705
پنجشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
13
حجت‌الاسلام محمدحسین ملک‌زاده جریان‌های فکری ایران معاصر را صورت‌بندی کرد | حوزه علمیه شکست بخورد، به عبرت تاریخی بدل می‌شود

آینده حوزه از آن نواندیشان حکمی و فقاهی است

حجت‌الاسلام محمدحسین ملک‌زاده، استاد درس خارج حوزه علمیه، هفته گذشته در همایش روشنفکر مطهر که در دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد، شاخص‌های «نواندیشی دینی» را بررسی و از جریان‌های فکری ایران معاصر صورت‌بندی ارائه کرد.

«منافقان رسانه‌ای» چه کسانی هستند؟

یادداشت آیت‌الله العظمی جعفر سبحانی

صبح نو

حجت‌الاسلام محمدحسین ملک‌زاده جریان‌های فکری ایران معاصر را صورت‌بندی کرد | حوزه علمیه شکست بخورد، به عبرت تاریخی بدل می‌شود

آینده حوزه از آن نواندیشان حکمی و فقاهی است

حجت‌الاسلام محمدحسین ملک‌زاده، استاد درس خارج حوزه علمیه، هفته گذشته در همایش روشنفکر مطهر که در دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد، شاخص‌های «نواندیشی دینی» را بررسی و از جریان‌های فکری ایران معاصر صورت‌بندی ارائه کرد.

حجت‌الاسلام ملک‌زاده گفت: در فضای گفتمانی خودمان، واژه روشنفکر از باب مسامحه در تعبیر به‌کار می‌رود. به‌همین‌دلیل، روشنفکر دینی یا روشنفکر حوزوی گفته می‌شود؛ ولی اگر کسی بخواهد روی پیشینه تاریخی این واژه تمرکز کند، نمی‌تواند از آن برای رساندن مفهوم خود استفاده کند؛ چون با دیدگاه‌های ما سازگار نیست. برای نمونه، یکی از مقوم‌های این واژه سکولاریسم است. ما در اصطلاح دعوا نداریم و می‌توانیم از تعبیر روشنفکر دینی و حوزوی عبور و از تعبیر نواندیشی دینی اصیل و اجتهادی استفاده کنیم. البته، برخی تلاش می‌کردند به‌جای تعبیر نواندیش از تعبیر دگراندیش استفاده کنند؛ اما اکنون در فضای حوزه این تعبیر خریدار چندانی ندارد. او افزود: از نواندیشی دینی دو تعریف ذکر شده است؛ 
۱ -دین خود موضوع اندیشه باشد و سایر مکاتب و علوم روش باشند. رنسانسی که در غرب به‌وقوع پیوست می‌تواند مثال این تعریف باشد. ۲ -مسائل و موضوعات جدید با متدها و مفروضات دینی بررسی شوند. مثال این تعریف تأسیس نظام جمهوری اسلامی در ایران است. آنچه به‌عنوان نواندیشی دینی اصیل و اجتهادی یاد می‌کنیم، تعریف دوم است.
 
نواندیش دینی و جمع میان اصالت و معاصرت
ملک‌زاده شاخص‌های نواندیشی دینی را تعریف کرد و گفت: نواندیش دینی اصیل حوزوی، اسلام‌شناس توانمند، زمان‌شناس و نوپردازی است که میان اصل و عصر جمع می‌کند؛ آن‌هم جمعی از نوع سالم. نواندیش دینی اصیل حوزوی سعی می‌کند براساس همان اصول به‌صورتی درست، منطقی، ضابطه‌مند و روشمند پاسخی متناسب با زمان و مکان حاضر برای مسائل جدید و حوادث واقع بیابد که به‌معنای برقرارکردن توازن و تعادل میان اصالت و معاصرت و رعایت کامل اعتدال در عصر تئوری‌پردازی در ساحت اجتهاد و نظریه‌پردازی است. کار ویژه نواندیش دینی اصیل و اجتهادی برقراری تعادل و توازن و جمع میان اصالت و معاصرت است. فرزند زمانه خود بودن یکی از افتخارات نواندیش دینی است. فرزند زمانه خود بودن بدین‌معنا نیست که انسان مقهور و منفعل دربرابر زمان خود باشد، بلکه باید از زمان خود سر دربیاورد و از مشکلات زمانش بی‌اطلاع نباشد.
وی در تشریح نواندیشی دینی اصیل و اجتهادی در دهه‌های اخیر بیان کرد: نکته نخست، این‌ها اهل اجتهاد و فقاهت هستند؛ یعنی اهل اسلام‌شناسی تخصصی، عالمانه و اجتهادی هستند. نکته دوم، مسلط بر علوم عقلی هستند. همه این‌ها چنین ویژگی‌ای را دارند. مسلط بر علوم عقلی لزوما بدین‌معنا نیست که پیرو فلسفه صدرایی هستند. برای نمونه، علامه‌جعفری شاید در چارچوب حکمت متعالیه نگنجد؛ ولی آیا کسی هست ایشان را فیلسوف نداند. نکته سوم، این افراد بهره‌مند از آزاداندیشی، انعطاف فکری و تفکر انتقادی هستند. نکته چهارم، دارای نواندیشی مبتنی بر زمان‌آگاهی، زمان‌شناسی و توجه به مقتضیات و نیازهای زمان و مکان هستند. نکته پنجم، برخوردار از جرأت و جسارت لازم برای ورود به عرصه‌های جدید و بدیع و طرح ایده‌های تازه و حتی شکستن ساختارهای ناصواب و عبور از چارچوب موهوم و نترسیدن از جوّ حاکم علمی و غیرعلمی هستند. کسی که می‌ترسد خلاف مشهور سخن بگوید و می‌ترسد جوّ حاکم علمی و غیرعلمی برای او مشکلاتی ایجاد کند، نمی‌تواند فرد موفقی در عرصه نواندیشی باشد. البته این بدین‌معنا نیست که خلاف مشهور گفتن برای او اصل باشد. برخی دوست دارند خبر اول باشند و با مخالفت خود شناخته شوند.
ملک‌زاده، جریان‌های شناخته‌شده فکری ایران پس‌ از انقلاب را به سه دسته تحجر، تجدد و نواندیشی منتقد تجدد تقسیم و اعلام کرد: ملاک این تقسیم‌بندی موضع نظری و عملی گروه‌ها و جریان‌های مختلف فکری و فرهنگی در قبال سه مقوله «سنت اسلامی و میراث فکری و آیینی مسلمانان، به‌ویژه شیعیان در طول تاریخ»، «جامعه و مردم ایران» و «امور نوپدید، ازجمله تمدن جدید غربی پس از رنسانس تاکنون در دو بعد سخت و نرم‌افزاری» است. هر سه مکتب، خود چهار جریان دارند. جریان‌های مکتب تحجر شامل «تدین قانع به فقه فردی»، «مکتب تفکیک»، «انجمن حجتیه» و «دراویش» و جریان‌های مکتب تجدد شامل «روشنفکر مخالف دین»، «روشنفکری دینی التقاطی»، «غرب‌زدگی و لیبرالیسم»، «انحرافی یا اسلام و مهدویت ایرانی» می‌شود. البته، این‌ها ازلحاظ وزن و جایگاه یکسان نیستند، ولی جریان‌ساز بوده‌اند. «هایدگری یا فردیدی»، «فرهنگستان علوم اسلامی»، «حکمی و فقاهی» و «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» چهار جریان مکتب «نواندیشی منتقد تجدد» است. در میان تمامی اعضای این جریان‌ها (۱۲ جریان شمرده‌شده)، شماری از حوزویان نیز حضور دارند. البته، جریان پیشتاز و پیشرو در حوزه‌های علمیه جریان کلان نواندیشی دینی اصیل و اجتهادی و منتقد هم‌زمان تجدد و تحجر است که عمدتا در جریان حکمی و فقاهی تجلی پیدا می‌کند.ملک‌زاده بیان کرد: «فرهنگستان علوم اسلامی» و «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» نیز هم‌گرایی با جریان «حکمی و فقاهی» دارند. عمده کار جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در حوزه‌های فرهنگی، هنری، رسانه‌ای تعریف شده و امتداد کار جریان «حکمی و فقاهی» به‌شمار می‌آید که چهره شاخص آن شهیدآوینی است. «فرهنگستان علوم اسلامی» را که آقای سیدمنیرالدین حسینی‌هاشمی تأسیس کرده، با وجود انتقادها و اختلاف دیدگاه‌ها هم در شاخه حکمت و هم در بخش فقاهت هم‌پوشانی‌هایی با جریان نواندیش حکمی و فقاهی دارد. به‌لحاظ مبانی و روش‌ها اختلاف جدی وجود دارد؛ ولی درمجموع درکنار و ذیل جریان نواندیشی حکمی و فقاهی معرفی می‌شود.وی درباره مخالفان و رقبای اصلی جریان نواندیشی دینی اصیل و اجتهادی در حوزه‌های علمیه نیز گفت: این‌ها دو دسته‌اند: ۱- جریان تدین سنّتی قانع به فقه فردی که احیانا برخی از استادان حوزه جزو این جریان هستند. انجمن حجتیه، مکتب تفکیک و تشیع انگلیسی نیز از جهاتی با آن‌ها هم‌پیمان و مشترک‌الاهداف و مشترک‌المنافع اند. این‌ها جزو جریان تحجر به‌حساب می‌آیند. رقیب دیگر جریان نواندیش حکمی و فقاهی، روشنفکری دینی التقاطی است که همراهان و همفکرانی در حوزه علمیه دارد. بخشی از معممین که جزو جریان سیاسی خاصی تعریف می‌شوند و شماری از آن‌ها در ماجرای فتنه ۸۸ نه‌تنها حضور فکری و تبلیغی، بلکه حضور میدانی و خیابانی داشتند و بعضی از اعضای گروهی که احیانا خود را با عنوان مجتهدان جوان، مصلح و مبتکر معرفی می‌کنند و در انتخابات خبرگان رهبری راه‌اندازی بخشی از سونامی ثبت‌نام به‌وسیله همین‌ها رقم خورد، دست‌کم از متحدان و همراهان این جریان هستند.
 
آینده حوزه برای نواندیشان حکمی و فقاهی است
ملک‌زاده ادامه داد: نکته جالب این است ‌که برخی از حوزویان مخالف جریان نواندیش حکمی و فقاهی جزو نوگراهای حوزه به‌شمار می‌آیند؛ ولی نوگرایی آن‌ها بدین‌معنا نیست که بخواهند مبتنی بر دین و با استفاده از دیدگاه‌های دینی و پایگاه دین به پرسش و مسائل جدید پاسخ دهند. نوگرایی آن‌ها بدین‌معنا تقلیل پیدا کرده که بیایند دین را به‌نفع زمانه بزک کنند و تغییر دهند؛ یعنی قدم‌به‌قدم از دین به‌نفع زمان و زمانه عقب‌نشینی کنند. با تمام این مسائل، جریان غالب پیشتاز و پیشرو در حوزه‌های علمیه جریان حکمی و فقاهی است. جریان سنّتی به مسیر خود ادامه می‌دهد و معمولا پیشتاز نیست و نگه‌دارنده کف حوزه است. اکثریت پیشتازان، جریان نواندیش حکمی و فقاهی هستند که شمارشان در‌حال‌حاضر فراوان است. وی افزود: پس از پیروزی انقلاب اسلامی بخش درخور‌توجهی از جریان نواندیش و نوگرا در حوزه‌های علمیه آرزوهای خود را تحقق‌یافته دیدند و به‌نوعی درگیر رفع امورات انقلاب شدند. با آغاز جنگ، تمام توان حوزه انقلابی نیز صرف جبهه شد. همزمان با این موضوع، روحانیونی که از نجف به قم آمده بودند، درگیر انقلاب نشدند و به درس و بحث ادامه دادند؛ درنتیجه، شاگردانی تربیت کردند که نسلی از استادان حوزه را تشکیل دادند. هرچند ظرفیت حوزه انقلابی پس از جنگ به حوزه‌ها بازگشت، قم دیگر آن قم سابق نبود؛ به‌گونه‌ای که انقلابی‌هایی که تمام حوزه قم دراختیارشان بود، پس از پیروزی انقلاب در حوزه علمیه که پایگاه انقلاب بود، غریبه به‌شمار می‌رفتند.
وی در پایان گفت: واقعیت این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم، در جنگ تاریخی تمدنی جدی قرار داریم. در ورای لبخندها، کنفرانس‌ها، همایش‌ها و احترام‌ها جنگ تمام‌عیار تاریخی تمدنی به‌شکل جدی برقرار است. اگر با آن ساده برخورد کنیم، بی‌شک باخته‌ایم و نه‌تنها باخته‌ایم؛ بلکه به عبرت تاریخ 
بدل می‌شویم.
 

captcha
شماره‌های پیشین