710
چهارشنبه، ۰۱ خرداد ۱۳۹۸
11
گزارشی از متن و حاشیه دیدار رهبر انقلاب با شعرا در شب ولادت امام حسن(ع)

هدیه‌ رهبر انقلاب برای ازدواج و تولد یک شاعر

مثل همه سال‌های قبل، این‌بار هم خیابان فلسطین شاهد حضور شاعرانی بود که بر سر قرار همیشگی می‌رفتند. افطار نیمه رمضان خیابان فلسطین سال‌هاست که برای شاعران قُرق می شود. این دیدار هم طبق روال، ساعتی قبل از افطار شروع شد و تا پاسی از شب ادامه داشت. برنامه پیش از اذان متعلق به شاعران است که آثار تازه خود را به رهبر انقلاب هدیه می‌دهند. این گپ‌وگفت صمیمانه همیشه بخشی از زیبایی‌های این دیدار است. شاعران با شوق و ذوق درباره تازه‌های آثار خود با رهبری صحبت می‌کنند. رهبر انقلاب در بدو ورود، استاد علی موسوی‌گرمارودی را می‌بیند و به‌گرمی با او حال‌واحوال می‌کنند. استاد مشخصا درمقایسه‌با سال‌های قبل افتاده‌تر شده؛ اما همچنان سرزنده در میان جماعت شعرا حضور دارند. در همین گپ‌و‌گفت قبل از نماز بود که رهبر انقلاب به یکی از شاعران دو انگشتر یکی به‌عنوان هدیه ازدواج و دیگری به‌عنوان هدیه تولد دادند و با یکی دیگر از شعرا که کارت دعوت عروسی برای رهبر آورده بود، شوخی کردند و ‌گفتند: «الان من خودم عروسیتون بیام».

نظرات تعدادی از شعرا بعد از دیدار رهبری

زبان فارسی و دین اسلام  دو عامل انسجام ما در طول تاریخ

صبح نو

گزارشی از متن و حاشیه دیدار رهبر انقلاب با شعرا در شب ولادت امام حسن(ع)

هدیه‌ رهبر انقلاب برای ازدواج و تولد یک شاعر

مثل همه سال‌های قبل، این‌بار هم خیابان فلسطین شاهد حضور شاعرانی بود که بر سر قرار همیشگی می‌رفتند. افطار نیمه رمضان خیابان فلسطین سال‌هاست که برای شاعران قُرق می شود. این دیدار هم طبق روال، ساعتی قبل از افطار شروع شد و تا پاسی از شب ادامه داشت. برنامه پیش از اذان متعلق به شاعران است که آثار تازه خود را به رهبر انقلاب هدیه می‌دهند. این گپ‌وگفت صمیمانه همیشه بخشی از زیبایی‌های این دیدار است. شاعران با شوق و ذوق درباره تازه‌های آثار خود با رهبری صحبت می‌کنند. رهبر انقلاب در بدو ورود، استاد علی موسوی‌گرمارودی را می‌بیند و به‌گرمی با او حال‌واحوال می‌کنند. استاد مشخصا درمقایسه‌با سال‌های قبل افتاده‌تر شده؛ اما همچنان سرزنده در میان جماعت شعرا حضور دارند. در همین گپ‌و‌گفت قبل از نماز بود که رهبر انقلاب به یکی از شاعران دو انگشتر یکی به‌عنوان هدیه ازدواج و دیگری به‌عنوان هدیه تولد دادند و با یکی دیگر از شعرا که کارت دعوت عروسی برای رهبر آورده بود، شوخی کردند و ‌گفتند: «الان من خودم عروسیتون بیام».

بعد از اقامه نماز و صرف افطار، جلسه کم‌کم شروع می‌شود. شاعرها هم آهسته‌آهسته جای خود را پیدا می‌کنند. آن‌هایی که قرار است شعر بخوانند، در ردیف اول و بقیه در ردیف‌های دیگر جای می‌گیرند. گویا امسال سهم جوانان زیاد است و این را چهره‌های جوان و بعضا ناشناخته‌ای می‌گوید که در صف اول نشسته‌اند. شاعران سرشناسی چون آقایان میلاد عرفان‌پور، محمدمهدی سیار، افشین اعلا و... در سایر ردیف‌ها نشسته و منتظر آغاز جلسه‌اند. 
این جلسه تفاوت دیگری هم دارد و آن واگذاری مدیریت جلسه به آقای مرتضی امیری‌اسفندقه، شاعر مهربان است. بعد از 10 سال میدان‌داری آقای علیرضا قزوه، حالا او خودش را بازنشست کرده است. وی می‌گوید: «بعد از 10 سال این امانت (برگزاری جلسه دیدار) را بر دوش‌ مسوول بعدی آن، جناب مرتضی امیری‌اسفندقه، قرار می‌دهم. امیدوارم در این 10 سال توانسته باشم از عهده مسوولیت برآمده باشم». بعد از این واگذاری مسوولیت، امیری‌اسفندقه جلسه را با یادی از درگذشتگانی چون قیصر امین‌پور، احمد عزیزی و حمید سبزواری شروع می‌کند و از استاد موسوی‌گرمارودی، پیشکسوت جمع، درخواست شعرخوانی می‌کند. گرمارودی می‌خواهد جای خود را به جوان‌ترها بدهد که رهبری می‌گویند: «آقا شما هم یک زمانی جوان بودید دیگر. ما که یادمان است» و این‌چنین می‌شود که استاد مثنوی‌ای درباره فردوسی می‌خوانند. این مثنوی باعث شوق رهبری می‌شود که می‌گویند: «کاش فردوسی بود و این کارهایی که گفتید، الان هم می‌کرد؛ اما نیست و این کار نسل شما شاعران جوان است که زبان فارسی را سرافراز کنید». از استاد گرمارودی به‌بعد، نوبت شاعران جوان است که شعر بخوانند و احسنت رهبر را بگیرند. آقای حسین دهلوی، یکی از این شاعران بود که موردتقدیر رهبری قرار گرفتند؛ غزلی عاشقانه که با این مطلع شروع می‌شد: «هرچند این که سخت شکستی دلِ من است/ غمگین مشو!
 که شیشه برای شکستن است/ من دوستی به‌جز تو ندارم، قسم به عشق/ هرکس که غیر از این به تو گفته‌ست، دشمن است».
شهید ابراهیم هادی هرچقدر در دوران زندگی سعی کرد، گم‌نام باشد؛ اما خدا خواست که بعد از شهادت این‌طور نباشد. حتی وقتی آقای محمدحسن جمشیدی شعری درباره گم‌نامی با این مضمون خواند: «شد فراموش آنکه بیش از قدر خویش آمد به چشم/ آنکه با گم‌نام‌بودن 
سر کند، نام‌آور است»، رهبری اسم ابراهیم هادی را آوردند که «مثل شهید ابراهیم هادی. می‌خواست گم‌نام زندگی کند؛ اما امروز در تمام آفاق فرهنگی کشور نامش پیچیده». بعد از واکنش‌های زیادِ به‌دست‌گرفتن کتابی از احمد شاملو در نمایشگاه کتاب، بازهم اسم این شاعر را رهبر انقلاب ذکر کردند و البته این‌بار به‌مزاح خطاب به شاعری که شعری سپید با مضمون عاشورایی خوانده بود. آقای رسول پیره که این شعر را خواند: «روضه با نام تو گرفته‌اند؟/ چند مجلس گریسته‌اند؟/ که این‌همه حروفِ نامِ تو غم‌انگیز است/ غم‌انگیز است و دیده‌ام مادرانی را/ که نام تو را برداشته‌اند برای پسرانشان/ و در تنهایی، چشم‌هاشان را گریسته‌اند»، رهبر انقلاب گفتند البته این شعر تن احمد شاملو، مبدع این سبک شعری را در گور خواهد لرزاند؛ اینکه بفهمد سبکش را در این راه صرف کرده‌اید!
جلسه گرم شده است. شاعران جوان همچنان می‌خوانند و سردو‌گرم‌چشیده‌ها تحسین‌های رهبر را نگاه می‌کنند. شاعری شعری درباره خانواده خواند و تحسین رهبری را گرفت. خانم اکرم سعادتمند هم شعری مادرانه خواند و آفرین را گرفت. هرچه باشد جلسه دیدار رهبری خالی از شعر طنز نیست؛ پس، آقای مهدی پرنیان نقیضه‌ای بر شعر مشهور «درکنار خطوط سیم پیام/ خارج از ده دو کاج روییدند» خواند و پای «کاج و کاجه» را به بیت رهبری بازکرد و البته از گرفتارشدن آن‌ها در فضای مجازی و تدبیرهای عجیب مسوولان گفت. چندسالی است که شعرای غیرایرانی هم سهمی در این دیدار مهم دارند. خانم عاطفه جعفری، شاعر اهل افغانستان، شعری برای شهدای فاطمیون می‌خواند: «کوچه‌هامان پر از سیاهی بود، شهر را از عزا درآوردند/ چشم‌های ستاره‌ها خندید، ماه را سمت دیگر آوردند/ شاخه‌هایی که سرفرازان‌اند، میوه‌هایی که جلوه باغ‌اند/ مادران مثل ام‌لیلایند که پسر مثل اکبر آوردند/ روی تابوت‌هایشان بستند، پرچمی که به رنگ خورشید است/ فاطمیون فداییان حرم، سرورانی که سر برآوردند». این شعر باعث می‌شود اشکی به چشمان رهبری بنشیند و این‌طور بگویند: «خیلی ممنون خانم. خیلی خوب! شهدای مظلوم فاطمیون، جا دارد که به آن‌ها واقعا پرداخته بشود». 
بعد از افغانستان هند هم در این دیدار همیشه نماینده‌ای دارد. هندی‌هایی که قزوه پای آن‌ها را به این جلسه باز کرده و البته در آن دیار هم سرشناس است. پروفسور سید‌عین الحسن، استاد دانشگاه هند و 35ساله است و در کار تدریس زبان فارسی. شعرش را که می‌خواند و احسنت رهبری را می‌گیرد، یک درخواست جالب هم دارد. او می‌گوید: «کتاب «سهم مسلمانان در آزادی هندوستان» جزء واحدهای درسی ما در هند است؛ اما در کل دانشکده یک نسخه بیشتر از آن نیست و آن‌قدر دانشجویان گرفته‌ و برده‌اند و کپی گرفته‌اند که ورق‌ورق شده، اگر می‌شود این کتاب را تجدید چاپ کنید». راوی این قلم فکر می‌کند این باید جزء مسوولیت‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات باشد و شاید این استاد هندی بعد از تقاضاهای مکرر از درخواستش نتیجه نگرفته که این مسأله را در جلسه‌ای مطرح می‌کند که نویسنده کتاب بانی اصلی‌اش است. این هم از عجایب این دیدار بود. 
بالاخره دورخوانی جوانان که تمام می‌شود، نوبت قدیمی‌ها می‌رسد و این‌بار آقای یوسف‌علی میرشکاک باید شعر بخواند. میرشکاک این روزها با دو کتاب جدیدی که منتشر کرده، بازگشت پرسروصدایی داشته است و در جلسه هم شعری درباره حضرت زهرا؟س؟ می‌خواند. قبل از شعرخوانی، آقا خطاب به او می‌گویند: «چشم ما روشن شد! آقای میرشکاک خیلی وقت بود شما را ندیده بودیم». آقای قادر طهماسبی هم در جلسه باشد، حتما شعر می‌خواند و بعد از او نوبت آقای ناصر فیض است که شعری طنز بخواند. همگان تصور می‌کنند جلسه روبه‌پایان است که رهبر درخواست می‌کنند آقای هادی فردوسی شعری بخواند. از جمع شعرا، خیلی وی را نمی‌شناسند. شاعر لاغراندام مشهدی خودش را جلو مجلس می‌رساند و چند رباعی می‌خواند. او هم چند احسنت و آفرین می‌گیرد و می‌رود و من فکر می‌کنم خیلی از جماعت شاعر، خیلی دوست داشتند آقا این‌طور صدایشان کند برای شعرخوانی. مثل کاری که سال‌های قبل با سیار و عرفان‌پور کردند. 
وقت جلسه تمام است و امیری‌اسفندقه از رهبری درخواست سخنرانی می‌کنند. رهبری هم درباره حفظ زبان فارسی صحبت‌هایی می‌کنند و از شاعران می‌خواهند در حفظ زبان فارسی کوشا باشند.

captcha
شماره‌های پیشین