712
یکشنبه، ۰۵ خرداد ۱۳۹۸
14

خبر

نمایش «مردی در آینه» به مناسبت شهادت امیرالمومنین (ع) روی صحنه رفته است

نمایش آیینی، بازخوانی خلاق تاریخ یا پرداخت مناسبتی

موضوع شهادت حضرت امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) دست‌مایه نمایش «مردی درآینه» به روایت آقای علی سلیمانی و قلم آقای سیدجواد هاشمی قرار گرفته و این روزها در تالار وحدت روی صحنه رفته است.

صبح نو

نمایش «مردی در آینه» به مناسبت شهادت امیرالمومنین (ع) روی صحنه رفته است

نمایش آیینی، بازخوانی خلاق تاریخ یا پرداخت مناسبتی

موضوع شهادت حضرت امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) دست‌مایه نمایش «مردی درآینه» به روایت آقای علی سلیمانی و قلم آقای سیدجواد هاشمی قرار گرفته و این روزها در تالار وحدت روی صحنه رفته است.

واقعه جان‌گداز شهادت حضرت علی؟ع؟ از زوایای بسیاری در ادبیات نمایشی موردتوجه قرار گرفته است اگرچه همچنان ابعاد بسیار وسیعی از آن خاموش مانده و راهی به عرصه پرداخت هنری نیافته است، این‌بار آقای سیدجواد هاشمی تلاش کرده تا نقش پررنگ‌تری برای دوستان دورنگ حضرت علی؟ع؟ در نظر گرفته و داستان را در میان آنان و از زبان آنان نقل کند. پرده اول نمایش، هشت شخصیت از اصحاب حضرت را معرفی می‌کند که با قصاص ابن‌ملجم برخلاف وصیت حضرت قصد دارند آتش کینه‌ها را دوباره شعله‌ور سازند؛ اما هریک در میان نطق‌های پرطمطراق‌شان در محکومیت قتل خلیفه مسلمین، مونولوگ‌هایی دارند که زیر نور تابیده بر موضع‌شان، مواضع درونی آن‌ها را درقبال امیرالمؤمنین برای تماشاگر روشن می‌کند. نمایش در پرده اول تلاش می‌کند تضاد درون و برون این تعداد از اصحاب حضرت امیر را با تغییر راوی به نمایش بگذارد و شخصیت‌های نمایش را به‌شکلی عمیق‌تر به مخاطب معرفی کند. با‌این‌حال، ایده تغییر راوی همان‌قدر که برای نقل داستان کاربرد پیدا می‌کند، به همان میزان از انتقال زشتی این تضاد و سهمگینی اتفاقی بازمی‌ماند که درنتیجه آن افتاده است. در‌این‌میان، شخصیت محوری نمایش، حارث که ایفای نقش آن را خود آقای علی سلیمانی برعهده دارد، میدان‌داری می‌کند. اوست که با اظهارات عجیب‌وغریب خود در قالب «مجنون صادق» یا «مست دل‌داده»، گذشته این معاندان دیروز و حامیان امروز را دربرابر هم قرار می‌دهد.

شوخی با قهرمانی پرسپولیس در نمایش تاریخی
مابقی نمایش نیز بر محور همین شخصیت پیش می‌رود. حارث‌ دائم‌الخمر است و کینه امیرالمؤمنین را از زمانی به دل گرفته که با مسلمان‌شدن پدرش و شهادت او در جنگ، از نعمت داشتن پدر محروم شده است. «مردی در آینه» درواقع روایت داستان مقاومت حارث دربرابر عشقی است که در دل خود به علی؟ع؟ دارد؛ اما در تمام عمر تلاش کرده آن را دربرابر کینه‌ها و لجاجت‌های خود خاموش کند. او اما در میان جماعتی داستان خود را نقل می‌کند که کاملا برعکس خودش هستند. محبتی به پسرعموی پیامبر؟ص؟ ندارند؛ اما در ادعا و تظاهر به آن چیزی کم نمی‌گذارند. با‌این‌حال، روایت برای رسیدن به مسأله اصلی نه عجله‌ای دارد و نه دقتی! پرده دوم برخلاف انتظار، به زمان و مکانی پرتاب می‌شود که انگار بیشتر برای جذب مخاطب به کار وصله شده است. درواقع، زمان مبسوطی به این اختصاص می‌یابد که حارث و گروه هشت شخصیت معارض، در حمام عمومی با بهانه‌هایی مثل لنگ، خرده‌دزدی، اعتیاد، قهرمانی پرسپولیس و تلکه‌کردن مهمانی که از قضا ابن‌ملجم مرادی است، شوخی و بازی کنند. نه داستان جلو می‌رود و نه اکتشاف خاصی درباره شخصیت‌ها صورت می‌پذیرد. شوخی‌ها آنچنان دور و نامأنوس با فضای داستان است که نمی‌توان آن‌ها را به حساب گشایشی در شناخت دورویی دشمنان حضرت علی؟ع؟ گذاشت. فقط می‌توان این‌طور فهمید که شاید گروه دراماتورژ نمایش برای جلب مخاطب به این بخش احساس نیاز می‌کرده است؛ اما عجیب‌تر از همه اینکه این پرده، تماشاگر را به‌سمت هم‌حسی و همدلی با شخصیت‌هایی سوق می‌دهد که علی‌القاعده قرار است آنتاگونیست‌های داستان باشند.

روایت ذوقی از محبت بدون اطاعت
سیر نمایش بعد از این بخش دوباره نزولی می‌شود. گروه معارض کنار می‌روند و حارث و دختربچه یتیم و عقب‌افتاده داستان به صحنه بازمی‌گردند تا هریک روایت کینه‌ها و خشم خود از علی را با مخاطب در میان بگذارند. از همین‌جاست که ایده «آینه» در روایت شکل بصری و محوری‌تری پیدا می‌کند. حارث هر کجا که قرار است با حقیقت محبت قلبی خود دربرابر حضرت علی؟ع؟ روبه‌رو شود و بداند با وجود غلطیدن در گناهان بسیار، گریزی از این محابت ندارد، جماعتی از آینه‌به‌دستان وارد صحنه می‌شوند. آینه‌به‌دستان تنها حارث را با خودش روبه‌رو نمی‌کنند؛ بلکه شخصیتی در ردای امیرالمؤمنین را نیز با خود به صحنه می‌آورند؛ اتفاقی که دیگر ایده «آینه» را از کارکرد می‌اندازد و علی مستقیما با حارث سخن می‌گوید. حارث معلوم نیست این‌طور که در همه جنگ‌ها در سپاه مقابل علی؟ع؟ شمشیر می‌زده و همواره کینه او را در دل می‌پرورانده است و میلی به توبه هم ندارد، از محبت امیرالمؤمنین در قلب او حتی اندکی کاسته نشده است. این سیر شخصیت نشان می‌دهد روایتگر به‌هیچ‌عنوان دغدغه‌ای برای توضیح این گره به مخاطب نداشته است. نه‌تنها هیچ شمه حتی کوچکی در نمایش از شخصیت حارث به نمایش گذاشته نمی‌شود تا بدانیم چرا قلب او در تمام این سال‌ها شایسته حمل محبت علی بوده است؛ بلکه در قیاس با ابن‌ملجم و هشت شخصیت معارض دیگر، پلیدتر و گناهکارتر هم به‌نظر می‌رسد. این روایت ذوقی از مسأله «محبت» این پرسش را برای تماشاگر باقی می‌گذارد که اساسا «محبت اهل‌بیت» چیست و چگونه ایجاد می‌شود و آیا اصلا ارتباطی با اطاعت از فرامین اسلام دارد یا خیر؟

شناخت نیازهای روز؛ قوت نمایش آیینی
به‌هرشکل، نمایش روایت خود را دنبال می‌کند و آن را به روضه کوچه بنی‌هاشم گره می‌زند و به‌شکل سنّتی و مألوف، داستان را با کودکان یتیمی به‌پایان می‌برد که منتظرند کاسه‌های شیر را به پدر مجروح خود تقدیم کنند. در این میانه، حارث که هنوز لجاجت دارد، در لحظات آخر دربرابر محبت ابوتراب سپر می‌اندازد و درحالی‌که نفس‌های آخر را می‌کشد، به ولایت او اعتراف می‌کند و جان می‌دهد. 
نمایش «مردی در آینه» شخصیت‌های جدیدی برای روایت واقعه شهادت حضرت علی؟ع؟ انتخاب کرده؛ اما موضوع جدیدی مطرح نمی‌کند. ابعاد اجتماعی و سیاسی زندگی پرفرازونشیب خلیفه مسلمین را کنار می‌گذارد و با اتکا به طنازی‌های فرامتنی و داستانی شبه‌عرفانی، کلیشه‌های همیشه دیده‌شده در روایت‌های عوامانه را دراماتیزه می‌کند. شخصیت‌هایی که با آغاز داستان با آب‌و‌تاب معرفی و نقش‌شان در تحریک ابن‌ملجم برای اجرای نقشه قتل روشن شده، به سادگی رها می‌شوند و حتی نسبت داستان ابن‌ملجم با داستان حارث نیز مشخص نمی‌شود. نمایش حتی از کنار پرسش‌هایی که طبعا برای مخاطب هم‌دوره خود ایجاد می‌کند، به‌سادگی عبور می‌کند و نمی‌تواند موقعیت ضدعقلانی روایت خود را دست‌کم با جذبه‌های عرفانی و احساسی به تماشاگر بباوراند. «مردی در آینه» را باید در امتداد بازخوانی‌هایی دانست که مبتنی بر پژوهش در تاریخ نیستند و در انتخاب زاویه دید خود به آن، اولویت‌سنج و تیزبین عمل نمی‌کنند و برای سؤالات و نگرش و احساس مخاطب در شیوه طرح موضوع، جایگاه و اهمیتی قائل نیستند؛ اتفاقی که شاید بتوان به‌طورخلاصه نام آن را «پرداخت مناسبتی» به موضوع نامید.

captcha
شماره‌های پیشین