sobhe-no.ir
710
چهارشنبه، ۰۱ خرداد ۱۳۹۸
13
حجت‌الاسلام الهی‌خراسانی سه رسالت حوزه علمیه در دوران معاصر را تشریح کرد | تبلیغ باید مبتنی بر تفقه دینی باشد

حوزه «شفاهی» و بحران تولید «متن»

دوره «شیوه پژوهش در فقه و اصول» در مدرسه علمیه آیت‌الله خویی(رحمه‌الله‌علیه) مشهد، هفته گذشته با سخنرانی حجت‌الاسلام مجتبی الهی‌خراسانی، استاد خارج فقه حوزه مشهد برگزار شد.

جهل مردم دلیل صلح امام حسن؟ع؟

یادداشت آیت‌الله محمد ناصری استاد عرفان و اخلاق

صبح نو

حجت‌الاسلام الهی‌خراسانی سه رسالت حوزه علمیه در دوران معاصر را تشریح کرد | تبلیغ باید مبتنی بر تفقه دینی باشد

حوزه «شفاهی» و بحران تولید «متن»

دوره «شیوه پژوهش در فقه و اصول» در مدرسه علمیه آیت‌الله خویی(رحمه‌الله‌علیه) مشهد، هفته گذشته با سخنرانی حجت‌الاسلام مجتبی الهی‌خراسانی، استاد خارج فقه حوزه مشهد برگزار شد.

 الهی خراسانی ابتدا با طرح این سؤال که چرا تحقیقات فقهی و اصولی مهم است، گفت: خیلی‌ها در حوزه درس می‌خوانند، رسائل می‌خوانند، مکاسب و کفایه می‌خوانند. هدف‌شان هم این است که مجدداً برگردند و همین‌ها را تدریس کنند. اتفاقاً خیلی هم عزت و احترام دارند، هرکس هم به دیگری در حوزه می‌رسد، سؤال می‌کند آقا چه تدریس می‌کنید؟ و مثلاً نمی‌پرسد چه نوشتید یا چه تحقیق کردید یا پژوهش تازه شما چیست. بعد هم اسم آن آقا می‌شود استاد محترم یا مبلغ ارجمند، دانشمند فاضل و… . 
 
سه رسالت حوزه علمیه
او افزود: فلسفه پیدایش حوزه علمیه و تمایل عده‌ای به نام عالِم و طلبه علوم اسلامی این است که درک تخصصی و موجه و مستدل از دین، واجب کفایی است؛ لذا مائز بین حوزوی‌بودن و عالِم دینی‌بودن و نبودن، تحقیق و تفحص است. اصلاً فلسفه وجودی حوزه این است. 
آیت الله مجتبی الهی سه رسالت حوزه را برشمرد و گفت: رسالت عالمان دینی چه در زمان غیبت و چه در زمان حضور امام‌؟ع؟ سه امر مأموریتی مهم است:
یک؛ تفقّه در دین به‌معنای وسیع کلمه و در ابعاد مختلف. در یک کلمه: فهم عمیق استدلالی و روشمند دینی در معارف اعتقادی، هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، دین‌شناسی، احکام، اخلاقیات و ...؛ یعنی در همه ابعاد دین.
دو؛ ابلاغ دین. مجموعه آنچه که با تفقه به دست آمده است را ابلاغ کنید. ابلاغ به‌معنای برهانی و اتمام حجت‌کردن نه، بلکه ابلاغ به‌معنای یک رساندنی که اثرگذار باشد. 
سوم؛ اقامه دین است. بعضی‌ها می‌گویند تبلیغ بر عهده ماست؛ اما اقامه دین که دیگر بر عهده ما نیست. یعنی اگر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یک واجب عمومی است ولی قرآن یک سعه خاصی را هم می‌گوید باید باشد که آن سعه خاص امربه‌معروف و نهی‌ازمنکرش با دیگران فرق دارد. کسانی که از علم کافی و عمل کافی، به تعبیر روایات ما «بسط ید» و نفوذ برخوردار هستند، این کار تخصصی است. این امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر حوزویان و عالمان، غیر از امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مردم کوچه و بازار است. این مربوط به ترغیب است. برخی مربوط به مدیریت و برنامه‌ریزی، اقامه حدود، ورود در بحث‌های قضاست و گاه اقامه آن، حکومت لازم دارد.
 
همه دانش‌ها مبتنی بر فقه است
الهی‌خراسانی درباره شرایط و مقدمات تفقه در دین گفت: ما در تفقه دین، شاخه‌ها و رشته‌های مختلف داریم. رشته‌های تخصصی آمدند بستر آموزشی درست کنند که ما از خلال این بستر آموزشی برای کسب آن تخصص و تفقه کمک بگیریم. رشته‌هایی مانند کلام، تفسیر، فقه، اصول، فلسفه و .... این رشته‌ها مقدمه کسب دانش و ابزار لازم برای تفقه هستند. سطوح مختلف حوزه و شهریه و وجوهاتی که خرج طلاب می‌شود از باب مقدمیت است. می‌گوییم شما در تفقه چه می‌کنید؟ می‌گوید من سطح سه فلسفه هستم. من سطح چهار فقه و اصول هستم، آن که تفقه نیست، کی می‌خواهید تفقه انجام بدهید؟
او ادامه داد: نکته مهم‌تر این است که تفقه در هرکدام از شاخه‌های علوم اسلامی از دروازه تفقه در احکام می‌گذرد. چرا؟ چون به هر دلیلی اگر کسی در فقه و اصول کسب تخصص نکند و در ابتدا تفقه را در مدل فقه تجربه نکند در هر رشته دیگر هم به مرز تفقه نمی‌رسد. هزار سال تجربه علمی حوزه‌های علمیه شیعی و سنی جلوی ماست، داریم می‌بینیم. بزرگ‌ترین متکلمان ما همه فقیهِ متکلم هستند. بزرگ‌ترین مفسران ما، فقیه مفسر هستند. بزرگ‌ترین فلاسفه ما فقیه فیلسوف هستند.
الهی درباره مقایسه وضعیت فقه و کلام و علوم دیگر در حوزه گفت: هنوز ما اصول علم کلام و فلسفه علم کلام‌مان روی هواست. بهترین کتاب‌های فلسفه علم کلام ما را غیرمسلمان‌ها نوشتند. فلسفه علم کلام را آقای ولفسون، آمریکایی محترم نوشته است. اندیشه‌های کلامی شیخ مفید را کشیش محترم آقای مارتین مکدرموت و کتابخانه سیدبن طاووس را آقای اتان کلبرگ صهیونیست کار کرده است و لذا در کلام هم خبری نیست. شما این را فقط با یک دوره فقه که صد و چند جلد است، بسنجید. تحقیقات فقهی آیت‌الله خویی باآن‌همه فشردگی و ایجاز، پنجاه جلد است که هرجلد آن را بخواهیم درس بدهیم، شش تا هفت سال طول می‌کشد! قضیه تعصب فقهی هم نیست. مراجع تعصب کور ندارند، عاشق چشم و ابروی فقه و اصول نیستند که به‌زور در همه مقاطع مرتب فقه و اصول بگذارند؛ مدخلیت آن را دارند می‌بینند. البته الآن عده‌ای در قم و مشهد و نجف دارند تلاش می‌کنند اصول عام اجتهاد بنویسند. پروژه جدید الآن این است. همین اصول فقه را گسترش بدهند که اصول کل رشته‌های اسلامی بشود.
 
تبلیغ مستند به حجت
او درباره رسالت تبلیغ توسط حوزویان نکته‌ای را متذکر شد: ابلاغ دینی که عالم دینی انجام می‌دهد مبتنی بر معارف تحقق‌شده است؛ لذا وجه حجیت منبرهایی که رفته می‌شود این است که پای آن به حجتی که از مسیر تفقه به دست آمده، بند است. بگذریم که بعضی‌ها می‌گویند اگر کسی خودش مجتهد و متفقه نیست و منبر می‌رود فقط باید نقل‌قول کند. مرحوم استاد حاج‌شیخ محمد واله در سن 60 و نزدیک 70، بیشتر اوقات وقتی می‌خواست مطلبی را بگوید مثلاً یک روایتی را بگوید می‌گفت علامه مجلسی در مرآه‌العقول فرمودند که امام معصوم در اینجا این را می‌خواهند بگویند، یعنی از خودش نمی‌گفت. وقتی من مجتهد نیستم کلام را نباید از خودم بگویم، حالا ما چطوری جرأت می‌کنیم برداشت‌های ذهنی خودمان را به خورد مردم بدهیم، خب نتیجه‌اش همین وضع دینداری مردم است. 
الهی درباره سومین رسالت حوزویان، یعنی اقامه دین گفت: خب می‌خواهیم دین را یا امر مشروط به دینی بودن را پیاده کنیم. تا از یک کار تفکری اجتهادی و تخصصی عمیق بیرون نیامده باشیم نمی‌توانیم اقامه بکنیم؛ چرا؟ چون نتیجه نمی‌دهد. مجاهدین خلق هم می‌گفتند می‌خواهیم دین را پیاده کنیم. آن‌ها همین تفکر جامعه بی‌طبقه را با افکار التقاطی خودشان از قرآن بیرون کشیده بودند. کسانی که نسخه‌های لیبرالیستی می‌پیچند، کار تفقه نکرده در آیات را به خورد مردم و توده‌ها می‌دهند. الآن مشکل قوه‌قضاییه چیست؟ مگر مشکل بانکداری چیست؟ آیا غیرازاین است که از آن تئوری‌ها، برنامه‌های لازم هنوز تفقه و استنباط نشده است؟ 
الهی با اشاره به کم‌کاری حوزه در استنباط احکام مسائل روز گفت: گاه می‌شنیدیم حجمی از بودجه پژوهشی که برای طلاب تخصیص یافته، جذب نمی‌شود. چرا؟ چون کننده کار نداریم. هیچ‌وقت این خاطره تلخ یادم نمی‌رود. من آن موقع رسائل مکاسب می‌خواندم، دولت سودان سقوط کرد و جمهوری اسلامی سودان تشکیل شد. وزیر دادگستری آنها به ایران آمد و رسماً گفت آقا ما می‌خواهیم کل قوه‌قضاییه ما اسلامی بشود. او گفت هرچه نرم‌افزار و کار فکری دارید به ما بدهید. حالا ما چه بگوییم که فقه‌پژوهان ما هنوز یک دوره حقوق مبتنی بر فقه ننوشتند. البته سنی‌ها نوشته‌اند که مربوط به 80 سال پیش است؛ یعنی کتاب: موجزه الاحکام الشرقیه. ما هم یک کار داریم که نامش تحریرُ المجله کاشف‌الغطاست. همین حالا از همین طلبه‌هایی که درس خارج می‌روند، جسارت نباشد از استادها هم بپرسید احتمالا می‌بینید اسم تحریرُ المجله به گوش‌شان هم نخورده است! نمی‌دانند این کتاب و فایده‌اش چیست. این چرا این‌قدر در عراق تجدید چاپ می‌شود؟ چون محافل فقه جعفری دوباره برپا شده است و می‌گویند یک دستورالعملی می‌خواهند که از اینجا می‌گیرند. ما دلمان را به قانون مدنی ۱۳۰۲ و ۱۳۱۲ که مرحوم مدرس گذاشت و میراث علی‌اکبرخان داور و… خوش کرده‌ایم.

از مقاله‌نویسی شروع کنیم
وی افزود: حالا ما کجا هستیم و این‌ها دارند کجا می‌روند. بعد، ما برای درست‌کردن عقد بیمه هنوز باید دست‌وپا بزنیم! در چنین وضعی ما به طلبه می‌گوییم بیا کار علمی انجام بده و برای هزارمین‌بار درباره نماز آیات تحقیق کن! تازه خیلی که بخواهد مستحدث فکر بکند، روی رمی جمره فکر می‌کند که اگر حالا دیوار شده است این چه می‌شود. آقا! مطالعه کنید و ببینید و بشنوید در دنیای علم و تحقیق مبارزه در حال انجام است. دنیا الآن جنگ علمی و تحقیقاتی است. ما چه برای گفتن داریم؟ بله بنده و شما در این سن نمی‌توانیم نظریه بدهیم ولی از یک‌جا باید شروع بکنیم. از مقاله‌نویسی باید شروع کنیم.
الهی در پایان گفت: بد است حوزه مشهد به حوزه شفاهی مشهور بشود. اگر قرار است به دروس رسمی اکتفا بکنید، شما هیچی نمی‌شوید. نه مفسر، نه نویسنده، نه فیلسوف، نه فقیه و نه مبلغ می‌شوید. برای این باید برنامه داشته باشید. این دروس فقط دانش پایه شما را تأمین می‌کنند؛ لذا ما این مؤسسات را زدیم که طلبه‌ها بروند آنجا کارهای تحقیقی بکنند. بروند روش تحقیق و نویسندگی یاد بگیرند و در مجلات بنویسند.

captcha
شماره‌های پیشین