموزش‌وپرورش هم، فقط یک کارشناس دارد؛ یعنی اداره هنری معاونت پرورشی فقط یک کارشناس سرود دارد و همان یک کارشناس باید کل سرود و موسیقی آموزش‌وپرورش را راهبری و مدیریت کند. ابتدای انقلاب آقای رهنورد بود. بعد از ایشان، آقای فلاحی بیش از 30 سال کارشناس و درحال‌حاضر هم، آقای مجیدی هستند. 
الان مسوولان مدارس به‌طوررسمی از کدام مجاری می‌توانند به موسیقی مناسب دست پیدا کنند؟
آموزش‌و‌پرورش در این مسأله اجازه داده که از آلبوم‌های «آوای مدرسه» استفاده کنند. تولیدات کانون‌های فرهنگی-هنری هم هست که آن‌ها هم زیرمجموعه آموزش‌و‌پرورش هستند. بعد از آن، منابعی مثل صداوسیما و کانون پرورش فکری است که این‌ها در‌حال‌حاضر تولیدی ندارند. ارشاد و حوزه هنری هم که اساسا تولید موسیقی کودکان ندارند؛ یعنی کلا بخش دولتی تولید ندارد یا اگر دارد، بسیار ناچیز و غیرمؤثر است. اندکی را بخش خصوصی تولید می‌کند که آن‌ها هم ذائقه شنیداری نسل امروز ما را تأمین نمی‌کند؛ بنابراین، مدیران و مربیان با معضلی به‌نام تأمین سرود روبه‌رو هستند. دقت کنید اگر گروه سرودی بخواهد در جشنواره‌های رسمی مدارس کشور شرکت کند، باید الزاما از منابع تأییدشده استفاده کند. اگر نخواهد شرکت کند، مدارس نیازشان را از مجاری غیررسمی تأمین می‌کنند و چاره‌ای هم جز این ندارند؛ چون در‌غیراین‌صورت دانش‌آموزان ابراز تمایلی به شرکت در گروه‌های سرود نمی‌کنند. ازآنجاکه این درس هم رسمی نیست و ساعت فوق‌العاده است، هرچیزی برای بچه‌ها جذابیت لازم را ایجاد نمی‌کند. البته در مدارس، بیش از آنکه مدیران تأثیرگذار باشند، مربیان پرورشی مؤثر هستند. کادر رسمی به‌نام «مربی پرورشی» و «معلم هنر» وجود دارد؛ اما عموما مربیان پرورشی آموزش موسیقی ندیده‌اند و جسته‌وگریخته آموزش‌هایی ضمن‌ خدمت دیده‌اند و چون کار سرود با دانش‌آموزان بسیار سخت و تخصصی است، اگر تسلط نداشته باشند، کار بی‌حسی خواهد بود و حتی در موارد زیادی، به‌دلیل نداشتن تخصص به حنجره دانش‌آموزان لطمه هم وارد شده است. بعضی از مدارس از نیروی خارج از مدرسه استفاده می‌کنند به‌نام «مربی فنی» که معمولا از خارج آموزش‌و‌پرورش به‌کار گرفته می‌شوند و این افراد درزمینه موسیقی تخصص دارند. از دیدگاه من، تا الان هم اگر موفقیتی بوده، به‌دلیل تلاش این مربیان فنی و بعضی مربیان پرورشی است. 
از دیدگاه شما، واقعا خروجی نهادهای دانشگاهی که نیروی انسانی را در این حوزه تربیت کرده‌اند، برای آموزش‌و‌پرورش مناسب است؟
به‌طورکلی، بعید می‌دانم بیش از چند نفر از سه‌هزار فارغ‌التحصیل موسیقی جذب آموزش‌و‌پرورش شده باشند؛ گویی محدودیتی در‌این‌زمینه وجود دارد. در‌حال‌حاضر، چهار گرایش در رشته موسیقی دانشگاه‌های ایران وجود دارد؛ ازجمله نوازندگی سازهای ایرانی و جهانی، آهنگسازی و موسیقی‌شناسی. البته، جای رشته تعلیم‌ و تربیت موسیقی (پداگوژی) در دانشگاه خالی است.
درزمینه آموزش ضمن خدمت، کتاب یا کتاب‌های مرجع داریم؟
در دوره‌ای، کدی در آموزش ضمن خدمت داشتیم به‌نام «کد آموزش سرود» که این کد هم حذف شده؛ یعنی آموزش‌وپرورش حتی از این امر امتناع کرده که مربیان پرورشی خودش را رسما ضمن خدمت آموزش دهد. تنها کتابی که بعد از انقلاب در آموزش‌و‌پرورش نوشته شد، کتاب «آوا و مبانی سرود مدرسه» بود که بنده در سال 77 نوشتم و درباره مباحث شناختی و روش‌های کارکردن با گروه سرود بود. 
راه‌حل اساسی مسأله سرود و موسیقی
 آموزش‌وپرورش از دیدگاه شما چیست؟
آموزش‌و‌پرورش باید سندی با عنوان «سند موسیقی و سرود آموزش‌و‌پرورش» تدوین کند تا مسیر درستی برای این وزارت تعیین کند و اجرای سند تربیت نیروی انسانی را به‌صورت جدی پیش بگیرد. این راه علمی و کاربردی است. 
با تمام این‌ها، آیا در چنین اتفاقاتی، می‌توان انگشت اتهام را به‌سمت نهاد مشخصی گرفت؟
باید به ساختار سازمان‌های فرهنگی کشور نگاه کنیم. در اروپا، سازمان‌های فرهنگی در شهرداری‌ها تعریف می‌شوند؛ اما در کشور ما نهادهای موازی بسیاری وجود دارند و مجمع‌الجزایری و جداگانه عمل می‌کنند. به‌همین‌دلیل، امروز برای نقد وضعیت کنونی، نمی‌توانیم انگشت اتهام را به‌سمت نهادی مشخص بگیریم. کانون پرورش فکری، آموزش‌و‌پرورش، صداوسیما، حوزه هنری و اتفاقا در مرحله آخر، وزارت ارشاد قرار دارند. کانون پرورش فکری در بسیاری از شهرهای کشور دفاتر مستقل دارد و برای این کار بودجه و اعتبار دریافت می‌کند. این‌ها ظرفیت‌هایی است که ایجاد شده. چرا کانون منفعلانه عمل می‌کند؟ شما فراوانی پخش موسیقی کودک و نوجوان را در صداوسیما بسنجید. درمقایسه‌با جمعیت جوان کشور ما، کمتر از یک درصد است؛ یعنی اگر فکر کنیم 50درصد مخاطبان رادیو و تلویزیون کشور جوانان هستند، برای 40میلیون کمتر از یک درصد محتوا پخش می‌کنیم. بنابراین صداوسیما باید در‌این‌زمینه تجدیدنظر کند. چرا صداوسیما تولیدات موسیقی کودکش را متوقف کرده است یا اگر تولیدی هم دارد، منتشر نمی‌شود؟ بخش خصوصی هم با بودجه خانواده‌ها حمایت می‌شود؛ درحالی‌که بودجه‌های میلیاردی در‌این‌زمینه صرف می‌شود. به‌ازای چندده‌میلیارد بودجه‌ای که در موسیقی کودک کشور در اعتبارات مجلس مصوب شده و نهادهای مرتبط می‌گیرند، شاهد هیچ نوع تولید مؤثری در این حوزه نیستیم.
 

captcha
شماره‌های پیشین