sobhe-no.ir
694
سه شنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
4
دکتر مجید شاکری، اقتصادان در گفت‌وگوی تفصیلی با «صبح‌نو»: | لزوم اجرای «استراتژی فوری توسعه صنعتی» در اقتصاد ایران

نیازمند برنامه توسعه هستیم نه برنامه‌ای برای بقا

بعد از آنکه آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران موسوم به برجام خارج شد و تحریم‌های بی‌سابقه خود را علیه ایران اعمال کرد، برخی فروپاشی اقتصادی ایران را پیش‌بینی کردند اما نه‌تنها این اتفاق نیفتاد بلکه شاخص‌ها و آمارها، پایداری اقتصادی ایران را نشان می‌دهد. با انتخاب شعار سال به نام «رونق تولید» نیز این امید در اقتصاد کشور شکوفا شد که با تحقق این سیاست، شاهد کاهش واردات و افزایش صادرات و ارزآوری از راه‌هایی به‌جز نفت باشیم. برای بررسی این عوامل، گفت‌و‌گویی داشتیم با آقای مجید شاکری، دکترای مدیریت مالی و اقتصاددان که مطالعات و پژوهش‌هایی را درباره اقتصاد مقاومتی داشته است. مشروح این گفت‌وگو بدین شرح است:

صبح نو

دکتر مجید شاکری، اقتصادان در گفت‌وگوی تفصیلی با «صبح‌نو»: | لزوم اجرای «استراتژی فوری توسعه صنعتی» در اقتصاد ایران

نیازمند برنامه توسعه هستیم نه برنامه‌ای برای بقا

بعد از آنکه آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران موسوم به برجام خارج شد و تحریم‌های بی‌سابقه خود را علیه ایران اعمال کرد، برخی فروپاشی اقتصادی ایران را پیش‌بینی کردند اما نه‌تنها این اتفاق نیفتاد بلکه شاخص‌ها و آمارها، پایداری اقتصادی ایران را نشان می‌دهد. با انتخاب شعار سال به نام «رونق تولید» نیز این امید در اقتصاد کشور شکوفا شد که با تحقق این سیاست، شاهد کاهش واردات و افزایش صادرات و ارزآوری از راه‌هایی به‌جز نفت باشیم. برای بررسی این عوامل، گفت‌و‌گویی داشتیم با آقای مجید شاکری، دکترای مدیریت مالی و اقتصاددان که مطالعات و پژوهش‌هایی را درباره اقتصاد مقاومتی داشته است. مشروح این گفت‌وگو بدین شرح است:

    برای اولویت‌دارشدن صادرات در سالی که به‌عنوان رونق تولید نامگذاری شده است، چه باید کرد؟
موضوع اصلی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا ما باید ‌دنبال صادرات باشیم یا خیر. پاسخ به این موضوع معلوم نیست. زمانی که در این‌باره سخن گوییم با شعارهای متعددی روبه‌رو می‌شویم، ازجمله توسعه صنعتی، جلوگیری از واردات، حمایت از تولید و افزایش صادرات.

آیا عرصه اقتصاد کشورمان برای جلوگیری از واردات، نسخه‌های جهانشمولی برای صنایع ایران قابل ارائه دارد؟ آیا زمانی که شما مانع از واردات به کشور می‌شوید، این امر منجر به ایجاد تولید می‌شود و رشد اقتصادی به همراه دارد؟ آیا واقعاً این‌گونه است؟
نباید فراموش کرد که بخش اصلی GDP ایران، خدمات است و بخش اصلی خدمات در واردات تعریف می‌شود. خدمات بندری، خدمات حمل‌ونقل، خدمات پس از فروش یا توزیع و... در این مقوله است و نمی‌توان با این خدماتی که در واردات برخی کالاها شاهد هستیم، بگوییم همه آن دارای ضرر است و اگر جلوی آن را بگیریم، تولید داخل رونق می‌گیرد. این‌گونه خدمات با واردات وارد می‌شود.
 این‌گونه نیست که بخواهیم یک دکمه‌ای را بزنیم وآن راه بیفتند و بگوییم پس صادرات را در پیش بگیریم. این‌گونه تحولات اقتصادی نیازمند پروسه زمانی خاص خود است و همه صنایع واکنش یکسانی به کاهش واردات 
نشان نمی‌دهند.

    رونق تولید چگونه توسعه کشور را رقم می‌زند؟
سال گذشته به خاطر افزایش نرخ ارز، کاهش واردات داشتیم. به‌علاوه اینکه برای جلوگیری از افزایش نرخ ارز در بازار، موضوعاتی همچون عدم‌واردات برخی کالاها عنوان شد. آیا این موضوع به‌طور یکسان برای همه صنایع رونق‌زا بوده است؟ نه؛ صنایعی داریم که فوق‌العاده در نبود کالای خارجی رونق پیدا کرده است از جمله پوشاک داخلی یا بلور داخلی که چنان رونق گرفته که در حال حاضر سه شیفت کار می‌کنند. از طرفی دیگر صنایعی هم داشتیم که به خاطر واردات خوابیدند چون مواد اولیه آن‌ها لحاظ نشده است.

    افزون بر این، می‌دانیم که تعداد شغل‌ها هم به‌دلیل تعدیلات عدم‌واردات یا بخش خدماتی آن و... از دست می‌رود.
البته، یک شاخصی هم که تعیین‌کننده است و همه چیز را توضیح نمی‌دهد، میزان ارزبری صنایع است. برخی جداول که میزان ارزبری یا ارزآوری را مشخص کرده‌اند، نشان می‌دهد که این ارزبرها دچار رکود شدید شدند و آن که کسی که ارزآور است، رکود نداشته است.

    صادرات هم موجب رونق و از همه مهم‌تر ارزآوری در کشور می‌شود که در سایه آن می‌توان واردات داشت اما متاسفانه در کشور ما واردات بر صادرات اولویت دارد، چنانکه تا کالایی در کشور کم می‌شود یا قیمت آن بالا می‌رود، نخستین چاره مسوولان برای آن، جلوگیری از صادرات آن محصول است. این تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌ها به صادرات کشور ضربه نمی‌زند؟
در هفته‌های اخیر شاهد کاهش یا افزایش برخی محصولات غذایی بودیم که با وجودی که صادر می‌شدند، جلوی صادرات آن‌ها گرفته شد. سؤال این است که هدف از صادرات چیست؟ یک‌بار هدفم این است که نرخ یک محصول مانند برنج را در بازار تهران ثابت نگه دارم یا هدف دیگر این است که دسترسی به برنج را متناسب با شرایط اقتصادی هر دهکی در جامعه درست کنم.
برای پاسخ به این سؤال موضوعاتی مطرح و عنوان می‌کنند و می‌گویند که جلوی صادرات یا قاچاق را بگیرید. وقتی جلوی صادرات این محصولات را می‌گیریم، یعنی جلوی ارز را می‌گیریم. من به این نتیجه رسیده‌ام که دولت نباید جلوی آن را بگیرد؛ مثلاً درباره برنج که صادرات آن نیز زیاد است. اگر قیمت آن گران می‌شود، فقط به‌دلیل صادرات است و دلالان نقشی ندارند.

نسخه شما در این‌باره چیست؟
نسخه یا راهکار من از بیان این موضوعات این است که سیاست‌مان را از جلوگیری از صادرات به سمت ایجاد قیمت تضمین‌کننده ببریم و دوم آنکه یارانه‌ای به این منظور درنظر بگیریم. در اینجا باید این را بیان کرد که آیا می‌توانیم سبدی را برای مردم تضمین کنیم؟ بله؛ آیا تجربه‌ای برای این تضمین وجود دارد؟ بله، وقتی که آقای روحانی سرکار آمد، یک سبد کالایی برای مردم در نظر گرفت اما با حاشیه‌هایی همراه بود و رفتند روش دیگر کشورها را مطالعه کردند و سپس موضوع «رفاه‌کارت» مطرح شد و کالایی مشخص شد که با رفاه‌کارت قابل خریداری باشد. 10 میلیون نفردر کشور، سه سال است که از رفاه‌کارت استفاده می‌کنند و یک‌بار مشکلی هنوز پیش نیامده است چرا که پس از تجربه‌ای ناموفق، الگویی موفق را اجرایی کردند.

آیا می‌توان به کشوری اشاره کرد که دسترسی به ارز خارجی کم داشته است و شرایطی اقتصادی شبیه ما را تجربه کرده باشد؟
چین و آلمان پس از جنگ اول جهانی، با برنامه‌ای که ترسیم کردند، توانستند موفق شوند و بحران‌های اقتصادی را پشت سر گذارند. ما اکنون سردرگم هستیم و برنامه‌ای خاص، حتی کوتاه‌مدت در این‌باره نداریم. آیا در دو سال برجام تحریم‌ها لغو شده بود؟ خیر، بلکه این تحریم‌ها بازچینی شده بود. به گفته آن‌ها، تنفسی را برای ما ایجاد کرده بودند؛ یک چیزی شبیه تسکین فراهم کردند.
آمریکا در برجام، تحریم‌هایی را که برایشان دارای هزینه بود، حذف کرد و تحریم‌هایی را که برایشان سودآور بود، نگه داشت. سخن‌گفتن درباره برجام سخت است چراکه موضوعی فنی است اما می‌توان گفت که یک متن ضعیفی است چرا که تیم اقتصادی و کارشناسی اقتصادی در این مذاکرات وجود نداشت.

با توجه به شرایط اقتصادی ایران و افزایش تحریم‌ها اما کارشناسان عقیده دارند فروپاشی اقتصادی در ایران ممکن است. ایران چگونه توانسته است با این حجم از فشار اقتصادی اقتصاد خود را سرپا نگه دارد؟
درباره ایران چند موضوع قابل بحث است که منجر به پایداری اقتصادی آن شده است. نخستین دلیلی که می‌توان مطرح کرد این است که ما دارای صنعتی‌بودن نفت هستیم و این موضوع ما را بر آن داشته تا سهم خدمات از سهم خدمات «GDP» بیشتر باشد. این موضوع منجر به تاب‌آوری بیشتر ما در عرصه نفت شده است. دوم اینکه بدهی خارجی نداریم. ما از جمله کشورهایی هستیم که کمترین بدهی خارجی در جهان را داریم و این به لطف نفت و آن سهم خدماتی آن است که موجب شد با برخی از واقعیات مواجه شویم.
افزون بر این، موضوعات امنیتی پیرامون ماست که هزینه‌های امنیتی ایران نتیجه‌بخش بوده است چراکه اقدامات و سیاست‌هایش مؤثر است و بالطبع هزینه‌ها هم پایین است، یعنی اینکه ایران کمتر از عربستان در بعد نظامی و امنیتی هزینه می‌کند ولی موفق‌تر است چرا که بجا عمل یا به موقع ورود می‌کند.
نکته دیگری که ما را امیدوار نگه می‌دارد، این است که تا سال 88 سرانه سرمایه‌گذاری در ایران از چین هم بالاتر بوده است و هنوز برخی از آن‌ها باقی ماندند.
از دیگر سو، ریال ایران اگر چه زخمی است ولی زنده مانده است. اینکه دولت بر اثر تحریم، پول ملی را نگه دارد و دلاریزه نشود، خیلی مهم است. شاید بتوان به زیمبابوه و لبنان اشاره کرد که این‌گونه بحران‌ها را در برهه‌هایی پشت سرگذاشتند.

توسعه تبادلات با کشورهای همجوار تا چه اندازه به اقتصاد کشور ما کمک می‌کند؟
ما با کشورهای پرجمعیت زیادی در جوارمان روبه‌رو هستیم و تا اندازه‌ای بر برخی از آن‌ها از نظر نژادی، قرابت فرهنگی داریم؛ مثلاً خوزستان ما با عراق قرابت زیادی دارد یا آذربایجان و تبریز ما با ترکیه این قرابت فرهنگی را دارد یا برخی دیگر از استان‌های همجوار با کشورهای همسایه این‌گونه هستند.
در شرایط تحریم‌ها کشور گردش مالی خود را نگه می‌دارد و این امر وجود دارد که با کشورهای همجوار به تبادلات بپردازیم و دولت این را با سفر به کشورهای همجوار توسعه داده است؛ مثلاً دولت در سفر عراق به نتایجی دست یافت که انتظارش کمتر می‌رفت چرا که این نتایج از رویدادهایی است که 
دو دهه تلاش برای آن صورت گرفته است.
خوبی این‌گونه تبادلات در این است که ساختار مالی آن‌ها به دلار است و به نوعی پارادوکس آمریکاست. اگر آمریکا بخواهد ایران را از دلار جدا کند، باید از منطقه بیرون برود و اگر بخواهد از منطقه بیرون برود، دستاوردهای امنیتی‌اش دیده نمی‌شود. 
همان‌گونه که اشاره کردم، کشورهایی که همجوار با ما هستند به‌دلیل هزینه‌کرد آمریکا ارزشان به دلار است. سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که چه چیزی اقتصاد سوریه را سرپا نگه داشته است؟ تبادل دلار در آن کشور موجب این امر شده است. عربستان و امارات که از تروریست‌ها در سوریه حمایت می‌کنند با این تبادلات دلاری این فرصت را برای سوریه فراهم کرده‌اند که با وجود بحران هشت‌ساله، همچنان لیره خود را حفظ کنند.

با توجه به تحریم‌های نفتی در چه بخش‌هایی می‌توان سرمایه‌گذاری کرد تا بتواند ارزآوری داشته باشند و جایگزینی برای نفت باشد؟
برای رونق تولید باید بگویم که در برنامه توسعه صنعتی از همه چیز مهم‌تر است که هدف و برنامه را مشخص و تدوین کنیم و برنامه توسعه صنعتی باید در شرایط تحریم و... دیده شود.
با اطمینان می‌گویم که تحریم‌های آمریکا در درون خودش یک ناترازی‌های ذاتی دارد که باعث می‌شود خودت را پیدا کنی. آمریکا به صورت هوشمندانه‌ای به نقاط ضعف آن کشور حمله می‌کند.
ما باید فرصت‌هایی همچون اتوبان تجارت مقاومت و دیگر برنامه‌های تجاری و اقتصادی را که با کشورهای همجوار و منطقه دنبال می‌کنیم به واقعیت تبدیل کنیم. کارهای اقتصادی که در سوریه شده، فوق‌العاده است و بهتر است سرعت یابد.
ایران کالاهای صنعتی و تولیدی همانند کاشی، سیمان و فولاد را دارد که کشورهای همجوار به آن نیاز دارند و می‌توان با صادرات اینها بخش صنعتی را فوق‌العاده کرد؛ البته با داشتن یک برنامه مدون و منظم. این‌هاست که ما را امیدوار می‌کند با تلاش بیشتر می‌توان موفق بود.

 موانع رونق تولید در چیست؟ دولت در این زمینه چه وظایفی دارد؟
اگر نگاهی به فعالیت بخش‌های مختلف اقتصادی داشته باشیم، می‌بینیم که بانک مرکزی می‌گوید اگر اجازه بدهم واردات انجام شود، نرخ حواله‌ها بالا می‌رود، چون تحریم‌ها و فشارهای ناشی از آن را داشتیم؛ مثلاً در نمونه اخیراً تردستی آن‌ها را در دبی و جنگ اقتصادی با ایران دیدیم که بانک مرکزی خوب و به موقع وارد شد.
البته نمی‌توان پارادوکسی را که میان بانک مرکزی و وزارت صمت درباره ارز و صادرات یا واردات وجود دارد نادیده گرفت که دارای برنامه واحد و هماهنگ نیستند. این پارادوکس را با یک برنامه تخصصی و توسعه برای هر بخش صنعتی باید برطرف کرد، ما نیازمند برنامه توسعه هستیم، نه برنامه‌ای برای بقا.
در اقتصاد کلان می‌گویند شما ناچار از رشد هستید چون اگر رشد نکنید، مزیت‌های نسبی را دیگران می‌گیرند. اگر استراتژی شما بقا باشد، نابود می‌شوید و باید رشد باشد تا توسعه دیده شود.
 استراتژی ما نباید زنده‌ماندن باشد، باید رشد باشد؛ اما آیا می‌شود یک استراتژی عمومی را برای صنایع یا دیگر بخش‌های اقتصادی نوشت؟ خیر.
برخی از صنایع، نیازمند برنامه استراتژی صادراتی هستند و تخصصی و موردی باید آن‌ها را پیش برد، نه اینکه یک برنامه عمومی برای همه آن‌ها داشته باشند، مثلاً همین پوشاک که توسعه صادرات را می‌توان برای آن لحاظ کرد.
بهتراست به جای اینکه به یکی پروژه‌ای کار بدهیم، برایش چارچوب تعریف کنیم و دفتری وجود داشته باشد که هر چند وقت یک‌بار نسبت به تغییرات عرصه اقتصادی واکنش خوب و موثری نشان دهد. این موضوع را من «استراتژی فوری توسعه صنعتی» می‌نامم که آن را به شدت نیاز داریم.
معتقدم استراتژی توسعه صنعتی الان از نان شب واجب‌تر است که بدانیم از کجا شروع کنیم. از همه عرصه‌ها و موضوعات اقتصادی نمی‌شود شروع کرد و باید تخصصی و موضوعی این کار را جلو برد.

    این استراتژی توسعه صنعتی چه تأثیر و نتایجی بر اقتصاد کشور خواهد داشت؟
شاید یک‌جایی واردات لازم باشد، اما یک‌جایی لازم نیست. همین که وزارت صمت دستورالعمل می‌دهد که واردات برای فلان کالا در فلان تاریخ آزاد یا ممنوع است، این یعنی که برنامه‌ای تخصصی و موضوعی از سوی آن‌ها وجود ندارد.
اگر از من بپرسند که بهترین سال‌های اقتصادی ایران چه زمانی است، می‌گویم دهه 40 بهترین دهه اقتصادی ایران است، نه به دلیل نفت و ‌گران شدن آن یا حمایت غرب از دولت آن زمان؛ به این دلیل که بخش سرمایه‌گذاری خارجی اندکی داشتیم و هدایت اعتبار به خوبی انجام شد. اعتبار به سمت بخش‌هایی که برای آن برنامه توسعه صنعتی داشتند، رفت و رشد 12 درصدی را در آن برهه‌ها، شاهد بودیم.
در آن سال‌ها بود که از دل آن توسعه درآمد و هرچند آقای امینی در آن سال‌ها اعلام ورشکستگی کرد اما این توسعه از دل آن سال‌ها بیرون آمد.
اول باید برنامه توسعه و سپس ابعاد توسعه صنعتی را لحاظ کنیم، یعنی نخست باید اجزا را مشخص کنیم که مثلاً با بخش کشاورزی، صنعت و... چه کنیم. معتقدم که این چارچوب‌ها موجود است و بهتر است اکنون شروع کنیم.

    سخن پایانی؟
اخیراً آمریکا تحریم‌هایی را به ایران وارد کرد؛ تحریم‌هایی که شما را به حرکت وامی‌دارد که در تاریخ اقتصادی شکل‌نیافته بود.
آمریکا در اقدامی که برای تحریم‌ها یا موضوع سپاه داشت، آن را سه‌بار در موضوعات مختلف رسانه‌ای و به اشکال مختلف عنوان کرد. (واردکردن به لیست تروریستی یا مطرح‌شدن این موضوع در کنگره آمریکا)
اینکه آمریکا یک ترس را سه بار به ما می‌فروشد در کاتسا به‌نحوی، تروریستی‌خواندن و اعتراض‌نکردن کنگره به این موضوعات، این را برای ما تداعی می‌کند که چرا آن‌ها از یک موضوع به سه شیوه مختلف بهره‌برداری می‌کنند. این یعنی ما ضعف اطلاع‌رسانی داریم و این دردناک است چرا که موج رسانه‌ای آن‌ها در برخی امور اقتصادی ما تأثیر می‌گذاشت و ما در برابر موج رسانه‌ای آن‌ها، 
با اقتدار و به شکل واحد ورود نمی‌کردیم و این برای رسانه‌های ما زشت است.
آمریکایی‌ها چون تمام ابزارهای فنی خودشان را مصرف کردند، از وزن رسانه بهره‌گیری می‌کنند مانند جولان یا کرانه باختری و موضوع سپاه که در انتخابات اخیر صهیونیست‌ها و مهندسی‌شدن آن توسط نتانیاهو دیدیم و در کسب آرای لازم وی هم تاثیرگذار بود. اینکه یک موضوع را سه بار به ما فروختند، خوب نیست و بهتر است که رسانه‌های ما ورود جدی و هماهنگی برای چنین برنامه‌های رسانه‌ای دشمن داشته باشند.

captcha
شماره‌های پیشین