685
دوشنبه، ۲۶ فروردین ۱۳۹۸
7

سیل فروردین و کشف‌المحجوب جامعۀ ایرانی

یادداشت دکتر سجاد صفارهرندی

وعده ستاد اجرایی فرمان امام ؟ره؟ اجرایی شد

ارسال چهار هزار بسته لوازم خانگی داخلی به مناطق سیل‌زده گلستان

رییس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام ؟ره؟ با اشاره به اینکه خدمت‌رسانی ستاد در هشت استان سیل‌زده ادامه دارد، گفت: ستاد اجرایی فرمان امام ۱۸هزار بسته لوازم خانگی برای مردم مناطق سیل‌زده ارسال می‌کند که دیروز چهار هزار بسته لوازم خانگی به ارزش ۲۰‌میلیارد تومان به مناطق سیل‌زده گلستان ارسال شد.

صبح نو

سیل فروردین و کشف‌المحجوب جامعۀ ایرانی

یادداشت دکتر سجاد صفارهرندی

سیل مهیب در چند استان کشور تاکنون جان ده‌ها نفر از هموطنان ما را گرفته و در زندگی صدها هزار از آنان نیز اختلالی بزرگ به وجود آورده است. چه بسیار یادگارها که در هجوم بی‌رحم سیل مفقود شده و چه فراوان اندوخته‌های عمری قناعت و سختکوشی که در چشم برهم‌نهادنی بر آب رفته است. فاجعه بزرگ، آن هم در این عمق و گستره بزرگ ملی، ما اهالی «صنعت تولید کلام» را قبل از هر چیز به سکوت فرامی‌خواند. در برابر فاجعه و رنج‌های جانکاه آن زیاده‌گویی نباید و نمی‌توان کرد. زمانی لازم است تا خشم و سرکشی طبیعت فرونشیند، قلب‌هایی که با عدد ورودی و خروجی سد دز و کرخه به تپش می‌افتند، آرام گیرند، سیل‌بندها به محل بازی گرگم به هوای کودکان بدل شوند، خشت‌ها و ستون‌های سست‌‌شده از نو استوار شود و هر کس به سهم و نوبه خود در تدارک و جبران خسارات قدمی بردارد. وانگهی فرصت برای سخن‌گفتن از سیل و سبب و اسباب و سرشت و ماهیتش بسیار خواهد بود. اما صرفاً برای توجه به واقعیت مهمی که در حال زیستنش هستیم و نشانه‌گذاری آن تا زمانی که در فرصت بهتر موضوع توجه و تأمل اهل دانش و اندیشه قرار گیرد، از این اشارت کوتاه ناگزیرم.
هرچند سیل فروردین گل‌و‌لای را به خانه و کاشانه اهالی شریف پلدختر آورد، ولی نباید از خاطر برد که گل‌و‌لای و غبار و رسوب فراوانی را نیز از پیش چشمان نظاره‌گر و از روی عینک‌های تحلیل ما زدود و شست و با خود به دریا برد. گویی این پوشش غلیظ گل و رسوب باید کنار می‌رفت تا جامعه ایرانی، همان که بسیاری از اساتید و بزرگان «صنعت تولید کلام» سرمایه اجتماعی آن را تحلیل‌رفته و صدر تا ذیلش را در سیطره «سوژه نولیبرال» معرفی می‌کنند، باطن و سیرت خود را باز بنماید.
طی سه هفته اخیر تابلوهای زیبایی از واقعیت‌های ساری و جاری در متن حیات اجتماعی ایرانیان را به چشمان خود دیده‌ایم: همبستگی و تعاون خودجوش زن و مرد و پیر و جوان روستایی که در ساخت سیل‌بند برای حفظ مسکن و دیار خود مشارکت می‌کنند، آگهی‌های پرشمار شهروندان شیرازی - و حتی هتل‌ها و مهمانسراهایی که به‌عنوان یک بنگاه سوداگرانه باید از منطق بازاری تبعیت کنند- برای اسکان رایگان مسافران و آسیب‌دیدگان سیل، حضور پررنگ دانشجو، پاسدار، کاسب، کارمند و کشاورز داوطلبِ جهادی در پلدختر برای امداد و پاکسازی شهر از گل‌ولای، شرافت سربازوظیفه گمنامی که مرخصی چندروزه خود را وقف حضور در مناطق آسیب‌دیده و کمک‌رسانی می‌کند، بلندنظری اهالی روستای لرنشین که با اعلام بی‌نیازی از دریافت مواد غذایی خودداری کرده و آدرس روستای نیازمند دیگری را می‌دهند، یزله و شادمانی شورانگیز جوانان عرب حمیدیه که پس از چند روز کار طاقت‌فرسا موفقیت خود در جلوگیری از پیشروی سیل را به طور جمعی جشن می‌گیرند و ده‌ها نمونه دیگر، تابلوهای زیبا و ماندگاری است که از سیل فروردین، با همه تلخی‌ها و رنج‌ها و خسارت‌های آن، برای ما به یادگار خواهد ماند.
مطلب اما این است که اگر این تصاویر را صرفاً حاکی از واکنش‌هایی خاص و استثنایی به واقعه‌ای خاص و استثنایی تلقی کنیم و در واقع از این طریق آن‌ها را از چارچوب ارزیابی و محاسبه‌مان درباره واقعیت جامعه ایران خارج سازیم، ره به خطا برده‌ایم. در واقع، این کشف‌المحجوب زیبایی‌هایی است که در زندگی اجتماعی ما جریان دارد و اغلب ما همچون ماهی که از آب غفلت دارد، نسبت به آن متذکر نیستیم. رسانه‌ها و گزارش‌ها و گفت‌وگوهای ما آکنده از خبرهای بد و تصویرهای تیره است و عموم اصحاب تحلیل و تبیین بر اساس این تصویرهای تیره و تار - که البته بخشی از واقعیت هستند- ارزیابی‌ها و تبیین‌هایی از وضع موجود ارائه می‌دهند که عموماً به کلیدواژه‌هایی چون بحران، اضمحلال، فروپاشی و ... می‌انجامد. از خود نمی‌پرسیم که اگر واقعیت‌ها سرتاسر این همه تیره و تار است، پس چرا ما در این محیط سخت و پرتهدید و پر مسأله پاییده‌ایم؟ چرا مانده‌ایم؟ چرا دوام آورده‌ایم؟ 
پاسخ در کشف‌المحجوبی است که سیل فروردین صورت داد. تابلوهای زیبایی که سیل امکان ظهور و درخشش‌شان را فراهم کرد، واقعیت‌هایی هستند که در لحظات و سلول‌های حیات اجتماعی ما - نه فقط در این موقعیت بحرانی خاص- جریان دارد و ادامه حیات را ممکن می‌کند، اما چون به چنگ عدد و رقم و تحلیل درنمی‌آید و ارزش خبری و لایک‌خور بالایی ندارد، عموماً راهی به «سمع و نظر» و ذهن ما نمی‌یابد.
مقصود آن نیست که چشم بر داده‌هایی که از ضعف‌ها و آسیب‌ها، مثلاً کاهش اعتماد و تعاون عمومی، حکایت دارد، ببندیم یا رشد و گسترش منطق بی‌رحم بازار و کالایی‌سازی روابط اجتماعی را نادیده بگیریم اما فقط لازم است که در کوبیدن چکش روی میز و صدور حکم نهایی در باب وضع کنونی جامعه ایران چندان عجله نکنیم و خصوصاً فرصت سیل را در نمایان کردن آنچه که معمولاً مشهود و دیدنی نیست، به راحتی 
از کف ندهیم.

captcha
شماره‌های پیشین