sobhe-no.ir
710
چهارشنبه، ۰۱ خرداد ۱۳۹۸
12
ترکش‌های قانون اختصاص 10درصد درآمد کنسرت‌ها به خزانه دولت ادامه دارد

واکنش هنرمندان به استعفای ترابی از دفتر موسیقی وزارت ارشاد

معرفی و بررسی آلبوم سرود «بزرگراه» به مناسبت سالروز فتح خرمشهر

سرودی برای شهیدان

سوم خرداد، حماسی‌ترین روز تاریخ معاصر ماست؛ حماسه‌ای بیرون‌آمده از دل تراژدی تمام‌عیار سقوط شهر. خرمشهر برای ایرانی‌ها نه یک شهر، بلکه یک تاریخ است؛ شهری که از رقص خون‌و‌آتش عبور کرد و عروس ایران شد. فتح خرمشهر برای ما همیشه رنگی از موسیقی هم داشته است. از طبل‌نوازی حماسی جنوبی که با تصاویر شادی رزمندگان فاتح عجین شده تا نوحه ماندگار غلام کویتی‌پور که انگاری هنوز و هرروز در فراق «ممد» مویه می‌کند. موسیقی برای ما شرقی‌ها نه وسیله‌ای برای مجالس شادخواری و شادکامی، بلکه روحی برای زندگی است؛ از سرودهای کار دهقانان گرفته که تاریخی به بلندای نخستین آیین بذرپاشی کشاورزان دارد تا طبل جنگ و تنبک گود زورخانه همگی گواه هم‌آغوشی موسیقی با ریتم زندگی ایرانی است. موسیقی برای ما نه نت‌هایی برای تفنن، بلکه جانمایه بودن‌مان در جهان است. موسیقی جاری در رود زندگی ایرانی همیشه به سرچشمه‌هایی برای زنده‌ماندن نیاز دارد. جنگ میهنی هشت‌ساله ما از همین سرچشمه‌هاست؛ جنگی دفاعی که یک‌سره با منطق ایمان برپاماند و قهرمانانه با حفظ تمامیت خاک وطن به‌پایان رسید. این جنگ که پاسدار نام‌وننگ ما در جهان است، چه در زمان حیاتش چه حالا که یادش زنده است، بانی صدها قطعه به‌یادماندنی و خواستنی شده است. بااین‌حال، واقعه‌ای این‌چنین عظیم حقش با صدها قطعه موسیقی ادا نمی‌شود. عشاق وطن هرروز و هرسال در کار نیایشش هستند. حالا در آستانه سالروز فتح خرمشهر این صفحه قرار است یکی از نوترین تلاش‌ها برای ستایش مردان این جنگ را مرور کند؛ صفحه‌ای برای مرور آلبوم سرود «بزرگراه» که در 10 قطعه از 10 سردار بزرگ دفاع مقدس تجلیل کرده است.

صبح نو

معرفی و بررسی آلبوم سرود «بزرگراه» به مناسبت سالروز فتح خرمشهر

سرودی برای شهیدان

سوم خرداد، حماسی‌ترین روز تاریخ معاصر ماست؛ حماسه‌ای بیرون‌آمده از دل تراژدی تمام‌عیار سقوط شهر. خرمشهر برای ایرانی‌ها نه یک شهر، بلکه یک تاریخ است؛ شهری که از رقص خون‌و‌آتش عبور کرد و عروس ایران شد. فتح خرمشهر برای ما همیشه رنگی از موسیقی هم داشته است. از طبل‌نوازی حماسی جنوبی که با تصاویر شادی رزمندگان فاتح عجین شده تا نوحه ماندگار غلام کویتی‌پور که انگاری هنوز و هرروز در فراق «ممد» مویه می‌کند. موسیقی برای ما شرقی‌ها نه وسیله‌ای برای مجالس شادخواری و شادکامی، بلکه روحی برای زندگی است؛ از سرودهای کار دهقانان گرفته که تاریخی به بلندای نخستین آیین بذرپاشی کشاورزان دارد تا طبل جنگ و تنبک گود زورخانه همگی گواه هم‌آغوشی موسیقی با ریتم زندگی ایرانی است. موسیقی برای ما نه نت‌هایی برای تفنن، بلکه جانمایه بودن‌مان در جهان است. موسیقی جاری در رود زندگی ایرانی همیشه به سرچشمه‌هایی برای زنده‌ماندن نیاز دارد. جنگ میهنی هشت‌ساله ما از همین سرچشمه‌هاست؛ جنگی دفاعی که یک‌سره با منطق ایمان برپاماند و قهرمانانه با حفظ تمامیت خاک وطن به‌پایان رسید. این جنگ که پاسدار نام‌وننگ ما در جهان است، چه در زمان حیاتش چه حالا که یادش زنده است، بانی صدها قطعه به‌یادماندنی و خواستنی شده است. بااین‌حال، واقعه‌ای این‌چنین عظیم حقش با صدها قطعه موسیقی ادا نمی‌شود. عشاق وطن هرروز و هرسال در کار نیایشش هستند. حالا در آستانه سالروز فتح خرمشهر این صفحه قرار است یکی از نوترین تلاش‌ها برای ستایش مردان این جنگ را مرور کند؛ صفحه‌ای برای مرور آلبوم سرود «بزرگراه» که در 10 قطعه از 10 سردار بزرگ دفاع مقدس تجلیل کرده است.

تابستان سال گذشته بود که آلبوم سرود «بزرگراه» به‌عنوان یکی از محصولات مجموعه مأوا رونمایی شد. این آلبوم در 10 قطعه آماده شده که هر قطعه به یکی از سرداران شهید دفاع‌مقدس تقدیم شده است. شهیدان «زین‌الدین»، «همت»، «بروجردی»، «باکری»، «باقری»، «طهرانی‌مقدم»، «صیاد شیرازی»، «برونسی»، «چمران» و «خرازی» 10 شهیدی هستند که قطعه‌های این آلبوم برای بزرگداشت یاد آن‌ها ساخته شده است. هر قطعه را گروه سرودی مجزا اجرا کرده است؛ گروه‌های سرودی که اعضایش همگی نوجوان هستند و هریک از یکی از شهرهای ایران آمده‌اند: اصفهان، ارومیه، قم، یزد، مشهد، تهران، لرستان و لارستان. جنس و تونالیته صدای نوجوانانه فضای شنیداری متفاوتی رقم زده است. قطعه‌ها به سبک مرسوم قطعه‌های پاپ تنظیم شده است.
 «بزرگراه» از ویژگی‌های قطعات سرود، تنها جمع‌خوانی را به‌ارث برده؛ اما درنهایت محصولی شنیدنی فراهم کرده است؛ قطعاتی که آهنگسازی و تنظیم خلوت‌تری دارند و ما را بیشتر به نوستالژی شنیداری‌مان از گونه سرود متصل می‌کنند. ترانه‌ها لحنی معاصر و امروزی دارند. صدای نوجوانان چنان‌که گفتم خواستنی و متفاوت است؛ اما اصرار تنظیم‌کنندگان برای روی نت ‌آوردن صدای بچه‌ها کمی از روح کار را گرفته است. البته اقتضای تولید هر اثر حرفه‌ای و استاندارد رعایت قواعد را ناگزیر می‌کند؛ اما آثار سرود با همین ناسختگی‌هاست که شناخته می‌شوند. سرود گونه‌ای نیمه حرفه‌ای در موسیقی است و حرفه‌ای نبودن خوانندگان آن نه تهدید که فرصت است. سرود گونه‌ای برای پیوندزدن مردم با اهالی حرفه‌ای موسیقی است. درواقع، سرود مردمی‌ترین گونه موسیقی است. وقتی در چنین زمینه‌ای تلاش کنیم به هر ضرب‌وزوری قواعد موسیقی را به خوانندگان غریزی حقنه کنیم، درواقع عملی خلاف قواعد ژانری مرتکب شدیم. 
نکته دیگر درباره سرود ویژگی در لحظه‌بودن و زنده‌بودنش است. سرود امتداد موسیقایی وقایع و آیین‌هاست. 
اگر سرود را از منطق خود منفک و به شکل چند قطعه موسیقی ذیل یک آلبوم عرضه کنیم، احتمالا نمی‌توانیم به‌اندازه لیاقت قطعات از مخاطب بازخورد بگیریم؛ اتفاقی که برای« بزرگراه» پیش آمده است. آلبوم بزرگراه حالا نزدیک یک سال است که رونمایی شده؛ اما آنچنان که بایدوشاید، قدر ندیده است. شاید اگر قطعات این آلبوم تک‌به‌تک و به فراخور شرایط زمانی برای هریک از این سرداران منتشر می‌شد، بازخورد بهتری میان مخاطبان پیدا می‌کرد. احتمالا بهترین گزینه برای شنیدن آثار «بزرگراه»، ساخت مجموعه نماهنگ برای قطعه‌های آلبوم باشد؛ اتفاقی که با‌توجه‌به موضوع قطعات و تعلق هرکدام از آن‌ها به یکی از سرداران شهید، زمینه خوبی برای تمهید تصویری دارد. 
هر 10 قطعه آلبوم قابلیت شنیدن و بازشنیدن را دارند و این نشانی بر کیفیت قطعات است؛ اما میان این 10 قطعه، قطعه «باغبون» که به سردار شهید برونسی تقدیم شده، وضعی متمایز دارد. سازبندی خلوت، خط ملودیک پررنگ، شعر و ترانه خوش‌مضمون و تکرارپذیر موفق‌ترین تلاش این آلبوم را شکل 
داده است. 
سادگی و بسیط‌بودن درعین موزون‌بودن و تکرارپذیری مهم‌ترین ویژگی ترانه و شعرهای سرود است. بعضی از قطعات به‌دلیل اصرار بر گنجاندن ویژگی‌های تاریخی و واقعی زندگی سرداران شهید در شعر، کمی از حد مطلوب فاصله گرفته‌اند؛ اما قطعاتی که به‌درستی با اخذ مایه‌ای حسی از سلوک شهید و جاری‌کردن آن در کلمات شعر را به موسیقی و اجرای خوانندگان پیوند زده‌اند، لذت بیشتری در مخاطب ایجاد می‌کنند. سازبندی مدرن آلبوم هرچند ممکن است برای ذائقه‌های دست‌کاری‌شده مخاطبان عمومی بازار موسیقی پاپ آشنا و پذیرفتنی باشد، می‌شد با به‌کارگیری بیشتر سازهای شرقی از ظرفیت حسی شعرها و سوژه‌هایشان بهره بیشتری برد. سرودها چه از جنس سرودهای غربی که ریشه در همخوانی‌های کلیسایی دارند چه در نوع ایرانی و بومی‌اش، روی ملودی‌های آشنای فولک سوار می‌شوند. این لابد بزرگ‌ترین ضعف آلبوم بزرگراه است؛ جایی که می‌شد با مراجعه با گنجینه غنی ملودی‌های محلی ایرانی لحنی بهتر و هویتمندتر برای قطعه‌ها فراهم کرد. هر 10 قطعه آلبوم خوب «بزرگراه»در بازار مکاره‌ای که همه‌چیز پیش پای بت بزرگ سود و سرمایه ذبح می‌شود، می‌تواند نیاز کودکان‌ونوجوانان این سرزمین را برای نزدیکی با نزدیک‌ترین اسطوره‌های تاریخی‌شان برآورده کند.
 

captcha
شماره‌های پیشین